۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » كلمة الله العليا | تجزیه | جلد 1
  • شناسه : 2720
  • ۲۳ دی ۱۴۰۰ - ۰:۰۰
  • 6 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
تجزیه آیه سی و چهارم سوره بقره

تجزیه سوره مبارکه بقره آیه «۳۴»

فهرست مطالب۰٫۱ وَ اِذ قُلنَا لِلمَلائِکَۀِ اسجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا اِلاّ اِبلِیسَ أبی وَ استَکبَرَ و کانَ مِنَ الکَافِرِین (۳۴)۰٫۲ وَ۰٫۳ اِذ۰٫۴ قُلنا۰٫۵ لِ۰٫۶ المَلائِکۀِ۰٫۷ اُسجُدُوا۰٫۸ لِ۰٫۹ آدَمَ۰٫۱۰ فَ۰٫۱۱ سَجَدُوا۰٫۱۲ اِلاّ۰٫۱۳ اِبلیسَ۰٫۱۴ اَبی۰٫۱۵ وَ۰٫۱۶ اِستَکبَرَ۰٫۱۷ وَ۰٫۱۸ کانَ۰٫۱۹ مِن۰٫۲۰ الکافرین۱ اعراب جملات آیه تجزیه آیه سی و چهارم سوره بقره وَ اِذ قُلنَا لِلمَلائِکَۀِ اسجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا […]

تجزیه آیه سی و چهارم سوره بقره

وَ اِذ قُلنَا لِلمَلائِکَۀِ اسجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا اِلاّ اِبلِیسَ أبی وَ استَکبَرَ و کانَ مِنَ الکَافِرِین (۳۴)

وَ

تجزیه: حرف استیناف، مبنی، غیرعامل

اِذ

تجزیه: اسمی است دو حرفی و اسم زمان و ظرف می باشد، مبنی، جامد، غیرمتصرّف

قُلنا

تجزیه: فعل ماضی، صیغۀ متکلم مع الغیر، ثلاثی مجرد، از ماده قول، معتل، اجوف واوی، متعدّی، معلوم، مبنی، متصرّف

لِ

تجزیه: حرف جر، مبنی، عامل، مختصّ به اسم

المَلائِکۀِ

تجزیه: ال: الف و لام تعریف، برای استغراق جنس، مبنی، غیرعامل، مختص به اسم


(لِلمَلائِکِۀ)

جار و مجرور، متعلّق به (قُلنا)

اُسجُدُوا

تجزیه: فعل امر، صیغۀ جمع مذکر مخاطب، ثلاثی مجرد، از مادّه سجد، سالم، متعدّی، معلوم، مبنی، متصرّف
ترکیب: فعل امر، مبنی بر حذف نون.   واو: ضمیر متّصل، مبنی، محلاً مرفوع، فاعل

لِ

تجزیه: حرف جر، مبنی، عامل، مختصّ به اسم
ترکیب: حرف جر، مبنی بر کسر، محلی از اعراب ندارد

آدَمَ

تجزیه: اسم ثلاثی مزید، اسم علم اعجمی، اصل آن اَأدَم است (تخفیف همزه صورت گرفته است)، بر وزن اَفعَل، مشتق، غیرمنصرف، متصرّف، معرب
ترکیب: اسم مجرور به حرف جر «لِ»، علامت جر: فتحه بدل از کسره

(لِآدَمَ)

جار و مجرور، متعلّق به (اُسجُدُوا)

فَ

تجزیه: حرف استیناف، مبنی، غیرعامل
ترکیب: حرف استیناف، مبنی بر فتح، محلی از اعراب ندارد

سَجَدُوا

تجزیه: فعل ماضی، صیغۀ جمع مذکر غایب، ثلاثی مجرد، از مادّه سجد، سالم متعدّی مبنی، متصرّف
ترکیب: فعل ماضی، مبنی بر ضم    واو: ضمیر متصل، مبنی، محلاً مرفوع، فاعل

اِلاّ

تجزیه: حرف استثنا، مبنی، عامل
ترکیب: حرف استثنا، مبنی بر سکون، محلی از اعراب ندارد

اِبلیسَ

تجزیه: اسم ثلاثی مزید، بر وزن اِفعیل، اسم علم اعجمی، غیر منصرف ( به دلیل عجمیّت و علمیّت)، متصرّف، سالم، مشتق از مادّه بلس، به عقیدۀ جمعی، عربی بوده و از اِبلاس مشتق شده در این صورت منصرف خواهد شد.
ترکیب: مستثنی و منصرف به فتحه ظاهری

اَبی

تجزیه: فعل ماضی، صیغۀ مفرد مذکر غایب، ثلاثی مجرد، از مادّه أبی، ناسالم، مهموز الفاء، ناقص یایی، مبنی، معلوم، متصرّف، لازم [ در اصل (اَبَیَ) بوده حرف علّه متحرک یاء ما قبل مفتوح قلب به الف شده است]

ترکیب: فعل ماضی، مبنی بر فتحه مقدره.   ضمیر مستتر «هو» فاعل و محلا مرفوع است

وَ

تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل
ترکیب: واو عاطفه، مبنی بر فتح، محلی از اعراب ندارد

اِستَکبَرَ

تجزیه: فعل ماضی، صیغه مفرد مذکر غایب، ثلاثی مزید، از باب استفعال، از مادّه کبر، سالم، لازم، معلوم،مبنی، متصرّف
ترکیب: فعل ماضی، مبنی بر فتح.    ضمیر مستتر «هو» محلاً مرفوع فاعل است.

وَ

تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل
ترکیب: واو عاطفه، مبنی بر فتح، محلی از اعراب ندارد

کانَ

تجزیه: فعل ماضی، از افعال ناقصه، صیغۀ مفرد مذکر غایب، ثلاثی مجرد، از مادّه کون، معتل، اجوف واوی، مبنی، متصرّف
ترکیب: فعل ماضی ناقص، مبنی بر فتح.    ضمیر مستتر«هو» محلاً مرفوع اسم (کان) است.

مِن

تجزیه: حرف جر، مبنی، عامل، مختصّ به اسم
ترکیب: حرف جر، مبنی بر سکون، محلی از اعراب ندارد

الکافرین

تجزیه: ال: الف و لام موصول اسمی، مبنی، غیرعامل، مختصّ به اسم
کافرین: اسم ثلاثی مزید، اسم فاعل، جمع مذکر، مفرد آن کافر است، از مادّه کفر، سالم، منصرف، متصرّف، مشتق، معرب
ترکیب: اسم مجرور به حرف جر «مِن»، علامت جر: یاء

(مِنَ الکافِرین)

جار و مجرور و متعلّق به عامل مقدّر، محلاً منصوب خبر برای (کان) می باشد.

اعراب جملات آیه

۱- قُلنا…. ——— مضاف الیه (اِذ)، محلاً مجرور

۲- اُسجُدُوا ——— مقول قول، محلاً منصوب

۳- سَجَدُوا  ——— استینافیه، محلی از اعراب ندارد

۴- اَبی ——- یا به تقدیر (قَد) حال و محلاً منصوب است یا مستأنفه و محلی از اعراب ندارد

۵و۶- جملۀ (اِستَکبَرَ) و (کانَ من الکافرین) عطف به (اَبی) هستند پس همان اعراب را دارند

۷- مِنَ الکافرین ——– با عامل مقدّر خود، خبر (کانَ) و محلاً منصوب

 تهیه و تنظیم: گروه صرف و نحو موسسه نورالیقین

بازدیدها: 0

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1