۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » تفسیر آیات 40 تا 50
  • شناسه : 3602
  • ۲۹ آذر ۱۴۰۱ - ۱۹:۰۸
  • 30 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
آیه ۴۸  | هشدار به انسان | جلسه ۱۱
آیه ۴۸ | هشدار به انسان | جلسه 11

آیه ۴۸ | هشدار به انسان | جلسه ۱۱

فهرست مطالب۱ مقدمه۲ منشأ اشکالات۳ شفاعت در عرف۴ تناسب در شفاعت۵ ضابطه شفاعت۶ اشکالات باب شفاعت۷ اشکال اول۸ پاسخ اشکال اول۹ جواب نقضی :۱۰ جواب حَلّی :۱۱ تذکّر ۱۲ اشکال دوم۱۳ سنت های الهی۱۴ منابع تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۴۸ جلسه ۱۱ حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی ۱۱  جلسه تفسیر آیه […]

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۴۸ جلسه ۱۱

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

۱۱  جلسه تفسیر آیه چهل و هشت

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ وَ إِنَّها لَکَبیرَهٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعینَ (۴۵الَّذینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَیْهِ راجِعُونَ (۴۶یا بَنی‏ إِسْرائیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتی‏ أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعالَمینَ (۴۷)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

از صبر و نماز یارى بخواهید، و یقیناً این کار جز بر فروتنان، گران و دشوار است. (۴۵) آنان که یقین دارند [در نهایت‏] دیدار کننده پروردگارشان خواهند بود، و قطعاً به سوى او بازمى‏گردند. (۴۶) اى بنى‏اسرائیل! نعمت هاى مرا که به شما عطا کردم و اینکه شما را بر جهانیانِ [زمانِ خودتان‏] برترى دادم، یاد کنید، (۴۷)

http://bayanbox.ir/view/5122040553263843431/poster4.jpg

تفسیر سوره مبارکه بقره – آیه ۴۸

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ وَ إِنَّها لَکَبیرَهٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعینَ (۴۵الَّذینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَیْهِ راجِعُونَ (۴۶یا بَنی‏ إِسْرائیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتی‏ أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعالَمینَ (۴۷) وَ اتَّقُوا یَوْماً لاَ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لاَ یُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَهٌ وَ لاَ یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَ لاَ هُمْ یُنْصَرُونَ(۴۸) وَ إِذْ نَجَّیْناکُمْ‏ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذابِ یُذَبِّحُونَ أَبْناءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَکُمْ وَ فی‏ ذلِکُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظیم‏» (۴۹) [۱]

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

از صبر و نماز یارى بخواهید، و یقیناً این کار جز بر فروتنان، گران و دشوار است. (۴۵) آنان که یقین دارند [در نهایت‏] دیدار کننده پروردگارشان خواهند بود، و قطعاً به سوى او بازمى‏گردند. (۴۶) اى بنى‏اسرائیل! نعمت هاى مرا که به شما عطا کردم و اینکه شما را بر جهانیانِ [زمانِ خودتان‏] برترى دادم، یاد کنید، (۴۷)

« یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ. وَ اتَّقُوا یَوْماً لاَ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لاَ یُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَهٌ وَ لاَ یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَ لاَ هُمْ یُنْصَرُونَ .وَ إِذْ نَجَّیْناکُمْ‏ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذابِ یُذَبِّحُونَ أَبْناءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَکُمْ وَ فی‏ ذلِکُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظیم‏»[۱]

«وَ اتَّقُوا یَوْماً لاَ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لاَ یُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَهٌ وَ لاَ یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَ لاَ هُمْ یُنْصَرُونَ »[۱]

مقدمه

در بحث شفاعت مطالبی را هم از ادله قرانی عرض کردیم  و هم از مسائل عرفی  را خدمت عزیزان بیان کردیم و اشکالاتی که در مسئله شفاعت به نظر می آید آنها را مرحوم علامه طباطبایی بیان فرموده است .

منشأ اشکالات

 منتهی زمانی که این اشکالات مطرح می شود ، منشأ آن در ذهن همه ی عرف که فکر می کنند هر کسی مورد شفاعت قرار میگیرد به عبارت دیگر شرایط و ضوابط و قیودی ندارد آن کسی که شفاعت می شود کیست ،یعنی فکر می کنند پیامبر صلوات الله علیه یا هر پیامبر دیگری وقتی قصد شفاعت داشت همه را بدون هیچ قیدی شفاعت می کند اما اینطور نیست ؛ بلکه طبق یک سری شرایط و ضوابط مسبب می باشند که کسی را شفاعت کنند و شفاعت سبب شود که کسی از آتش دوزخ نجات پیدا کند لذا منشأ اشکالات این است که هر کسی میتواند مورد شفاعت قرار بگیرد .

شفاعت در عرف

در عرفیات هم موجود است که هر کسی برای امام حسین علیه السلام عزاداری می کند می گویند شما محب و عزادار امام حسین علیه السلام باش ،کارت درست است ! حالا نمازش را نخواند و مقیّد به واجبات و ترک محرمات  نباشد ،اینطور نیست بلکه ریشه و منشأ اشکال بر اصل شفاعت و آنهایی که رد می کنند شفاعت را برای این موضوعات و مسائل می باشد.

تناسب در شفاعت

از خود کلمه شفاعت همانطور که از معناهای مادی و لغوی آن عرض کردیم باید هر چیزی در شفاعت تناسب داشته باشد مثلا وقتی به خط طولانی و طویل عرب  «اشفع» می گوید  باید این نقطه هایی که به هم متصل می شود تا یک پاره خط تشکیل شود یا هر چیزی که میخواهد حالت طولی داشته باشد که عرب به آن «اشفع» گوید , یعنی آن چیز شفیع تر یا دراز تر است ،آن چیز بیشتر جفت شده است ،اینها باید تناسب داشته باشند نمیشود وصله هم نباشند ،یا اینکه کلمه شفاعت را به کلمه زوج معنا میکنند ،هر چیزی که نمیشود زوجیت داشته باشد بلکه زوجیت زمانی که خواست تشکیل شود حتما باید تناسب بین آنها وجود داشته باشد و نر و مادگی باید بین انسانها وجود داشته باشد تا بتوانند جفت شوند بنابر این هر دو چیزی که خواستند جفت شوند باید بین آن دو تناسب وجود داشته باشد و اگر تناسبی بین آنها وجود نداشته باشد اصلا معنا ندارد که بگوییم آنها شفع می باشند و لغتاً شفاعت را برای کلمه تناسب معنا کرده و آورده اند که مناسبتی باید بین دو چیز وجود داشته باشد که آنها به هم دیگر متصل شوند .

ضابطه شفاعت

وقتی کسی میخواهد مورد شفاعت قرار بگیرد و شفیعی مثل پیامبر صلوات الله علیه یا مثل امیر المومنین و صدیقه طاهره سلام الله علیهم اجمعین خواستند واسطه شوند مناسبتی باید وجود داشته باشد یا مثلا می گویند اگر کسی مشکلی داشت در روز قیامت و محب پیامبر و حضرت زهرا سلام الله علیهم اجمعین بود این شخص را پیامبر شفاعت می کند لکن محب بودن فقط به این نیست که لساناً بگوید من محب هستم بلکه باید عملا باید محب باشد و آن مراتبی که کسی به حب یا عشق می رسد ،اطاعت می باشد ،بله ؛یکی مطیع می باشد و یک جایی لغزش کرد و مشکلی پیش آمد اینجا نادیده میگیرند نه اینکه همینطور یخ و دروازه باشد و جور در نیایند لذا منشأ و چیزی که باعث شده که اشکال کنند در اصل شفاعت و آن را رد کنند این بود که فکر میکنند همه چیز می تواند توجیه گر شفاعت باشد خیر! بلکه در شفاعت باید مناسبت باشد ، صالحیت باشد و تناسبی بین آن کسی که شفاعت می شود و آن کسی که شفاعت کننده می باشد و آن کسی که نزد او شفاعت می شود و رایزنی میشود که او را ببخشند و عقوبت را از او بردارند باید بین آنها تناسبی باشد .

اشکالات باب شفاعت

اما اشکالاتی که در باب شفاعت وارد کرده اند را مرحوم علامه طباطبایی بیان نموده و آنها را جواب داده است .

اشکال اول

خداوند تبارک و تعالی مجرمین را در روز قیامت وعده عذاب و عقاب داده است و عقاب را برای آنها معین فرموده آنوقت شفاعت بیاید و بر خلاف این عمل کند و خداوند هر گناهی که عقوبت برای آن قرار داده ،به عدالت بوده و این را بردارد کأنّه نقض می کند آن امر خودش را که فرموده مجرم را باید روز قیامت عقوبت کنند و جرمی که مرتکب شده و آتش جهنم را قرار داده برای مجرم را تقض کند لذا این ظلم می شود و ظلم لایق ساحت حضرت ربوبی نیست که چون خلاف عدالت می شود ظلم لذا اینجا حالت تناقض ایجاد می شود بین آن امر مسلمی که خداوند فرموده و آنچه که شفیع میخواهد واسطه شود و آن را بردارد و چونکه ساحت حضرت ربوبی منزّه است که تناقض در کلام او باشد لذا شفاعت را رد می کنند .

پاسخ اشکال اول

جواب نقضی :

 اینکه گفته اند شفاعت رفع حکم می باشد  ،در خیلی از موارد دیگر نیز رفع حکم داریم مثلا حضرت ابراهیم علیه السلام وقتی نسبت به اسماعیل علی نبینا و اله علیه السلام مأمور شد که او را قربانی خانه خودش کند ،حکم از طرف خداوند بود مبنی بر انجام این کار لذا حضرت ابراهیم با تمام آنچه که دنبال انقیاد امر بود برای خداوند، امتثال نمود آن امر را و آمد کار را انجام دهد ولی می‌بینیم که این امر برداشته شد چون این امر ،امر امتحانی بود ،حکم ،حکمی بود که حضرت ابراهیم آزمایش شود لذا موارد بسیاری را در قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام  داریم که امری بوده اما خداوند امر را از آنها برداشته است ؛ نه اینکه نقض کرده باشد ،خیر بلکه در همین حد بوده که آزمایش را پس بدهند و امتحان شوند لذا حضرت ابراهیم علیه السلام امتحانش به همین بود که حضرت اسماعیل را بیاورد در قربانگاه و خنجر را بر گلوی او بگذارد ،در همین حد بنابراین امتثال کردند امر خدا را اما اینکه آن خنجر نبرید ،امر خدا بود برای اینکه تا همین قدر کفایت می کرد لذا امثال این مباحث ونقض اشکال بسیار می باشد.

جواب حَلّی :

برداشتن عقاب به واسطه شفیع  هیچوقت مغایر با حکم اولیه خداوند نمی شود ،یعنی حکم اولیه خداوند بر اینکه اگر کسی چنین گناهی مرتکب شود عقوبت او اتش جهنم می باشد سر جای خودش می باشد و هیچ مشکلی هم نیست ،اینکه عقوبت آن را به واسطه شفیع خداوند بر میدارد نقض حکم نکرده است یعنی خداوند نفرموده آن حرامی که مرتکب شدی  و جرمی که انجام دادی جائز باشد ! رفع عقوبت متوجه نقض حکم اولیه خداوند بر آن مورد نیست بنابراین اصل حکم خداوند پا برجاست ولی از باب شمول رحمت الهی ،خداوند به واسطه آن شفیع که آبرویی نزد خداوند متعال دارد و به جهت تکریم و تعظیم آن شفیع ،شفاعت او را می پذیرد که حضرت حق حکم اولیه خود را نقض نمی کند بلکه عقوبت را از آن شخص بر می دارد پس هیچ وقت خداوند با پذیرش شفاعت نقض حکم اولیه خودش را نکرده است

تذکّر

شفیع با شرائط خاص خودش شفاعت می کند و آنچه که مسلم می باشد صاحب شفاعت خداوند می باشد طبق آیات و مسلم می باشد که هیچ چیزی را خداوند بدون حساب و کتاب عمل نمی کند لذا اگر کسی را به عنوان شفیع قرار می دهد خداوند و اذن شفاعت به او می دهد ،آن شخص مراتبی را طی کرده است تا به آن مقام و مرتبه برسد آن کسی هم که مورد شفاعت آن شفیع قرار می گیرد آن هم باید مناسبت داشته باشد لذا شخصی شهید شده و به مقام شفاعت رسیده ولی یک سری اشتباهاتی ،لغزش هایی و گناهانی را انجام داده اینجا اگر در مقام شفاعت اهل بیت و سید الشهداء علیهم السلام قرار بگیرد ،کاری که این شخص انجام داده مبنی بر ایثار جان و همه ی وجود خود را برای خداوند نثار کرده و شهید شده ،قیامت مورد شفاعت قرار میگیرد و عقوبت از او برداشته می شود ،حتی داریم که سیئات اعمال او تبدیل به حسنات می شود و اینها نقض حکم نیست بنابراین،این شکال مترتب بحث شفاعت نخواهد بود .

اشکال دوم

سنت الهیه بر یک منوالی ترسیم و مشخص شده و آیات قران هم بر آن آمده که این سنت های الهی اختلاف بردار نیست مثلا در قرآن کریم می فرماید :«قَالَ هَٰذَا صِرَاطٌ عَلَیَّ مُسْتَقِیمٌ إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغَاوِینَ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ»۱ خداوند متعال می فرماید صراط من ،صراطی می باشد مشخص و مستقیم و همه باید در این راه حرکت کنند و هیچ کس نمیتواند سلطنت داشته باشد بر این راه که منحرف کند یعنی عوامل الهی را کم و زیاد کند یا در آیه دیگر خداوند متعال می فرماید :«وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ۚ ذَٰلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»۲ خداوند متعال می فرماید صراط من درحالی که مستقیم و مشخص شده است باید همه پیروی کنید از این راه و هیچ راهی غیر از راه من را نباید تبعیت کنید که نتیجه اش می شود ضلالت و نیز در آیه دیگر می فرماید :«فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا ۖ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلًا»۳

سنت خداوند هیچ وقت تبدیل نمی شود و چیزی جای او را نمی تواند بگیرد و بدل ندارد و کلمه «لن» نفی ابد می کند و معنای هرگز را دارد در زبان فارسی ، یعنی هرگز هیچ دگرگونی را در سنت خداوند یافت نمی کنید .

سنت های الهی

بنابراین در بحث شفاعت آنچه که متصور می باشد برای مستشکل این است که سنت خدا بر این است که اگر کسی گناهی مرتکب شد عقوبتی برای او دارد و عذاب جهنم را در پی دارد و کسی حق ندارد سلطنت خداوند را کم و زیاد کند بنابراین چطور می شود که کسی بیاید شفاعت کند و سلطنت خداوند را به هم بزند لذا کأنّه سنت خداوند را بر هم می زند شفیع و به قول ما بیاید و پارتی بازی کند ،کلیت افراد را برگرداند و سنت های الهی را بر هم بزند که عقاب نشوند مجرمین و آن کسانی که جرمی مرتکب شده اند جهنم نروند لذا تکلیف این آیات و سنت های الهی چگونه می شود ؟!

منابع

۱_سوره مبارکه حجر آیه ۴۱،۴۲،۴۳

۲_سوره مبارکه انعام آیه ۱۵۳

۳ _سوره مبارکه فاطر آیه ۴۳

بازدیدها: 10

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1