۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » كلمة الله العليا | تجزیه | جلد 1
  • شناسه : 2703
  • ۲۲ دی ۱۴۰۰ - ۲۲:۵۱
  • 10 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
تجزیه آیه بیست و ششم سوره بقره

تجزیه سوره مبارکه بقره آیه «۲۶»

تجزیه آیه بیست و ششم سوره بقره «إِنَّ اللَّهَ لَا یسْتَحْیی أَنْ یضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَهً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَیعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا فَیقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا یضِلُّ بِهِ کَثِیرًا وَیهْدِی بِهِ کَثِیرًا وَمَا یضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِینَ (۲۶)» إِنَّ تجزیه: از حروف مشبهه بالفعل، برای تاکید، […]

تجزیه آیه بیست و ششم سوره بقره

«إِنَّ اللَّهَ لَا یسْتَحْیی أَنْ یضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَهً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَیعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا فَیقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا یضِلُّ بِهِ کَثِیرًا وَیهْدِی بِهِ کَثِیرًا وَمَا یضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِینَ (۲۶)»

إِنَّ

تجزیه: از حروف مشبهه بالفعل، برای تاکید، مبنی، عامل، مختص به اسم

اللَّهَ

تجزیه: علم است برای ذات باری تعالی، به عقیده اکثر صرفیون جامد و به عقیده بعضی مشتق است، مفرد مذکر مجازی،‌ منصرف، معرفه، معرب، غیرمتصرف، در اصل (الإله) بوده به معنای اسم مفعول یعنی معبود، الف و لام آن زایده لازمه به منظور تفخیم و تعظیم، (إله) اسم ثلاثی مزید بر وزن فِعال، از ماده (أله) یا (وله)، بنابر قول اول مهموز الفاء و بنابر قول دوم مثال واوی

لَا

تجزیه: حرف نفی، مبنی، غیرعامل

یسْتَحْیی

تجزیه: فعل مضارع، صیغه مفرد مذکر غایب، ثلاثی مزید، از باب استفعال، از ماده حَیی و حی، بنابر قول اول لفیف مقرون [اجوف یایی و ناقص یایی] و بنابر قول دوم مضاعف است، به نظر راقم در هر دو صورت مضاعف است، متعدی، معلوم، معرب، متصرف

أَنْ

تجزیه: حرف مصدری و ناصب، مبنی، عامل

یضْرِبَ

تجزیه: فعل مضارع، صیغه مفرد مذکر غایب، ثلاثی مجرد، از ماده ضرب، سالم، متعدی، معلوم، معرب، متصرف

مَثَلًا

تجزیه: اسم ثلاثی مجرد، از ماده مثل، سالم، برای مفرد مذکر و مؤنث، منصرف، متصرف، جامد، معرب، نکره

مَا

تجزیه: حرفی است برای تاکید، مبنی، غیرعامل

بَعُوضَهً

تجزیه: اسم ثلاثی مزید، مفرد بعوض، از ماده بعض، سالم، منصرف، متصرف، جامد، معرب، نکره

فَـ

تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل

ما

تجزیه: موصول اسمی، موصول مشترک، غیرمتصرف، مبنی، جامد، معرفه

فَوْقَ

تجزیه: اسم ثلاثی مجرد، از ماده فوق، اسم مکان، اجوف واوی، منصرف، غیرمتصرف، جامد، معرب، ظرف، دائم الاضافه، از اسماء جهات ستّه

هَا

تجزیه: ضمیر متصل به هر سه قسم کلمه، برای مفرد مؤنث غایب، مبنی، جامد، غیرمتصرف، معرفه

فَـ

تجزیه: حرف استیناف، مبنی، غیرعامل

امّا

تجزیه: حرف شرط و تفصیل، مبنی، غیرعامل [به عقیده کوفیون، مرکب از (أن) و (ما)ی زایده است]

الَّذِینَ

تجزیه: موصول اسمی، موصول خاص، برای جمع مذکر، مفردش الّذی، مبنی، جامد، غیرمتصرف، معرفه، الف و لامش زایده لازمه

آمَنُوا

تجزیه: فعل ماضی، صیغه جمع مذکر غایب، ثلاثی مزید، از باب افعال، از ماده أمن، ناسالم، مهموز الفاء، متعدی، معلوم، مبنی، متصرف

فَـ

تجزیه: حرف ربط در جواب شرط واقع می‌شود، مبنی، غیرعامل

یعْلَمُونَ

تجزیه: فعل مضارع، صیغه جمع مذکر غایب، ثلاثی مجرد، از ماده علم، سالم، متعدی، معلوم، معرب، متصرف

اَنَّ

تجزیه: از حروف مشبهه بالفعل، برای تاکید، مبنی، عامل

ـهُ

تجزیه: ضمیر متصل به هر سه قسم که، برای مفرد مذکر غایب، مبنی، معرفه، غیرمتصرف، جامد

الْحَقُّ

تجزیه: ال: حرف تعریف، مبنی بر سکون، غیرعامل، مختص به اسم
حق: مصدر، اسم ثلاثی مجرد، ازم اده حق، مفرد، مذکر، ناسالم، مضاعف، منصرف، متصرف، جامد، معرب، معرفه به الف و لام

مِنْ

تجزیه: حرف جرّ، مبنی، عامل، مختص به اسم

رَبِّ

تجزیه: اسم ثلاثی مجرد، مصدر به معنای فاعل مانند عدل به معنای عادل و مخفف ابّ، صفت مشبهه از ماده رب، ناسالم، مضاعف، منصرف، متصرف، مفرد، معرب، مشتق

هِمْ

تجزیه: ضمیر متصل به هر سه قسم کلمه، برای جمع مذکر غایب، مبنی، معرفه، غیرمتصرف، جامد

وَ

تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل

امّا

تجزیه: حرف شرط و تفصیل، مبنی، غیرعامل

الَّذِینَ

تجزیه: موصول اسمی، موصول خاص، برای جمع مذکر، مفردش الّذی، مبنی، جامد، غیرمتصرف، معرفه، الف و لامش زایده لازمه

کَفَرُوا

تجزیه: فعل ماضی، صیغه جمع مذکر غایب، ثلاثی مجرد، از ماده کفر، سالم، معلوم، مبنی، متصرف، متعدی

فَـ

تجزیه: حرف ربط در جواب شرط واقع می‌شود، مبنی، غیرعامل

یقُولُونَ

تجزیه: فعل مضارع، صیغه جمع مذکر غایب، ثلاثی مجرد، از ماده قول، معتل، اجوف واوی، متعدی، معلوم، متصرف، معرب

ما

تجزیه: از اسماء استفهام، مبنی، جامد، نکره، غیرمتصرف

ذَا

تجزیه: احتمال دارد زایده و مرکب مزجی با «ما» باشد و احتمال دارد به معنای الّذی باشد و احتمال دارد به همان معنا اشاره باشد در هر صورت و در هر حالت که باشد اسم است

أَرَادَ

تجزیه: فعل ماضی، صیغه مفرد مذکر غایب، ثلاثی مزید، از باب افعال، از ماده رود، معتل، اجوف واوی، متعدی، معلوم، مبنی، متصرف [در اصل (اَرْوَدَ) بوده، حرف علّه متحرک «واو» ماقبل مفتوح است قلب به الف می‌شود و (اراد) حاصل می‌شود]

اللَّهُ

تجزیه: در ابتدای آیه تجزیه الله آمده است

بِـ

تجزیه: حرف جرّ، مبنی، عامل، مختص به اسم

هَذَا

تجزیه: ها: حرف تنبیه، مبنی، غیرعامل
ذا: اسم اشاره به نزدیک، مفرد، مذکر، جامد، مبنی، معرفه، غیرمتصرف

مَثَلًا

تجزیه: قبلاً در همین آیه تجزیه مثلاً آمده است.

یضِلُّ

تجزیه: فعل مضارع، صیغه مفرد مذکر غایب، ثلاثی مزید، از باب افعال، از ماده ضلّ، ناسالم، مضاعف، متعدی، معلوم، معرب، متصرف

بـِ

تجزیه: حرف جرّ، مبنی، عامل، مختص به اسم

ـهِ

تجزیه: ضمیر متصل به هر سه قسم کلمه، برای مفرد مذکر غایب، مبنی، جامد، معرفه، غیرمتصرف

کَثِیرًا

تجزیه: اسم ثلاثی مزید، صفت مشبهه، بر وزن فعیل، از ماده کثر، سالم، منصرف، متصرف، مشتق، معرب، نکره

وَ

تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل

یهْدِی

تجزیه: فعل مضارع، صیغه مفرد مذکر غایب، ثلاثی مجرد، از ماده هدی، معتل، ناقص یایی، متعدی، معلوم، معرب، متصرف

بِهِ

تجزیه: جار و مجرور، متعلق به (یهدی)

کَثِیرًا

تجزیه: مثل قبل

وَ

تجزیه: حرف، واو حالیه، مبنی، غیرعامل

ما

تجزیه: حرف نفی، غیرعامل

یضِلُّ

قبلاً تجزیه و ترکیب این فعل در این آیه آمده است

إِلَّا

تجزیه: حرف استثنا و از ادات حصر، مبنی، عامل

الْفَاسِقِینَ

تجزیه: ال: موصول اسمی، مبنی، غیرعامل، مختص به اسم
فاسقین: اسم ثلاثی مزید، اسم فاعل، برای جمع مذکر سالم، مفردش فاسق، از ماده فسق، سالم، منصرف، متصرف، مشتق، معرب، معرفه به الف و لام

بازدیدها: 0

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1