۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » تفسیر آیات 81 تا 90
  • شناسه : 5249
  • 17 آوریل 2023 - 12:15
  • 74 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
آیه ۸۵ | پیامدهاى خوارکننده‏ برای یهود ۳
آیه ۸۵ | پیامدهاى خوارکننده‏ برای یهود 3

آیه ۸۵ | پیامدهاى خوارکننده‏ برای یهود ۳

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۸۵ جلسه ۳ حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی ۳ جلسه تفسیر آیه هشتادو پنجم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏  وَ إِذْ أَخَذْنا میثاقَکُمْ لا تَسْفِکُونَ دِماءَکُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ (۸۴) ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَریقاً مِنْکُمْ مِنْ دِیارِهِمْ […]

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۸۵ جلسه ۳

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

۳ جلسه تفسیر آیه هشتادو پنجم

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

 وَ إِذْ أَخَذْنا میثاقَکُمْ لا تَسْفِکُونَ دِماءَکُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ (۸۴) ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَریقاً مِنْکُمْ مِنْ دِیارِهِمْ تَظاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُسارى‏ تُفادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْراجُهُمْ أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَهِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (۸۵)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 و [یاد کنید] هنگامى که از شما پیمان گرفتیم که خون همدیگر را نریزید، و یکدیگر را از خانه‏هاى خود آواره نکنید، سپس [به پیمانتان‏] اقرار کردید و بر آن هم گواهى مى‏دهید. (۸۴) باز این شما هستید که یکدیگر را مى‏کشید، و گروهى از خودتان را از خانه‏هایشان آواره مى‏کنید، و از روى گناه و تجاوز یکدیگر را بر ضد آنان [که آواره کرده‏اید] یارى و کمک مى‏دهید، و اگر آنان در حال اسارت نزد شما آیند، براى آزاد شدنشان فدیه مى‏دهید، در صورتى که آواره کردنشان بر شما حرام بود. آیا به بخشى از کتاب [آسمانى‏] ایمان مى‏آورید و به بخشى دیگر کفر مى‏ورزید؟ [حرام بودن جنگ و آواره کردن را مردود مى‏شمارید، و وجوب آزاد کردن هم‏کیشان را از اسارت قبول مى‏کنید!] پس کیفر کسانى از شما که چنین تبعیضى را [در آیات خدا] روا مى‏دارند، جز خوارى و رسوایى در زندگى دنیا نیست، و روز قیامت به سوى سخت‏ترین عذاب بازگردانیده مى‏شوند، و خدا از آنچه انجام مى‏دهید، بى‏خبر نیست. (۸۵)

http://bayanbox.ir/view/5122040553263843431/poster4.jpg

تفسیر سوره مبارکه بقره – آیه ۸۵

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

 وَ إِذْ أَخَذْنا میثاقَکُمْ لا تَسْفِکُونَ دِماءَکُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ (۸۴) ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَریقاً مِنْکُمْ مِنْ دِیارِهِمْ تَظاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُسارى‏ تُفادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْراجُهُمْ أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَهِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (۸۵)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 و [یاد کنید] هنگامى که از شما پیمان گرفتیم که خون همدیگر را نریزید، و یکدیگر را از خانه‏هاى خود آواره نکنید، سپس [به پیمانتان‏] اقرار کردید و بر آن هم گواهى مى‏دهید. (۸۴) باز این شما هستید که یکدیگر را مى‏کشید، و گروهى از خودتان را از خانه‏هایشان آواره مى‏کنید، و از روى گناه و تجاوز یکدیگر را بر ضد آنان [که آواره کرده‏اید] یارى و کمک مى‏دهید، و اگر آنان در حال اسارت نزد شما آیند، براى آزاد شدنشان فدیه مى‏دهید، در صورتى که آواره کردنشان بر شما حرام بود. آیا به بخشى از کتاب [آسمانى‏] ایمان مى‏آورید و به بخشى دیگر کفر مى‏ورزید؟ [حرام بودن جنگ و آواره کردن را مردود مى‏شمارید، و وجوب آزاد کردن هم‏کیشان را از اسارت قبول مى‏کنید!] پس کیفر کسانى از شما که چنین تبعیضى را [در آیات خدا] روا مى‏دارند، جز خوارى و رسوایى در زندگى دنیا نیست، و روز قیامت به سوى سخت‏ترین عذاب بازگردانیده مى‏شوند، و خدا از آنچه انجام مى‏دهید، بى‏خبر نیست. (۸۵)

ثُمَّ أَنْتُمْ هَٰٓؤُلَآءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِیقًا مِنْکُمْ مِنْ دِیَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ ۱

حکم اعانه و اعتماد به ظالم

در ذیل آیه هشتاد و پنجم سوره مبارکه بقره بحث اعانه به ظلم را مطرح کردیم و اینکه کسی  به ظلم کمک کند و آن وقت به نص آیات قرآن برای ما حرام است که اعانه به ظلم کنیم و اینکه بخواهیم مطامع خود را به دست آوریم اعتماد به ظالم کنیم .

مصادیق اعانه به ظالم

حتی در اینکه ما اعانه به ظلم کنیم یک وقت اعانه یدی و مالی است و یک وقتی اعانه رضا است یعنی راضی هستید که ظالم باقی باشد و ظلم پابرجا باشد که این مورد هم مصداق اعانه به ظلم محسوب می شود و مصداق این آیه ای که نهی فرموده اند از اینکه شما اعتماد و رکون داشته باشید به ظَلَمَ « وَلَا تَرْکَنُوٓا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ »۲ که فرمودند اعتماد نکنید به کسانی که ظالم هستند و ظلم میکنند و اگر ظلم کردید نهایت امر شما «فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ» در واقع اتش جهنم را دریافتید .

خلاصه حدیث صفوان جمال

روایاتی پیرامون این آیه بیان کردیم خصوصا بحث صفوان جمال که آن حدیث معروف را دارد که شترهای خود را اجازه داد بود به هارون الرشید و به خدمت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام آمد و کلام حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را در این باره عرض کردیم .

شرح حال علی بن حمزه بطائنی

همچنین حدیث علی بن حمزه بطائنی را در این قسمت داریم که علی بن ابی حمزه بطائنی عالم فقیهی بوده اند از شاگردان حضرت صادق علیه السلام و از همراهان حضرت کاظم علیهم صلوات الله اجمعین و نزد حضرات هم علم آموخته بود و شاگردی کرده بود و هم احادیث زیادی را نیز از ائمه اطهار از طریق وی روایت کرده اند که البته ایشان یکی از ارکان و بزرگان مذهب واقفیه می باشد ،فرقه واقفیه که متوقف بر حضرت کاظم علیه السلام هستند لکن گویند در اواخر عمرش شیعه اثنی عشری شد و کتاب هایی هم پیرامون مذهب شیعه و احکام و… دارد که مثلا موضوعاتی مانند نماز ،زکات و فقه را در آخر عمرش نوشته است و زمان حضرت رضا علیه السلام از دنیا می رود که احوال او در موسوعه طبقات الفقها جلد دوم صفحه سیصد و نود و سه هم نوشته و بیان شده .

ارجاعات کلام امام صادق علیه السلام

بنابراین علی بن حمزه بطائنی یکی از کسانی بود که مانند صفوان راضی بودن به بقاء ظلمه را داشت و کلام حضرت صادق به او در سفینه البحار نقل شده و مفصل است که اگر بخواهیم بحث کنیم دو روز طول می کشد لذا آدرس آن را می گوییم ،سفینه البحار جلد سوم صفحه دویست و هفتاد و سه و بحار الانوار جلد هفتاد و دو صفحه سیصد و هفتاد ششم حدیث سی و چهارم قصه را کامل بیان فرموده اند و مراجعه کنید .

اسکان یهودیان در مدینه

در ادامه این می فرماید :« وَإِنْ یَأْتُوکُمْ أُسَارَىٰ تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرَاجُهُمْ »۳ در زمانی که اسلام ظهور می کند یهودی ها اطراف مدینه می آیند و قبائل خود را در مدینه اسکان می دهند و عمدتا بر این عقیده بوده اند که پیامبر آخر الزمان در این سرزمین ظهور می کند و ما می آییم که پیامبر خاتم الانبیاء از قبائل و قوم یهود ظهور کند .

قبایل یهود در مدینه

 یکی از طوایفی که در مدینه بودند  بنی النضیر بود و  با قبیله خزرج هم قسم و متحد بودند لذا در زمان ما کشور ها با هم متحد می شوند ولی در آن زمان قبائل متحد می شدند ،این دو قبیله با هم متحد بودند در برابر آنها قبیله بنی قریظه که طایفه دیگری از یهود بودند با قبیله اوس متحد و هم قسم بودند که از هم دیگر دفاع کنند لذا جنگ هایی که بین آنها پیش می آمد این قبیله متحد روبروی دو قبیله متحد مذکور  می ایستاند و کمک همدیگر می کردند در اینکه آن قبائل دیگر را شکست بدهند و آدم های آنان را می کشتند و کاری می کردند که آنها از سرزمین های خود آواره شوند .

فدیه گرفتن یهودیان

 اگر اسیری داشتند با فدیه اسرا را رد و بدل می کردند لذا پول می‌گرفتند و اسرا را رد و بدل می کردند و اسرا را نمی کشتند یا به  کنیزی ببرند و این مورد جزء احکام آنها بوده است و قرآن کریم در این باب می فرماید نمی شود که شما بعضی را قبول داشته باشید و بعضی را قبول نداشته باشید لذا می فرماید :« أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ»۴ آن مواردی که به نفع شماست قبول می کنید ولی آنجایی که به نفع شما نیست قبول نمیکند و به جان هم می افتید و همدیگر را می کشید ،هم کیشان خود را می کشید و آنها را از دیار و سرزمین خودشان آواره می کنید .

ایمان به بعض و کفر به بعض

به هر حال آنها اینگونه بودند ولی اینکه قرآن می فرماید :«أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ» که شما می شود بعضی را قبول داشته باشید ولی بعضی را قبول نداشته باشید؟! اصلا این ایمان درست است ؟! اصلا به این عمل میشود تعبیر و اطلاق ایمان  کرد ؟!  کسی که بعضی را قبول داشته باشد اما بعضی را خیر می شود به او مومن گفت و اطلاق مومن بر او می شود ؟! کسی که مثلا پیامبر را قبول داشته باشد اما ولایت را خیر، یا او مومن به اسلام است یا خیر ؟!

عمل به تورات و انجیل

در باب ما نحن آیا یهودی ها که طبق تورات و انجیل دستور داشتند بعد از اینکه پیامبر خاتم ظهور میکند به او ایمان اورند ،آیا اگر ایمان نیاوردند میشود به آنها بگوییم که مومن هستند ؟! خیر بلکه آنچه که مسلم است باید ایمان به همه ی آنچه که در باب انجیل و تورات آورده شده ایمان داشته باشند تا آنها مومن به تورات و انجیل باشند .

مکتوب بودن نام پیامبر در کتب آسمانی

 از جمله مصادیقی که انها باید ایمان داشته باشند این بود که به پیامبر خاتم ایمان بیاورند لذا درسوره مبارکه اعراف می فرماید :«الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ »۵ آنها کسانی هستند که متابعت می کنند آن پیامبری را که ، «النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ» مادر زادی پیامبر بوده و بحث کلمه «الْأُمِّیَّ» را که منظور بی سوادی پیامبر نیست بلکه یعنی اینکه کسی به ایشان سواد را یاد نداده و در ادامه معنای آیه می فرماید به طوری که این پیامبر همان کسی است که نام مبارکش در نزد آنها و در تورات و انجیل مکتوب است.

اوامر خداوند به یهودیان

در ادامه ایه خداوند متعال می فرماید :« یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ » ۶ یعنی امر فرمودند به انها که باید امر به معروف و نهی از منکر کنند  وپاکیزه ها را بر خود  حلال بدانند و خبائث و چیز های پلید را بر خود حرام بدانند و  از انها تکالیف سنگین و سخت و غل هایی که بر انها است باید بردارند لذا اینها دستوراتی است که در جای خودش بحث را دارد .

عمل به مضامین تورات و انجیل

آنچه مسلم می باشد این است که از نظر علمی به جناب یهود اشکال است که مگر می شود شما یهودی باشید و ایمان به تورات داشته باشید اما عمل به مضامین تورات نکنید ،در تورات و انجیل مکتوب و نوشته شده بود لذا کلمه «مَکْتُوب» را که در آیه ذکر شده عرض کردیم که یکی از موادی که ظهور در وجوب دارد « کاف باء تاء» می باشد و «مَکْتُوبًا» از نظر صیغه هم دلالت بر وجوب دارد ،یعنی واجب شده است بر آن ها و نوشته شده است در تورات و انجیل بر آنها که به پیامبر خاتم ایمان بیاورند لکن وقتی ایمان نیاوردند ،مومن به تورات هستند ؟! خیر حتی یهودی هم نیستند بلکه اگر میخواستند بعضی را ایمان بیاورند و بعضی را خیر هیچ وقت اطلاق ایمان به آنها نمی شود .

جمع شدن ایمان و کفر

 شاید این بحث را داشته باشیم که آیا می شود ایمان و کفر در یک نفر جمع شود ؟ البته من میگویم بله اما نه به این مضامین بلکه ایمان به الله داشته باشیم و کفر به طاغوت « فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ »۷ اما ایمان به قران ، ایمان به تورات و انجیل بعضا و کفر به بعض این معنا ندارد که انها مومن باشند یعنی اطلاق مومن به انها نمی شود .

ایمان به همه ما انزل الله

بنابراین مومن در صورتی مومن است که به مجموعه ان دین ،آیین و مقررات دینی ایمان داشته باشد در سوره مبارکه بقره که فرمود:«وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَآ أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَمَآ أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَبِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ» ۸ که این « ما» ادات عموم است یعنی همه انچه که «مِنْ قَبْلِکَ » و به پیامبر نازل شده نه اینکه بعضی که نازل شده ایمان بیاورید و بعضی دیگر هم که نازل شده را خیر! بلکه باید ایمان به همه بیاورید و اگر ایمان به همه مجموعه بیاورید آنوقت شما مومن واقعی هستید و اطلاق مومن بر آنها خواهد شد لذا این بحث را فرمودند اطلاق مومن بر آنها نمی شود و در مقام مذمت هستند آنهایی که چنین ادعایی دارند ولی ایمان نمی آورند .

عاقبت ایمان و کفر به بعض

در ادامه ایه می فرماید :« ۚ فَمَا جَزَآءُ مَنْ یَفْعَلُ ذَٰلِکَ مِنْکُمْ إِلَّا خِزْیٌ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا »۹ آنهایی که اینگونه عمل کنند طبق این آیه می فرماید نیست  کیفر کسی که اینکونه عمل کند جز «إِلَّا خِزْیٌ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا »۱۰

قول مرحوم طیب پیرامون کلمه خزی

معناهایی که مرحوم طیب اصفهانی پیرامون کلمه «خِزْیٌ» در اطیب البیان بیان می کنند می فرماید :« در لغت به معنای هلاکت ،ذلت ،فضیحت ، اهانت و… است .» یعنی باعث می شود که انسان اصلا نابود شود که هلاکت به معنای نابودی است و ذلت هم داشته باشد یعنی خوار شود و همچنین آبروی او برود ،فضیحت یعنی ابرو ریزی برای او شود و مفتضح شود و همچنین به او اهانت کنند و امثال این موارد و هر چه که در این باب باشد بر او است و آنچه که در آیه می فرماید عذاب بر آنها می باشد ، یکی از آن عذاب های دنیوی او خزی است که همین معناهایی است که عرض کردیم .

تفسیر «أَشَدِّ الْعَذَابِ»

در ادامه آیه می فرماید :« وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ یُرَدُّونَ إِلَىٰٓ أَشَدِّ الْعَذَابِ »۱۱ در اینکه آن ها را به سمت اشد عذاب می کشانند که جمله «أَشَدِّ الْعَذَابِ» چه معنایی دارد ؟ روز قیامت آنچه که مسلم است آنهایی که جهنم می روند طوایف مختلفی هستند و اینطور هم نیست که فقط کفار به جهنم بروند،بلکه غیر کفار مانند آنهایی که قساوت قلب دارند نیز به جهنم می روند لذا فقط کفار حربی به جهنم نمی روند بلکه خیلی ها هستند که ادعای ایمان دارند اما چون قساوت دارند و وظائف خود را انجام نداده اند به جهنم می روند و در نهایت به اسبابی که خودشان فراهم کرده اند جهنمی هستند .

ذو مراتب بودن عذاب اخروی

لذا «أَشَدِّ الْعَذَابِ» و شدت داشتن عذاب برای اهل دوزخ فرق  میکند بنابراین مثلا کسی هست که اشد عذاب او در حد فرعون و نمرود و امثالهم میرود و یکی در حد شمر و یزید میرود و یک موقع شخصی است که اشد عذاب او به زنایی است که مرتکب شده یا مال یتیمی است که خورده است ،به آنچه که عمل کرده اند و مرتکب شده اند در این دنیا ، شدت دارد عذاب انها لذا میخواهد بگوید که این شدت عذاب کلی مشکک است پس ذو مراتب است و برای یکی شدید است و برای دیگری خفیف  و از قید «أَشَدِّ الْعَذَابِ» اینگونه استفاده می شود .

عقاید باطل یهودیان

البته خود یهود طبق عقایدی که دارند که شاید ما خیلی در آن ورود نکردیم و نمی کنیم ولی آنچه که مسلم است یکی از اعتقادات یهود این است که قائل به تجسم هستند و قائل به جهل خداوند هم هستند یعنی نسبت به خیلی از مسائل جهل دارد و غیب برای خداوند معنا ندارد لذا علام الغیوب  نیست یا نسبت به خیلی از مسائل میگویند خداوند قادر نیست ،خب اینها همگی کفر است لذا آنچه که  در یهودیان مرسوم می باشد که منجر به تجسم حضرت احدیت هستند و منجر به این است که آنها بعضی از صفات خداوند را قبول نداشته باشند و قائل به جهل خداوند و قائل به عجز خداوند باشند پس چگونه می شود گفت یهودیان ایمان دارند ؟!

بیان کفر یهودیان

از آن طرف که پیامبر خاتم را ایمان نیاوردند و در تورات و انجیل مکتوب شده که باید ایمان می آوردند ولی ایمان نیاوردند ،از طرف دیگر قائل به تجسم و قائل به این  هستند که خداوند بعضی از صفات خداوند را ندارد مثل علم لذا می گویند خداوند جهل دارد و علم مطلق ندارد ،خب وقتی قائل هستند اینها همگی کفر است  ،خب چگونه اینها مومن هستند؟!

تفسیر مراتب عذاب اخروی

به هر حال شدت عذابی که در روز قیامت است ، بستگی به افراد و دل آنها دارد ،قساوت دل و قلب های آنان و عنادی که آنها دارند ،عنادی که نسبت به خداوند و انبیاء دارند و بحث عصبیت و شدت اعتقادی که علیه خداوند و پیامبران دارند ،اینها تشکیل دهنده مراتب شدت عذاب را در روز قیامت برای آنها محقق می کند .

آگاهی خداوند بر همه چیز

نکته اخر فرمود:«وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ»۱۲ بدانید خداوند عمل هر کسی را جزئی و کلی آگاه است لذا «وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ» ۱۳ یعنی « اللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»۱۴ جاهای دیگر داشتیم « ان اللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»۱۵ اینجا می فرماید «وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ»۱۶ از هیچ چیزی که شما عمل میکنید غافل نیست و هر آنچه که شما انجام می دهید همه را خداوند توجه دارد و غافل نیست .

حکم فقهی عقاید یهودیان و مسیحیان

حکم فرعی فقهی این است که آیا یهودی ها و مسیحیان مصداق کفار هستند یا مصداق مومنین هستند؟ گرچه بعضی از فقها و بزرگان می فرمایند که چون اینها قائل به وجود خداوند هستند،  موحد هستند لذا نجس نیستند منتهی اینها قائل به وحدانیت خداوند نیستند ،حتی قائل به تجسم و بعضی از صفات خداوند را منکر هستند ، پس اگر اینطور باشد و مسلم شود که آنها اینگونه عناد و کفر و اینگونه نسبت به ذات احدیت قساوت قلب دارند ،کفرشان مسلم است .و لذا اینکه کفر باعث نجاست می شود در آنها مصداق پیدا می کند.

حکم قاصرین از یهودیان و مسیحیان

 الا اینکه افرادی بین آنها باشند که قاصر و ایمان به تورات و انجیل دارند اما آگاهی کامل ندارند و این عنادها و قساوت ها را ندارند ، قائل به تجسم هم نیستند با آن توصیفاتی که بیان میشود، میشود گفت که آنها موحد هستند به عبارت دیگر یهودیت و نصرانیت به طوری نیست که هم بتوانیم قائل شویم که آنها کافر مطلق می شوند که نجاست آنها ثابت شود و نه وحدانیت برای آنها اثبات می شود که موحد باشند .

حکم یهودیان زمان پیامبر

لذا باید ببینیم آنها چگونه هستند ،آنچه که در قرآن است و یهودی های آن زمان بودند مسلم ایمان به تورات و انجیل نداشتند ،قائل به تجسم به ذات احدیت هم هستند لذا کفر آنها ثابت است و احکام کفار بر آنها بار میشود گرچه حربی نباشند اما اگر غیر این باشد و آنها در راستای تقصیر نیستند بلکه قصور دارند و چون قصور دارند و آگاهی ندارند  پس عناد در آنها نیست و احتمالا توحید را هم قبول دارند و شاید نتوانیم ما قائل به کفر آنها به صورت اطلاق بو نجاست کفر به آنها شویم .

 منابع  

۱_سوره مبارکه بقره آیه ۸۵

۲_سوره مبارکه هود آیه ۱۱۳

۳_ سوره مبارکه بقره آیه ۸۵

۴_ سوره مبارکه بقره آیه ۸۵

۵_ سوره مبارکه اعراف ایه ۱۵۷

۶_ سوره مبارکه اعراف ایه ۱۵۷

۷_ سوره مبارکه بقره آیه ۲۵۶

۸_ سوره مبارکه بقره آیه ۴

۹_ سوره مبارکه بقره آیه ۸۵

۱۰_ سوره مبارکه بقره آیه ۸۵

۱۱_ سوره مبارکه بقره آیه ۸۵

۱۲_ سوره مبارکه بقره آیه ۸۵

۱۳_سوره مبارکه بقره آیه ۸۵

۱۴_ سوره مبارکه مائده آیه ۸

۱۵_ سوره مبارکه مائده آیه ۸

۱۶_ سوره مبارکه بقره آیه ۸۵

 

بازدیدها: 1

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1