۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » كلمة الله العليا | تجزیه | جلد 1
  • شناسه : 2705
  • ۲۲ دی ۱۴۰۰ - ۲۲:۵۲
  • 7 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
تجزیه آیه بیست و هفتم سوره بقره

تجزیه سوره مبارکه بقره آیه «۲۷»

تجزیه آیه بیست و هفتم سوره بقره «الَّذِینَ ینقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ وَیفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُوْلَئِکَ هُمْ الْخَاسِرُونَ (۲۷)»  الَّذِینَ : تجزیه: موصول اسمی، موصول خاص، برای جمع مذکر، مفردش الّذی، معرفه، مبنی، غیرمتصرف، جامد، الف و لامش زایده لازمه ینقُضُونَ  تجزیه: فعل مضارع، صیغه جمع […]

تجزیه آیه بیست و هفتم سوره بقره

«الَّذِینَ ینقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ وَیفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُوْلَئِکَ هُمْ الْخَاسِرُونَ (۲۷)»

 الَّذِینَ :

تجزیه: موصول اسمی، موصول خاص، برای جمع مذکر، مفردش الّذی، معرفه، مبنی، غیرمتصرف، جامد، الف و لامش زایده لازمه

ینقُضُونَ 

تجزیه: فعل مضارع، صیغه جمع مذکر غایب، ثلاثی مجرد، از ماده نقض، سالم، متعدی، معلوم، معرب، متصرّف

عَهْدَ

تجزیه: اسم ثلاثی مجرد، بر وزن فَعْل، مصدر ثلاثی مجرد، از ماده عهد، سالم، منصرف، متصرف، جامد، معرب، معرفه به اضافه

اللَّهِ

تجزیه: علم است برای ذات باری تعالی، به عقیده اکثر صرفیون جامد و به عقیده بعضی مشتق است، مفرد مذکر مجازی، منصرف، معرفه، معرب، غیرمتصرف، در اصل (الاله) بوده به معنای اسم مفعول یعنی معبود، الف و لام آن زایده لازمه به منظور تفخیم و تعظیم، (اله) اسم ثلاثی مزید بر وزن فِعال، از ماده (أله) یا (وله)، بنابر قول اول مهموز الفاء و بنابر قول دوم مثال واوی.

مِنْ

تجزیه: حرف جر، مبنی، عامل، مختص به اسم

بَعْدِ

تجزیه: اسم زمان و اسم ثلاثی مجرد، بر وزن فَعْل، از ماده بعد، سالم، منصرف، غیرمتصرف، معرب، جامد

مِیثَاقِِ

تجزیه: اسم ثلاثی مزید، مصدر میمی، از ماده وثق، مثال واوی، منصرف، متصرف، مشتق، معرب، معرفه به اضافه، مفرد مذکر، بر وزن مِفْعال [در اصل (مِوْثاق) بوده «واو» به «یاء» قلب شده است.]

ـهِ 

تجزیه: ضمیر متصل به هر سه قسم کلمه، برای مفرد مذکر غایب، مبنی، غیرمتصرف، جامد، معرفه

وَ

تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل

یقْطَعُونَ

تجزیه: فعل مضارع، صیغه جمع مذکر غایب، ثلاثی مجرد، از ماده قطع، سالم، متعدی، معلوم، معرب، متصرف

مَا

تجزیه: موصول اسمی، موصول مشترک، مبنی، معرفه، جامد، غیرمتصرف

أَمَرَ

تجزیه: فعل ماضی، صیغه مفرد مذکر غایب، ثلاثی مجرد، از ماده أمر، مبنی، متصرف، معلوم، متعدی، ناسالم، مهموز الفاء

اللَّهُ 

تجزیه: مثل قبل

بِـ

تجزیه: حرف جر، مبنی، عامل، مختصّ به اسم

ـه

تجزیه: ضمیر متصل به هر سه قسم کلمه، برای مفرد مذکر غایب، مبنی، غیرمتصرف، جامد، معرفه

أَنْ

تجزیه: حرف مصدری ناصب، مبنی، عامل

یوصَلَ

تجزیه: فعل مضارع، صیغه مفرد مذکر غایب، ثلاثی مجرد، از ماده وصل، معتل، مثال واوی، متعدی، مجهول، معرب، متصرف

وَ

تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل

یفْسِدُونَ

تجزیه: فعل مضارع، صیغه جمع مذکر غایب، ثلاثی مزید، از باب افعال، از ماده فسد، سالم، متعدی، معلوم، معرب، متصرف

فِی

تجزیه: حرف جرّ، مبنی، عامل، مختص به اسم

الْأَرْضِ 

تجزیه: ال: الف و لام تعریف عهد خارجی، مبنی، غیرعامل، مختص به اسم
أرض: اسم ثلاثی مجرد، بر وزن فَعْل، اسم ذات یا عین، از ماده أرض، ناسالم، مهموز الفاء، منصرف، متصرف، جامد، معرب، مفرد، مؤنث مجازی، معرفه به الف و لام

أُوْلَئِکَ

تجزیه: اُولاءِ: اسم اشاره مشترک، برای جمع مذکر و مؤنث، معرفه، مبنی بر کسر، جامد، غیرمتصرف
کَ : حرف خطاب، مبنی بر فتح

هُمْ

تجزیه: ضمیر منفصل، برای جمع مذکر غایب، معرفه، غیرمتصرف، جامد، مبنی

الْخَاسِرُونَ

تجزیه: ال: الف و لام موصول اسمی به معنای الّذین، مبنی، غیرعامل، مختص به اسم
خاسِرُونَ: اسم ثلاثی مزید، اسم فاعل، جمع مذکر سالم، مفردش خاسِر، از ماده خسر، سالم، منصرف، متصرّف، مشتق، معرب، معرفه به الف و لام

بازدیدها: 0

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1