۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » تفسیر آیات 141 تا 150
  • شناسه : 7223
  • 01 ژانویه 2024 - 22:42
  • 69 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
آیه ۱۴۶ | پیامبرشناسى اهل کتاب و کتمان آنان‏
آیه 146 | پيامبرشناسى اهل كتاب و كتمان آنان‏

آیه ۱۴۶ | پیامبرشناسى اهل کتاب و کتمان آنان‏

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۱۴۶ جلسه ۱ حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی  ۱ جلسه تفسیر آیه صدو چهل و ششم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏  قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَهً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیْثُ ما کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ لَیَعْلَمُونَ […]

...فهرست مطالب

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۱۴۶ جلسه ۱

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

 ۱ جلسه تفسیر آیه صدو چهل و ششم

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

 قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَهً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیْثُ ما کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ (۱۴۴) وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ بِکُلِّ آیَهٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ ما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ ما بَعْضُهُمْ بِتابِعٍ قِبْلَهَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمینَ (۱۴۵)

 ما گردانیدن رویت را در [جهت‏] آسمان [چون کسى که به انتظار مطلبى باشد] مى‏بینیم؛ پس یقیناً تو را به سوى قبله‏اى که آن را بپسندى برمى گردانیم؛ پس رویت را به سوى مسجد الحرام گردان؛ و [شما اى مسلمانان!] هر جا که باشید، روى خود را به سوى آن برگردانید. و مسلماً اهل کتاب مى‏دانند که این تغییر قبله [از بیت المقدس به کعبه‏] از سوى پروردگارشان [کارى‏] درست و حق است؛ [زیرا در تورات و انجیلشان خوانده‏اند که پیامبر اسلام به دو قبله نماز خواهد خواند] و خدا از آنچه [بر ضد پیامبر و مؤمنان‏] انجام مى‏دهند، بى‏خبر نیست. (۱۴۴)  [به خدا] سوگند اگر براى اهل کتاب هر نشانه و دلیلى بیاورى، از قبله تو پیروى نمى‏کنند، و تو هم از قبله آنان پیروى نخواهى کرد و [نیز] برخى از آنان [که یهودى‏اند] از قبله دیگران [که نصرانى‏اند] پیروى نخواهند کرد. اگر پس از دانشى که [چون قرآن‏] برایت آمده از هوا و هوس‏هاى آنان پیروى کنى، مسلماً در آن صورت از ستمکاران خواهى بود. (۱۴۵)

 

http://bayanbox.ir/view/5122040553263843431/poster4.jpg

تفسیر سوره مبارکه بقره – آیه  ۱۴۶ 

آیه ۱۴۶ | پیامبرشناسى اهل کتاب و کتمان آنان‏

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

 قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَهً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیْثُ ما کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ (۱۴۴) وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ بِکُلِّ آیَهٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ ما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ ما بَعْضُهُمْ بِتابِعٍ قِبْلَهَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمینَ (۱۴۵)

 ما گردانیدن رویت را در [جهت‏] آسمان [چون کسى که به انتظار مطلبى باشد] مى‏بینیم؛ پس یقیناً تو را به سوى قبله‏اى که آن را بپسندى برمى گردانیم؛ پس رویت را به سوى مسجد الحرام گردان؛ و [شما اى مسلمانان!] هر جا که باشید، روى خود را به سوى آن برگردانید. و مسلماً اهل کتاب مى‏دانند که این تغییر قبله [از بیت المقدس به کعبه‏] از سوى پروردگارشان [کارى‏] درست و حق است؛ [زیرا در تورات و انجیلشان خوانده‏اند که پیامبر اسلام به دو قبله نماز خواهد خواند] و خدا از آنچه [بر ضد پیامبر و مؤمنان‏] انجام مى‏دهند، بى‏خبر نیست. (۱۴۴)  [به خدا] سوگند اگر براى اهل کتاب هر نشانه و دلیلى بیاورى، از قبله تو پیروى نمى‏کنند، و تو هم از قبله آنان پیروى نخواهى کرد و [نیز] برخى از آنان [که یهودى‏اند] از قبله دیگران [که نصرانى‏اند] پیروى نخواهند کرد. اگر پس از دانشى که [چون قرآن‏] برایت آمده از هوا و هوس‏هاى آنان پیروى کنى، مسلماً در آن صورت از ستمکاران خواهى بود. (۱۴۵)

 وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ بِکُلِّ آیَهٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ ما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ ما بَعْضُهُمْ بِتابِعٍ قِبْلَهَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِینَ ۱

 

عناد و لجاجت اهل کتاب

در آیه ۱۴۵ از سوره مبارکه بقره، آنچه که از این آیه برمی‌آید این است که قومی که در اینجا اهل کتاب بیان فرموده و منظور یهود و نصاری هستند، از سر لجبازی، عناد، عصبیت، بغض و کینه‌ای که نسبت به پیامبر و مسلمانان دارند، هر کاری که پیامبر انجام دهد باز آن‌ها از عناد خود دست برنمی‌دارند.

درخواست ابوجهل از پیامبر

اینکه خداوند متعال می فرماید:«وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ بِکُلِّ آیَهٍ» یعنی اگر که مثلا قرآن که ۶۶۰۰ آیه دارد را برای آن‌ها بازخوانی کنی همچنان به لجاجت خود ادامه خواهند داد ، به هرحال عناد و لجاجت آن‌ها قصه ابوجهل است که به پیامبر صلوات الله علیه گفت که اگر شما شق القمر کنی و معجزه تو را ببینم، بر اینکه مسلمان شوم یا خیر تصمیمی می‌گیرم.

واکنش ابوجهل به معجزه پیامبر

ابوجهل با دیدن معجزه لجاجت خود را ادامه داد و گفت من می‌دانم که تو پیامبر هستی ولی به تو ایمان نمی‌آورم ، تا آن زمان به وی ابوعلم گفته می‌شد اما بعد از این واقعه به ابوجهل گفتند.

دلیل نجس بودن اهل کتاب

آنچه که مسلم است اکثر علمای ما قائل به نجاست اهل کتاب هستند، از اینجا ریشه می‌گیرد که این‌ها می‌دانند پیامبر، رسول خاتم است و آیه بعدی نیز این موضوع را بیان می‌کند که خداوند متعال فرمود:«الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَعْرِفُونَهُ کَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ‌»۲

ایمان نیاوردن به پیامبر

اگر به یاد داشته باشید همان معنای کفر که در آیات اولیه سوره بقره گفتیم «کفر ای ستر» یعنی حق را می‌دانند اما آن را می‌پوشانند، می‌دانند که پیامبر، پیامبر خاتم می‌باشد و می‌دانند که در دین خودشان و تورات یا انجیل خودشان مامور شده‌اند که به پیامبر خاتم ایمان بیاورند اما ایمان نمی‌آورند.

ایمان به قبله مسلمانان

خداوند متعال می فرماید:«ما تَبِعُوا قِبْلَتَکَ» اگر شما همه دنیا را به عنوان دلیل جمع کنید و بر آن‌ها اقامه نمایید تا به قبله شما ایمان بیاورند، پیروی نمی‌کنند «ما تَبِعُوا قِبْلَتَکَ» آن‌ها به سمت کعبه تو نماز نمی‌خوانند.

اختلاف در قبله ادیان

خداوند متعال فرمود:«وَ ما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ» یعنی از طرف دیگر تو نیز هیچگاه از آن‌ها تبعیت نخواهی کرد ، «وَ ما بَعْضُهُمْ بِتابِعٍ قِبْلَهَ بَعْضٍ» حتی این‌ها در خانه خودشان هم مشکل دارند برای مثال مسیحیان محل زایش حضرت مسیح را قبله خود قرار داده‌اند و به آن سمت نماز می‌خوانند و یهودیان به سمت خود بیت‌المقدس درحالی‌که هیچ یک از آن‌ها قبله دیگری را قبول ندارند.

عدم تبلیغ یهودیان

هر قومی فقط خودش را قبول می‌کند و نکته جالب این است که در قوم یهود، کسی دیگران را به پذیرش قوم یهود دعوت نمی‌کند یعنی همه ادیان به دنبال این هستند که تبلیغ کنند برای مثال ببینید که وهابیت چگونه گسترده عمل می‌کند که مسلمانان را به سمت و سوی وهابیت بکشاند؛ بنابراین آن‌ها به دنبال این نیستند که افراد دیگری به دین آن‌ها گرایش پیدا کند.

دلیل محدودیت یهودیت

لذا در محدودیت و اقلیت قرار گرفتن یهودیان به خاطر عدم تبلیغ می‌باشد وگرنه ممکن است این هم یک حکمتی باشد که خدا قرار داده است و الا با ثروت‌هایی که آن‌ها دارند می‌توانستند تبلیغات گسترده‌ای بکنند و افراد را به سمت و سوی یهودیت دعوت کنند تا شاید پیشروی کنند.

ماجرای قطع طمع از یهود

خداوند متعال در قسمت آخر آیه که می‌فرماید :«وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِینَ‌» اینجا تهدید می‌کند ، این تهدید خداوند به پیامبر برای قطع طمع یهود می‌باشد یعنی پیامبر قصد دارد بگوید که ببینید خداوند تهدید کرده که اگر من بخواهم از شما تبعیت کنم، من نیز از شما خواهم بود ،یعنی از همان ظالمان خواهم بود.

اتمام حجت خداوند

خداوند فرمود:«وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ» در سوره زمر هم این تهدید را داریم که اگر شما از آن‌ها تبعیت کنید، ممکن است تو نیز از ظالمین باشی اما این تهدید پیامبر برای قطع طمع یهود می‌باشد تا آن‌ها تصور نکنند که می‌توانند پیامبر را به سمت و سوی خودشان بکشانند.

دعوت پیامبر به راه باطل

‌مانند چیزی که در سوره جحد یا کافرون داریم که درخواست بت پرستان این بود که ای پیامبر، بت‌های ما را یکبار ستایش کن تا ما نیز خدای تو را بپرستیم تا این سوره بر حضرت نازل شد و فرمود «و دین شما متعلق به شما و دین من متعلق به خودم خواهد بود.» آن‌ها قائل به این امر بودند که تو نیز به سمت ما بیا و به قول مثال اصفهانی، یک پل به ما نشان بده تا ۳۳ پل به تو نشان دهیم!

مراد قرآن از بیان کلمه الظالمین

آیه بعدی الظالمین را اینگونه توصیف می‌کند «الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ» ۳ این ظالمین یعنی کسانی که اهل کتاب هستند «یَعْرِفُونَهُ» کلمه عرفان را ذکر می‌کند یعنی از باطن و از همه وجود خود، شمای پیامبر را می‌شناسند «کَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ» نظیر اینکه فرزندان خود را می‌شناسند.

ارتباط کتمان و آگاهی علمی

می فرماید:«وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ» یک دسته علما در اهل کتاب و یهود هستند که این افراد اهل علم بوده و از نظر علمی آگاهی کامل دارند و همه چیز را می‌دانند اما «لَیَکْتُمُونَ» کتمان می‌کنند ، برای کتمان کردن باید چیزی وجود داشته باشد تا بتوان آن را کتمان نمود پس آن‌ها هم «یَعْرِفُونَهُ کَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ»

علمای یهود و شناخت موازین

جمله «وَ إِنَّ فَرِیقاً» قصد دارد به علما اشاره کند ، البته ببینید شاید در اهل کتاب هم ما جاهل داشته باشیم. عوام مردم اکثرا جاهل هستند و نمی‌دانند اما علمای آن‌ها و کسانی که اهل علم هستند و خودشان را رهبران دینی اهل کتاب می‌دانند، آن‌ها موازین را می‌دانند لذا می‌فرماید کتمان می‌کنند؛ همیشه این کار را انجام می‌دهند.

کتمان حقانیت پیامبر توسط اهل کتاب

عبارت «لَیَکْتُمُونَ» هم لام تاکید دارد و هم فعل مضارع می‌باشد یعنی کاری که برای آن‌ها ملکه شده، کتمان کردن است درحالی‌که همه چیز را می‌دانند، «لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ» چه چیز را می‌دانند؟ حقیقت را می‌دانند ،حقانیت را نسبت به پیامبر و اسلام همه را می‌دانند«وَ هُمْ یَعْلَمُونَ‌»

تاکید بر عالم بودن اهل کتاب

در جمله «وَ هُمْ یَعْلَمُونَ‌» تاکید شده بر این مطلب که منظور علما هستند اگر بگوییم در «وَ إِنَّ فَرِیقاً» مراد، علما هستند آنچه که دلالت بر این مطلب دارد، «وَ هُمْ یَعْلَمُونَ‌» است، آن‌ها علما می‌باشند اینجا مراد در این است که به علمای یهود اشاره شود که کاملا پیامبر و اسلام را می‌شناختند اما آن را قبول نمی‌کردند.

بررسی انواع ظلم و معنای آن‌ها

عده‌ای از آن‌ها کتمان می‌کنند با علم به حقیقت آنچه که در واقعیت و نسبت به پیامبر و اسلام وجود دارد ، کاری آن‌ها انجام می‌دهند ظلم می‌باشد منتهی این ظلم با دیگر ظلم تفاوت دارد چون عرض کردیم ظلم ممکن است درباره دیگران، جمادات، جانوران یا گیاهان خداوند یا خود فرد باشد.

عدم ادای حق پیامبر توسط یهود

ظلمی که آن‌ها روا می‌دارند ظلم به همه چیز می‌باشد ، یعنی هم خداوند و هم غیر خداوند که اولین آن‌ها پیامبر است مورد ظلم واقع می‌شوند ، حق پیامبر این است که او را بپذیرند و به او ایمان بیاورند چرا که آن‌ها به این وظیفه مامور هستند اما آن را انجام نمی‌دهند ، به بقیه نیز ظلم می‌کنند چرا که خودشان را از دیگران برتر می‌دانند.

تامین منفعت یهود در جهان

کار به جایی می‌رسد که به راحتی مردم را کشته و آن‌ها را سلاخی می‌کنند ، این ظلم‌ها به این حدود نیز خواهند رسید و حتی به کل عالم ظلم می‌کنند تا نفع خودشان تامین گردد ، در هر زمانی هم به هر عنوانی و به یک دلیلی اقدام می‌کنند که همه آن‌ها بهانه است ، بهانه‌ای برای اینکه به دیگران ظلم کنند.

کتمان حق از دیدگاه امام صادق

آنچه که مسلم است این می‌باشد که می‌فرماید :«لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ‌» علی بن ابراهیم در تفسیری که دارد روایتی را از حضرت صادق آل محمد نقل می‌کند «نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ فِی الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی یَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَعْرِفُونَهُ یَعْنِی رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ لِأَنَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَ قَدْ أَنْزَلَ عَلَیْهِمْ فِی التَّوْرَاهًِْ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ صِفَهًَْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ صِفَهًَْ أَصْحَابِهِ وَ مَبْعَثَهُ وَ مُهَاجَرَهُ»۴

ابراز رحمت به اطرافیان

لذا آن‌ها همه این موارد را می‌دانند ، قول الله تعالی «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ» ۵ نکته‌ای که باید بسیار به آن دقت کنیم این آیه است ؛ ما اکثرا به غلط به این آیه عمل می‌کنیم؛ اکثر ما از بافت خانوادگیمان گرفته تا بافت شهری و فامیلی ما و بافت‌های اجتماعی و بین‌المللی به صورت برعکس به آن عمل کرده‌ایم یعنی «أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ» نیستیم.

دلیل کینه‌‌توزی‌های افراد نسبت به یکدیگر

برخی اوقات رحماء بین کفار می‌شویم و نسبت به خودمان از جهت حسادت‌ها، کینه‌ها، حب و بغض‌های بیهوده به یکدیگر ظلم می‌کنیم ، سرمنشأ کلیه این مشکلات و خشکسالی‌ها بلیه و گرانی‌ها همین موضوع می‌باشد.

ظلم ملت به خودشان

البته مسئولان ما به درستی عمل نکردند و از ابتدای انقلاب تاکنون از نظر اقتصادی نمره پایینی کسب کرده‌اند اما خودمان چه کاری انجام می‌دهیم، نان‌های فانتزی را گران کرده‌اند و از هزار تومان تبدیل به سه هزار تومان شده که در این صورت یک ساندویچ ۲۰ هزار تومانی به ۳۰ هزار تومان مبدل می‌شود.

تبعات ظلم ملت به افراد

ما به خودمان ظلم نمی‌کنیم؟ این رحماء بینهم است؟ یعنی زمانی که میدان باز می‌شود تا بتوانند قیمت‌ها را افزایش دهند، خود ملت کار بدتری می‌کنند ، ظلم کردن از خود ما آغاز می‌شود و زمانی که خطا می‌کنیم این مکافات به دنبال آن خواهد آمد ، این همان آثار ظلم است بعد در قرآن داریم  «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ» شدت و خشونت را باید بر دشمنان اعمال کرد.

بررسی ضعف تدارکات در جنگ

نکته جالب این است که در جنگ کسانی که سن آن‌ها اقتضا می‌کرد و می‌توانستند بجنگند، کار عملی انجام می‌دادند با اینکه ما در جنگ هیچ چیز نداشتیم ، از نظر پرسنلی نیروی زیادی داشتیم اما از نظر تدارکات در برابر عراقی‌ها صفر بودیم ، تدارکات مهندسی و معاشی برای رزمندگان ما واقعا ضعیف بود و مردم کمک می‌کردند، از لحاظ مهمات و تسلیحات نیز توانایی بالایی نداشتیم.

شدت و رحمت در زمان جنگ

یک هواپیما کوچک از ما مواضع آن‌ها را بمباران می‌کرد و یک هواپیما با راکت از آن‌ها می‌آمد و هزاران موشک رها می‌نمود اما چه چیزی به ما اقتدار می‌داد؟ اینکه با یکدیگر اتحاد داشتیم ، به حدی با یکدیگر مانوس بودیم که در شب‌های عملیات، زمانی که اعزام می‌شدیم ابراز محبت و لطف داشتیم ولی در میدان جنگ و در برابر دشمن، شدت داشتیم و خشونت ابراز می‌کردیم.

دلایل سوء مدیریت اقتصادی

آنجا در برابر دشمن اقتدار خود را نشان می‌دادیم لذا خدا نیز به ما کمک می‌کرد. در مسائل اقتصادی سوء مدیریت‌ها بخاطر بی‌تجربگی‌ها، مسائل سیاسی و… بوده و وضع کشور را بدتر می‌کند.

وظایف روحانیون در حوزه علمیه

ما اکنون در حوزه‌های علمیه هستیم و اگر به یکدیگر در مسائل علمی و اعتقادی رحم کنیم یا بحثی که وظیفه اولیه هر طلبه می‌باشد یعنی تکسب علوم آل الله، اگر بتوانیم به یکدیگر کمک کنیم تا بتوانیم از نظر علمی بار بگیریم تا بتوانیم وظیفه دوم را انجام دهیم که همان انقاذ ایتام آل الله می‌باشد، اگر ما واقعا بتوانیم به ایک وظایف عمل کنیم شما فکر نمی‌کنید که خداوند هم به ما رحم می‌کند؟

ناراحتی مردم از روحانیت

من حیث لایحتسب همه چیز برای ما فراهم شود ، چه می‌شود که در زمان گذشته مردم از نظر ظاهری مشکلات فراوانی داشتند اما به روحانیت نیز ایمان داشتند و به آن‌ها اهتمام می‌دادند؟ اکنون چگونه است؟ یکی از بحث‌ها مسئله حکومت آخوندی می‌باشد که باعث ناراحتی مردم شده است.

نحوه عملکرد طلبه‌ها در اجتماع

ما هم در مردم به درستی عمل نمی‌کنیم ، اگر هر طلبه‌ای در خانواده اطراف خودش، وظیفه طلبگی و آخوندی خود را انجام دهد، کشور گلستان می‌شود اما کاری کردیم که در خانه‌های خودمان نیز مشکل وجود دارد ،لذا  اکثر طلبه‌ها در خانه خودشان با همسران، فرزندان، عروس و داماد با طلبگی خود مشکل دارند چرا؟ چون به وظیفه عمل نمی‌شود.

مصداق آیه {رُحَمَاء بَیْنَهُمْ}

وظیفه ما که تکسب علوم الله و انقاذ ایتام آل محمد است، عمل نمی‌کنیم، عمل نکردن ما باعث ایجاد بی‌علاقگی، دین فراری و دین‌گریزی می‌شود ، هر کدام از ما به حسب حال خودش باید به یکدیگر توجه داشته باشیم. اگر ما به یکدیگر توجه داشته باشیم که موجب رحمت به یکدیگر گردد، مصداق این «رُحَمَاء بَیْنَهُمْ» می‌شویم.

سلسله مراتب ایمان و رحم

اینکه خداوند متعال می فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ» یعنی ایمان داشته باشند «تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا» ۶ مرحله بعدی که ایمان داشته باشند و رحم کنند این است که نماز بخوانند «یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ» ۷

بیان صفات پیامبر در کتب آسمانی

می‌فرماید که در تورات و انجیل هم این موارد را بیان کردیم اما به آن عمل نشد. می‌فرماید که «فِی التَّوْرَاهًِْ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ صِفَهًَْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله)» این صفاتی که ما بیان کردیم در تورات و انجیل هم بیان شده است.

کفر به محتوای تورات و انجیل

«فَلَمَّا بَعَثَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ» و زمانی که خداوند عزوجل پیامبر را مبعوث فرمود «عَرَفَهُ أَهْلُ الْکِتَابِ، کَمَا قَالَ جَلَّ جَلاَلُهُ» همانگونه که خداوند در کتاب‌هایشان ذکر کرده بود، آن موارد را یافتند «فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ» ۸ وقتی آنچه که می‌دانستند بر آن‌ها وارد شد، آن‌ها کفر ورزیدند.

کتمان در برابر ابلاغ

«فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا» آنچه را که آن‌ها می‌دانستند زمانی که پیامبر آمد و آنچه که در کتب آن‌ها تالیف شده بود و آن‌ها عرفان داشتند و می‌دانستند «کَفَرُوا بِهِ» کفر ورزیدند. «وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ» اینجا قصد دارد تاکید کند که علما و دانشمندان یعنی کسانی که سردمدار هستند، در دین یهود و مسیح، آن‌ها «لَیَکْتُمُونَ» کتمان می‌کنند و نمی‌گذارند که دیگران از آن‌ اطلاع داشته باشند و آن را ابلاغ نمی‌کنند.

ارتباط وجه کلمه فریقا با علما

گفتیم که وجه اینکه «فَرِیقاً» را بگوییم که همان علما هستند همان «وَ هُمْ یَعْلَمُونَ‌» پایان آیه می‌باشد پس انکار آن‌ها از روی جهل نبود و به خاطر علم بود. اینکه برخی از مجتهدین شیعه قائل به نجاست آن‌ها هستند، کفر آن‌ها به معنای کفر حقیقی است. تشریکی آن‌ها قائل هستند و مشرک می‌شوند و وقتی که آن‌ها حقیقت را کتمان کنند و بپوشانند، آن‌ها به معنای کافر حقیقی هستند.

کفر به معنای حقیقی

لذا آن‌ها کافر به شمار می‌روند و کفرشان به معنای حقیقی می‌باشد که حق را می‌دانند اما به آن عمل نمی‌کنند «الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ‌» ۹ کسی که حق است و حقانیت پیامبر و اسلام را دربرمی‌گیرد، آن از طرف کیست؟ از طرف پروردگار تو.

توصیف قرآن درباره صفت پیامبر

«فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ‌» مواظب باش که در آن شک و شبه ایجاد نکنی. یک موردی را برایتان بگویم که یکی از خصوصیات پیامبر این بوده است که بسیار رحمان و رئوف نسبت به همه عالم بوده که آیه شریفه «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعالَمِینَ» ۱۰ اینگونه توصیف فرمود. ایشان علاقه نداشتند که افراد در عناد، لجاجت، کینه و بغض خودشان باقی بمانند و علاقمند بود که آن‌ها را به سمت حق و حقیقت بکشاند.

تصور افراد درباره رحمت پیامبر

برخی اوقات وقتی دیگران رحمت پیامبر را می‌دیدند چنین تصور می‌کردند که پیامبر نسبت به آنچه که حق است، شک و تردید دارد. خیر ایشان هیچ شک و تردیدی نداشتند منتهی خداوند این موضوع را چنین بیان می‌کند که هیچ راهی بر غیر این وجود ندارد «الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ‌»

منابع 

۱_سوره بقره آیه ۱۴۵

۲_سوره بقره آیه ۱۴۶

۳_سوره بقره آیه ۱۴۶

۴_  بحارالانوار ج ۶۹، ص ۹۲

۵_سوره فتح آیه ۲۹

۶_ سوره فتح آیه ۲۹

۷_سوره فتح آیه ۲۹

۸_سوره بقره آیه ۸۹

۹_سوره بقره آیه ۱۴۷

۱۰_سوره انبیاء آیه ۱۰۷

بازدیدها: 29

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1