۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » بقره آیه 141
  • شناسه : 4145
  • ۱۰ خرداد ۱۴۰۰ - ۹:۰۵
  • 8 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
تفسیر رضوان سوره مبارکه بقره آیه ۱۴۱
تفسیر رضوان سوره مبارکه بقره آیه 141

تفسیر رضوان سوره مبارکه بقره آیه ۱۴۱

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۱۴۱ حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی تفسیر آیه صدو چهل و یک بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا کانُوا یَعْمَلُونَ (۱۴۱) سَیَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلاَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتی‏ کانُوا عَلَیْها قُلْ لِلَّهِ […]

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۱۴۱

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

تفسیر آیه صدو چهل و یک

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا کانُوا یَعْمَلُونَ (۱۴۱) سَیَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلاَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتی‏ کانُوا عَلَیْها قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (۱۴۲)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

پس اگر چنین نکنید- که هرگز نخواهید کرد- از آتشى بترسید که هیزم آن، بدنهاى مردم (گنهکار) و سنگها [بتها] است، و براى کافران، آماده شده است! (۲۴)

http://bayanbox.ir/view/5122040553263843431/poster4.jpg

تفسیر سوره مبارکه بقره – آیه ۱۴۱

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا کانُوا یَعْمَلُونَ (۱۴۱) سَیَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلاَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتی‏ کانُوا عَلَیْها قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (۱۴۲)

 

(تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ) یعنى اصلا دعوا بر سر اینکه فلان شخص از چه طائفه‏ اى بوده، و آن دیگرى از کدام طائفه، چه سودى دارد؟ و سکوت از این بگومگوها چه ضررى؟ آنچه الان باید بدان بپردازید مسائلى است که فردا از آن بازخواست خواهید شد.

و اگر این آیه دو بار تکرار شده، براى این بود که یهود و نصارى در این بگو مگو پا فشارى زیادى داشتند، و از حد گذرانده بودند، با اینکه هیچ سودى بحالشان نداشت، آنهم با علمشان به اینکه ابراهیم قبل از تورات یهودیان و انجیل مسیحیان بوده، و گر نه بحث از حال انبیاء و فرستادگان خدا بطورى که چیزى عاید شود، بسیار خوب است، مانند بحث از مزایاى رسالت انبیاء و فضایل نفوس شریفه آنان که قرآن کریم هم به این گونه بحث‏ها سفارش کرده، و حتى خودش از داستانهاى ایشان نقل کرده، و مردم را بتدبر در آنها امر فرموده است.

بحث روایتى

در تفسیر عیاشى در ذیل آیه: (قُلْ بَلْ مِلَّهَ إِبْراهِیمَ حَنِیفاً) الخ، از امام صادق ع روایت کرده که فرمود: حنیفیت ابراهیم در اسلام است.

و از امام باقر ع روایت کرده که فرمود: حنیفیت کلمه جامعى است که هیچ چیز را باقى نمى‏گذارد، حتى کوتاه کردن شارب، و ناخن گرفتن و ختنه کردن از حنیفیت است.[۱] و در تفسیر قمى است که خدا حنیفیت را بر ابراهیم ع نازل کرد و آن عبارتست از ده حکم در پاکیزگى، پنج حکم آن از گردن ببالا، و پنج دیگر از گردن بپائین،

اما آنچه مربوط است به سر

۱) زدن شارب

۲) نتراشیدن ریش

۳) و طم مو

۴) مسواک

۵) خلال.[۲]

و آنچه مربوط است به بدن

۱) گرفتن موى بدن

۲) ختنه کردن

۳) ناخن گرفتن

۴) غسل از جنابت

۵) طهارت گرفتن با آب

این است حنیفیت طاهره‏اى که ابراهیم آورد، و تا کنون نسخ نشده، و تا قیامت نسخ نخواهد شد.[۳] مؤلف: طم مو بمعناى اصلاح سر و صورت است، و در معناى این روایت و قریب به آن احادیث بسیارى در کتب شیعه و سنى آمده است.

و در کافى و تفسیر عیاشى از امام باقر ع روایت آمده، که در ذیل جمله: (قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ) الخ، فرمود منظور، على و فاطمه و حسن و حسین ع است، که حکمشان در ائمه بعد از ایشان نیز جارى است.[۴] و[۵] مؤلف: این معنا از وقوع خطاب در ذیل دعاى ابراهیم (ع) استفاده میشود، آنجا که گفت:

ترجمه تفسیر المیزان، ج‏۱، ص: ۴۷۵

(وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنا أُمَّهً مُسْلِمَهً لَکَ) الخ، و این منافات ندارد با اینکه خطاب در آیه بعموم مسلمانان باشد، چه هر چند همه مسلمانان مکلفند بگویند: (آمَنَّا بِاللَّهِ)، لیکن اینگونه خطابها، عمومیت دارد، و هم خصوصیت، چون معناى آن داراى مراتب مختلفى است، که بیانش در آنجا که مراتب اسلام و ایمان را ذکر مى‏کردیم، گذشت.

و در تفسیر قمى از یکى از دو امام باقر و صادق ع، و در کتاب معانى الأخبار از امام صادق ع، روایت آورده، که در ذیل جمله: (صِبْغَهَ، اللَّهِ) الخ فرمود: صبغه همان اسلام است.[۶] مؤلف: همین معنا از ظاهر سیاق آیات استفاده میشود.

و در کافى و معانى از امام صادق ع روایت کرده، که فرمود: خداوند در میثاق، مؤمنین را به رنگ ولایت در آورد.[۷][۸] مؤلف: این معنا از باطن آیه است: که انشاء اللَّه تعالى بزودى معناى باطن قرآن، و نیز معناى ولایت و میثاق را خواهیم کرد.

ترجمه تفسیر المیزان، ج‏۱، ص: ۴۷۶

[سوره البقره (۲): آیات ۱۴۲ تا ۱۵۱][۹]

[۱] ( ۱، ۲)- تفسیر عیاشى ج ۱ ص ۶۱ حدیث ۱۰۳ و ۱۰۴

[۲] ( ۱، ۲)- تفسیر عیاشى ج ۱ ص ۶۱ حدیث ۱۰۳ و ۱۰۴

[۳] – تفسیر قمى ج ۱ ص ۳۹۱

[۴] – اصول کافى ج ۱ ص ۴۱۵ حدیث ۱۹

[۵] – تفسیر عیاشى ج ۱ ص ۶۲ حدیث ۱۰۷

[۶] – تفسیر قمى ج ۱ ص ۶۲

[۷] – معانى الاخبار ص ۱۸۸

[۸] – اصول کافى ج ۱ ص ۴۲۲ حدیث ۵۳

[۹] طباطبایى، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ۲۰جلد، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامى – ایران – قم، چاپ: ۵، ۱۳۷۴ ه.ش.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نوشته های مشابه

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1