۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » تفسیر آیات 50 تا 60
  • شناسه : 3848
  • ۰۶ بهمن ۱۴۰۱ - ۱۳:۲۳
  • 14 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
آیه ۶۱ |تنوع‏ طلبى، بهانه‏ تراشى‏ | جلسه ۰۱
آیه 61 |تنوع‏ طلبى، بهانه‏ تراشى‏ | جلسه 01

آیه ۶۱ |تنوع‏ طلبى، بهانه‏ تراشى‏ | جلسه ۰۱

فهرست مطالب۱ مقدمه ۲ معنای تحت الفظی آیه۳ درخواست بنی اسرائیل ۴ غذاهای زمین و سبزی ها۵ معنای أَدْنَىٰ و خَیْرٌ۶ استعمالات مصر و منصرف بودن آن۷ نتیجه تکذیب آیات حق۸ شباهت بنی اسرائیل با داعش۹ نادیده گرفتن حدود الهی۱۰ مراد از طعام و مطعوم۱۱ مراد از طعام واحد۱۲  تبدیل بهترین غذا به پست ترین […]

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه  ۶۱

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

تنوع‏ طلبى‏، بهانه ‏تراشى‏، ناسپاسى‏، پیامبرکشى یهودیان‏،

و عوامل زمینه‏ ساز این صفات ، یعنى نافرمانى و تجاوزکارى‏

  جلسه تفسیر آیه شصت و یکم

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى‏ لَنْ نَصْبِرَ عَلى‏ طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّکَ یُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذی هُوَ أَدْنى‏ بِالَّذی هُوَ خَیْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَکُمْ ما سَأَلْتُمْ وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ وَ الْمَسْکَنَهُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ (۶۱)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

و [یاد کنید] هنگامى که گفتید: اى موسى! ما هرگز بر یک نوع غذا صبر نمى‏کنیم، پس از پروردگارت بخواه تا از آنچه زمین مى‏رویاند از سبزى و خیار و سیر و عدس و پیازش را براى ما آماده کند. [موسى‏] گفت: آیا شما به جاى غذاى بهتر، غذاى پست‏تر را مى‏خواهید؟! [اکنون که چنین درخواست ناروایى دارید] به شهرى فرود آیید که آنچه خواستید، براى شما آماده است. و [داغِ‏] خوارى و بیچارگى و نیاز بر آنان زده شد و سزاوار خشم خدا شدند؛ این [خوارى و خشم‏] به سبب آن بود که آنان همواره به آیات خدا کفر مى‏ورزیدند و پیامبران را به ناحق مى‏کشتند؛ این [کفرورزى و کشتن پیامبران‏] به علت آن بود که [از فرمانِ من‏] سرپیچى نمودند و پیوسته [از حدود حق‏] تجاوز مى‏کردند. (۶۱)[۱]

http://bayanbox.ir/view/5122040553263843431/poster4.jpg

تفسیر سوره مبارکه بقره – آیه   ۶۱

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى‏ لَنْ نَصْبِرَ عَلى‏ طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّکَ یُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذی هُوَ أَدْنى‏ بِالَّذی هُوَ خَیْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَکُمْ ما سَأَلْتُمْ وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ وَ الْمَسْکَنَهُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ (۶۱)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

و [یاد کنید] هنگامى که گفتید: اى موسى! ما هرگز بر یک نوع غذا صبر نمى‏کنیم، پس از پروردگارت بخواه تا از آنچه زمین مى‏رویاند از سبزى و خیار و سیر و عدس و پیازش را براى ما آماده کند. [موسى‏] گفت: آیا شما به جاى غذاى بهتر، غذاى پست‏تر را مى‏خواهید؟! [اکنون که چنین درخواست ناروایى دارید] به شهرى فرود آیید که آنچه خواستید، براى شما آماده است. و [داغِ‏] خوارى و بیچارگى و نیاز بر آنان زده شد و سزاوار خشم خدا شدند؛ این [خوارى و خشم‏] به سبب آن بود که آنان همواره به آیات خدا کفر مى‏ورزیدند و پیامبران را به ناحق مى‏کشتند؛ این [کفرورزى و کشتن پیامبران‏] به علت آن بود که [از فرمانِ من‏] سرپیچى نمودند و پیوسته [از حدود حق‏] تجاوز مى‏کردند. (۶۱)[۱]

مقدمه

آیه ۶۱ سوره مبارکه بقره که یک مقداری هم طولانی تر می باشد نسبت به آیات گذشته عطف می باشد به آیه «یَا بَنِیٓ إِسْرَآئِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِیٓ أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ»  ۲

معنای تحت الفظی آیه

معنای آیه به صورت می باشد که :« و به یاد آورید آن زمانی را که خطاب به حضرت موسی گفتید ،یا موسی ما هرگز بر یک نوع غذا صبر نمی کنیم .» لذا در بحث بیابان تیه که آنها رفتند و به گرسنگی افتادند و بعد که طعام خواستند « من و سلوی » برای آنها نازل شد و این «طَعَامٍ وَاحِدٍ» یعنی یک غذا برای ما کفایت نمی کند که مراد همین « من و سلوی » است که تنوع نداشته و یک نوع بوده .

درخواست بنی اسرائیل

لذا گفتند «فَادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ» از خدای خود بخواه هر آنچه که از زمین رویش می کند به ما بدهد لذا «من و سلوی» که از بهشت برای ایشان نازل شده بود که همان ترنجبین و مرغ بریان شده از بهشت بود، گفتند ما بر این غذا صبر نمی کنیم بلکه بگو از این غذاهایی که از زمین رویش می کند مانند نباتات زمینی را به ما بدهد .

غذاهای زمین و سبزی ها

لذا از باب مثال بیان می شود «مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا» لذا مراد از«بَقْلِهَا» یعنی سبزیجات که مراد از سبزی هایی است که از زمین و خاک به وجود می آید مثل تره و نعنا و کرفس و… و مراد از «وَقِثَّآئِهَا» یعنی خیار زمینی و نیز مراد از «وَفُومِهَا وَعَدَسِهَاوَبَصَلِهَا»  یعنی گندم ،عدس و پیاز که از زمین میروید .البته این مواردی که بیان شده نه اینکه همین موارد فوق مراد باشند بلکه از باب مثال آنها را بیان نموده اند پس منظور از «مِنْ»  من بیانیه می باشد .

معنای أَدْنَىٰ و خَیْرٌ

در ادامه آیه حضرت موسی به آنها گفت «قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنَىٰ بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ» آیا شما میخواهید آن بهترین را بدهید و پست ترین را بگیرید لذا منظور از «أَدْنَىٰ» یعنی آن چیزی که پست تر است و «خَیْرٌ» یعنی آن چیزی که بهتر است بنابر این شما میخواهید تبدیل کنید ان چیزی که پست تر است را در برابر آن چیزی که بهتر است .

استعمالات مصر و منصرف بودن آن

و فرمود «اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَکُمْ مَا سَأَلْتُمْ» به سمت شهر خود بروید که هر چه میخواهید آنجا می باشد،منظور از «مِصْرًا» می تواند شهرستان مطلق باشد  یعنی هر شهری میتواند ، هم  میتواند مراد مصر فرعون باشد لکن این مصر گرچه در آن بحث انصراف می باشد که بعضا اختلاف می باشد که منصرف می باشد یا غیر منصرف ولی در این آیه آن را منصرف فرض کرده اند مانند نوح و لوط که ساکن الوسط هستند یعنی عین الفعل ان ساکن می باشد ، مصر نیز ساکن است ولی استعمالش در این ایه تنوین گرفته است.

نتیجه تکذیب آیات حق

و در ادامه حضرت موسی فرمود :«وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ وَالْمَسْکَنَهُ وَبَآءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ» و بر شما نهاده شده است در آنجا خواری و بدبختی و تهی دستی و برای شما در آنجا غضب حضرت حق می باشد چون«ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُوا یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّه» شما تکذیب کردید آیات حضرت حق را  ونیز «وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ» پیامبران را کشتید و «وَیَقْتُلُونَ» مضارع استعمال شده که دلالت بر استمرار دارد یعنی دائم کار شما این بوده که پیامبران را به قتل می رساندید.

شباهت بنی اسرائیل با داعش

 لذا بنی اسرائیل به روش های مختلف مثل سر بریدن و در چاه انداختن و… پیامبران را می کشتند  لذا وقتی قصه های بنی اسرائیل در قرآن بیان شده را توجه می کنیم ،معلوم میشود که چقدر اینها آدم های قسی القلب و بدون عاطفه بوده اند و آنچه که در انسانیت موجود می باشد در اینها نبوده مثل یهودیان معاصر که بحث داعش را راه اندازی می کنند و آموزش به آنها میدهند که در گروه های مختلف زن و مرد و… را سر می بریدند یا به آنها در حال خوابیده و دست بسته  گلوله می زدند و لذا هیچ چیزی به عنوان عاطفه در وجود اینها نیست و حتی بعضی اشخاص را آموزش می دادند که انتحاری عمل کنند و به خودشان هم رحم نمی کنند بنابراین بنی اسرائیل پیامبران را به روش های مختلف می کشتند آنهم به غیر حق ،یعنی حق آنها نبوده که پیامبران را بکشند.

نادیده گرفتن حدود الهی

لذا می فرماید :«ذَٰلِکَ بِمَا عَصَوْا وَکَانُوا یَعْتَدُونَ» این به خاطر نافرمانی و تجاوز گری دائمی آنهاست لذا«وَکَانُوا یَعْتَدُونَ» یعنی همیشه بنی اسرائیل از حدود الهی تجاوز می کردند .

مراد از طعام و مطعوم

مراد از کلمه «طَعَامٍ» در آیه که اسم مفعول می باشد یعنی «مطعوم» که در این آیه چیزی است که ذائقه انسان آن را درک میکند از لحاظ طعم ولی آنچه مستعمل فیه و موضوع له برای آن می باشد مأکولات می باشد یعنی هر چیزی را که أکل کنند را به آن طعام می گویند .

مراد از طعام واحد

مراد از واحد بودن در «طَعَامٍ وَاحِدٍ» را هم عرض کردیم که یعنی همان «من و سلوی» که از طرف خداوند برای آنها به دعای حضرت موسی فرستاده شد که بنی اسرائیل استفاده کنند .

 تبدیل بهترین غذا به پست ترین غذا

در جمله «أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنَىٰ بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ» حضرت موسی به انها هشدار می دهد ، غذایی که از طرف خداوند فرستاده شده خیلی غذای عالی می باشد چون از طرف خدا امده و غذای اسمانی و بهشتی می باشد لذا شما ان را رها کردید به اصطلاح از قدیم گفته اند شخصی را به کاخ پادشاه بردند بهترین غذاها را برای او آوردند ،دیدند نمیخورد بعد مقداری دوغ برای او آوردند گفت آخیش و خورد در نتیجه بعضی اشخاص واقعا انقدر پایین قرار می گیرند که بهترین غذا را خداوند برای انها فرستاده با چه طعم و مزه  و ارزشی لذا حضرت موسی می فرمایند شما میخواهید تبدیل کنید و ان چیزی که پست ترین است را بگیرید و در برابرش آن چیزی که بهترین می باشد را بدهید ،لذا غذای پست را گفتیم غذای زمینی منظور می باشد و هر چه از زمین میروید مثل نباتات .

 تفاوت شهر و قریه

در جمله :«اهْبِطُوا مِصْرًا» مراد از کلمه مصر را گفتیم مطلق شهر منظور می باشد لذا هر جایی که آبادی است به آن شهر گویند و در قریه ها هم ابادی می باشد منتهی شهر در اصطلاح ما مکانی می باشد که خیلی آبادی است و امکانات می باشد و بالا تر است و قریه یک آبادی کوچک است و اگر این آبادی گسترش پیدا کند به شهر تبدیل می شود پس می فرماید به شهر ها بروید و هر چه میخواهید به دست آورید و در بیابان تیه نمانید بعضا هم گفته اند مراد از کلمه مصر همان شهر فرعون می باشد لذا اگر بخواهیم منصرف بودن آن را درست کنیم از جهت اینکه ساکن الوسط می باشد در نتیجه علمیت ان را لحاظ نمی کنیم چون اگر علمیت را لحاظ کنیم باید طور دیگر روی آن بحث کنیم .

امر مولوی یا ارشادی؟

آیا کلمه  «اهْبِطُوا» که امری می باشد ، امر مولوی می باشد یا امر ارشادی ؟ در این کلمه نه امر مولوی است ،نه امر ارشادی بلکه منظور این است که اختیار دارید در اینکه به شهر بروید یا خیر ،گرچه چیزی که به ذهن میخورد این است که شمایی که میخواهید از غذای واحدی که از آسمان فرستاده شده خلاص شوید بروید به آن غذاهای نباتی و أرضی برسید ،به شهر ها بروید لذا امر ارشادی می شود زیرا ای قوم چون به دنبال آن هستید عقل حکم میکند که به شهرهای خود بروید چون آنجا موجود می باشد اما باید بدانید در آن شهر ها برای شما ذلت و مسکنت نهاده شده است .

مراد از ذلت و مسکنت

مراد از«وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ وَالْمَسْکَنَهُ» شاید این باشد که در شهر ها اگر خواستید بروید، باید چیزی هم بدهید مثل مالیات و جزیه آنوقت خار میشوید آنجا و «وَالْمَسْکَنَهُ» یعنی انجا به تهی دستی و بدبختی میفتید لذا مسکین یعنی تهی دست و دست او خالی است .

سلطه سلاطین و فرعونیان

مراد از «وَبَآءُوا» در آیه یعنی «ارجعوا» یعنی برگردید گرفتار خشم و غضب الهی می شوید که فرعون ها و سلاطینی که در انجا بودند بر بنی اسرائیل مسلط می شدند و انها باید در گرفتاری زندگی می کردند که وقتی ملت ها زیر سلطه سلاطین بودند ، عده ای به اسارت میرفتند یا کشته می شدند  ، زن ها را به کنیزی و مرد ها را به غلامی می بردند .

سزای نافرمانی از ولی خدا

در قصه امام حسین علیه السلام هم وقتی حضرت را اینجور به شهادت رساندند ،آنهایی که مستقیم یا غیر مستقیم دخیل بودند بعد از آن واقعه به بدبختی دچار شدند و کسانی بر آنها مسلط شد که به آنها رحم نمی کردند.

مکافات اهل مدینه

 مثل  شهر مدینه که پایگاه شروع حرکت حماسه امام حسین علیه السلام بود ،منشأ شهادت حضرت شد ، اگر اهل مدینه به دنبال حضرت بودند ،حاکم مدینه کاری نمی توانست بکند ولی اهل مدینه پیرامون حضرت نبودند، پس اگر اهل مدینه پیرامون حضرت بودند و از ایشان دفاع می کردند هیچ وقت شخصی مثل ولید نمی‌توانست حضرت را تحت فشار بحث بیعت یا کشتن قرار دهد و بعد از واقعه عاشورا اندک زمانی واقعه حره پیش می آید و همان کسانی که امام حسین علیه السلام را شهید نمودند ،به مدینه می آیند و به اهل مدینه  رحم نمی کنند پس قتل عام میکنند ، به نوامیس آنها تجاوز می کنند و اموال آنها را نیز غارت می کنند بنابر این سزای نافرمانی از ولی خدا همین است .

مکافات اهل مکه

مکه نیز به بدبختی افتادند ،واقعه ای که حجاج می خواست عبدالله بن زبیر را دستگیر کند و منجر به خراب شدن خانه خدا شد بنابراین ولی خدا را وقتی دفاع نکردند در بمباران منجنیق‌ها کشته شدند تا حدی خانه خدا خراب شد و بعد از زمان مروان نیز به طور کامل خراب شد و در نهایت عبدالله بن زبیر را کشتند .

شخصیت حجاج بن یوسف ثقفی

لذا همان کسی که واقعه حره را در مدینه و خرابی خانه خدا و رسیدن به مکه و بلاهایی که بر سر مکه آورد ،در کوفه بیست سال حکومت کرد که این شخص حجاج بن یوسف ثقفی بود که نقل شده است در روایات بعد از بیست سال حکومت بر کوفیان چنان ظلم به آنها می کرد که زندان حجاج پس از مرگش که باز شد صد و بیست هزار زن و مرد را در زندان ها آزاد کردند که همه آنها در زندان های مخوف ،به طوری که در یک چهار دیواری باید همانجا غذا می خورند ،استراحت می کردند و تخلی می کردند و روزی یک وعده غذا به زندانیان می دادند که مخلوط آرد جو و خاکستر بود لذا باید برهنه در این زندان ها باید زندانی می شدند و زندگی می کردند و در ظرف یک ماه وقتی این غذا را می خوردند بدن های آنان سیاه می شد .

قساوت قلب حجاج بن یوسف

در قصه حجاج وارد شده که می خواستند به جنگ بروند و تمام مردان کوفه باید در این جنگ شرکت می کردند لذا یک مردی چهار فرزند پسر در این جنگ فرستاد  و به دنباله لشگر می رفتند ، در دروازه کوفه این پدر به حجاج گفت بگذار که من بمانم و خانواده این چهار پسر را سرپرستی کنم چون من پیرمرد هستم و چهار پسرم را به جنگ فرستاده ام ولی حرفش تمام نشده سر او را از تنش جدا نمود! اینگونه ظلم کرد بنابراین وقتی ولی خدا را اینگونه رها کردند باید این بلا و مصیبت بر سر انها بیاید .۳

پیروی از شرک و بت پرستی

لذا در قصه بنی اسرائیل همه ی تمرد آنها بخاطر این بوده که «کَانُوا یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ» دائم آیات خداوند را کفر می ورزیدند و میپوشاندند یعنی هر چه که آنها را نصیحت میکردند و پیامبران می امدند برای انها نشانه و ایات و معجزه میاوردند ولی دست از شرک و بت پرستی بر نمی داشتند و در هر طبقه و خانواده ای دست از کارشان بر نمی داشتند.

قول مرحوم طیب اصفهانی

و یکی از کار های انان «وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ» این بوده که پیامبران را هم میکشتند بدون حقی و به انحاء مختلف لذا مرحوم طیب اصفهانی می فرمایند :« به سربریدن یعنی ذبخ می کردند ،زنده زنده در چاه می انداختند ،در دیگ اب جوش آنها را میحوشاندند ،انها را در آتش میسوزاندند یا آنها را سنگسار میکردند.» به همین سبب سلاطین کفار و مشرکین بر آنها مسلط و تقاص میگرفتند .

تجاوز از حدود الهی

در انتهای آیه می فرماید «ذَٰلِکَ بِمَا عَصَوْا وَکَانُوا یَعْتَدُونَ» تاکید  و اشاره میکند این مطلب را که قتل انبیاء و نافرمانی به جهت این بوده که دائم از حدود خدا تجاوز می کردند و حدود حضرت حق را رعایت نمی کردند و به سبب نافرمانی آنها و «وَکَانُوا یَعْتَدُونَ» یعنی « و یتجاوزون حدود الله»  به خاطر آنچه که از حدود خدا تجاوز می کردند و تعدی از حدود خداوند می کردند و از آنچه که خداوند برای آنها قرار داده بود احکام الهی را رعایت نمی کردند .

 منابع

۱ .  سوره مبارکه بقره آیه ۶۱

۲ .  سوره مبارکه بقره آیه ۴۷

۳ .  بحارالانوار جلد ۷۲ ص ۸۶ حدیث ۳۹ ،ص ۸۷ حدیث ۴۰

بازدیدها: 24

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1