۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » تفسیر آیات 101 تا 110
  • شناسه : 5509
  • 23 ژوئن 2023 - 1:44
  • 111 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
آیه ۱۰۴ | پیامدهاى مثبت ایمان و تقوا‏‏
آیه 104 | پيامدهاى مثبت ایمان و تقوا‏‏

آیه ۱۰۴ | پیامدهاى مثبت ایمان و تقوا‏‏

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۴ جلسه ۱ حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی ۱ جلسه تفسیر آیه صدو چهارم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطینُ عَلى‏ مُلْکِ سُلَیْمانَ وَ ما کَفَرَ سُلَیْمانُ وَ لکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ […]

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۴ جلسه ۱

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

۱ جلسه تفسیر آیه صدو چهارم

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطینُ عَلى‏ مُلْکِ سُلَیْمانَ وَ ما کَفَرَ سُلَیْمانُ وَ لکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَهٌ فَلا تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ (۱۰۲) وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَهٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَیْرٌ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ (۱۰۳) یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْکافِرینَ عَذابٌ أَلیمٌ (۱۰۴)

 به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

و [یهودیان‏] از آنچه شیاطین در زمان پادشاهى سلیمان [از علم سحر بر مردم مى‏خواندند] پیروى کردند. و [سلیمان دست به سحر نیالود تا کافر شود، بنابراین‏] سلیمان کافر نشد، ولى شیاطین که به مردم سحر مى‏آموختند، کافر شدند. و [نیز یهودیان‏] از آنچه بر دو فرشته هاروت و ماروت در شهر بابل نازل شد [پیروى کردند]، و حال آنکه آن دو فرشته به هیچ کس نمى‏آموختند مگر آنکه مى‏گفتند: ما فقط مایه آزمایشیم [و علم سحر را براى مبارزه با ساحران و باطل کردن سحرشان به تو تعلیم مى‏دهیم‏]، پس [با به کار گرفتن آن در مواردى که ممنوع و حرام است‏] کافر مشو. اما آنان از آن دو فرشته مطالبى [از سحر] مى‏آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایى مى‏انداختند؛ در حالى که آنان به وسیله آن سحر جز به‏اذن خدا قدرت‏آسیب رساندن به‏کسى را نداشتند؛ و همواره چیزى را مى‏آموختند که به آنان آسیب مى‏رسانید و سودى نمى‏بخشید؛ و یقینا [یهود] مى‏دانستند که هر کس خریدار سحر باشد، در آخرت هیچ بهره‏اى ندارد. و همانا بدچیزى است آنچه خود را به آن فروختند اگر معرفت مى‏داشتند. (۱۰۲) و اگر آنان [از روى حقیقت‏] ایمان مى‏آوردند و [از سحر و جادو] پرهیز مى‏کردند، قطعا پاداشى که از جانب خداست [براى آنان‏] بهتر بود، اگر مى‏دانستند. (۱۰۳) اى کسانى که ایمان آورده‏اید! [هنگام سخن گفتن با پیامبر] مگویید: راعنا [یعنى: در ارائه احکام، امیال و هوس‏هاى ما را رعایت کن‏] و بگویید: انظرنا [یعنى: مصلحت دنیا و آخرت ما را ملاحظه کن‏] و [فرمان‏هاى خدا و پیامبرش را] بشنوید. و براى کافران عذابى دردناک است. (۱۰۴)

 

 

http://bayanbox.ir/view/5122040553263843431/poster4.jpg

تفسیر سوره مبارکه بقره – آیه  ۱۰۳

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطینُ عَلى‏ مُلْکِ سُلَیْمانَ وَ ما کَفَرَ سُلَیْمانُ وَ لکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَهٌ فَلا تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ (۱۰۲) وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَهٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَیْرٌ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ (۱۰۳) یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْکافِرینَ عَذابٌ أَلیمٌ (۱۰۴)

 به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

و [یهودیان‏] از آنچه شیاطین در زمان پادشاهى سلیمان [از علم سحر بر مردم مى‏خواندند] پیروى کردند. و [سلیمان دست به سحر نیالود تا کافر شود، بنابراین‏] سلیمان کافر نشد، ولى شیاطین که به مردم سحر مى‏آموختند، کافر شدند. و [نیز یهودیان‏] از آنچه بر دو فرشته هاروت و ماروت در شهر بابل نازل شد [پیروى کردند]، و حال آنکه آن دو فرشته به هیچ کس نمى‏آموختند مگر آنکه مى‏گفتند: ما فقط مایه آزمایشیم [و علم سحر را براى مبارزه با ساحران و باطل کردن سحرشان به تو تعلیم مى‏دهیم‏]، پس [با به کار گرفتن آن در مواردى که ممنوع و حرام است‏] کافر مشو. اما آنان از آن دو فرشته مطالبى [از سحر] مى‏آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایى مى‏انداختند؛ در حالى که آنان به وسیله آن سحر جز به‏اذن خدا قدرت‏آسیب رساندن به‏کسى را نداشتند؛ و همواره چیزى را مى‏آموختند که به آنان آسیب مى‏رسانید و سودى نمى‏بخشید؛ و یقینا [یهود] مى‏دانستند که هر کس خریدار سحر باشد، در آخرت هیچ بهره‏اى ندارد. و همانا بدچیزى است آنچه خود را به آن فروختند اگر معرفت مى‏داشتند. (۱۰۲) و اگر آنان [از روى حقیقت‏] ایمان مى‏آوردند و [از سحر و جادو] پرهیز مى‏کردند، قطعا پاداشى که از جانب خداست [براى آنان‏] بهتر بود، اگر مى‏دانستند. (۱۰۳) اى کسانى که ایمان آورده‏اید! [هنگام سخن گفتن با پیامبر] مگویید: راعنا [یعنى: در ارائه احکام، امیال و هوس‏هاى ما را رعایت کن‏] و بگویید: انظرنا [یعنى: مصلحت دنیا و آخرت ما را ملاحظه کن‏] و [فرمان‏هاى خدا و پیامبرش را] بشنوید. و براى کافران عذابى دردناک است. (۱۰۴)

بیان مطلب علمی قول علامه

دو صفحه مرحوم علامه طباطبایی ذیل بحثی که داشتیم ذیل آیه شریفه صد و دوم سوره مبارکه بقره که بحث علمی را بیان کرده اند که بنده چند مرتبه آن را دیده ام و حیف است که توضیح ندهم لذا این را به عنوان تتمه بحث آیه شریفه عرض می کنیم و وارد آیه بعد می شویم .

وجه تسمیه علوم غریبه

بحثی که دارند پیرامون همان علوم غریبه ای که مصطلح می باشد بین ما که در واقع از عجائب و غرائب بحث می کنند لذا غریبه که می گویند به همین جهت می باشد ، البته ضابطه کلی و قانون کلی برای این علوم نیست که آنها را تقسیم کنیم لذا معروف ترین انها را که متخصصین آنها می باشند را «کله سرٌّ» را گفته اند .

توضیح و بیان علم سیمیا

لذا مرحوم علامه اول توضیح «علم سیمیا» را گفته اند، که گفته اند :« علم سیمیا یا همان علم سحر دیدگان و آنهایی که سحر می کنند که موضوع این علم هماهنگ ساختن و خلط نمودن قوای ارادی با قوای مخصوص مادی است برای دستیابی و تحصیل قدرت در تصرفات عجیب و غریب در امور طبیعى که یکى از اقسام آن تصرف در خیال مردم است.» در خیال مردم تصرف می کنند و آنچه که نشات می گیرد از عقل او و روح مجرد او و وجود تجردی را با مادیات توأم می کنند و در خیال کردم تصرف می کنند.

مصادیق علم سیمیا

مثلا دیدگان را تغییر می دهند که به گونه دیگری ببینند مثل همان کاری که سَحَر فرعون کردند که این فن را در واقع به تمامه فنون سحر گویند که آنها می توانند گونه ای را در خیال انسان ایجاد کنند تا آنچه که موجود می باشد را غیر آن و خلاف آن ببینند ،همانطوری که ریسمان ها را مار و عقرب جلوه دهند .

توضیح و بیان علم لیمیا

دومین علمی را که توضیح می دهند «علم لیمیا» می باشد که می فرمایند :« یکی از مسلمات این است که علم لیمیا همان علم تسخیرات می باشد که یک چیزی را تسخیر می کنند و از کیفیت تاثیر هاى ارادى، در صورت اتصالش با ارواح قوى و عالى بحث مى کند، که مثلا اگر اراده من متصل و مرتبط شد با ارواحى که موکل ستارگان است، چه حوادثی می توانم پدید آوریم؟ و یا اگر اراده من متصل شد با ارواحى که موکل بر حوادثند، و بتوانم آن ارواح را مسخر خود کنم و یا اگر اراده ام متصل شد با اجنه، و توانستم آنان را مسخر خود کنم، و از آنها کمک بگیرم چه کارهایی می توانم انجام دهم؟ که این علم را علم تسخیرات نیز مى گویند.

ورود اشخاص به علوم غریبه

سومین علم ،«علم هیمیا» می باشد ،البته این مطالبی که ما میگوییم به این جهت است که یک چیزی شنیده باشیم و بی بهره نباشیم و غریب نباشد این کلمات برای ما ولی اگر کسی خواست در این موارد مقدار بیشتری وارد شود  ،شیرین است و بعضی اشخاص وارد شوند به این راحتی رها نمی کنند و تا ما فیها خالدون را میخواهند بروند تا بفهمند چه خبر است و بعد هم خدای ناکرده یاد میگیرند برای اینکه کارهای خلافی مرتکب شوند و این خیلی بد است .

توضیح و بیان علم هیمیا

سومین علم هیمیا، که در ترکیب قواى عالم بالا، با عناصر عالم پایین، بحث میکند که در واقع همان علم طلسمات می باشد تا از این راه به تاثیر هاى عجیبى دست یابد، و آن را علم طلسمات نیز می گویند، چون کواکب و اوضاع آسمانى با حوادث مادى زمین ارتباط دارند، همانطوری که عناصر و مرکبات و کیفیات طبیعی آنها اینطورند، پس اگر اشکال و یا بگو آن نقشه آسمانى که مناسب با حادثه اى از حوادث است، با صورت و شکل مادى آن حادثه ترکیب شود، آن حادثه پدید مى آید، مثلا اگر بتوانیم در این علم به آن شکل آسمانى که مناسب با مردن فلان شخص، یا زنده ماندنش و یا باقى ماندن فلان چیز مناسب است، با شکل و صورت خود این نامبرده ها ترکیب شود، منظور ما حاصل می شود یعنى اولى که خواستیم می میرد، و دومی زنده میماند، و سومى بقاء مى یابد، و این معناى طلسم است.

توضیح و بیان علم ریمیا

چهارمین علم «علم ریمیا» میباشد و آن علمى است که از استخدام قواى مادى بحث مى کند تا به آثار عجیب آنها دست یابد، بطورى که در حس بیننده آثارى خارق العاده دراید که به این علم شعبده نیز می گویند مثل سرعت دادن به کاری که شما آن را به گونه دیگری ببینید .

ملحقات علوم خفیه

 برای این چهار علم ،چهار اسم دیگر نیز بیان نموده اند که در واقع همه ی آنها همه ی علوم خفیه یا غریبه به طور کلی می باشد منتهی علوم دیگری نیز موجود است که به علوم خفیه ملحق می شود مثل علم اعداد،اوفاق ،خافیه،تنویم مغناطیسی و احضار روح که همه ی این موارد از علومی است که ملحق به «کُلُّهُ سِرٌّ» می باشد و همه ی علوم خفیه را علم کیمیا نیز می گویند.

قول مرحوم شیخ بهایی

منتهی مرحوم شیخ بهایی درباره انها فرموده :«بهترین کتابی که در این فنون نوشته شده است ،کتابی می باشد که من ان را در هرات دیده ام و نام آن کتاب «کُلُّهُ سِرٌّ» است.»

اسماء علوم و «کُلُّهُ سِرٌّ»

نام این علوم را هم از «کُلُّهُ سِرٌّ» گرفته اند لذا کاف همان کیمیا ، لام همان هیمیا، هاء همان هیمیا، سین همان سیمیا و راء همان ریمیا می باشد و روی همین لسان نوشته و گفته اند .

وجه تسمیه و تعلیم این علوم

بنابراین این بحثی است که ملحق به بحث علمی بیان نکرده اند لکن اصلا تسمیه این علوم به علم درست می باشد یا خیر؟ که علم همان چیزی است که نور می باشد « یَقْذِفُهُ اَللَّهُ فِی قَلْبِ مَنْ یَشَاءُ » شاید این موارد تناسبی نداشته باشد لذا ما فقط اشاره ای می کنیم و علم نیست که ما دنبال تعلم آنها باشیم یا بتوانیم از قِبَل انها تعلیم کنیم اما حداقل یک هنر ، فضل و فن است .

 آیه صد و چهارم سوره بقره

آیه بعدی که آیه صد و چهارم می باشد خداوند متعال می فرماید:«یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا وَاسْمَعُوا ۗ وَلِلْکَافِرِینَ عَذَابٌ أَلِیمٌ»۱

اولین خطاب با کلمه «آمَنُوا»

نکته ای که قابل تذکر می باشد این است که آیه مذکور ،اولین ایه ای می باشد که خداوند خطاب به کلمه مومنین فرموده است و به بیان دیگر خداوند متعال در اول سوره مبارکه بقره تا بحث امروز«یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»۲ را اولین بار فرموده است و حدود هشتاد مورد در آیات دیگر« یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»  را قران شریف داریم لذا قبل از این ایه خطاب داشتیم مانند «یَا بَنِیٓ إِسْرَآئِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِیٓ»۳ و مانند خطاب:«یَآ أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»۴

مراد از خطابات «آمَنُوا»

آنچه که مسلم می باشد در خطابات شفاهی که در آیه مذکور داریم با کلمه «آمَنُوا» به معنای خاص مومن نیست که فرمود :«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ»۵

و ناظر بر این مطلب ان آیه ای که فرمود:«یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوٓا آمِنُوا»۶ یا اینکه فرمود :«یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوٓا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً»۷ لذا آن چیزی که مسلم می باشد این جمله ««یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»۸ مومنین به معنای خاص را مراد نیست بلکه مسلمین را مراد می باشد .

خطابات به امت اسلامی

مرحوم علامه می فرمایند هشتاد و چهار مورد تا آخر قرآن خطاب به صورت :«یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوٓا آمِنُوا»۹ وارد شده که مومنین به این خطاب وقتی تعبیر شده اند یعنی مسلمانان و امت اسلامی و امت هایی که قبل از اسلام بوده اند را خطاب نداده است لذا در تعبیرات قرآنی مرحوم علامه می فرمایند خطاب هایی که داریم در قرآن یا خطاب هایی پیرامون امت های سابقه مانند قوم نوح که فرمود:« قَوْمُ نُوحٍ » ۱۰ یا فرمود:« قَوْمِ هُودٍ»۱۱ یا فرمود:«قَالَ یَا قَوْمِ أَرَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلَىٰ بَیِّنَهٍ » ۱۲ یا به لفظ اصحاب تعبیر شده مانند «اصحاب مَدیَن و اصحاب رَّسّ» لذا کلمه«آمَنُوٓا» یا مومن  به انها تعبیر نشده است یا مثلا در خصوص قوم موسی به قوم بنی اسرائیل  تعبیر شده است .

 علت تسمیه مسلمانان به مومن

 تعبیر به لفظ «آمَنُوٓا» را به چه دلیل برای مسلمانان گفته اند ؟ به دلیل احترام،عزت و کرامت انها به مسلمانان با لفظ «آمَنُوٓا» قران تکریم فرموده است و مرحوم علامه فرموده تعبیر به «الَّذِینَ آمَنُوٓا» تعبیر محترمانه ای می باشد که امت اسلام را با آن خطاب کنند و فقط اختصاص به آنها  دارد.

مصادیق خطاب به مسلمانان

قران کریم «الَّذِینَ آمَنُوٓا» را فرموده که بخواهیم کلمه مومن را از ان اتخاذ کنیم اینطور نیست که منظور مومن خاص باشند لذا در آیه شریفه فرموده:«وَتُوبُوٓا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ» ۱۳ یا در آیه دیگر فرمود :«الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا»۱۴ که چند کلمه به صورت «یُؤْمِنُونَ» و«آمَنُوا» بیان شده که انچه در اینجا بیان شده این است که مومن به معنای خاص منظور نیست .

مصادیق خطابات مومنین خاص

بنابراین مراد از «یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوٓا»۱۵ یعنی «یَآ أَیُّهَا المسلمون» یعنی ای کسانی که مسلمان شده اید اما مومن به معنای خاص خودش که مراد از تعبیراتی که در آیات «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ،الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ،وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»۱۶ مراد از این خطاب هایی که در این ایات می باشد ،نیست لذا انها باید بیایند استغفار و توبه کنند .

خطاب به مومنین خاص

لذا این خطابات «یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوٓا»۱۷ از نظر مبنایی اگر بخواهیم روی آن بحث کنیم به مسلمانانی که به اسلام کامل ایمان اورده اند ،می توانند خطاب داشته باشند و به هر شخصی اطلاق نمی شود .

منابع

۱_ سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۴

۲_سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۴

۳_ سوره مبارکه بقره آیه ۴۷

۴_ سوره مبارکه بقره آیه ۲۱

۵_ سوره مبارکه مومنون آیه ۱

۶_سوره مبارکه نساء آیه ۱۳۶

۷_ سوره مبارکه تحریم آیه ۸

۸_ سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۴

۹_ سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۴

۱۰_ سوره مبارکه شعراء آیه ۱۰۵

۱۱_  سوره مبارکه هود آیه ۶۰

۱۲_ سوره مبارکه هود آیه ۲۸

۱۳_ سوره مبارکه توبه آیه ۳۱

۱۴_ سوره مبارکه غافر آیه ۷

۱۵_ سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۴

۱۶_ سوره مبارکه مومنون آیات ۱،۲،۳

۱۷_ سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۴

Visits: 4

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1