۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » پژوهش های تفسیری ج1
  • شناسه : 2822
  • ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۹:۳۳
  • 145 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
پژوهش های تفسیری سوره مبارکه بقره آیه ۳
پژوهش های تفسیری آیه سوم سوره بقره

پژوهش های تفسیری سوره مبارکه بقره آیه ۳

فهرست مطالب۱ پژوهش های تفسیری آیه سوم سوره بقره ۲ موضوع : سه صفت پارسایان  ۳ ۳) الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ‏۴ نکته ‏ها و اشاره ‏ها :۴٫۱ ۱) نکته اول  ۴٫۲ ۲) نکته دوم۴٫۳ ۳) نکته سوم۴٫۴ ۴) نکته چهارم۴٫۵ ۵) نکته پنجم۴٫۶ ۶) نکته ششم۴٫۷ ۷) نکته هفتم۴٫۸ ۸) نکته […]

پژوهش های تفسیری آیه سوم سوره بقره

تفسیر رضوان . حوزه علمیه اصفهان

موضوع : سه صفت پارسایان 

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

 قرآن کریم در آیه‏ ى سوم سوره ‏ى بقره سه صفت پارسایان را برمى‏ شمارد و مى ‏فرماید:

۳) الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ‏

 (همان) کسانى که به (آنچه از حسّ) پوشیده، ایمان مى‏آورند و نماز را به پا مى‏دارند، و از آنچه که روزى آنان کرده‏ایم (در راه خدا) مصرف مى‏کنند.

 

 

نکته ‏ها و اشاره ‏ها :

۱) نکته اول 

قرآن کریم در آیات نخست سوره ى بقره مردم را به سه گروه تقسیم مى ‏کند :

۱) از آیه‏ ى سوم تا پنجم ویژگى‏ هاى پارسایان را بیان مى ‏کند

۲) در آیه‏ى ششم و هفتم حالات کافران را بیان مى ‏کند

۳) و از آیه ‏ى هشتم تا بیستم، حالات منافقانِ دورو را بیان مى‏ کند.

این آیات نوعى جریان‏شناسى اجتماعى است یعنى جریان‏هاى عقیدتى و سیاسى صحنه ‏ى اجتماع را به صورت گروهى و با ویژگى ‏هاى گروه آنان معرفى مى‏ کند.

۲) نکته دوم

«غیب» به معناى چیزى است که از حسّ پوشیده است؛ یعنى ماوراى محسوسات که از ما پنهان است، «غیب» است و آنچه براى حواس ما قابل درک است ، «شهود» است.

بهترین نمونه‏ ى غیب براى انسان، خود وجود انسان است؛ بدن ما براى خودمان محسوس است و از روان خود نیز آگاه هستیم‏ ولى نسبت به دیگران، روان آنها براى ما غیرمحسوس و غیب است .

انسان غیب دیگرى نیز دارد که حتى بر خودش نیز مخفى است و آن را روان ناخودآگاه مى‏نامند.

۳) نکته سوم

ایمان به «غیب» معناى وسیعى دارد و شامل ایمان به خدا، وحى، معاد، فرشتگان و حتى امام غایب نیز مى‏شود؛ یعنى همه‏ى این موارد از مصادیق غیب و پنهان هستند.

از این روست که در احادیث اهل بیت علیهم السلام، «غیب» در این آیه بر امام مهدى علیه السلام تطبیق شده است.

۴) نکته چهارم

ایمان به غیب انسان‏هاى مؤمن را از غیر مؤمن جدا مى‏سازد. پارسایان و مؤمنینِ به غیب، مرزهاى ماده و محسوس را مى‏شکافند و دید وسیع‏ترى پیدا مى‏کنند.

۵) نکته پنجم

اگر دید انسان محدود به مادیات و محسوسات نباشد و به غیب و خدا و معاد ایمان داشته باشد، بخشش، جانبازى و فداکارى مى‏کند و از این کار خشنود هم مى‏شود؛ چرا که به پاداش‏هاى معنوى و اخروى امیدوار است. امّا کسى که ایمان به غیب ندارد از این فضایل دور است و بخشش را از دست دادن ثروت مى‏داند.

۶) نکته ششم

 ایمان به غیب، زمینه‏ ساز ارتباط با خدا و به پاداشتن نماز است. نماز شست‏وشوى جان و فکر و عمل، در نهر جارىِ یاد خداست و کسى که در برابر خدا تسلیم شود و سجده کند، دیگر در برابر طاغوت‏ها و ستمگران سر تسلیم فرود نمى‏ آورد.

۷) نکته هفتم

در این آیه از «اقامه» ى نماز، نه «خواندن» نماز، سخن گفته شده است؛ یعنى پارسایان مؤمن، هم نماز مى‏خوانند و هم نماز را بر پا مى‏دارند و عامل ترویج نماز در جامعه مى‏شوند. «۱»

۸) نکته هشتم

انفاق یعنى مصرف مال در راه خدا؛  آرى، پارسایانِ مؤمن، رابطه‏ى نزدیکى با مردم دارند و از اموالشان در راه خدا به آنان انفاق مى‏نمایند.

۹) نکته نهم

نکته‏ ى جالب آن است که در این آیه نمى‏گوید: «از اموال خودشان انفاق مى‏کنند» بلکه مى‏فرماید: «از آنچه ما به آنان روزى دادیم انفاق مى‏کنند»؛ تا نشان دهد که اولًا، آنچه در دست آنهاست تفضّل الهى است و در حقیقت مال آنان نیست، پس، از مواهب الهى در راه خدا مى‏بخشند؛ و ثانیاً، از هرچه روزى آنان شده، مثل مال، قدرت، آبرو، مقام، علم و تمام مواهب مادى و معنوى انفاق مى‏کنند.

 رزق خود انفاق بر مسکین کنند             ترک جان در راه شرع و دین کنند

۱۰) نکته دهم

در حدیثى از امام صادق علیه السلام حکایت شده که در مورد این آیه فرمودند: از علومى که به آنان آموزش داده ‏ایم، به دیگران مى‏آموزند و نشر مى‏دهند.

۱۱) نکته یازدهم

«رزق» به معناى نعمت دایمى است که براى ادامه‏ى زندگى، طبق نیاز فرد به او داده مى‏شود «۴» و رزقى که خدا به کسى مى‏دهد از مال حلال است؛ چون قسمت او از حیات مادى است. این آیه اشاره دارد به این که‏ بخشش‏ها را از نصیب خود که حلال است بدهید.

۱۲) نکته دوازدهم

در این آیه فعل‏ها به صورت مضارع به کار رفته است که دلالت بر استمرار دارد؛ یعنى ایمان، نماز و انفاقى خوب است که مستمر باشد.

۱۳) نکته سیزدهم

فلسفه‏ ى انفاق :

انفاق فلسفه ‏اش تنها پر شدن خلأها نمى‏ باشد

بلکه رابطه ‏اى با «ساخته شدن» دارد. 

این‏که انسان چیزى داشته باشد و از خود جدا کند و مظهر رحمانیت پروردگار بشود،

نقش بزرگى در ساختن انسان دارد

فلسفه ‏ى انفاق انسان‏ سازى است 

زیرا انسان‏ها در سایه‏ ى گذشت‏ها، بخشش‏ها و ایثارها روحشان روح انسانى مى ‏گردد.

آموزه‏ ها و پیام‏ها :

۱٫ هستى داراى دو بخش پنهان و پیداست و محسوس و غیر محسوس دارد.

۲٫ عقیده و عمل پارسایان ملازم یکدیگر است.

۳٫ آنچه شما مى‏ بخشید، در حقیقت از خداست که در راه او مصرف مى ‏کنید.

۴٫ اگر مى ‏خواهید پارسا شوید، ایمان به غیب، برپایى نماز و بخشش در راه خدا را فراموش نکنید.

۵٫ ارتباط با خدا را همراه با ارتباط با مردم حفظ مى‏ کنید.

                      تفسیر قرآن مهر (ویژه جوانان)، ج‏۱، ص: ۱۶۶

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

 



برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1