۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار » تفسیر آیات 20-8
  • شناسه : 2142
  • ۱۵ بهمن ۱۴۰۰ - ۶:۳۸
  • 54 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
آیه ۸ تا ۲۰ بقره (صفات منافقین ) جلسه ۳۴
آیه ۸ تا ۲۰ بقره (صفات منافقین ) جلسه 34

آیه ۸ تا ۲۰ بقره (صفات منافقین ) جلسه ۳۴

فهرست مطالب۱ عدم اعانت به مسلمین از صفات منافقین۲ فضیلت اعانه‌ی به مؤمنین۳ ثواب طواف خانه‌ی خدا۴ فضیلت اعانه‌ی به مسلمین بر طواف خانه‌ی خدا۵ ضربه زدن به مسلم ویژگی منافقین۶ سفارش احسان به برادر دینی۷ شرط ورود به بهشت از باب المعروف۸ سفارش طلّاب نسبت به احسان مخلوقات خدا۹ طلب غفران ملائکه برای کمک […]

فهرست مطالب

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۸ تا ۲۰ جلسه ۳۴

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

۷۲ جلسه شرح ویژگیهای منافقین

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنینَ (۸) 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

و برخى از مردم مى‏گویند: «ما به خدا و روز بازپسین ایمان آورده‏ ایم»، ولى گروندگان [راستین‏] نیستند. (۸)

http://bayanbox.ir/view/5122040553263843431/poster4.jpg

—————————————–

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعِینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ اللَّعْنَهُ الدّائِمَهُ عَلیَ اَعْدائِهِمْ مِنَ اْلآنِ اِلی قیامِ یَوْمِ الدِّینِ».

وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنینَ (۸)  یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ ما یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُونَ (۹)   فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ (۱۰)

و برخى از مردم مى‏گویند: «ما به خدا و روز بازپسین ایمان آورده‏ ایم»، ولى گروندگان [راستین‏] نیستند. (۸) با خدا و مؤمنان نیرنگ مى‏بازند؛ ولى جز بر خویشتن نیرنگ نمى‏زنند، و نمى‏فهمند. (۹) در دلهایشان مرضى است؛ و خدا بر مرضشان افزود؛ و به [سزاى‏] آنچه به دروغ مى‏گفتند، عذابى دردناک [در پیش‏] خواهند داشت. (۱۰)

http://bayanbox.ir/view/1308105324576933146/006.gif

عدم اعانت به مسلمین از صفات منافقین

پیرامون آیات هشتم تا بیستم سوره‌ی مبارکه‌ی بقره در توصیف منافقین و چگونگی صفات منافقین بحث‌هایی را داشتیم تا رسیدیم به آن‌جایی که یکی از صفات منافقین این است که اعانه‌ی به مؤمنین و مسلمین ندارند، برعکس آن اگر بتوانند به آن‌ها ضربه هم می‌زند.

فضیلت اعانه‌ی به مؤمنین

در باب کسی که اهتمام به امور مسلمین داشته باشد و حاجت مؤمن یا مسلم یا خلق را برآورده بکند، سه تعبیر در روایات بود.

۱)  یک وقت اعانه‌ی به خلق خدا است،

۲) یک وقت اعانه‌ی به مسلمین است،

۳) یک وقت اعانه‌ی به مؤمن است.

در روایاتی که خدمت شما عرض کردیم اعانه‌ی به مؤمن بالاترین ارزش را داشت

ثواب طواف خانه‌ی خدا

یک روایت دیگر در کافی و جامع السّعادات مرحوم نراقی از حضرت صادق (علیه الصّلاه و السّلام) نقل شده است. «مَنْ طَافَ بِهَذَا الْبَیْتِ طَوَافاً وَاحِداً»[۱]، «من طاف بالبیت طوافاً واحدا»[۲] اگر کسی یک بار خانه‌ی خدا را طواف بکند، «کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ سِتَّهَ آلَافِ حَسَنَهٍ» خداوند شش هزار حسنه بر او می‌نویسد. «وَ مَحَا عَنْهُ سِتَّهَ آلَافِ سَیِّئَهٍ» شش هزار سیئّه هم از او محو می‌کند. «وَ رَفَعَ اللَّهُ لَهُ سِتَّهَ آلَافِ دَرَجَهٍ» شش هزار درجه هم به او ارتفاع می‌دهد. «و فی روایه اخری» و در روایت دیگری فرمود: «وَ قَضَى لَهُ سِتَّهَ آلَافِ حَاجَهٍ»[۳] و شش هزار حاجت هم برای او برآورده می‌کند. «حَتَّى إِذَا کَانَ عِنْدَ الْمُلْتَزَمِ فَتَحَ اللَّهُ لَهُ سَبْعَهَ أَبْوَابٍ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّهِ» و وقتی که روبروی درب خانه می‌رسد، چون جلوی خانه را ملتزم می‌گویند، به خاطر این‌که آن‌جا جایی است که وقتی طواف می‌کنند، خود را به درب خانه بچسبانند و ملتزم به درب خانه بشوند و بتوانند حاجات خود را بگیرند.

می‌فرماید: وقتی روبروی درب خانه که به آن ملتزم می‌گویند، برسند، خداوند برای او هفت درب بهشت باز می‌کند. «فَتَحَ اللَّهُ لَهُ سَبْعَهَ أَبْوَابٍ» یعنی هفت درب را باز می‌کند. «الْجَنَّهِ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ».

فضیلت اعانه‌ی به مسلمین بر طواف خانه‌ی خدا

 می‌گوید: سؤال کردم قربان شما بشوم «هَذَا الْفَضْلُ کُلُّهُ فِی الطَّوَافِ» همه‌ی این‌ها در طواف است؟ «قَالَ نَعَمْ» فرمود: بله. «وَ أُخْبِرُکَ بِأَفْضَلَ مِنْ ذَلِکَ» و شما را به بافضیلت‌تر از این آگاه می‌کنم که آن «قَضَاءُ حَاجَهِ الْمُسْلِمِ أَفْضَلُ مِنْ طَوَافٍ وَ طَوَافٍ وَ طَوَافٍ» تا ده بار می‌گوید. می‌فرماید: قضا یعنی برآورده کردن نیاز یک مسلم -این‌جا مسلم می‌گوید- کسی که قائل به شهادتین است، حالا چه مؤمن باشد چه نباشد، کلمه‌ی مسلم را گفته است. فضیلت این از ده طواف بیشتر است. چون طواف را تا ده بار می‌گویند. روایت دارد: «حَتَّى بَلَغَ عَشْراً» طواف را ده بار تکرار می‌کنند.

ضربه زدن به مسلم ویژگی منافقین

قضا و برآورده کردن حاجت یک مسلمان این‌قدر ارزش دارد.  منافق برعکس است. حاجت برآورده نمی‌کند، بتواند یک ضربه هم خواهد زد.

سفارش احسان به برادر دینی

روایت دیگری از حضرت صادق آل محمّد نقل شده است که در کافی و جامع السّعادت بیان شده است. می‌فرماید: «تَنَافَسُوا فِی الْمَعْرُوفِ لِإِخْوَانِکُمْ»[۴] به دنبال باشید «تَنَافَسُوا» رغبت بکنید. یعنی خود را به سمت و سوی معروف برای برادران خود رغبت بدهید. «وَ کُونُوا مِنْ أَهْلِهِ» و از اهل احسان به آن‌ها بشوید.

شرط ورود به بهشت از باب المعروف

«فَإِنَّ لِلْجَنَّهِ بَابا» می‌فرماید: برای بهشت دربی است که «یُقَالُ لَهُ» که به آن باب گفته می‌شود: «الْمَعْرُوفُ» به آن باب، باب المعروف می‌گویند. «لَا یَدْخُلُهُ إِلَّا مَنِ اصْطَنَعَ الْمَعْرُوفَ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا» می‌فرماید: واقعاً برای بهشت دربی است که به آن معروف می‌گویند و در آن وارد نشود، مگر کسی که در دنیا احسان و نیکی به دیگران بکند.

سفارش طلّاب نسبت به احسان مخلوقات خدا

خصوصاً ما طلبه‌ها این را باید بلد باشیم در برابر خلق خدا احسان داشته باشیم، حتّی نسبت به غیر انسان‌ها (باید این‌طور باشیم) چه برسد که این را نسبت به مسلمین و مؤمنین و دوستان و هم‌درسی‌ها و هم حجره‌ای و هم لباسی‌ها و هم کیش‌ها داشته باشیم. خیلی ارزش دارد.

طلب غفران ملائکه برای کمک کننده‌ی به دیگران

لذا می‌فرماید: از آن درب به بهشت داخل نمی‌شود الّا کسی که در دنیا احسان و نیکی به جا آورد. «فَإِنَّ الْعَبْدَ لَیَمْشِی فِی حَاجَهِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ» به درستی آن بنده‌ی خدا هر آینه در حاجت برادر مؤمن خود قدم برمی‌دارد. «فَیُوَکِّلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مَلَکَیْنِ» پس خدا دو ملک را بر او می‌گذارد. «وَاحِداً عَنْ یَمِینِهِ وَ آخَرَ عَنْ شِمَالِهِ» یکی از سمت راست او، یکی از سمت چپ او «یَسْتَغْفِرَانِ لَهُ رَبَّهُ» که آن‌ها دائم طلب برای او از پروردگار خود غفران می‌کنند. «وَ یَدْعُوَانِ بِقَضَاءِ حَاجَتِهِ» و دعا می‌کنند بر این‌که خداوند حاجت او را برآورده بکند.

خوشحالی رسول خدا نسبت به

برآورده شدن حاجت مسلمانان

«ثُمَّ قَالَ» سپس فرمود: «وَ اللَّهِ لَرَسُولُ اللَّهِ (صلّی الله علیه و آله و سلّم) أَسَرُّ بِقَضَاءِ حَاجَهِ الْمُؤْمِنِ إِذَا وَصَلَتْ إِلَیْهِ مِنْ صَاحِبِ الْحَاجَهِ» می‌فرمایند: -این قسمت مهم است- قسم به خدا وقتی شما حاجت یک مؤمن را شما برآورده می‌کنید، رسول خدا از آن کسی که حاجت او برآورده شده است مسرورتر می‌شود. «اسرّ» یعنی رسول اکرم شادتر می‌شود، مسرورتر می‌شود.

محبّت ویژه‌ی پیامبر به امّت خود

 حضرت رسول اکرم خیلی به امّت خود اهتمام دارد. شأن نزول «وَ لَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبُّکَ فَتَرْضى‏»[۵] این بود که خواست حضرت را قبض روح بکند، باید حضرت اجازه می‌داد. تنها کسی که در دنیا باید با اجازه‌ی خود قبض روح می‌شد حضرت رسول اکرم بود. حضرت فرمود: من اجازه نمی‌دهم تا زمانی که یک تأمینی برای امّت خود بگیرم. چون بدن این‌ها در برابر آتش جهنّم خیلی ضعیف است. جبرائیل (علیه السّلام) آمد و سلام خدا را خدمت رسول اکرم ابلاغ کرد و فرمود: «وَ لَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبُّکَ فَتَرْضى» روز قیامت این‌قدر مقام تو را از نظر شفاعت بالا می‌بریم که هر چه می‌خواهی شفاعت بکن تا راضی بشوی. رسول الله خیلی به امّت خود مهربان بوده است. لذا اگر شما حاجت یک مسلمی را، یک بنده‌ی خدایی را برآورده بکنید، پیغمبر شادتر می‌شود، مسرورتر می‌شود از آن کسی که حاجت او برآورده شده است.

بهشت پاداش برآوردن حاجت دیگران

روایت دیگری از حضرت صادق آل محمّد در کافی و جامع السّعادات نقل شده است که حضرت فرمود: «مَا قَضَى مُسْلِمٌ لِمُسْلِمٍ حَاجَهً إِلَّا نَادَاهُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى»[۶] می‌فرماید: مسلمانی حاجت مسلمانی را برآورده نمی‌کند مگر «نَادَاهُ اللَّهُ» خداوند ندا سر می‌دهد: «عَلَیَّ ثَوَابُکَ وَ لَا أَرْضَى لَکَ بِدُونِ الْجَنَّهِ» خدای متعال می‌فرماید: بر من واجب شد ثواب آن را به او بدهم و من جز با بهشت برای او رضایت نمی‌دهم.

تعریف جنّت در قرآن

جنّت هم توصیفات زیادی در قرآن دارد. ما به ازای اشتراء حضرت حق را «جنّه» فرمودند. در قرآن دو تعریف برای جنّه وجود دارد. یکی سوره‌ی مبارکه‌ی آل عمران که فرمود: «وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ»[۷] کلمه‌ی عرض در این‌جا مساحت است – پهنا هم نگوییم- می‌فرماید: مساحت آن (بهشت) «عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ» است. «أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقین‏َ». یا در سوره‌ی مبارکه حدید فرمود «سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُها کَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ»[۸] تمثیل می‌کند.

مساحت بهشت برابر با مساحت آسمان ها و زمین

یعنی عرض او (بهشت) چه عرض به عنوان عرض و طول حساب بکنیم یا عنوان همان مساحت حساب بکنیم. این بهشت به اندازه‌ی آسمان‌ها و زمین است. تا به حال در دنیا کسی نتوانسته است حدّ و حدود آسمان‌ها و زمین را بفهمد که چقدر است، نتوانستند احصاء بکنند که حدّ و مرز آسمان‌ها و زمین چقدر است. خدا چنین چیزی را ما به ازای این‌که شما حاجت یک مسلمی را برآورده بکنید (قرار داده است) خدا بدون آن راضی نمی‌شود. رضایت خدا منحصر می‌شود به این‌که بهشت را بدهد، بدون بهشت نیست.

فضیلت برآوردن کردن

حاجت دیگران در کلام امام صادق

در روایت دیگری در کافی حضرت صادق (علیه الصّلاه و السّلام) فرموده‌اند: «لَأَنْ أَمْشِیَ فِی حَاجَهِ أَخٍ لِی مُسْلِمٍ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ أَلْفَ نَسَمَهٍ»[۹] می‌فرماید: در پی حاجت برادر مسلم و مسلمان رفتن، نزد من محبوب‌تر است از این‌که هزار بنده را آزاد بکنید. «وَ أَحْمِلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عَلَى أَلْفِ فَرَسٍ مُسْرَجَهٍ مُلْجَمَهٍ» و این که هزار مجاهد را بر هزار اسب زین کرده و لجام زده سوار بکنید. ثواب این‌که حاجت یک مسلمان را برآورده بکنید، این‌قدر ارزش دارد.

وظیفه‌ی همگانی در برآورده کردن حاجت دیگران

همه‌ی ما در باب این روایات مسئول هستیم. اگر ما بخواهیم در برابر خدا رو راست باشیم و دو چهره نباشیم، همیشه باید در پی برآورده کردن حاجات مسلمین باشیم ولو نتوانیم آن را انجام بدهیم. در روایات روز گذشته داشتیم که حتّی اگر کسی نتوانست آن را انجام بدهد امّا دنبال آن رفت، مصداق این روایات قرار می‌گیرد و این ثواب‌ها و بشارت‌ها مشمول آن خواهد شد.

شاید در ذهن بعضی‌ها بیاید که بگویند: ما حاجت داریم، بیاید حاجت‌های ما را برآورده بکنید. نه، هر کسی باید بر این باشد که حاجت دیگران را برآورده بکند. هر کسی به حسب حال خود است. نگویید: به ما ارتباط ندارد، به من چه ربطی دارد، (سری که درد نمی‌کند به آن دستمال نمی‌بندند) یا یک کسی گرفتار شده است، از نظر مالی از نظر قدمی، از هر نظری مشکل دارد. بگوییم که به ما ارتباطی ندارد و به دنبال کار خود برویم مصداق آن روایت بود که حضرت صادق به آن خراسانی فرمود که من از شما خیلی ناراحت هستم. چون آن شخص در جحفه مانده بود و هر چه صدا می‌کرد که من گرفتار شدم، من را ببرید، من را سوار بکنید، تو سر خود را هم بالا نیاوردی. «وَیحَک» فرمود: وای بر تو.

تفاوت منافق و مؤمن در برآورده کردن حاجت دیگران

مواظب باشید که به من چه ارتباطی دارد در کار نیست. همه‌ی ما نسبت به همدیگر مسئول هستیم و باید ما چهره‌ی مسلمان واقعی را در خود داشته باشیم. اگر غیر از این باشد، منافق می‌شویم. یعنی اگر در پی حاجت مسلم برنیاییم و نسبت به مسلمان‌ها بگوییم: به ما چه ارتباطی دارد، ربطی به ما ندارد، این همان توصیف بر ما نفاق می‌شود ولی اگر ما چهره‌ی واقعی مسلمانی و مؤمنی را در وجود خود داشته باشیم، باید همیشه در پی برآورده کردن حاجات مسلمان‌ها باشیم.

طلب رضایت الهی در پی برآوردن حاجت دیگران

یا روایت دیگری در کافی و جامع السّعادات است که حضرت صادق آل محمّد (صلوات الله علیهم اجمعین) نقل فرموده است: «مَنْ سَعَى فِی حَاجَهِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ»[۱۰] هر کسی دنبال برآورده کردن حاجت برادر مسلم خود باشد. «طَلَبَ وَجْهِ اللَّهِ کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ أَلْفَ أَلْفِ حَسَنَهٍ» می‌فرماید: او رضایت خدا را طلب کرده است و دنبال کرده است و خداوند بر او هزاران هزار حسنه را مکتوب می‌کند. این «الف الف» این‌جا معنای کثرت را می‌دهد، به عنوان تکثّر است. یعنی بینهایت برای او حسنه مکتوب می‌شود. «یَغْفِرُ فِیهَا لِأَقَارِبِهِ وَ جِیرَانِهِ وَ إِخْوَانِه‏ وَ مَعَارِفِهِ» و غفران الهی بر خود او در این سعی‌ای که کرده است، در این کاری که برای نزدیکان خود، همسایگان خود، برادران و آن کسانی که مورد شناخت او هستند، انجام داده است، خواهد بود.

پاداش انجام دهنده‌ی معروف در دنیا

«وَ مَنْ صَنَعَ إِلَیْهِ مَعْرُوفاً فِی الدُّنْیَا» و کسی که معروفی را در دنیا انجام بدهد، «فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ قِیلَ لَهُ» وقتی روز قیامت بر او می‌شود، به او گفته می‌شود: «ادْخُلِ النَّارَ فَمَنْ وَجَدْتَهُ فِیهَا صَنَعَ إِلَیْکَ مَعْرُوفاً فِی الدُّنْیَا» کسی که یافته او را در دنیا که «صَنَعَ إِلَیْکَ مَعْرُوفاً» در دنیا یک معروفی را انجام داده است. «فَأَخْرِجْهُ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» او را از آتش بیرون می‌کنند. «إِلَّا أَنْ یَکُونَ نَاصِباً» الّا این‌که معاند و دشمن اهل بیت باشد. این هم یک روایت است.

در امنیت و شاد بودن برآورده کننده‌ی حاجات در روز قیامت

روایت آخر در این باب از حضرت کاظم آل محمّد (صلوات الله أجمعین) نقل شده است که می‌فرماید: «إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً فِی الْأَرْضِ یَسْعَوْنَ فِی حَوَائِجِ النَّاسِ هُمُ الْآمِنُونَ یَوْمَ الْقِیَامَه»[۱۱] می‌فرماید: برای خدا بندگانی در زمین است که در انجام دادن حوائج مردم هستند. «یَسْعَوْنَ» یعنی همیشه به دنبال برآورده کردن حوائج مردم هستند. کلمه‌ی ناس را هم می‌گوید. یعنی چه مسلمان باشد، چه غیر مسلمان باشد. «هُمُ الْآمِنُونَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ» می‌فرماید: این‌ها مؤمن‌هایی هستند که در روز قیامت در امان هستند. «الْآمِنُونَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ» یعنی امنیت یافته هستند، در روز قیامت ایمن هستند. «وَ مَنْ أَدْخَلَ عَلَى مُؤْمِنٍ سُرُوراً» و کسی که بر یک مؤمنی سروری را داخل بکند «فَرَّحَ اللَّهُ قَلْبَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ» خدا دل او را روز قیامت شاد می‌کند. «فَرَّحَ اللَّهُ» این‌جا باب کثرت را در باب تعفیل  آورده است. «فَرَّحَ اللَّهُ» یعنی خدا در روز قیامت او را بسیار شاد می‌کند.

عدم کمک کردن منافقین به ذریّه‌ی رسول خدا

این نسبت به اعانه‌ی به مردم، به مسلمین، به مؤمنین است امّا یک اعانه‌ی خاص داریم که منافقین هیچ وقت آن را انجام نمی‌دهند وآن اعانه‌ی به ذریّه‌ی رسول الله است که آن‌ها هیچ موقع کمک به ذریّه‌ی رسول الله نمی‌کنند و برعکس اگر بتوانند به ذریّه‌ی رسول الله ضربه می‌زنند.

اثر کمک کردن به ذریّه‌ی رسول خدا

یکی دو روایت مختصر در باب اعانه‌ی به ذریّه‌ی رسول خدا است که یکی از آن‌ها این است. در جامع الاخبار و جامع السّعادات بیان فرموده است. از قول رسول اکرم است: «حَقَّتْ شَفَاعَتِی لِمَنْ أَعَانَ ذُرِّیَّتِی بِیَدِهِ وَ لِسَانِهِ وَ مَالِهِ»[۱۲] می‌فرماید: شفاعت من مستحق و سزاوار کسی است که ذریّه‌ی من را چه کمک دستی بکند و با آن‌ها همراهی بکند، زبانی به آن‌ها کمک بکند و همچنین مالی کمک بکند.

«وَ صَلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد».‌


[۱]– الکافی (ط – الإسلامیه)، ج ‏۲، ص ۱۹۴، ح ۸٫

[۲]– جامع السّعادات، ج ۲، ص ۲۳۸٫

[۳]– الکافی (ط – الإسلامیه)، ج ‏۲، ص ۱۹۴، ح ۶ و جامع السّعادات، ج ۲، ص ۲۳۸٫

[۴]– الکافی (ط – الإسلامیه)، ج ‏۲، ص ۱۹۵، ح ۱۰ و جامع السعادات، ج ۲، ۲۳۸٫

[۵]– سوره‌ی ضحی، آیه ۵٫

[۶]– الکافی (ط – الإسلامیه)، ج ‏۲، ص ۱۹۴ و ۱۰ و جامع السعادات، ج ۲، ۲۳۸٫

[۷]– سوره‌ی آل عمران، آیه ۱۳۳٫

[۸] – سوره‌ی حدید، آیه ۲۱٫

[۹]– الکافی (ط – الإسلامیه)، ج ‏۲، ص ۱۹۷، ح ۴٫

[۱۰]– الکافی (ط – الإسلامیه)، ج ‏۲، ص ۱۹۷، ح ۶ و جامع السّعادات، ج ۲، ص ۲۳۹٫

[۱۱]– الکافی (ط – الإسلامیه)، ج ‏۲، ص ۱۹۷، ح ۲٫

[۱۲]– جامع الأخبار(للشعیری)، ص ۱۴۰، ح ۱۰۹۵ و جامع السّعادات، ج ۲، ص ۲۲۴٫

http://bayanbox.ir/view/1308105324576933146/006.gif

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1