۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » تفاسیر ماه مبارک رمضان
  • شناسه : 3517
  • ۲۲ آذر ۱۴۰۱ - ۱۷:۲۲
  • 34 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
تفسیرقرآن ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰.جلسه ۱۷
تفسیرقرآن ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰.جلسه 17

تفسیرقرآن ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰.جلسه ۱۷

فهرست مطالب۱ مقدمه ۲ مراد از صراط۳ درخواست از خداوند۴ معنای لغوی مستقیم۵ معنای اصطلاحی مستقیم۶ تفسیر کلمه مستقیم۷ قوم و إقامه۸ بندگی خاص خداوند۹ تفاوت صراط و سبیل ۱۰ نور و ظلمت۱۱ اهمیت امید۱۲ معنای عشق۱۳ توصیف عشق۱۴ عشق حقیقی۱۵ هدف حقیقی زندگی۱۶ فتح قلّه ۱۷ انفاق و کمک۱۸ مستحق واقعی۱۹ منابع سلسله جلسات […]

سلسله جلسات تفسیر ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰

مسجد امام سجاد علیه السلام  خیابان مقداد (آتش) جلسه هفدهم

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (۱)  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ (۲) الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (۳) مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (۴) إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ (۵) اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ (۶) صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ (۷)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

به نام خدا که رحمتش بى‏اندازه است‏و مهربانى‏اش همیشگى. (۱) همه ستایش‏ها، ویژه خداست که مالک و مربّى جهانیان است. (۲) رحمتش بى‏اندازه و مهربانى اش همیشگى است. (۳) صاحب و داراى روز پاداش است. (۴)  [پروردگارا!] فقط تو را مى‏پرستیم وتنها از تو یارى مى‏خواهیم. (۵) ما را به راهِ راست هدایت کن. (۶) راه کسانى [چون پیامبران، صدّیقان، شهیدان و صالحان‏] که به آنان نعمتِ [ایمان، عمل شایسته و اخلاق حسنه‏] عطاکردى، هم آنان که نه مورد خشم تواند و نه گمراه‏اند. (۷)

http://bayanbox.ir/view/5122040553263843431/poster4.jpg

سلسله جلسات تفسیر ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (۱)  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ (۲) الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (۳) مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (۴) إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ (۵) اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ (۶) صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ (۷)

مقدمه

ذیل آیه شریفه پنجم و ششم سوره مبارکه حمد عرض کردیم که کلمه عون و اعانه به دو گونه متصور است برای انسان ،یکی در آن چیزی که موجود در عالم مادیات است و دیگری آن چیزی است که مربوط به ملکات و فضائل خاصی است که خداوند به بشر می دهد و لذا این استعانت این نیست که پول و مشکلات ظاهری و مادی و…درست کند بلکه ، چون صد آید نود هم پیش ماست بنابر این استعانتی که منحصر ذات حضرت ربوبی است که «إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»۱ میگوییم عبارت است از اینکه خدایا کمک کن به ما تا دست پیدا کنیم به آن ملکات و فضائلی که خاص عباد است.

مراد از صراط

کلمه صراط مستقیم را داریم که صراط در واقع آنچه قصد خود قرآن می باشد ،بندگی خاص خداست ، بندگی که هیچ بندگی غیر در آن نباشد لذا فرمود : «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِیٓ آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ ۖ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ وَأَنِ اعْبُدُونِی ۚ هَٰذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ»۲ لذا «وَأَنِ اعْبُدُونِی» بندگی خدا را دارد و دلالت بر این می کند که بندگی غیر خدا را نکنیم لذا در آیه قبل داریم که معاهده ما با خدا بر این بوده است که بندگی شیطان را نکنیم چون شیطان دشمنی است که شمشیر را از رو بسته است «قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ»۳ قسم خورده که تمام بندگان خدا را اغواء می کند و گولشان میزند.

درخواست از خداوند

آنچه که ما به دنبال آن می باشیم  این است که صراط مستقیم را از خداوند خواستیم آن هم کلام خود خداوند است  راه را از جهت رحمانیت به ما نشان می دهد و می‌گوید دستت را بلند کن و از خودم بخواه  لذا اگر از خودم خواستی همه چیز درست می شود بنابر این دو باره توضیح میدهد که «صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّآلِّینَ»۴ و خود حضرت جلّ و اعلی توضیح می دهد .

معنای لغوی مستقیم

اما آنچه که مهم است در مورد کلمه مستقیم  امروز بفهمیم این است که،کلمه مستقیم از قیام گرفته شده ، قام و قَوَمَ که مصدر آن قیام است .

معنای اصطلاحی مستقیم

قیام یعنی بلند شدن و برپا خواستن و مبارز و مقتدر بودن که القائم را به حضرت صاحب الزمان عجل الله می گوییم بخاطر این است که روایت داریم بعد از اینکه نامی از حضرت نیست در دنیا یک باره قیام می کنند لذا القائم به ایشان می گویند البته همه ی ائمه قائم هستند منتهی آن قائمی که الف و لام بر سرش می آید و متبادر به ذهن همه ی ما می آید قائم آخرالزمان  می باشد که نیست مگر بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لمقدمه الفداء .

تفسیر کلمه مستقیم

پس این مستقیم یعنی راهی که قیام در آن می باشد ،راهی که همیشه زنده است ،صراط مستقیم یعنی آن چیزی که به دنبال قیام و زندگی بر آن هستیم و برای اقامه صلاه از این کلمه استفاده می کنیم برای این است که اقامه صلاه یعنی «یقیمون الصلاه» و یعنی نمازی که زنده است و به پا داشته ایم  و این یعنی نمازی که «إِنَّ الصَّلَاهَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنْکَرِ ۗ »۵ می باشد و نمازی که «تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنْکَرِ» نداشته باشد که نماز نیست .

قوم و إقامه

اصلا کلمه قوم که اسم یک فامیل یا خانواده است هم همینجور می باشد چون اینها مجتمع شده اند بر هم دیگر لذا خانواده ها یا هم مذهب هایی هستند ،قوم یهود و مسیح ،قوم پیامبر خاتم و شیعه , بنابر این کلمه قوم را به همین مناسبت می گویند که اینها دور هم جمع و متشکل هستند نماز هم همینطور باید اقامه شود و «یقیمون الصلاه» اینجا هم مستقیم می باشد و راه ،راه زنده و سعادت  است نه راهی که در آن راه انسان ،انسان نیست بلکه راهی می باشد که انسان ،انسان است .

بندگی خاص خداوند

 لذا صراط مستقیم راه تعبیر به بندگی خاص خداوند می کنند هم همین است و کسی که بندگی خاص خداوند را بجا آورد همه چیز برای او فراهم است بنابراین اراده او اراده خداست ،گوش او گوش خداست ،زبان و چشم او برای خداست پس همه چیز ما مورد رضایت خداوند می شود  لذا تناسب این که کلمه مستقیم را بر صراط آورده اند به همین دلیل می باشد.

تفاوت صراط و سبیل

صراط را تعبیر می کنند به آن راهی که خیلی باریک ،بسیار خطر ناک و تاریک است، آن چیزی که این راه را باز می کند و این صراط را مسیر حرکت به سوی حضرت حق قرار می دهد خود بندگی خداوند است «وَأَنِ اعْبُدُونِی ۚ هَٰذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ» ،مستقیم می شود و همه چیز در آن ذوب می شود همه چیز در آن باز و زنده است و حیات دارد و الا اگر غیر از این باشد ،گمراهی ، تاریکی و ظلمت می شود .

نور و ظلمت

تعبیرات زیادی هم در قران داریم که خدا به واسطه اینکه انسان مومن می شود و اعمالش را انجام می دهد ، آن را از ظلمت به روشنایی و نور می کشاند «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»۶ لذا اینکه تاریکی و روشنایی خورشید و امثالهم را می بینیم این از ظاهر چشم می باشد لذا تاریکی و ظلمت دل و قلب بد است که انسان دلش تاریک باشد و ظلمت محضه ای بر انسان چیره می شود که هیچ راهی ندارد  و اگر انسان راه بندگی را نرفت دل او  تاریک میشود و ظلمت او را می گیرد لذا ادم های دنیا که سمت و سوی خداوند نمی روند و به کفر ، شرک و غیر توحید رو می کنند اکثرا خود کشی می کنند چون چیزی را نمی بینند و تاریک هستند پس دنیا را می بینند که امروز بد تر از دیروز لذا ما باید امید داشته باشیم .

اهمیت امید

 مثلا «القائم المؤمل» داریم در مورد حضرت  صاحب الزمان عجل الله یعنی رهبری داشته باشیم که امیدبخش ما باشد آن وقت هیچ وقت ناراحت نیستیم مثل علما که لحظه مرگ آنها می‌بینیم که انسان های مقتدر، روشن و شاد هستند لذا مرحوم امام خمینی رحمه الله در وصیت نامه اش تعبیرات جالبی دارند : من با ضمیر روشن با قلبی شاد که دل  من ناخوش نیست لذا مرحوم امام تعبیراتی اینگونه دارند.

معنای عشق

این ها نشانگر این است که بندگی کرده است لذا حالا که میخواهد از این دنیا برود به بهترش می رسد چون در بندگی اش عاشق معبود است ،برسد به معبود می شود معشوق ،یعنی بهترین چیز که وصال است ،عاشق دنبال چیست ؟! عشق به چه معناست ؟ عشق نام یک علف است که اعراب به آن می گویند عشق و ما اصفهانی ها میگوییم پیچک لذا این علف پیچک یک خصوصیتی دارد که دور درخت مثلا انگور می پیچد که اگر جلویش را نگیرید کل درخت انگور را در خودش محو می کند و یک خصوصیت دیگری هم که دارد این است که همه ی وجودش را دور معشوقش می پیچد ، یک خصوصیت دیگری هم دارد این است که لازم نیست که ریشه اش را بکنید تا خشک بشود بلکه این پیچ های دور درخت را از بالا باز کنید ،فردا خشک می شود لذا به آن عشق می گویند .

توصیف عشق

بنابر این عاشق واقعی این است که به متناسب این که ما به عاشق ،عاشق می گوییم ،عاشق واقعی این است که وجودش به معشوق است یعنی اگر از معشوق او را  گرفتیم می میرد نمی تواند با معشوقش نباشد بلکه باید با معشوقش باشد اگر نباشد میمیرد لذا در این انسان هایی که پیرامون شما هستند خیلی ها اینگونه هستند مثلا یکی از اقوام ما بود که پیر زن و پیر مرد بودند، خانوم مریض شد و فوت کرد ، خیلی با هم جور بودند یعنی تاریخ زندگی آنها که شصت سال بود در خانواده و فامیل میگفتند اینها خیلی هم را دوست دارند وبرای  یک بار هم ،تو به هم دیگر نگفته بودند مشکلات عدیده ای را علی رغم عیال واری طی کرده بودند اما وقتی خانم فوت کرد ،آقا سی و هشت روز گریه کرد تا فوت کرد لذا نه مریضی داشت نه سرطان ،دست خودش هم نبود فرزندانشان هم خوب بودند و نمی گذاشتند تنها باشد اما خود به خود اشکش می امد ،لذا روز سی و هشتم فوت کرد و چهلم خانمش با ختم ایشان مصادف شد که همه فامیل دلیل مرگ آقا را فهمیدند .

عشق حقیقی

بنابراین اگر کسی با خدا باشد ،هیچ جایی نمیتواند دیگر با غیر خدا باشد یعنی حاضر است همه چیزش را بدهد که رضایت خداوند را داشته باشد که عاشق باشد لذا مرگ برای او شیرین می شود لذا مرگ مرز بین عاشق و معشوق است ، وصال یار می شود و اگر ما واقعا عاشق باشیم خدا هم عاشق است پس حب و عشق طرفینی می باشد یعنی نمیشود من عاشق باشم ولی طرف مقابل عاشق نباشد اگر او عاشق نباشد من هم عاشق نیستم و الکی است بنابراین طرفین باید به هم عشق داشته باشند یعنی قابلیت خود را باید نشان بدهد که دور عشقش بپیچد و در او وجود خودش را محو کند .

هدف حقیقی زندگی

  آدم هایی که الهی هستند و بنده واقعی خداوند هستند از مرگ نمی ترسند چون آنچه می بینند سعادت می بینند ،آنچه می بینند ثمرات عشق آنها است که وصال است رسیدن به حضرت معبود است که برای آنها معشوق است ولی انسانی که آلوده است و تناسب و صلاحیت بین اینها نیست چه رسد به اینکه عاشق باشد بنابراین معلوم است که فکر میکند همه چیز در همین دنیاست و خوشی های دنیا خوشی واقعی هستند نمیداند که هر خوشی به دنبالش چقدر مکافات دارد و هر آسانی،سختی دارد ولی اگر که انسان در مسیری که طی می کند هدف والا داشته باشد که هدف او بندگی حضرت حق باشد این دنیا برای او کم کم تنگنا می شود و از دنیا خسته می شود  و دوست دارد برود آنجایی که شایسته انسان است که قرب الی الله باشد و نزد خدا قرار بگیرد ، البته این تعبیرات برای این است که ما بفهمیم و محسوس باشد و الا جایگاه خداوند آنجور ترسیم کنیم نیست به طور کلی و اجمالی همینطور است که گفتیم .

فتح قلّه

  بنابراین «رسد ادمی به جایی که جز خدا نبیند» ،هر چه می بیند خدا می بیند لذا در عالم انسان های الهی هر چه می بینند به دنبالش شکر و سپاس حضرت حق را می کنند ،ناملایمات هم که می بینند مثل گردنه ها و صخره های کوهنورد طی می کند و می نوردد  تا خودش را به قلّه برساند چون هدف او قلّه است لذا قرآن که می فرماید «فَکُّ رَقَبَهٍ»۷ یعنی گردنه ها را طی کردن ،که این طی کردن گرده ها سختی دارد .

انفاق و کمک

 اینکه شما مثلا یتیم نوازی کنید ،انسانی که درمانده است مسکین است و خانه نشین ،لذا این ها مهم است که ما برای خدا این انسان ها را کمک کنیم و بخشی از رزقی که خدا به ما داده است را خرج این انسان ها کنیم  بنابر این فرموده : «وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ»۸ که البته اینجا مطلق است که چه انفاق واجب ،چه انفاق مستحب باشد اما آن چیزی که به آن بها می دهند انفاق غیر واجب است ،واجب را اگر انجام ندادی چوب میخوری  و اگر انجام دادی تکلیف رفع می شود اما غیر واجب اینجور نیست مثل روایت معروف امام رضا علیه السلام که شخصی از نزدیکان حضرت آمد از حضرت قرض کند و به حسب ظاهر حضرت ناراحت شدند پرسیدند که چرا ناراحت شدید فرمودند که: چرا من توجه نداشتم به تو که نیازمند می باشی البته حضرت می دانسته و مقصودشان این بوده که درسی به ما بدهند .

مستحق واقعی

  شخصی رسید خدمت آیت الله مکارم شیرازی ،گفت آقا بعضاً  شخصی جلوی ما را می گیرد می گوید پول بده ! و ما نمی دانیم که او مستحق هست یا خیر، تکلیف ما چیست ؟ایشان گفتند که خدای خود را شکر کنید که نمیدانید این اشخاص مستحق هستند یا خیر! اگر بدانید که مستحق هستند باید به انها پول بدهید تا مشکل  حل بشود همین که نمیدانید و رد می شوید ایرادی ندارد ولی اگر بدانید که مستحق است و شما داشته باشید تکلیف می شود ،اقا اجمالا اینگونه گفتند که آیا واجب میشود یا خیر و شرایطش چیست لذا اگر ما بدانیم که واقعا کسی نیاز به وجود مادی و معنوی ما دارد و حرکت نکنیم مسلمان هستیم ؟! فرموده اند که اگر فریاد مسلمانی را شنیدی و فریاد رسی نکردید « لیس بمسلم» اصلا مسلمان نیستید .

منابع

۱_سوره مبارکه حمد آیه ۵

۲_ سوره مبارکه یس آیات ۶۰،۶۱

۳_سوره مبارکه ص آیه ۸۲

۴_سوره مبارکه حمد آیه ۷

۵_ سوره مبارکه عنکبوت آیه ۴۵

۶_ سوره مبارکه بقره آیه ۲۵۷

۷_سوره مبارکه بلد آیه ۱۳

۸_سوره مبارکه بقره آیه ۳

 

بازدیدها: 10

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1