۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » تفسیر آیات 131 تا 140
  • شناسه : 7069
  • 22 دسامبر 2023 - 19:10
  • 97 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
آیه ۱۴۴ | تغییر قبله مسلمانان و بهانه‏ جویى ۱
آیه 144 | تغییر قبله مسلمانان و بهانه‏ جویى 2

آیه ۱۴۴ | تغییر قبله مسلمانان و بهانه‏ جویى ۱

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۱۴۴ جلسه ۱ حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی  ۱ جلسه تفسیر آیه صدو چهل و چهارم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا کانُوا یَعْمَلُونَ (۱۴۱) سَیَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلاَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتی‏ […]

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۱۴۴ جلسه ۱

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

 ۱ جلسه تفسیر آیه صدو چهل و چهارم

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا کانُوا یَعْمَلُونَ (۱۴۱) سَیَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلاَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتی‏ کانُوا عَلَیْها قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (۱۴۲) وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیداً وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتی‏ کُنْتَ عَلَیْها إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلى‏ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کانَتْ لَکَبیرَهً إِلاَّ عَلَى الَّذینَ هَدَى اللَّهُ وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُضیعَ إیمانَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحیمٌ (۱۴۳) قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَهً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیْثُ ما کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ (۱۴۴)

آن جماعت را روزگار سپرى شد؛ براى ایشان است آنچه به دست آورده اند؛ و براى شماست آنچه به دست آورده ‏اید؛ و از آنچه آنان مى ‏کرده ‏اند، شما بازخواست نخواهید شد. (۱۴۱) به زودى مردم کم خرد خواهند گفت: «چه چیز آنان را از قبله ‏اى که بر آن بودند روی گردان کرد؟» بگو: «مشرق و مغرب از آن خداست؛ هر که را خواهد به راه راست هدایت مى ‏کند.» (۱۴۲) و همان گونه [که شما را به راه راست هدایت کردیم‏] شما را امتى میانه [ومعتدل و پیراسته از افراط و تفریط] قرار دادیم تا [در ایمان، عمل، درستى و راستى‏] بر مردم گواه باشید و پیامبر هم گواه بر شما باشد. و ما قبله‏اى را که بر آن بودى فقط به خاطر این قرار دادیم تا کسانى که از پیامبر پیروى مى‏کنند از کسانى که از اسلام و اطاعت پیامبر برمى‏گردند [و متعصبانه به قبله پیش از کعبه مى‏مانند] معلوم و مشخص کنیم؛ گر چه این حکم جز بر کسانى که خدا هدایتشان کرده گران و دشوار بود. و خدا بر آن نیست که ایمان شما را تباه کند؛ زیرا خدا به همه مردم رئوف و مهربان است. (۱۴۳) ما گردانیدن رویت را در [جهت‏] آسمان [چون کسى که به انتظار مطلبى باشد] مى‏بینیم؛ پس یقیناً تو را به سوى قبله‏اى که آن را بپسندى برمى گردانیم؛ پس رویت را به سوى مسجد الحرام گردان؛ و [شما اى مسلمانان!] هر جا که باشید، روى خود را به سوى آن برگردانید. و مسلماً اهل کتاب مى‏دانند که این تغییر قبله [از بیت المقدس به کعبه‏] از سوى پروردگارشان [کارى‏] درست و حق است؛ [زیرا در تورات و انجیلشان خوانده‏اند که پیامبر اسلام به دو قبله نماز خواهد خواند] و خدا از آنچه [بر ضد پیامبر و مؤمنان‏] انجام مى‏دهند، بى‏خبر نیست. (۱۴۴)

 

http://bayanbox.ir/view/5122040553263843431/poster4.jpg

تفسیر سوره مبارکه بقره – آیه  ۱۴۴

تغییر قبله ‏ى مسلمانان و بهانه‏ جویى مخالفان و اسرار این تغییر قبله‏  

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا کانُوا یَعْمَلُونَ (۱۴۱) سَیَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلاَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتی‏ کانُوا عَلَیْها قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (۱۴۲) وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیداً وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتی‏ کُنْتَ عَلَیْها إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلى‏ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کانَتْ لَکَبیرَهً إِلاَّ عَلَى الَّذینَ هَدَى اللَّهُ وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُضیعَ إیمانَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحیمٌ (۱۴۳) قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَهً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیْثُ ما کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ (۱۴۴)

آن جماعت را روزگار سپرى شد؛ براى ایشان است آنچه به دست آورده اند؛ و براى شماست آنچه به دست آورده ‏اید؛ و از آنچه آنان مى ‏کرده ‏اند، شما بازخواست نخواهید شد. (۱۴۱) به زودى مردم کم خرد خواهند گفت: «چه چیز آنان را از قبله ‏اى که بر آن بودند روی گردان کرد؟» بگو: «مشرق و مغرب از آن خداست؛ هر که را خواهد به راه راست هدایت مى ‏کند.» (۱۴۲) و همان گونه [که شما را به راه راست هدایت کردیم‏] شما را امتى میانه [ومعتدل و پیراسته از افراط و تفریط] قرار دادیم تا [در ایمان، عمل، درستى و راستى‏] بر مردم گواه باشید و پیامبر هم گواه بر شما باشد. و ما قبله‏اى را که بر آن بودى فقط به خاطر این قرار دادیم تا کسانى که از پیامبر پیروى مى‏کنند از کسانى که از اسلام و اطاعت پیامبر برمى‏گردند [و متعصبانه به قبله پیش از کعبه مى‏مانند] معلوم و مشخص کنیم؛ گر چه این حکم جز بر کسانى که خدا هدایتشان کرده گران و دشوار بود. و خدا بر آن نیست که ایمان شما را تباه کند؛ زیرا خدا به همه مردم رئوف و مهربان است. (۱۴۳) ما گردانیدن رویت را در [جهت‏] آسمان [چون کسى که به انتظار مطلبى باشد] مى‏بینیم؛ پس یقیناً تو را به سوى قبله‏اى که آن را بپسندى برمى گردانیم؛ پس رویت را به سوى مسجد الحرام گردان؛ و [شما اى مسلمانان!] هر جا که باشید، روى خود را به سوى آن برگردانید. و مسلماً اهل کتاب مى‏دانند که این تغییر قبله [از بیت المقدس به کعبه‏] از سوى پروردگارشان [کارى‏] درست و حق است؛ [زیرا در تورات و انجیلشان خوانده‏اند که پیامبر اسلام به دو قبله نماز خواهد خواند] و خدا از آنچه [بر ضد پیامبر و مؤمنان‏] انجام مى‏دهند، بى‏خبر نیست. (۱۴۴)

 

قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَهً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیْثُ ما کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ (۱۴۴)

مقدمه بحث تغییر قبله

در آیه ۱۴۳ از سوره مبارکه بقره بحث تغییر قبله را داشتیم که چند مقدمه را بنده عرض کنم برای کسانی که جلسه قبل تشریف نداشته اند :

آگاه بودن پیامبر از تغییر قبله

اولا پیامبر اکرم منتظر تغییر قبله بودند و خود اهل کتاب هم می دانستند که قبله تغییر خواهد کرد و پیامبر که  در مدینه قرار گرفت به دنبال این بود که این امر هر چه زودتر متحقق شود .

علت تغییر قبله مسلمین

یکی از علت های این مطلب این بود که مسلمانان به اهل کتاب تشبه می شدند چون قبله آنها با قبله مسلمانان یکی باشد حالت تشبه داشت یعنی همانطوری که آنها رو به بیت المقدس نماز می‌خواندند ، مسلمانان نیز رو به بیت المقدس نماز می خواندند .

مطرح شدن بحث تشبه احکام شرعی

 یکی از علت ها و حکمت هایی که در بحث احکام شرعی وجود دارد ،بحث تشبه است مانند ریش تراشیدن که به جهت تشبه به نصرانی ها می باشد یا ریش بیش از حد معمول گذاشتن که تشبه به یهودیان می شود و آنچه که مسلم می باشد در روایات بحث تشبه را مطرح می کنند .

حکم موضوع نبودن تشبه

اگر جایی بحث تشبه موضوع نباشد ،یحتمل بتوانیم حکم به حلیت دهیم از باب «کل شیء لک مباح» و بتوانیم  از اصاله الاباحه استفاده کنیم چون دیگر تشبهی در کار نیست که این مسلم است.

دو قبله بودن پیامبر خاتم

در مسئله مطرح شده در آیه هم که پیامبر به سمت بیت المقدس مامور بودند که نماز بخوانند و پیامبر متوقع بود که این کار انجام شود کما اینکه در علائم پیامبر خاتم در کتاب تورات و انجیل بیان شده بود که پیامبر خاتم به دو قبله نماز می خواند که اولین قبله بیت المقدس و دومین قبله هم کعبه بوده است .

اولین بیت مبارک برای پیامبران

کعبه اولین بیتی می باشد :«إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمِینَ»۱ یعنی اولین جایی که محل عبادت بوده و جایی که همه پیامبران قبل آن را  طواف کرده اند کعبه بوده است پس کعبه مسلما قبله دوم می باشد.

آگاهی اهل کتاب از تغییر قبله

این چیزی که متوقع حضرت رسول اکرم بوده ، مطلب بی جایی نبوده بلکه خود اهل کتاب این را می دانستند پس به طریق اولی پیامبر نیز می دانست ، منتهی اینکه به چه نحوی باشد را خداوند متعال باید امر کند تا آنها قبله را تغییر دهند .

مطرح شدن بحث صلاه در آیه شریفه

نکاتی که لازم بود گفته شد و در ادامه نیز چند روایت هم بیان می کنیم که به آیه بعدی برسیم لذا در جمله «وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمانَکُمْ»۲ بحث ایمان مطرح نبوده بلکه بحث صلاه بوده ،چون در نماز ظهر بود که حضرت رسول اکرم به واسطه جبرئیل به سمت کعبه قبله برگردانده شد و قرار گرفت و بقیه مردم هم بعد از آن مامور شدند که به سمت کعبه برگردند .

چگونگی تغییر قبله مسلمانان

اگر تصور کنیم مثلا در مسجد ذوقبلتین که در مدینه قرار دارد حضرت که نماز میخواندند بین دو نماز که رکعت دوم را خواندند ،جبرئیل مامور می شوند که شانه های پیامبر را بگیرند و به سمت کعبه برگردانند ،وقتی حضرت را برمیگرداند ایشان سمت مردم قرار می گیرد و همگی مردم مسئول می شوند که پشت سر پیامبر اقتدا کنند .

مصداق ایمان در آیه شریفه

لذا خداوند متعال در این آیه می فرماید :«وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمانَکُمْ»۳ یعنی خداوند ایمان آنها را ضایع کننده نیست که مراد همان نماز آنها می باشد و مصداق واقعی نماز آنها بوده که نماز آنها از بین نمی رود .

حکم اعمال قبل از تغییر قبله

می فرماید :«وَ ما کانَ اللَّهُ» خداوند اگر این عمل بزرگ را انجام داد که فرمود:«لَکَبِیرَهً»۴  یعنی کار بزرگی می باشد و عظمت دارد ،لذا ذبیح هایی که روز قبل رو به قبله ذبح شده بودند یا نماز های قبلی و حتی نمازی که در حال اقامه بودند از بین نمی روند و دورکعتی که خوانده بودند قبول و دو رکعتی که در ادامه به سمت کعبه خوانده بودند نیز قبول است .

شمولیت ایمان بر اعمال

آنچه مورد بحث امروز قرار گرفته بود کلمه ایمان می باشد که در این آیه شامل همه اعمال و وظایف دینی انسان می شود که در این آیه مصداقا نماز بوده است که می فرماید نماز شما ضایع نمی شود .

با فضیلت ترین عمل نزد خداوند

در کتاب شریف کافی و تفسیر عیاشی ابوعمر زبیری روایتی را آورده از حضرت صادق آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) که خطاب به حضرت صادق(علیه السلام) خطاب و سوال می کنند :«ایُّهَا  اَلْعَالِمُ  أَخْبِرْنِی أَیُّ اَلْأَعْمَالِ أَفْضَلُ عِنْدَ اَللَّهِ »۵ به ما خبر دهید که با فضیلت ترین عمل نزد خداوند چیست ؟ «قَالَ مَا لاَ یَقْبَلُ اَللَّهُ شَیْئاً إِلاَّ بِهِ» آن چیزی که خداوند اعمال را قبول نمی کند مگر به واسطه وجود آن عمل که نماز می باشد .

چگونگی قبول اعمال

در ادامه سوال میکند :« قُلْتُ وَ مَا هُوَ؟» آن چیزی که خداوند اعمال را به واسطه آن قبول می کند چیست ؟ امام فرمود:«قَالَ اَلْإِیمَانُ بِاللَّهِ اَلَّذِی لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ أَعْلَى اَلْأَعْمَالِ دَرَجَهً وَ أَشْرَفُهَا مَنْزِلَهً وَ أَسْنَاهَا حَظّاً» یعنی ایمان به خداوندی که هیچ خدایی نیست مگر آن خدایی که نزد او این عمل از همه اعمال بالاتر است و شرافت آن بالاتر و نیز درجه آن بالاتر است ،یا به معنای دیگر بالاترین اعمال از نظر مقام ،شریف ترین آنها از جهت جایگاه، درخشانترین آنها از لحاظ بهره .

عمومیت معنای عمل

شاید این سائل که اینگونه سوال می کند ،بحث کلمه عمل برای او جا نیفتاده بوده که عمل شامل اعتقادات،اقرار و نیات هم می شود لذا اینگونه سوال می کند «قَالَ قُلْتُ أَ لاَ تُخْبِرُنِی عَنِ اَلْإِیمَانِ أَ قَوْلٌ هُوَ وَ عَمَلٌ أَمْ قَوْلٌ بِلاَ عَمَلٍ» آیا آن قول همراه با عمل می باشد یا قول بدون عمل است که فقط اقرار لسانی باشد ؟ امام در جواب می فرماید:«فَقَالَ اَلْإِیمَانُ عَمَلٌ کُلُّهُ » ایمان هر چه هست ،عمل است .

مصادیق معنای عمل

 امام که می فرماید :«اَلْإِیمَانُ عَمَلٌ کُلُّهُ » یعنی چه اعتقاد قلبی را حساب کنید ، چه اقرار لسانی را حساب کنید و چه اعمالی که به دنبال ان انجام دهید که جوارحی می باشد ،تمامی این موارد عمل هستند .

مقام اقرار و اعتقادات قلبی

در ادامه امام می فرماید:« وَ اَلْقَوْلُ بَعْضُ ذَلِکَ اَلْعَمَلِ » یعنی اینکه اقرار بر آن عمل کنید ،بعض از آن عمل می باشد لذا این را عرض کنیم که بنابر آنچه که در خطورات ذخیره شده مغزی و ذهنی داریم این است که همان اعتقادات قلبی هم که مومن دارد ،همان هم عمل محسوب می شود ، آنهم بعضی از عمل ، این روایت مفصل می باشد که در بسیاری از آیات قرآن بر اثبات اینکه ایمان عمل قلبی،لسانی و جوارحی است ، آن را به عنوان استشهاد بیان می کنند .

بیان صلاه به معنای ایمان

روایت دیگری نقل شده که فرمود:«قَالَ  فِیمَا  فَرَضَ  اَللَّهُ عَلَى اَلْجَوَارِحِ مِنَ اَلطَّهُورِ وَ اَلصَّلاَهِ بِهَا» در آنچه خداوند متعال بر جوارح  فرض و واجب کرد از طهارت و نماز و… «ذَلِکَ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمَّا صَرَفَ نَبِیَّهُ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) إِلَى اَلْکَعْبَهِ عَنْ بَیْتِ اَلْمَقْدِسِ» وقتی خداوند تبارک و تعالی نبی خود را برگرداند از بیت المقدس به کعبه خداوند نازل فرمودند این آیه را «أَنْزَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ مٰا کٰانَ اَللّٰهُ لِیُضِیعَ إِیمٰانَکُمْ إِنَّ اَللّٰهَ بِالنّٰاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ» پس « فَسَمَّى اَلصَّلاَهَ إِیمَاناً » در واقع صلاهی که در آن بود را به عنوان ایمان حساب کرد .

نحوه تسمیه بعض به کل

همان تسمیه بعض به کل می باشد ،یعنی کل آنچه که انسان دارد را ایمان گویند و به بعض آن را تسمیه کرده اند  که صلاه می باشد لذا صلاه بعضی از ایمان است اما این را به نام ایمان بیان کرده اند ، بنابراین مراد از عمل چنان که در این روایت بیان شده عام است .

مصداق بودن اعمال ،اقوال و نیات

نمیتوانیم بگوییم کلمه عمل عام از الفاظ عموم می باشد ،ببینید کلمه عمل را که اینجا می گوییم نمی توانیم این را بگوییم یا کلمه ایمان از الفاظ عموم باشد اما از جهت معنا و موضوع له کلمه ایمان هم شامل اعمال یعنی افعال و هم شامل نیات به معنای ما فی الصدور می شود ، اقوال نیز از جوارح می باشد چون از زبان صادر و عمل زبان است ،لذا آن را هم مسلم شامل می شود .

اهمیت محافظت از جوارح

پیرامون این معنا که کلمه ایمان را بیان فرموده اند و مراد آنها نماز می باشد که خود مرتبه ای از ایمان کامل را بیان می کند که امام صادق علیه السلام فرمودند:«فَمَنْ لَقِیَ اَللَّهَ حَافِظاً  لِجَوَارِحِهِ مُوفِیاً کُلَّ جَارِحَهٍ مِنْ جَوَارِحِهِ مَا فَرَضَ اَللَّهُ عَلَیْهَا لَقِیَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُسْتَکْمِلاً لِإِیمَانِهِ»۶ یعنی کسی که خداوند را ملاقات کند در حالی که جوارح خودش را بر اعمال محافظت کند .

مصادیق محافظت از جوارح

یعنی با زبان خود دروغ نگوید ،درست حرف بزند ،شهادت صادق دهد ،نماز اقامه کند و تلاوت قرآن نیز داشته باشد،با گوش خود نیز همینطور مانند اینکه چیزهایی که ماموریت دارد نشنود ، نشنود و … و همه ی این موارد اعضا و جوارحی می باشد .

عاقبت وفا و حفاظت از اعمال

 اگر کسی وفا کند به اعمال خود نسبت به آنچه که می باشد آنوقت «مُسْتَکْمِلاً لِإِیمَانِهِ» لذا اگر کسی اینگونه باشد :«هُوَ مِنْ أَهْلِ اَلْجَنَّهِ» اهل بهشت است ، این قسمت از روایت را که بیان کرده اند به دنبال روایت اولی بود ،منتهی روایت چون طولانی بود در اصول کافی حدودا پنج صفحه آن روایت بیان شده است .

رابطه ایمان و نماز در آیه شریفه

بنابراین منافاتی ندارد که حقیقت ایمان اعم از اینکه تعبیر به ایمان قلبی کنیم و آنچه در این سوره گذشته را ما بگوییم منافات دارد ،در صورتی که هیچ مشکل و منافاتی با هم پیدا نمی کنند ،پس ایمان همان نماز می باشد و ایمان را ضایع نمی کند .

دلیل عدم ضایع شدن ایمان

چون که معتقدا به اینکه قبله بیت المقدس می باشد لذا پیامبر و مسلمانان نماز می‌خواندند ،الان هم معتقدا به اینکه قبله تغییر کرد و منقلب شد به سمت کعبه نماز خود را میخوانند ، لذا این کلمه ایمان به همین جهت آورده شده ،اگر نگوییم علت بلکه حکمت بر آن می باشد .

تفسیر آیه بعدی

آیه بعدی خداوند متعال می فرماید:«قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَهً تَرْضاها»۷

راضی بودن پیامبر به تغییر قبله

نکته ای از این آیه را بنده عرض می کنم ،در این آیه بعدی نسبت به پیامبر می فرماید به آن قبله ای که تو از آن راضی هستی لذا فرمود:«فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَهً تَرْضاها»۸ متوقع پیامبر این بود که قبله تغییر کند ولی به کجا تغییر کند ؟ به آن چیزی تغییر می کند و قبله قرار میگیرد که خود پیامبر به آن راضی بود.

فاعل بودن جبرئیل

نکته بعدی اینکه در این آیه می فرماید :«قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ» ما شما را در آسمان می‌دیدیم که به کدام سمت نماز می‌خواندید و «فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَهً تَرْضاها» ،لذا عبارت «فَلَنُوَلِّیَنَّکَ» فعل  پیامبر مبنی بر برگرداندن به سمت کعبه را خداوند به جبرئیل نسبت می دهد پس فاعل جبرئیل بوده است .

مأموریت جبرئیل برای تغییر قبله

پس خداوند جبرئیل را مامور می کند که پیامبر را از سمت بیت المقدس به جهت کعبه برگرداند ،یا به قول معروف شانه های پیامبر را گرفت و یا اصلا ایشان را بلند می کند و به محراب بعدی و آن طرف مردم می گذارد .

اراده خداوند بر تغییر قبله

لذا فرمود:«فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَهً تَرْضاها فولّ وجهک» تو ای پیامبر روی خود را برگرداندی همانطوری که خداوند اراده فرمود «شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ» یعنی به سمت مسجد الحرام .

تفسیر کلمه شَطْرَ

بحث اینکه می فرماید :«شَطْرَ» چون کره زمین حالت کروی می باشد ،اینکه به چه صورتی باید ما به سمت قبله نماز بخوانیم که قبله ما قرار گیرد ،از جهت تعیین سمت و آن جهتی که ما باید بایستیم به سمت کعبه ،آنچه مهم است کعبه قبله می شود لذا به سمت آن بخواهیم نماز بخوانیم کلمه «شَطْرَ» به جهت قبله اشاره می فرماید .

کفایت به سمت قبله بودن

بنابراین همین که سمت و سوی کعبه باشد کفایت میکند لذا انیمه چهل و پنج درجه که به آن بین الیدین گویند تخلف داشته باشد در صورتی که تحقیق کرده باشید مشکلی ایجاد نمی کند .

منابع

۱_ سوره آل عمران آیه ۹۶

۲_ سوره بقره آیه ۱۴۳

۳_ سوره بقره آیه ۱۴۳

۴_ سوره بقره آیه ۱۴۳

۵_ اصول کافی ج ۲ ص ۳۳، تفسیر البرهان ج۱ ص ۳۴۷ ح ۳ و ۴ ،تفسیر نور الثقلین ج ۱ ص ۱۶۸ ، تفسیر عیاشی ج ۱ ص ۸۲

۶_ اصول کافی ج۲ ص ۳۳

۷_ سوره بقره آیه ۱۴۴

۸_ سوره بقره آیه ۱۴۴

Visits: 30

فهرست مطالب

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1