۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » تفسیر آیات 51 تا 60
  • شناسه : 3893
  • 03 فوریه 2023 - 0:25
  • 135 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
آیه ۶۷ | داستان گاو بنى ‏اسرائیل‏
آیه 67 | داستان گاو بنى ‏اسرائيل‏

آیه ۶۷ | داستان گاو بنى ‏اسرائیل‏

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه  ۶۷ و ۶۸ حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی داستان گاو بنى ‏اسرائیل‏ و برخورد غیرمؤدبانه ‏ى آنان با رهبر خویش‏   جلسه تفسیر آیه شصت و هشتم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَهً قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً قالَ […]

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه  ۶۷ و ۶۸

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

داستان گاو بنى ‏اسرائیل‏ و برخورد غیرمؤدبانه ‏ى آنان با رهبر خویش‏

  جلسه تفسیر آیه شصت و هشتم

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَهً قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ (۶۷)  قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنا ما هِیَ قالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّها بَقَرَهٌ لا فارِضٌ وَ لا بِکْرٌ عَوانٌ بَیْنَ ذلِکَ فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ (۶۸)  قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنا ما لَوْنُها قالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّها بَقَرَهٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرینَ (۶۹)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

و [یاد کنید] زمانى که موسى به قومش گفت: خدا به شما فرمان مى‏دهد گاوى را ذبح کنید، گفتند: آیا ما را مسخره مى‏کنى؟! گفت: به خدا پناه مى‏برم از اینکه از نادانان باشم. (۶۷) گفتند: از پروردگارت بخواه براى ما بیان کند که آن گاو چگونه گاوى باشد؟ گفت: او مى‏فرماید که: آن گاوى است نه پیر از کارمانده، نه جوان نارسیده، [بلکه‏] گاوى میان این دو نوع گاو است. پس آنچه را به آن فرمان داده‏اند، انجام دهید. (۶۸) گفتند: از پروردگارت بخواه براى ما بیان کند رنگ آن چگونه است؟ گفت: او مى‏فرماید: گاوى است زرد [رنگش روشن‏] که بینندگان را شاد و مسرور مى‏کند. (۶۹)

http://bayanbox.ir/view/5122040553263843431/poster4.jpg

تفسیر سوره مبارکه بقره – آیه   ۶۷ و ۶۸ و ۶۹

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَهً قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ (۶۷)  قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنا ما هِیَ قالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّها بَقَرَهٌ لا فارِضٌ وَ لا بِکْرٌ عَوانٌ بَیْنَ ذلِکَ فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ (۶۸)  قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنا ما لَوْنُها قالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّها بَقَرَهٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرینَ (۶۹)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

و [یاد کنید] زمانى که موسى به قومش گفت: خدا به شما فرمان مى‏دهد گاوى را ذبح کنید، گفتند: آیا ما را مسخره مى‏کنى؟! گفت: به خدا پناه مى‏برم از اینکه از نادانان باشم. (۶۷) گفتند: از پروردگارت بخواه براى ما بیان کند که آن گاو چگونه گاوى باشد؟ گفت: او مى‏فرماید که: آن گاوى است نه پیر از کارمانده، نه جوان نارسیده، [بلکه‏] گاوى میان این دو نوع گاو است. پس آنچه را به آن فرمان داده‏اند، انجام دهید. (۶۸) گفتند: از پروردگارت بخواه براى ما بیان کند رنگ آن چگونه است؟ گفت: او مى‏فرماید: گاوى است زرد [رنگش روشن‏] که بینندگان را شاد و مسرور مى‏کند. (۶۹)

وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِٓ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَهً ۖ قَالُوٓا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا ۖ قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ۱

اهمیت احسان به پدر و مادر

دو مقدمه قبل از بیان این آیات عرض می کنیم ،اول اهمیت احسان به پدر و مادر لذا اهمیت احسان به والدین را در قرآن با آنگونه ای که منصوص و محکمات قران بیان نموده این است که درجه آن بعد از تقواست یعنی بندگی خداوند و تقوای الهی داشتند همراه با برّ و احسان به والدین شمرده شده و این بسیار اثار مثبت و مهمی در احسان دارد و عدمش نیز مکافات های خیلی بد و عذاب های شدیدی را در شرع مقدس قرار داده اند و خداوند بر آن بار خواهد کرد.

مثال قرآنی نیکی به پدر

به دنبال همین مطلب که یک مقدمه بود در بین بنی اسرائیل شخصی رفت برای خرید و فروش و تجارت مقداری مال ، مال شیرینی را داشت معامله می کرد لذا با دو یا سه تعبیر این داستان امده که مرحوم علامه در تفسیر کبیر المیزان آورده و شاید انحاء دیگری هم باشد ولی به هر حال مال التجاره ای را پسر می خواهد معامله کند در حالی کلید گاوصندوقی که مال در آن قرار دارد که ثمن را بردارد و مال را تحویل بگیرد ،زیر سر پدرش بوده و پدر او خوابیده بود لذا نگاه می کند می‌بیند پدرش خواب است و دلش نمی اید او را بیدار کند و از این معامله می‌گذرد و شاید به او گویند که حیف است این معامله ،ولی میگوید خیر ،بنابراین تا پدر بیدار می شود طرف معامله  هم می روند و برگشتی نیز ندارند.

طریقه تجارت در زمان های قدیم

 چون در قدیم اینجور بوده که وقتی تاجری در فصل و زمان خودش می آمده وقت آن موسع نبوده پس وقت خاصی می آمده و بلافاصله هم تجارت خود را انجام می داده و برمیگشته و دیگر قابلیت برگشت ، پست و حواله در آن زمان نبوده .

منشأ خیرات برای فرزند

بنابراین کلا از این معامله می گذرد و صرف نظر میکند و پدر را بیدار نمی کند لکن وقتی پدر بیدار می شود قصه را برای او بیان می کند و پدرش هم یک گاو خیلی خوشگلی داشته ،میگوید حالا که اینطور شد من این گاو را به پسرم هدیه می دهم پس این گاو منشأ چه خیراتی برای این بنده خدا می شود.

خون خواهی قاتل برای مقتول

نکته دوم در بحث این است که ،شان نزول این آیات بیان شده است که فردی در اثر اینکه پسر عموی او از اینکه دخترش را به او بدهد طفره می رود و مسامحه می کند ،مخالف بوده که دخترش را به او بدهد لذا آن شخص مجبور میشود طبق احساساتی که داشته پسر عموی خودش را ناجوانمردانه می کشد آنهم با خدعه و نیرنگ او را می کشد و بعد هم جنازه مقتول را نزد حضرت موسی می آورد و خونخواه او می شود پس خود قاتل خونخواه مقتول می گردد لذا معمایی در هم پیچیده می شود .

طمع ساده لوحانه

یادم می آید که سی سال پیش در محله ی ما یک زن و شوهری بودند خیلی با هم رفیق بودند ولی خداوند به آنها بچه نداده بود و عقیم بودند هم زن و هم مرد لکن بیشتر از ناحیه مرد بود علی الظاهر که مرد عقیم بود لذا تصمیم میگیرند بروند و  بچه ای را از بهزیستی بگیرند و بزرگ کنند و دلخوشی انها باشد به قول معروف ولی آنهایی که وارث زن و و شوهر حساب می شدند خدعه می کنند و مرد را که خیلی ساده بود را گول می زنند می گویند زن خود را دست به سر کن و ما فلان زن که شوهرش مرده و جوانتر هم می باشد دو تا هم بچه دارد را برای تو میگیریم راحت و بدون دردسر پس این بدبخت هم گول میخورد و خلاصه نصف شب بیدار می شود و با کمک همان هایی که خدعه کرده بودند آن زن را خفه میکنند.

عزاداری دروغین و نابجا

  می رفت ذوب آهن کار لذا نصف شب سوار سرویس می شود و می رود ذوب آهن  صحنه ای هم قبلش میچینند با کمک انهایی که با او بوده اند ، می رود ذوب اهن و عصری که بر می گردد در خانه را باز می کند و شیهه می کشد که زن من را کشته اند خلاصه مردم را جمع می کنند و پاسگاه ،دادگاه و اگاهی را جمع می کنند و بزرگ تر آبادی تعریف می کرد ،میگفت که : رییس آگاهی امد و این فرد نشسته بود در دالان خانه و مکرر میگفت همسرم ،عزیزم ، خانومم و داشت برای خودش ندبه می کرد لذا یک وقتی رییس اگاهی من را صدا زد و گفت فلانی ،گفتم بله گفت ما این دو سه روزه بیخودی مردم را بردیم و حتی شکنجه کردیم و از آنها اعتراف خواستیم ولی کسی اعتراف نکرده ولی الان که من نگاه می کنم قاتل خود شوهر زن می باشد،من گفتم نه اقا اینها خیلی با هم خوب و رفیق بودند ،گفت نه بیا نگاه کن دارد گریه می کند و دست های خود را جلوی صورتش گرفته اما گاهی یک بار از درز انگشت هایش هی نگاه می کند ببیند چه خبر است ! و بعد این شخص را دستگیر کردند و بردند آگاهی ،همان اول اعتراف کرد و بعد هم آوردند صحنه را نمایش داد که چگونه بود و کی بود ،همه را خلاصه نمایش داد.

خدعه قاتل برای دیگران

 بنابر این خدعه ای که می گوید در قرآن که آن را با خدعه به اصطلاح پسر عموی خود را می کشد چون دخترش را به او نمی دهد ازدواج کند ،او را می کشد و بعد هم می آید با همین خدعه ای که داشته و خونخواه می شود و این معما می شود .

تهمت بر بزرگان بنی اسرائیل

بعد قصه از این قرار می شود که قاتل مرگ این فرد را گردن بنی اسرائیل می اندازد و قوم یهود و می گوید بنی اسرائیل این فرد را کشته اند بحث هم مهم بوده چون آن کسانی را که متهم می کند انسان های وزین و بزرگ بنی اسرائیل بوده اند به هر حال مطلب خیلی مهم می شود ،آنها در دفاع بلند میشوند و نزد حضرت موسی می آیند و دادخواهی میکنند که اینها متهم کرده اند ما را به قتل و یک فکری به حال ما بکنید ببینید قاتل چه شخصی بوده و تو از خدای خودت بخواه .

امر خداوند برای روشن شدن حقیقت

 پس حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام استغاثه می کند و خدا امر می کند به حضرت موسی به واسطه جبرئیل که بروید یک گاوی را ذبح کنید و بعضی از آن گاو را به بدن این جنازه و مقتول بزنید آنوقت او زنده می شود و اعتراف می کند که چه شخصی من را کشته بنابراین حضرت موسی هم به آنها می گوید و آنها اول فکر میکنند که آنها مسخره کرده اما گوید که امر ،امر خدا و دستور خدا است شما باید این کار را بکنید .

اطلاق در بیان بقره

در اینجا نکته ای قرار دارد اولین چیزی که است می فرماید :«وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِٓ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَهً» ۲ یک گاوی اینجا مطلق ،حالا چه گاوی ؟ هر گاوی که بود کفایت این امر را می کرد و امتثال امر می شد که می گویند:«قَالُوٓا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا»۳ ما را شما مسخره و استهزاء کرده ای؟

قول مرحوم طیب پیرامون کلمه هزوا

حالا البته کلمه «هُزُوًا» مرحوم طیب اصفهانی در بحث قرائتش سه قول می آورد :« اول هزو بگویید ،دوم هزوا بگویید، سوم هزء مثل کُفُوًا و کفًّ که تقریبا مشابه آن می شود .»

امر خداوند به ذبح بقره

می گویند ما را مسخره کرده ای ،حضرت موسی می گوید :«قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ» پناه می برم به خداوند ، بلکه خداوند خودش فرموده :«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَهً» ۴

معنا و مراد از ذبح

کلمه ذبح که در اینجا آمده بد نیست که مسئله فرعی فقهی آن هم بیان شود که بحث ذبح چیست ؟ و به چه چیزی گویند ذبح ؟ اصل معنای ذبح به معنای « شقَّ» یعنی شکافتن ،یک چیزی را بشکافی معنای ذبح می دهد و به معنای بریدن به وسیله آهن است ،کجا را بریدن ؟ حلقوم را ،نه هر جایی ،ذبح به معنای بریدن حلقوم به وسیله آهن به طوری که اوداج اربعه بریده شود و منظور از اوداج اربعه که در اینجا می فرماید بریده شود منظور چهار رگ ، سیاه رگ ، سفید رگ و مری و دیگری نای می باشد که باید بریده شود.

شرایط و ضوابط ذبح

نکته مهم در بحث این است که آقایان آن را دقت داشته باشید ،تنهایی که ذبح می کنند به آنها بگویید که علاوه بر رعایت مسائل ذبح که اول باید به نام خدا باشد رو به قبله باشد چهار تا رگ را هم کامل یک دفعه بریده شود ،چاقو هم تیز و تند باشد که خفه نکند ،این نکته را خوب دقت کنید .

زمان بریدن نخاع

 بگویید که یک وقت نخاع را قبل از اینکه جان در آن هیکل هنوز هست و جان بیرون نرفته حق بریدن ندارند چون نخاع را اگر قطع کنند خونی که از این رگ ها باید از بدن خارج شود ،خارج نمی شود و این حلال نمی شود و باید بگویید که دقت کنند سر بره یا بز را گوسفند را یا گاو را ،فرق نمیکند باید اینها را اوداج اربعه را که بریدند باید بگذارند جان از بدن خارج شود بعد سر را قطع کنند یعنی آن نخاع را برای آخر بار بگذارند لذا این نکته فرعی فقهی خیلی مهم است که حتما باید رعایت شود و با آهن حتما باید باشد.

تیز و تند بودن چاقو

نکته ای که شاید در احکام آن را خیلی مد نظر قرار ندهند این است که تیز و تند بودن آن چاقو و کارد است لذا یکی از طلبه ها می گفت من رفتم اهواز عروسی برادرم بود یک گوسفندی را آوردند ،کی ذبح کند کی ذبح نکند ،هیچ کس بلد نبود خلاصه قرعه افتاد به نام ما که ما ذبح کنیم تا الان هم ذبح نکرده بودیم ،گفت بسم الله را خیلی چرب گفتم و غلیظ بیان کردم ،رو به قبله آن را هم لحاظ کردیم که رو به قبله باشد ،یک چاقو و کاردی را آوردند اما این کارد را هر چه می کشیدیم نمیبرید ،انقدر کشیدیم تا گوسفند بیچاره خفه شد لذا اینطور نباید باشد و گوسفند یا هر حیوانی که میخواهی آن را ذبح کنی  باید کارد آن برنده باشد تا سریع آن اوداج اربعه را بزند .

معنای بقره و وجه تسمیه سوره بقره

بعد کلمه «بَقَرَهً» را داریم که در این کلمه « تاء» آن دلالت بر وحدت دارد یعنی یک گاو ولی تاء تأنیث نیست  منتهی خود بقر به معنای گاو ماده می باشد ولی چرا به آن بقر گویند ؟ چون کلمه بقر به معنای شکافتن است و به خاطر اینکه گاو ها را ان روزها وسیله شخم کردن زمین ها قرار می دادند لذا به همین جهت به آن بقر گویند بنابراین ،این سوره را که اسم آن را بقره گذاشته اند به جهت همین قصه گاو بنی اسرائیل است و آن داستانی که آن پسر به پدر احترام گذاشت و این قصه پیش امد که وقتی آمدند نزد حضرت موسی و حضرت فرمود خداوند فرموده است :«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَهً» ۵

مکر و حکمت خداوند

تا اینجا گفتیم که هر گاوی را آنها می اوردند و ذبح می کردند امتثال امر میشد اما کار های خداوند را ببین که «وَمَکَرُوا وَمَکَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ»۶اینگونه است مکر خداوند که می آید ان کسی که به پدر احترام گذاشته و پدر یک گاو را هدیه کرده است به پسر خلاصه بنی اسرائیل مکرر سوال می کنند نه اینکه میخواستند امر خدا را اطاعت نکنند لذا بهانه می اوردند ،این بهانه اوردن باعث شد که این متعین در یک گاو شود یعنی این مذبوح باید متعین شود در یک گاو و گاوی نیست جز آن گاوی که پدر به آن پسر هدیه نمود و بخشید لذا رفتند و پیدا کردند دیدند عجب گاو قشنگی است که صفات ان را در قران می گویبم که چگونه بوده است .

عاقبت احسان به پدر و مادر

خلاصه گفتند گاو را می خواهیم ببریم بکشیم و مقتولی داریم خدا گفته است گاو را ذبح کنیم و بعضی از آن را به این بدن بزنیم تا مقتول برگردد و بگوید چه شخصی او را کشته است پسر گفت من گاو را میدهم اما به شرطی که این گاو را که ذبح می کنید پوست ان را سالم بکنید مثل مشک و آن را پر از طلا کنید و بیاورید و بنی اسرائیل گفتند عجب ! از کجا انقدر بیاوریم ولی چون بزرگان بنی اسرائیل بودند وضعشان بد نبود لذا رفتند نزد حضرت موسی گفتند قضیه اینطور است و ما چه کنیم ؟ حضرت فرمودند باید او را راضی کنید و با رضایت باید بیاورید لذا باید پولش را هر جور که گفته بدهید و گاو را بیاورید و آن ها مجبور شدند و رفتند قبول کردند و آنجا آن پسر به نان و نوایی حسابی رسید.

نیکی به پدر و مادر در هر جایگاهی

بنابراین پدر و مادر های خود را قدر بدانید و به آنها احسان کنید ،فکر نکنید چون آقا هستید خیلی مهم هستید ،شما آقا مواظب باشید که همین پدر و مادر بودند که علت ایجاد شما شده‌اند لذا گفتند آقایی دکتر شده بود آنوقت به رفقایش گفته بود بیایید روستای  ما به باغ و بر برویم آنها هم قبول کردند و پدر آن آقا هم خیلی ذوق میکرده بود که یک روستایی فرزندش پزشک شده انوقت چند نفر از دانشجو ها و هم درسی هایش انجا امده بودند و به او میگفت آقای دکتر و این پدر با قد کوتاه ،مفلس و ژولیده آنجا ذوق کرده بود و خانه را تمیز کرده بود بعد اینها می بینند آن پدر خیلی آنجا زحمت می کشد لذا یکی از این هم درسی ها به این آقا می گوید که آقای دکتر این اقا کی است که اینجا خیلی زحمت می کشد لذا دکتر خیلی خجالت می کشد که با این اوضاع و احوال بگوید این پدرم است لذا گفت این کارگر و نوکر من است بنابراین پدر عصبانی میشود و میگوید من پدر تو هستم از کی نوکر تو‌شده ام ؟! پس احترام به پدر و مادر خیلی مهم است .

بوسیدن دست پدر و مادر

یکی از بچه ها بود از سردار ها و نظامیان مدعی سپاه بود ،به او گفتم تا الان دست پدر و مادرت را بوسیده ای؟ گفت چه شخصی تا الان دست ما را بوسیده که من دست آنها را ببوسیم ؟!

عاق والدین در زمان حیات ومرگ

 ولی آنهایی که پدر و مادرشان از دنیا رفته اند فکر نکنند آنها معاف هستند بلکه به نحوی دیگر باید برای پدر و مادرشان باقیات و صالحات باشند و خیلی ها هم هستند در زمان حیات پدر و مادر عاق می شوند و یک سری ها هم هستند در زمان مرگ پدر و مادر عاق می شوند یعنی زمان حیاتشان انسان های خوبی بوده اند و درست عمل می کردند در حق پدر و مادرشان اما در زمان مرگشان درست عمل نمی کردند لذا عاق می شوند .

باقیات و صالحات برای والدین فوت شده

یک بار این قصه را سر این کلاس گفته ام که آقایی به بچه اش می گوید برو پسرم این کار را بکن و الا عاقت می کنم اما پسر او می گوید من تو را عوقت میکنم پدر گفت چکار میکنی ؟ گفت می روم در خانه های مردم تخلی می کنم تا بگویند تو روح پدرت لذا این را گفتم که این قصه روشن بشود که آنهایی هم که پدرانشان مرده اند و از دنیا رفته اند نسبت به آنها ما وظیفه داریم و آنها را ما حتما باید سرکشی ،خیرات بدهیم و اعمالمان جوری باشد که برای آنها باقیات و صالحات باشد .

اهمیت اولاد صالح

چون یکی از چیزهایی که بعد از مرگ انسان ،پرونده انسان را باز نگه می دارد و باعث خیرات و مبرات آن میت می شود اولاد صالح است لذا اولاد صالح باید عمل صالح داشته باشد و عمل صالح که داشته باشد در پرونده پدر و مادر نوشته می شود .

دعای پدر و مادر برای فرزند

بنابراین من توصیه می کنم که هر کس پدر و مادر دارد قدر بداند احترام کند و دست آنها را ببوسد وقتی میرسد و اگر خیلی متکبر نیست بعضی اوقات پای آنها ،خاصه مادر را ببوسد که اگر اینطور شد این پدر و مادر ذوق می کنند و از ته دل دعا می کنند و اینگونه باید دعا را از پدر و مادر گرفت .

اولویت مادر بر همسر

نکند خدای نکرده به خاطر همسرت و اینکه مادرت ناحق حرف می زند لذا عروس و مادر شوهر جنگشان عزلی و ابدی است و هیچ وقت بینشان سازش نمی شود لذا مواظب باید باشیم که به خاطر همسرت و لو محق باشد به مادر خود تو و اف نگویید و این خیلی مهم است .

اف و رنجش والدین

« فَلَا تَقُلْ لَهُمَآ أُفٍّ »۷ یعنی کوچک ترین عملی که باعث رنجش او بشود چه زبانا اف بگویید و اخم های خود را برگردانی و چه اشاره کنی هر کاری فرقی ندارد چون اف که می گویند یعنی چیزی بگویی که باعث رنجش شود اما هر حرکتی و لو اشاره و رو برگرداندن و هر کاری کنی که باعث رنجش پدر و مادر می شود نباید انجام دهیم « فَلَا تَقُلْ لَهُمَآ أُفٍّ »۸ از آن طرف حتما رعایت آنها را بکنید و هر وقت به پدر و مادر می رسید دست انها را ببوسید .

احترام به پدر زن و مادر زن

لذا پدر زن و مادر زن نیز پدر و مادر می باشند چون در روایت داریم که شما سه پدر دارید :« آن کسی که تو را متولد می کند ،ان کسی که تو را تزویج می کند یعنی پدر زن و پدر شوهر و آن کسی که تو را تعلیم می دهد .»

احترام به استاد

و یک موقع حرف استادی را زیر پا نگذارید « من علمنی حرفا فقد سیرنی عبدا» اینها را باید مواظب باشید که بعضی اوقات استاد شما خلاف سلیقه شما گفت هر چه از دهانت در آمد پشت سرش نگویی و اینها نکاتی است که در اینجا از نظر اخلاقی برای همه ی ما قابل توجه است و باید رعایت کنیم.

جهل در برابر عقل

«وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِٓ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَهً ۖ قَالُوٓا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا ۖ قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ»۹ کلمه جاهلین هم به معنای جهل مقابل علم نیست بلکه جهل  در برابر و به معنای حمق است یعنی در برابر علم نیست بلکه در برابر عقل است چون بحث استهزاء از حمقاست ،کسی که مسخره می کند قومی را یا به استهزاء می گیرد این کار احمقانه است اما کار جاهلانه ای که در برابر علم باشد و عالمانه باشد نیست بلکه جهلی است که در برابر عقل است که عقل را اینجا ملاک قرار می دهند لذا جاهلانه می شود حمق و احمقانه بنابراین آنهایی که استهزاء می کنند و آنهایی که مسخره می کنند احمق ها هستند .

بهانه های بنی اسرائیلی

قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا هِیَ ۚ قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَهٌ لَا فَارِضٌ وَلَا بِکْرٌ عَوَانٌ بَیْنَ ذَٰلِکَ ۖ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُونَ۱۰

در اینجا همان بهانه های بنی اسرائیلی شروع شد که مامور امتثالی که باید بکنند ،ماموربه آنها دائره اش ضیق شد تا متحقق شود در آن گاوی که آن پسر از پدرش هدیه گرفت .

سن و میانسالی گاو

 یادم است ما جبهه بودیم سال ۶۱ انوقت یک طلبه ای به نام سید حسین حسینی بود ،می گفت شما تا الان ماهی در قرآن دیده اید ؟گفت بیایید تا نشانتان بدهم انوقت این آیات را آورد و گفت ببینید اینجا نوشته است ماهی ،«قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا هِیَ»۱۱ یعنی این بقره چگونه باشد ؟ این سوال اول از نظر سنی منظور است که میگویند سن گاو باید چقدر باشد که این سن را میان سال گویند لذا«قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَهٌ لَا فَارِضٌ وَلَا بِکْرٌ»۱۲ می فرماید نه بچه باشد و نه پیر باشد و «عَوَانٌ بَیْنَ ذَٰلِکَ ۖ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُونَ»۱۳ که یعنی کار را انجام دهید و دنبال بقیه مسائلش نباشید.

آیه بعدی

قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا لَوْنُهَا ۚ قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَهٌ صَفْرَآءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِینَ۱۴

بیان رنگ گاو

دوباره بنی اسرائیل گفتند رنگ آن گاو چه رنگی باشد ؟تا این را گفتند دائره ضیق شد بعد باید چه کاری می کردند ؟ باید می رفتند ان جلد و پوست گاو را در بیاورند و پر از طلا کنند و بدهند و الا یک گاو میخریدند به اندازه ده گرم طلا تمام میشد و می رفت لذا «قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا لَوْنُهَا» ۱۵ گاو چه رنگی باشد ؟«قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَهٌ صَفْرَآءُ»۱۶ خداوند فرمود رنگ گاو ،زرد پر رنگ باشد .

منابع

۱_ سوره مبارکه بقره آیه ۶۷

۲_سوره مبارکه بقره آیه ۶۷

۳_سوره مبارکه بقره آیه ۶۷

۴_ سوره مبارکه بقره آیه ۶۷

۵_سوره مبارکه بقره آیه ۶۷

۶_سوره مبارکه آل عمران آیه ۵۴

۷_سوره مبارکه اسراء آیه ۲۳

۸_سوره مبارکه اسراء آیه ۲۳

۹_سوره مبارکه بقره آیه ۶۷

۱۰_ سوره مبارکه بقره آیه ۶۸

۱۱_سوره مبارکه بقره آیه ۶۸

۱۲_ سوره مبارکه بقره آیه ۶۸

۱۳_سوره مبارکه بقره آیه ۶۸

۱۴_سوره مبارکه بقره آیه ۶۹

۱۵_ سوره مبارکه بقره آیه ۶۹

۱۶_سوره مبارکه بقره آیه ۶۹

بازدیدها: 82

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1