۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » تفاسیر ماه مبارک رمضان
  • شناسه : 3430
  • ۱۰ آذر ۱۴۰۱ - ۱۱:۵۹
  • 37 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
تفسیر قرآن ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰ _ جلسه ۸
تفسیر قرآن ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰ _ جلسه 8

تفسیر قرآن ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰ _ جلسه ۸

فهرست مطالب۱ ادامه تفسیر آیه پنجم۲ آتش و گلستان۳ عوامل خداوند۴ دعوت و استجابت۵ تفسیر صحیح۶ توحید و انحصار۷ قول فلاسفه۸ اراده ی خداوند ۹ عاشق و معشوق۱۰ تفاوت دعا با سؤال۱۱ مراتب داعی الله۱۲ غفلت از زمان حال۱۳ استفاده درست از مال۱۴ رزقِ وَبال۱۵ سیره اهل بیت علیهم السلام۱۶ معنای قناعت۱۷ معنای فانی بودن۱۸ […]

سلسله جلسات تفسیر ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰

مسجد امام سجاد علیه السلام  خیابان مقداد (آتش) جلسه هشتم

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (۱)  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ (۲) الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (۳) مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (۴) إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ (۵) اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ (۶) صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ (۷)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

به نام خدا که رحمتش بى‏اندازه است‏و مهربانى‏اش همیشگى. (۱) همه ستایش‏ها، ویژه خداست که مالک و مربّى جهانیان است. (۲) رحمتش بى‏اندازه و مهربانى اش همیشگى است. (۳) صاحب و داراى روز پاداش است. (۴)  [پروردگارا!] فقط تو را مى‏پرستیم وتنها از تو یارى مى‏خواهیم. (۵) ما را به راهِ راست هدایت کن. (۶) راه کسانى [چون پیامبران، صدّیقان، شهیدان و صالحان‏] که به آنان نعمتِ [ایمان، عمل شایسته و اخلاق حسنه‏] عطاکردى، هم آنان که نه مورد خشم تواند و نه گمراه‏اند. (۷)

http://bayanbox.ir/view/5122040553263843431/poster4.jpg

سلسله جلسات تفسیر ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (۱)  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ (۲) الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (۳) مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (۴) إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ (۵) اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ (۶) صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ (۷)

ادامه تفسیر آیه پنجم

ذیل آیه پنجم سوره مبارکه حمد «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»۱ عرض کردیم که انحصار بندگی و عبودیت را از طرف عباد به معبود الله و همچنین «وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» را بیان نمودیم .

آتش و گلستان

 حضرت ابراهیم علی نبینا و اله و سلم را درون آتش انداختند و معروف است بین مردم که می گویند ملک باد و طوفان وغیره  آمدند که کمک کنند به حضرت ابراهیم ،و ایشان زیر بار هیچ کدامشان نرفت  وگفت «وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» فقط از خداوند کمک میگیرم و خلاصه خداوند آتش را خاموش کرد «قُلْنَا یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰٓ إِبْرَاهِیمَ»۲ ای آتش برای حضرت ابراهیم گلستان شو که معادل فارسی «بردا و سلاما»یعنی گلستان شو خب حضرت ابراهیم می توانست بگوید که مقامی داشت که آن ملائکه آمدند ،بخاطر مقام والای ان حضرت آمدند و درخواست کمک کردند و او را گفتند یعنی به کمک امدند اما حضرت ابراهیم زیر بار هیچ کدام از انها نرفت این انحصار را اینجا قشنگ می فهمیم .

عوامل خداوند

«وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» یعنی حتی آن چیز هایی هم که واسطه بین الله هستند به حسب ظاهر که همه عوامل خداوند هستند بالاخره باد و باران  و هر چه که میتواند آتش را خاموش کند اینها همه عوامل خداوند هستند« ۚ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَهٍ إِلَّا یَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّهٍ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ»۳ برگی از درخت نمی افتد الا به اذن او ولی آنها آمدند موجود خداوند بودند اما ایشان گفتند هرچه که خداوند خودش صلاح بداند و لذا ما اگر بخواهیم واقعا راست بگوییم باید اینجور باشد نه اینکه «وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» را بگوییم اما حواسمان به جای دیگر باشد و حواسمان به این باشد که خدا از کجا و به چه شکلی به ما ثروت بدهد .

دعوت و استجابت

لذا اگر منحصر به ذات احدیت کردید همه ی کار ها را « وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِیٓ أَسْتَجِبْ لَکُمْ ۚ »۴فقط مرا بخوانید یعنی دعوت کنید مرا یاء متکلم آمده دلالت بر وحدت دارد ،دلالت بر توحید دارد فقط خواهان من فقط بشوید و اگر ما خواهان خداوند شدیم «استجب لکم» نفرمود  «فان تدعونی فاستجب لکم» فرمود «استجب»یعنی اینکه همین که شما خواهان من بشوید مرا بخواهید اجابت به دنبالش امده و درنگ نمی شود که جواب شرط اجابت است .

تفسیر صحیح

منتهی خواهان خداوند شدن در اینجا بعضا تعبیر می کنند که شما دعا را از خداوند بخواهید آنوقت اجابت می کند که اینجور نیست بلکه بالا تر است «ادعونی»یعنی خواستار من شوید ، خواستار این دنیا شدن اجازه بزرگتر ها را می خواهد ،اما خواستار خدا شدن بزرگتر ندارد خودش بلافاصله اجابت می کند .

توحید و انحصار

«ادعونی»توحید را می رساند یعنی فقط از خدا بخواهید یعنی اگر حتی اهل بیت علیهم السلام را موضوع قرار می دهیم برای دین اسلام در صورتی است که برای خدا قرار می دهیم بخاطر اینکه خداوند ایشان را به عنوان جلوه و تجلی ذات احدیت در صفات  خودش قرار داده است آنچه که مسلم است فقط او را بشناسیم .

قول فلاسفه

البته فلاسفه نکته ای دارند که می گویند هر چه هست اوست نه این تعبیر غلطی که بعضا با فلسفه خوب نیستند بیایید بگویید این هم اوست یعنی همه چیز اوست خیر وجود همه ی اینها به توجه وجود حضرت واجب الوجود است یعنی واجب الوجود است که اگر نظر داشته باشد موجود است همه چیز «إِنَّمَآ أَمْرُهُٓ إِذَآ أَرَادَ شَیْئًا»۵ شیٔ یعنی همه چیز که معادل فارسی اوست ،یعنی جمادات و نباتات و هر چیزی که شما فرض می کنید که موجود باشد در سیارات گذشته ها ،اینده ها همه چیز در اراده ذات احدیت است .

اراده ی خداوند

آنوقت اراده که بشود موجود می شود اینکه «أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ» می خواهد برای ما این را محسوس کند لازم نیست که خدا بگوید که همینجور که اراده کرد او موجود می شود مراد خدا همیشه به دنبال اراده خداست لازم نیست که خداوند بعداً بگوید کُنْ آن وقت آن بشود یکون ،خیر همین که اراده کرد کُنْ می شود پس چرا این را گفته اند ؟برای اینکه آن معقول را به ما بفهماند.

عاشق و معشوق

اگر ما بنده ی واقعی خداوند شویم و فقط او را خواهان شویم بلافاصله «استجب لکم»عجب معشوقی ،عاشق شوید بدون هیچ ناز و چیزی تازه معشوقی است که همه چیز برای تو دارد و فراهم می کند ،هر آنچه که تو فکرش را هم نکردی فراهم می کند.

تفاوت دعا با سؤال

این دعایی که در کلمه «ادعونی» هست ،دعا دعوت است «الدعا أی الدعوه» یعنی خواهان و خواستار شدن این دعا به معنای دعای فارسی نیست ،دعای فارسی این است  که چیزی از خدا بخواهیم در زبان عربی با کلمه «سؤال»است «اللهم انی اسئلک» یعنی من از خداوند می خواهم و دست گدایی دارم اینها سؤال است و فرق می کند با دعا ،دعا باید مراتبی را طی کنیم در مقاماتی از عالم ماده به طرف عالم ملکوت حرکت کنیم و عاشق شویم در نهایتی که برسیم به «داعی الله» شدن .

مراتب داعی الله

 که در توصیف سوره کهف آیه بیست و هشتم می فرمایند «وَاصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاهِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ ۖ »۶ لذا معنی «یدعون»یعنی دائما داعی الله هستند و دائما مردم را به سمت خدا دعوت می کنند این دعا مراتب معرفت را باید طی کنیم و به مقام انس و ذِکر و ذُکر و به مقام عشق و محبت واصل شوید تا بشوید داعی «السلام علیک یا داعی الله و ربانیه آیاته» و «داعی الله»یکی از صفات حضرت بقیه الله الاعظم است این «داعی الله» اصلش دعا می باشد.

غفلت از زمان حال

اینجا هم «وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» منحصر می کنیم به اینکه التماس خدا را فقط کنیم و اینکه فقط از خدا بخواهیم نظرمان فقط به وجود ذات احدیت باشد می بینید که جامعه ی ما چقدر گرفتار است ؟ بخاطر اینکه همه گرفتار هیچ هستند میدانید چرا ؟چون همه به دنبال آینده هستند و موجود را غافل اند و آنچه که در آن هستیم غفلت می کنیم بهره نمی بریم لذا آینده درست نمی شود حواسمان است که آینده چه می شود .

استفاده درست از مال

یکی از اقوام که وضع مالی او ناخوش بود و ملک هم داشت گفتیم زندگی خود را سر و سامان بده گفت نه اینها برای آینده است تا سرطان گرفت مریض شد رفتیم عیادت گفتیم حالا اینده باز هم هست دیگر هفتاد سالت شده سرطان هم گرفتی باز هم اینده ؟جوان ها گناه دارند فکری برای اینها بکن ،انقدر این مغز ها گاهی اوقات قفل شده و به بعضی تعبیرات کلیدش هم گم شده که دم مرگ هم می گوید این اموال باید بماند !این امانت است و دست به دست می رود هیچ کسی هم خیری از مال نمی بیند ،فایده ای که ندارد .

رزقِ وَبال

این مال رزق و بال است که گفتیم رزق آن چیزی است که تو استفاده می کنی و آن مالی که امانت داری میکنی وبال است اگر حرام باشد لقد به گور میزنیم و چوب نیم سوخته ها را تمایل کنیم امر هم حلال باشد حساب و کتاب باید پس بدهیم .

سیره اهل بیت علیهم السلام

اگر مال دارید حال را بنگر و استفاده کن و بدهید در راه خدا ، در سیرهٔ ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین داریم که هر بار کل اموالشان را بین فقرا تقسیم می کردند  که آن روز ها وضع مالی خیلی خراب بوده و مردم دستشان تنگ بود از جهت پوشش و نان شب لذا حضرات معصومین اموالشان را هر بار بین فقرا تقسیم می کردند و دوباره از روز اول طی می کردند .

معنای قناعت

حالا ما میگوییم نه اینده نگر باشیم ،حالا مصرف نکنیم مثل ما اصفهانی ها که نخوردن را با قناعت کردن اشتباه گرفتیم ،قناعت یعنی به آنچه که خدا داده قانع باشی نه اینکه نخوری که بماند برای بعد ،خب غذاست نخوری فاسد می شود لباس است میپوسد هر چه دیگر باشد زائل می شود و از بین می رود «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ»۷ همه چیز فانی می شود خصوصا زمان و عمر ،عمر فانی شود چی می ماند ؟

معنای فانی بودن

یک روز یکی از دوستان قمی آمده بود اصفهان سنگ بخرد برای خانه اش در قم ،او را بردیم مغازه های سنگ بری که دوست بودیم ،و به مغازه دارها می گفت بنده یک سنگی میخواهم که هیچ تغییری در آن ایجاد نشود ، آب روی ان ریخته می شود رنگ آن عوض نشود ، یک سنگ بری بود که مثل اینکه طلبگی خوانده بود گفت حاج اقا مگر نمی گویید «کل شیئ فان» دوستم گفت چرا می گوییم مغازه دارگفت خب این سنگ هم «شیئُ» و از بین می رود همچین چیزی نیست که به شما بدهم و پس فردا بگویی کلاه سر ما گذاشت این سنگ ها رنگش عوض می شود ، آب بخورد از بین می رود ، آن زمان یادم می اید که سنگ گرانیت خیلی مهم شده بود و گران بود و گفت گرانیت ها هم تغییر می کند به مرور زمان چون آهن در ترکیبش است زنگ می زند حالت قهوه ای و کدری به خودش میگیرد لذا «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ» ما هم «فان» .

استفاده از جوانی

جوانی دارد می رود و از بین میرود و استفاده نکنی این جوان هایی که الان ازدواج نمی کنند به دنبال حرف های گذشته فکرش را نمی کنند که حال و حوصله زن داری و هیجان عشق بازی را دیگر ندارند وقتی سن بالا رفت دیگر حال و حوصله ندارید.

سن ازدواج

یکی از اقوام که رفته بود خارج سن چهل و هفت سالگی ازدواج کرد رفت زن جوانی گرفت بعد هم سن شصت و دو سالگی فوت کرد و سه بچه یتیم گذاشت و رفت با یک زن بیوه جوان جالب این است که در این سیزده سال هر روز با زنش کلنجار می رفت و یک روز با ما مشورت می کرد گفتم خودت مقصری ،گفت چرا؟ گفتم آن روزی که جوان بودی و حال و حوصله داشتی رفتی دنبال خوش‌گذرانی و نرفتی ازدواج کنی و خانه و زندگی تشکیل دهی و حالا آمدی با سن بالا زن جوان گرفتی به هم نمی‌خورید و هم دیگر را درک نمیکنید تو میخواهی یک جا آرام و راحت بشینی و کسی کاری به کارت نداشته باشد و زنت دنبال شیطونی میگردد و تو اینگونه نیستی خب معلوم است شاکی میشود ببینید اگر وقت و جوانی را از دست دادی کار اینگونه می شود .

توصیه به جوانان

جوان هایی که حرف های من را میشنوند گوش بدهند عمر خودتان را تلف نکنید و غنیمت بشمارید ،غنیمت شمردن یعنی چه ،یعنی کمال استفاده را از نعمات الهی ببرید که بهترینش عمر است ،کمالش  را جوانان استفاده نمیکنند بعد می افتند به پیری بعد هم که ازدواج می کنند دیگر میلی به هم ندارند ان کسانی که میتوانند به هم عشق بورزند از سن ده سالگی تا چهل سالگی است بعدش دیگر فایده ای ندارد که جوانان باید مواظب باشند که این سن را از بین نبرند .

فرزند آوری

پیرمرد های قدیمی را ببینید چندین بچه داشتند  که این را می گویند لذت بردن که همه فرزندانشان هم ادم های مفیدی بودند در جامعه ،زن و مردشان ادم مفید و اهل مطالعه بودند در جامعه حالا بدبختی جامعه ما شده است که بچه های کمی دارند یک بچه الی دو بچه که هم بازی ندارند و سگ برایشان میخرند یا خرگوش و پرنده یکی می گفت برای بچه خودم رفتم مرغ مینا خریدم ، که خوش صدا هستند ولی خیلی کثیف هم هستند گذاشتم جلوی فرزندم که به علت کثیفی خوشش نیامد لذا بچه ، بچه می خواهد در بحث تربیت بچه باید کنار بچه ،بچه باشد رقابت در خوردن میکنند از نظر سلامتی رقابت در بازی کردن می کنند از نظرحافظه رقابت در امور دیگری دارند درس می خوانند و بازی می کنند متاسفانه این چه عیب بزرگی میشود در جامعه که یک بچه دارد در خانه با یک پدر و مادر پیر پنجاه سالش است تازه یک بچه آورده اصلا نمی دانند که خواسته بچه چیست ! و قبلا با اتاق طاق چشمه ای با چندین بچه اما حالا با یک کاخ و چند آپارتمان و حیاط نصف بچه با سگ و پرنده می آورند داخل خانه .

تشریفات و تجملات

الحمدالله پول هست اما برز زندگی جای خرج زندگی را گرفته ضروریات زندگی ما خیلی نیست که ما تشریفات و تجملات کارمان را خراب کرده است خرج های زندگی بیشتر  چشم و هم چشمی شده برز زندگی لذا جهاز دختر که می دهند نود درصدش بلا استفاده است ده درصدش استفاده می شود .

چشم و هم چشمی

الان با امکانات الهی که فراوان شده چه مشکلی هست ؟پول هست خرج هم میکنیم  مردم برای مدرسه فرزندان و خوراک و پوشاک مشکل ندارند بلکه برای چشم و هم چشمی پول کم دارند لذا بچه های امروزی خیلی امکانات برایشان فراوان است و همه ی ما هم می دانیم منتهی باید ما اعتقاد داشته باشیم به «وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» تو خدا را بنده باش فقط هم از او استمداد بطلب آن وقت همه چیز درست می شود .

ازدواج آسان

 زمان های قدیم توکل به خداوند داشتند دختر  می‌خواست شوهر بدهد  بنده یادم است قبل انقلاب و اوایل انقلاب طرف می آمد خواستگاری ظرف چند روز تمام می شد می رفتند سر زندگیشان حالا پدر هم را در میاورند این ها است که خرج زندگی را بالا می‌برد تالار میگیرد باید چند ملیون تومن کرایه ورودیش را بدهی بعدا هم غذا زیاد درست می کنند و به سطل آشغال می اندازند اینها اسراف است  که اسراف جامعه را به انحطاط می کشاند شک نکنید .

نادیده گرفتن دستورات خداوند

وقتی که ما قران را کنار بگذاریم و دستورات خداوند را نادیده بگیریم هشتمان گرو نه است این هایی که میگویند بچه هایمان مشکل دارند نمی توانیم تأمینشان کنیم در جامعه ما الان هرکس بر اساس درآمد حرکت کند هیچ وقت لنگ نمی ماند در حد خودش و توان خودش اگر در خانه نخوابد و بی عار بازی در نیارد هیچ مشکلی پیش نمی آید .

بازنشستگی

اما الان خیلی از باز نشسته های ما هستند که قابلیت کار دارند تجربه دارد سی سال مدیر بوده و بهترین تجربه را دارد او را کنار میگذارند به اینور و آن ور می رود و وقتش را تلف می کند در دین اسلام و در دین توحیدی ما اصلا بازنشستگی نداریم حالا قانون درست کرده اند برای سهولت زندگی ،بله ، از کار افتادگی داریم هر کسی ببیند مردی از کار افتاده شد از بیت المال باید ارتزاق شود حالا یک بار قرارداد بازنشستگی آورده اند در جامعه بین المللی به نام بیمه که طبق قوانین سی سال کسی کار کرد ،از آن کار معافش می کنند و حقوقش را می دهند  دلیل نمیشود که دیگر کار نکند بلکه باید باز هم کار کند آنچه که یاد گرفته و هنر دارد باید در جامعه تحویل دهد «زکاه العلم نشره»همین است دیگر ،کسی کاری یاد گرفت باید به دیگران هم یاد بدهد حالا آنچه که مسلم است در قرآن ما باید بدانیم که توحید افعالی هم است یعنی هر چه انجام می دهی و هرآنچه که میخواهید فقط از او بخواهید.

منابع

۱_ سوره مبارکه حمد آیه ۵

۲_سوره مبارکه أنبیاء آیه ۶۹

۳_سوره مبارکه انعام آیه ۵۹

۴_سوره مبارکه غافر آیه ۶۰

۵_سوره مبارکه یس آیه ۸۲

۶_سوره مبارکه کهف آیه ۲۸

۷_سوره مبارکه الرحمن آیه ۲۶

بازدیدها: 12

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1