۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » شُکر » اسراء آیه 3 » 17) إسراء
  • شناسه : 3993
  • ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۲:۴۹
  • 11 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
پژوهش تفسیر سوره اسراء آیه ۳ | المیزان
تفسیر سوره اسراء آیه 3 | المیزان

پژوهش تفسیر سوره اسراء آیه ۳ | المیزان

« ذُرِّیَّـهَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکُوراً » آن کتاب هدایت را از آن‏روى به بنى اسرائیل دادیم که آنان از نسل کسانى بودند که با نوح بر آن کشتى سوارشان کردیم، و پیش‏تر وعده داده بودیم که همراهان نوح را با انواع برکت‏ ها مدد مى‏ رسانیم، زیرا نوح بنده ‏اى […]

« ذُرِّیَّـهَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکُوراً »

آن کتاب هدایت را از آن‏روى به بنى اسرائیل دادیم که آنان از نسل کسانى بودند که با نوح بر آن کشتى سوارشان کردیم، و پیش‏تر وعده داده بودیم که همراهان نوح را با انواع برکت‏ ها مدد مى‏ رسانیم، زیرا نوح بنده ‏اى بسیار سپاسگزار بود. (۳)

« ذُرِّیَّـهَ » به این عنایت بر اولاد اطلاق مى شود که آنها اولاد صغیرى هستند که به پدران خود ملحق مى شوند،

و اگر در آیه شریفه کلمه « ذُرِّیَّـهَ » با حرکت فتحه آمده بخاطر اختصاص است .

و اختصاص خود عنایت خاص متکلم را مى رساند و مى فهماند که متکلم از این حکمى که درباره کلمه” ذریه” کرده بدین جهت بوده که نسبت به آن عنایت خاصى داشته،

و بنابراین، همین اختصاص به منزله تعلیل بوده و خاصیت آن را دارد،

هم چنان که با حرکت فتحه آمدن کلمه :” اهل” در آیه:  «یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ» (احزاب/۳۳)  همین خاصیت را افاده نموده و چنین معنا مى دهد:” خدا مىخواهد رجس را از شما ببرد به خاطر اینکه شما اهل بیت نبوت هستید”.

در آیه مورد بحث هم جمله” ذُرِّیَّهَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ” آیه قبلى خود را تعلیل مى کند، هم چنان که جمله” إِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکُوراً” آن جمله را تعلیل مى کند.

______________________________
 اختصاص یکى از نکات ادبى است و در نحو بابى دارد و منظور از آن این است که اعراب وصفى را به منظور افاده عنایت بیشتر عوض کنند و کلمه:” اخص” را تقدیر بگیرند، در آیه مورد بحث اگر این عنایت نبود کلمه” ذریه” را باید مجرور مىخواندیم تا عطف بر لام در بنى اسرائیل باشد و لیکن منصوب آمده تا اختصاص را برساند (مترجم).

 

و اما تعلیل بودن جمله اول براى آیه قبلى خود از این جهت است که خداوند سبحان در باره سرنشینان کشتى نوح وعده هاى جمیل داده و بعد از آنکه از غرق نجاتشان داد فرمود:

” اى نوح از کشتى فرود آى که سلام ما و برکات و رحمت ما بر تو و بر آن اممى که همیشه با تواند اختصاص یافته و امتهایى که (خودسر و ستمگر شوند) ما پس از آنکه به آنها بهره از دنیا دهیم آنان را به عذاب سخت کیفر خواهیم داد”[۳].

بنا بر این فرستادن کتاب براى موسى و هدایت بنى اسرائیل به وسیله آن، وفاى به همان وعده نیکویى است که به پدرانشان یعنى به سرنشینان کشتى نوح داده بود و هم اجراى سنت الهى است که در امتهاى گذشته اعمال مىشد.

پس گویى چنین فرموده که” ما بر موسى کتاب فرستادیم و آن را وسیله هدایت بنى اسرائیل قرار دادیم، به خاطر اینکه بنى اسرائیل ذریه همانهایند که ما با نوح سوار بر کشتیشان کردیم، و سلامتى و برکات را وعدهشان دادیم”.

و اما دوم، براى اینکه این سنت یعنى سنت هدایت و ارشاد و طریقه دعوت به توحید، عینا همان سنتى است که نوح اولین مجرى آن در عالم بشرى بود، و با قیام به آن، شکر نعمتهاى خدا را به جاى آورده و عبودیت خود را نسبت به خدا خالص کرده- قبلا هم مکرر گفتهایم: که شکر حقیقى ملازم است با اخلاص در عبودیت- خداى تعالى هم شکر خدمت او را گذارده، و سنت او را تا بقاء دنیا بقاء داده و در همه عوالم بر او سلام کرده و تا روز قیامت در هر کلمه طیب و عمل صالحى که از نسل بشر سر بزند او را شریک در اجر نموده هم چنان که خود فرموده:” وَ جَعَلْنا ذُرِّیَّتَهُ هُمُ الْباقِینَ، وَ تَرَکْنا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ، سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ، إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ”[۴].

بنا بر این، آیه مورد بحث در این جمله خلاصه مىشود که ما نوح را به خاطر اینکه بندهاى شکور بود پاداش دادیم و دعوتش را باقى گذاردیم سنتش را در ذریه آنها که در کشتى با او بودند اجرا نموده، مثلا بر یکى از ذریهاش موسى کتاب نازل کردیم و آن را مایه هدایت بنى اسرائیل قرار دادیم.

[وجه منصوب بودن کلمه” ذریه” در جمله:” ذُرِّیَّهَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ …” و معنایى که از آن استفاده مىشود]

از جمله:” ذُرِّیَّهَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ” و جمله:” وَ جَعَلْنا ذُرِّیَّتَهُ هُمُ الْباقِینَ” بخوبى بر

______________________________
(۱) سوره هود، آیه ۴۸٫

(۲) ذریه او را بقاء دادیم و سنتش را در نسلهاى بعد جارى ساختیم، سلام بر نوح در همه ادوار، ما نیکوکاران را چنین پاداش مىدهیم. سوره صافات، آیه ۹۷٫

ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص: ۴۹

مىآید که مردم امروز، همه ذریه پسرى و دخترى نوح مىباشند، و اگر تنها ذریه پسرى او بودند و مقصود از جمله” آنها که در کشتى با نوح سوار کردیم” پسران نوح باشند بهتر و بلکه متعین این بود که گفته باشد ذریه نوح، و این خود روشن است.

مفسرین در اعراب آیه، وجوه بسیار دیگرى دارند، از جمله گفتهاند[۵]: کلمه” ذریه” منصوب به ندایى است که حذف شده، و تقدیر آن چنین بوده” اى ذریه کسانى که با نوح بر کشتى نشاندیم” و یا گفتهاند[۶] مفعول اول جمله:” تتخذوا” است و مفعول دوم آن کلمه:

” وکیلا” است و تقدیر کلام این است که:” به جاى من کس دیگرى را- هر که باشد- از ذریه کسانى که با نوح در کشتیشان نشاندیم وکیل مگیرید” و یا گفتهاند[۷] بدل است از کلمه موسى که در آیه قبلى بود ولى سخافت هیچیک از این وجوه بر خواننده پوشیده نیست.

وجه زیر نیز از نظر سخافت دست کمى از وجوه مذکور ندارد، و آن این است که گفتهاند[۸]: ضمیر در” انه” به موسى برمىگردد نه به نوح! و جمله، تعلیل فرستادن کتاب به موسى و آن را هدایت بنى اسرائیل قرار دادن است البته در صورتى که ضمیر” هاء” در” وَ جَعَلْناهُ” را به موسى برگردانیم نه به کتاب.

[معانى مختلف واژه” قضاء” و معناى آیه:” وَ قَضَیْنا إِلى بَنِی إِسْرائِیلَ فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ …”]

” وَ قَضَیْنا إِلى بَنِی إِسْرائِیلَ فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً”.

راغب در مفردات در معناى” قضاء” گفته است که به معناى فیصله دادن به امرى است، چه با گفتار باشد و چه با عمل و هر کدام بر دو وجه است یکى الهى و دیگرى بشرى، از جمله قضاء الهى این است که فرموده:” وَ قَضى رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ”. خدا دستور داده که جز او را نپرستید: و نیز در همین معنا است که فرموده:” وَ قَضَیْنا إِلى بَنِی إِسْرائِیلَ فِی الْکِتابِ” یعنى ما اعلام کردیم و حکم را فیصله یافته کردیم و به ایشان به وسیله وحى چنین اعلام نمودیم که … و بر همین معنا حمل مىشود آیه:” وَ قَضَیْنا إِلَیْهِ ذلِکَ الْأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ” این امر را به وى حکم کردیم که نسل اینان مقطوع خواهد بود.

و اما قضاء فعلى و عملى الهى این است که مىفرماید:” وَ اللَّهُ یَقْضِی بِالْحَقِّ وَ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا یَقْضُونَ بِشَیْءٍ- تنها خداست که به حق حکم مىکند و غیر او آنچه را به

______________________________
(۱) تفسیر فخر رازى، ج ۲۰، ص ۱۵۴ به نقل از مجاهد.

(۲) تفسیر فخر رازى، ج ۲۰، ص ۱۵۴٫

(۳) روح المعانى، ج ۱۶، ص ۱۵ به نقل از ابو البقاء.

(۴) روح المعانى، ج ۱۵، ص ۱۶٫

ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص: ۵۰

خدایى مىخوانند هیچ حکم (و اثرى) نخواهند داشت نه به حق و نه بباطل”.

” فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ- پس آنها را در دو روز هفت آسمان کرد” که قضاء در آن به معناى ابداء و فراغت از ایجاد است و این آیه در حقیقت در معنى همان آیه:

” بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ” است.

و اما” قضاء” در قول بشرى این است که مىگویند: داوود چنین قضاء کرد، پس حکمى که حاکم مىکند از مقوله کلام است و در قضاء فعلى بشرى، آیه شریفه مىفرماید:

” فَإِذا قَضَیْتُمْ مَناسِکَکُمْ- پس چون مناسک خود را بپایان رساندید” و همچنین مىفرماید:

” ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْیُوفُوا نُذُورَهُمْ- پس آلودگیهاى خود را زائل نموده به نذرهاى خود وفا کنند”[۹].

و کلمه” علو” به معناى ارتفاع و در آیه مورد بحث کنایه است از طغیان به ظلم و تعدى، زیرا” علو” عطف بر فساد شده، آنهم عطف تفسیرى، در جاى دیگر قرآن نیز به این معنا آمده است آنجا که فرموده:” إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً- فرعون در زمین علو کرد و اهل زمین را فرقه فرقه نمود”.

و معناى آیه این است که ما بنى اسرائیل را در کتاب که همان تورات باشد خبر داده و اعلام نمودیم، خبرى قاطع، که سوگند مىخورم و قطعى مىگویم که شما نژاد و گروه بنى اسرائیل به زودى در زمین فساد خواهید کرد- که مراد از” زمین” سرزمین فلسطین و اطراف آنست- و این فساد را در دو نوبت پشت سر هم انجام خواهید داد.

و در زمین طغیان و علو بزرگى خواهید نمود.

” فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا …”.

راغب در مفردات در معناى کلمه” باس” مىگوید:” بؤس” و” باس” و” باساء” به معناى شدت و مکروه است، با این تفاوت که بؤس بیشتر در فقر و جنگ و باس و باساء بیشتر در عذاب استعمال مىشود مانند آیه شریفه:” وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْکِیلًا”[۱۰].

و در مجمع البیان مىگوید: ماده” جوس” به معناى سر زدن به اینجا و آنجا است، مثلا گفته مىشود: فلانى را در فلان قبیله رها کردم تا یجوسهم و یدوسهم یعنى بگردد و یک یک را پیدا نموده لگد مال کند، ابو عبیده هم در معناى این کلمه گفته است: هر جا را که

______________________________
(۱) مفردات راغب، ماده” قضى”.

(۲) مفردات راغب، ماده” بؤس”.

ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص: ۵۱

آمد و شد کرده پا نهاده باشى حوس و جوس کردهاى، آن گاه گفته است: بعضى گفتهاند جوس به معناى طلب کردن یک چیزى به جستجو است[۱۱].

[۱] اختصاص یکى از نکات ادبى است و در نحو بابى دارد و منظور از آن این است که اعراب وصفى را به منظور افاده عنایت بیشتر عوض کنند و کلمه:” اخص” را تقدیر بگیرند، در آیه مورد بحث اگر این عنایت نبود کلمه” ذریه” را باید مجرور مىخواندیم تا عطف بر لام در بنى اسرائیل باشد و لیکن منصوب آمده تا اختصاص را برساند( مترجم).

[۲] سوره احزاب، آیه ۳۳٫

[۳] سوره هود، آیه ۴۸٫

[۴] ذریه او را بقاء دادیم و سنتش را در نسلهاى بعد جارى ساختیم، سلام بر نوح در همه ادوار، ما نیکوکاران را چنین پاداش مىدهیم. سوره صافات، آیه ۹۷٫

[۵] تفسیر فخر رازى، ج ۲۰، ص ۱۵۴ به نقل از مجاهد.

[۶] تفسیر فخر رازى، ج ۲۰، ص ۱۵۴٫

[۷] روح المعانى، ج ۱۶، ص ۱۵ به نقل از ابو البقاء.

[۸] روح المعانى، ج ۱۵، ص ۱۶٫

[۹] مفردات راغب، ماده” قضى”.

[۱۰] مفردات راغب، ماده” بؤس”.

[۱۱] مجمع البیان، ج ۶، ص ۳۹۸٫

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1