۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » پژوهش های تفسیری ج1
  • شناسه : 2878
  • ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۲۰:۲۰
  • 13 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
پژوهش های تفسیری سوره بقره آیه ۳۴
پژوهش های تفسیری آیه سی و چهارم سوره بقره

پژوهش های تفسیری سوره بقره آیه ۳۴

پژوهش های تفسیری آیه سی و چهارم سوره بقره تفسیر رضوان . حوزه علمیه اصفهان موضوع :  کرنش فرشتگان در برابر آدم و نافرمانی شیطان ۳۴٫ وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبى‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرِینَ‏ و (یاد کن) هنگامى را که به فرشتگان فرمودیم: «براى آدم سجده کنید.» […]

پژوهش های تفسیری آیه سی و چهارم سوره بقره

تفسیر رضوان . حوزه علمیه اصفهان

موضوع :  کرنش فرشتگان در برابر آدم و نافرمانی شیطان

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

۳۴٫ وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبى‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرِینَ‏
و (یاد کن) هنگامى را که به فرشتگان فرمودیم: «براى آدم سجده کنید.» و (همگى) سجده کردند، جز ابلیس که سر باز زد، و تکبّر ورزید در حالى که از کافران شد.

 

نکته‏ ها و اشاره‏ ها :

۱) نکته اوّل

در آیات‏ متعدد قرآن جریان کرنش فرشتگان در برابر آدم بیان شده است. «۱» در یک نگاه ابتدایى به آیات‏ سوره ‏ى بقره به نظر مى‏آید که سجده‏ ى فرشتگان در برابر آدم، پس از آزمایش آنان و ظاهر شدن برترى علمى آدم بود، اما از آیات ‏دیگر قرآن استفاده مى ‏شود که فرشتگان بلافاصله پس از آفرینش انسان دستور یافتند که بر آدم سجده کنند.

۲) نکته دوّم

در این‏جا این پرسش مطرح مى‏شود که اگر سجده براى غیر خدا جایز نیست، چرا فرشتگان بر آدم سجده کردند؟ باید گفت که سجده بر دو گونه است: اول سجده‏ى پرستش، یعنى به خاک افتادن به قصد تقرّب که مخصوص خداست و براى دیگران حرام بلکه شرک است؛ و دوم، سجده ‏ى خضوع که همان کرنش در برابر دیگران، بدون قصد تقرّب است که اگر در راستاى دستورهاى الهى باشد مانعى ندارد؛ و سجده‏ى فرشتگان از نوع دوم‏ بود، «۱» یعنى تحیّت و تکریمى براى آدم و خضوع و عبادتى براى خداوند بود. «۲»

در آدم بود نورى از وجودش

وگرنه کى ملک کردى سجودش‏

___________________________________________
(۱). «فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ»* (سوره‏ ى حجر، آیه‏ ى ۲۹ وسوره‏ ى ص، آیه‏ ى ۷۲)

۳) نکته سوم

 شیطان، اسم جنس و به معناى هر موجود شریر و سرکش است و شامل همه‏ ى شیطان‏ها و شیطان‏ صفتان از جنس انسان و جن مى‏شود، اما واژه ‏ى «إِبْلِیسَ» اسم خاص است «۳» که نام سر کرده‏  ى شیطان‏هاست که از جنس جن بود «۴» ولى در صف فرشتگان قرار گرفته بود و در برابر آدم کرنش نکرد و او را فریب داد و موجب اخراج انسان از بهشت شد.

۴) نکته چهارم

این آیه ‏گواه ى بر شرافت و مقام برتر انسان است، به طورى که فرشتگان نیز در برابر او سجده کردند. آیات‏ پیشین ، علم را عامل برترى انسان نسبت به فرشتگان معرفى کرد ولى شیطان به خاطر حاکمیتِ کبر و غرور و نژادپرستى، بر فکرش، مى‏ پنداشت از انسان برتر است. او مى ‏گفت: من از جنس آتشم و آدم از جنس خاک است؛ بنابراین من از او برتر هستم و نباید در برابر او سجده و کرنش کنم. «۵»

۵) نکته پنجم

تکبّر یکى از زمینه ‏هاى نافرمانى و کفر است. تفاوت فرشتگان و ابلیس در این جریان آن بود که فرشتگان پرسش خود را در مورد برترى آدم مطرح کردند و پس از شنیدن پاسخ خدا، تسلیم شدند لجاجت و تکبّر و سرکشى نکردند، ولى ابلیس به تکبّر و سرکشى روى آورد و کافر شد. آرى، تکبّر در مقابل حق، انسان را به کفر مى‏ کشاند.
__________________________________________________
(۱). به بیان روایات، فرشتگان آدم علیه السلام را نپرستیدند بلکه به دستور خدا به او احترام و کرنش کردند، ولى سجده‏ى آنان براى خدا بود؛ یعنى آدم را قبله‏ى خود قرار دادند و سجده‏ى آنان به خاطر آدم و براى خدا بود. (ر. ک: نورالثقلین، ج ۱، ص ۵۸ که مضمون این مطلب از امام رضا علیه السلام حکایت شده است)
(۲). نظیر آنچه از پدر و مادر و برادران یوسف، در برابر یوسف علیه السلام سر زد (تفسیر تسنیم، ج ۳، ص ۲۶۷)
(۳). تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۱۹۱- ۱۹۲
(۴). «إِلَّا إِبْلِیسَ کانَ مِنَ الْجِنِّ» (سوره‏ى کهف، آیه‏ى ۵۰)
(۵). سوره‏ى اعراف، آیه‏ى ۱۲

۶) نکته ششم

شیطان قبل از صدور فرمان الهى در مورد سجده بر آدم، راه خود را از مسیر فرشتگان جدا کرده بود و شاید در درون، تصمیم به نافرمانى و کفر داشت. «۱» البته این احتمال نیز هست که از لحظه‏ى صدور فرمان الهى کافر شده باشد؛ «۲» چون قبل از آن اهل عبادت بود و به همین سبب هم در صف فرشتگان قرار داشت. «۳»
برخى از مفسران نیز نوشته ‏اند که کفر در این آیه ‏به معناى کفر عملى است نه کفر اعتقادى. ابلیس روحیه ‏ى کفرآمیز داشت؛ یعنى نتیجه ‏ى نافرمانى او در نهایت کفر مى‏ شد. «۴»

۷) نکته هفتم

در آیات‏ پیشین بیان شد که برترى انسان به خاطر علم اوست و در برخى احادیث اشاره شد که سجده‏ى فرشتگان بر آدم به خاطر وجود رهبران الهى (هم‏چون پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام) در نسل اوست. «۵»
آرى، هم خود آدم علم به نام‏ها (و حقایق و اسرار و علوم هستى) داشت و هم فرزندانى خاص از نسل او این‏گونه بودند و همین انسان‏هاى کامل نتیجه‏ ى نیکو و هدف اصلى آفرینش انسان بودند. آرى فرشتگان مى‏دانستند که از نسل انسان افرادى شرور و پست‏تر از حیوان به‏وجود مى‏آیند که شایستگى کرنش و سجده ندارند، پس سجده ‏ى آنان به خاطر انسان‏هاى کامل (پیامبران و رهبران الهى علیهم السلام) در نسل آدم بود.

__________________________________________________
(۱). برخى مفسران از جمله‏ ى «کانَ مِنَ الْکافِرِینَ» در این آیه‏که فعل ماضى «کانَ» داردو از جمله‏ى «ما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ» در آیات‏ قبل، این مطلب را استفاده مى‏کنند و برخى احادیث را شاهد این مطلب مى‏دانند. (تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۱۸۳ و مجمع البیان، ذیل آیه)
(۲). بنابر این احتمال، «کانَ» به معناى «صار» است‏
(۳). از این رو گفته‏اند که «إِلَّا» در این آیه‏استثناى منقطع است؛ چون ابلیس از جنس فرشتگان نبود، ولى فرمان سجده عمومى بود و شامل او هم مى‏شد
(۴). من وحى القرآن، ج ۱، ص ۱۷۰
(۵). نور الثقلین، ج ۱، ص ۵۸

۸) نکته هشتم

خودبینى، ارث شیطان و عامل فساد، و راهکار مبارزه با آن:
ما از این‏جا (داستان آدم و شیطان) مى‏ فهمیم که قضیه ‏ى خودبینى، ارث شیطان است. از صدر عالم این قضیه بوده است … تمام فسادهایى که در عالم واقع مى‏شود، چه فسادها از افراد و چه فسادها از حکومت‏ها و چه در اجتماع، تمام فسادها زیر سر همین ارث شیطان است … دردها دوا نمى‏شود الّا با این‏که این خصیصه‏ى شیطانى از بین برود. کسى که بخواهد درد خودش را شخصاً دوا کند، باید این خصیصه را از بین ببرد، باید ریاضت بکشد و خودش را بزرگ حساب نکند. «۱»

آموزه‏ ها و پیام‏ ها :

۱) شما انسان‏ها مسجود فرشتگان هستید، پس قدر خود را بشناسید و این مقام را حفظ کنید.
۲) مقام بلند انسان در میان موجودات مخالفانى دارد، پس مواظب کارشکنى‏ هاى شیطان باشید.
۳) تکبّر و نافرمانى در برابر حق، زمینه‏ ساز کفر است.
۴) هم‏چون فرشتگان فرمان‏پذیر باشید و در برابر آنچه خدا دستور داده کرنش کنید.
۵) مخالفت با دستورات الهى، راهى شیطانى است.

                        تفسیر قرآن مهر، ج‏۱، ص: ۲۳۰

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1