۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » كلمة الله العليا | تجزیه | جلد 1
  • شناسه : 2718
  • ۲۲ دی ۱۴۰۰ - ۲۳:۵۷
  • 10 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
تجزیه آیه سی سوم سوره بقره

تجزیه سوره مبارکه بقره آیه «۳۳»

فهرست مطالب۰٫۱ قالَ یا آدَمُ اَنبِئهُم بِاَسمَائِهِم فَلَمّا اَنبَاَهُم بِاَسمَائِهِم قالَ اَلَم اَقُل لَکُم اِنّی اَعلَمُ غَیبَ السَّمواتِ و الارضِ وَ اَعلَمُ ماتُبدُونَ و ما کُنتُم تَکتُمُون (۳۳)۱ قالَ۲ یا۳ آدَمُ۴ اَنبِئ۵ هُم۶ بِ۷ اَسماءِ۸ هِم۹ فَ۱۰ لَمّا۱۱ اَنَبَأَ۱۲ هُم۱۳ قال۱۴ أ۱۵ لَم۱۶ اَقُل۱۷ لَ۱۸ کُم۱۹ اِنَّ۲۰  ی۲۱ اَعلَمُ۲۲ غَیبَ۲۳ السّمواتِ۲۴ وَ۲۵ الأرضِ۲۶ وَ۲۷ اَعلَمُ۲۸ […]

تجزیه آیه سی سوم سوره بقره

قالَ یا آدَمُ اَنبِئهُم بِاَسمَائِهِم فَلَمّا اَنبَاَهُم بِاَسمَائِهِم قالَ اَلَم اَقُل لَکُم اِنّی اَعلَمُ غَیبَ السَّمواتِ و الارضِ وَ اَعلَمُ ماتُبدُونَ و ما کُنتُم تَکتُمُون (۳۳)

قالَ

تجزیه: فعل ماضی، صیغه مفرد مذکر غایب، ثلاثی مجرد، از مادّه قول، معتل، اجوف واوی، متعدّی، معلوم، مبنی، متصرّف

یا

تجزیه: حرف ندا، مبنی، عامل

آدَمُ

تجزیه: اسم ثلاثی مزید، اسم علم اعجمی، اصل آن اَأدَم است، بر وزن اَفعَل، مشتق از أدیم الارض یا الأدمۀ، غیر منصرف، متصرّف، معرب

اَنبِئ

تجزیه: فعل امر، صیغه مفرد مذکر مخاطب، ثلاثی مزید، از باب افعال، از مادّه نبأ، ناسالم، مهموز اللّام، متعدّی، معلوم، مبنی، متصرّف

هُم

تجزیه: ضمیر متصل، برای جمع مذکر غایب، مبنی، معرفه، جامد، غیرمتصرّف

بِ

تجزیه: حرف جر، مبنی، عامل، مختصّ به اسم

اَسماءِ

تجزیه:  ال: الف و لام تعریف جنس، (عوض از مضاف الیه محذوف، بنابر قول زمخشری در کشّاف که مضاف الیه محذوف را لفظ «مسمّیات» گرفته است)، مبنی، غیرعامل، مختص به اسم
اسماء: اسم ثلاثی مزید، جمع مکسر قلّه، بر وزن اَفعال، مفردش اسم، منصرف، متصرّف، جامد، معرب، از مادّه سمو، همزۀ آن مقلوب از واو است، ناقص واوی

هِم

تجزیه: ضمیر متّصل، برای جمع مذکر غایب، مبنی، معرفه، جامد، غیر متصرّف

فَ

تجزیه: حرف استیناف، مبنی، غیرعامل

لَمّا

تجزیه: حرف وجودیه شرطیه، مبنی، غیرعامل

اَنَبَأَ

تجزیه: فعل ماضی، صیغۀ مفرد مذکّر غایب، ثلاثی مزید، از باب افعال، از مادّه نبأ، ناسالم، مهموز اللّام، متعدّی، معلوم، مبنی، متصرّف

هُم

تجزیه: ضمیر متصل، برای جمع مذکر غایب، مبنی، معرفه، جامد، غیرمتصرّف

قال

تجزیه و ترکیب مثل (قال) اوّل آیه است.

أ

تجزیه: همزه برای استفهام، مبنی، غیرعامل، مشترک بین اسم و فعل

لَم

تجزیه: حرف نفی جازم، مبنی، عامل

اَقُل

تجزیه: فعل مضارع، صیغۀ متکلّم وحده، ثلاثی مجرد، از مادّه قول، معتل، اجوف واوی، متعدّی، معلوم، معرب، متصرّف [در اصل (اَقُولُ) بوده که به وسیلۀ (لَم) مجزوم گردیده و «واو» در التقاء ساکنین حذف شده است]

لَ

تجزیه: حرف جر، مبنی، عامل، مختصّ به اسم

کُم

تجزیه: ضمیر متصل، برای جمع مذکر مخاطب، مبنی، معرفه، جامد، غیرمتصرّف

(لَکُم)

جار و مجرور، متعلّق به (اَقُل)

اِنَّ

تجزیه: از حروف مشبهۀ بالفعل، مبنی، عامل، مختصّ به اسم

 ی

تجزیه: ضمیر متّصل، برای متکلم وحده، مبنی، معرفه، جامد، غیرمتصرّف

اَعلَمُ

تجزیه: فعل مضارع، صیغۀ متکلّم وحده، ثلاثی مجرد، سالم، از مادّه علم، متعدّی، معرب، معلوم، متصرّف

غَیبَ

تجزیه: اسم ثلاثی مجرد، بر وزن فَعل، مصدر (غابَ یَغیبُ)، از مادّۀ غیب، ناسالم، اجوف یایی، منصرف، متصرّف، جامد، معرب، معرفه به اضافه

السّمواتِ

تجزیه: ال: حرف تعریف، مبنی بر سکون، غیرعامل، مختصّ به اسم
سماوات: اسم ثلاثی مزید، جمع مؤنث سالم و جمع مصحّح، مفردش سماء، از مادّه سمو، ناقص واوی، منصرف، متصرّف، جامد، معرب، معرفه به الف و لام

وَ

تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل

الأرضِ

تجزیه:  ال: الف و لام تعریف عهد خارجی، مبنی، غیرعامل، مختصّ به اسم
ارض: اسم ثلاثی مجرد، بر وزن فَعل، از مادّه ارض، ناسالم، مهموزالفاء، اسم ذات، متصرّف، منصرف، جامد، معرب، مفرد، مؤنث مجازی، معرفه به الف و لام

وَ

تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل

اَعلَمُ

تجزیه و ترکیب مثل (اَعلَمُ) قبلی است.

ما

تجزیه: موصول اسمی، موصول عام، معرفه، مبنی، غیرمتصرّف، جامد، اطلاق بر [مفرد، مثنی، جمع، مذکر،مؤنث]

تُبدُونَ

تجزیه: فعل مضارع، صیغه جمع مذکر مخاطب، ثلاثی مزید، از باب افعال، از ماده (بدو) و یا (بدأ)، ناسالم، ناقص واوی و یا مهموزاللّام، متعدّی، معلوم، معرب، متصرّف

وَ

تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل

ما

تجزیه: قبلاً گفته شد

کُنتُم

تجزیه: فعل ماضی از افعال ناقصه، صیغۀ جمع مذکر مخاطب، ثلاثی مجرد از مادّه کون، معتل، اجوف واوی، مبنی، متصرّف

تَکتُمُونَ

تجزیه: فعل مضارع، صیغۀ جمع مذکر مخاطب، ثلاثی مجرد، از مادّه کتم، سالم، متعدّی، معلوم، معرب، متصرّف

بازدیدها: 0

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1