۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » تفاسیر ماه مبارک رمضان
  • شناسه : 3512
  • ۲۱ آذر ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۵
  • 29 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
تفسیرقرآن ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰.جلسه ۱۶
تفسیرقرآن ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰.جلسه 16

تفسیرقرآن ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰.جلسه ۱۶

فهرست مطالب۱ توصیف صراط مستقیم ۲ انواع انسان ۳ معنای لغوی و اصطلاحی مغضوب۴ مراد از غضب۵ کلام مرحوم طیب۶ ثواب و عقاب۷ مصادیق ضالین و مغضوب ۸ معنای تقصیر۹  معنای قصور۱۰ تکلیف قاصر و مقصر۱۱ تکلیف یهود و نصاری۱۲ صراط ولی خدا۱۳ درجات هدایت۱۴ مقامات امیرالمومنین علیه السلام۱۵ نفس مطمئنه۱۶ رضای الهی۱۷ امان از […]

سلسله جلسات تفسیر ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰

مسجد امام سجاد علیه السلام  خیابان مقداد (آتش) جلسه شانزدهم

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (۱)  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ (۲) الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (۳) مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (۴) إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ (۵) اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ (۶) صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ (۷)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

به نام خدا که رحمتش بى‏اندازه است‏و مهربانى‏اش همیشگى. (۱) همه ستایش‏ها، ویژه خداست که مالک و مربّى جهانیان است. (۲) رحمتش بى‏اندازه و مهربانى اش همیشگى است. (۳) صاحب و داراى روز پاداش است. (۴)  [پروردگارا!] فقط تو را مى‏پرستیم وتنها از تو یارى مى‏خواهیم. (۵) ما را به راهِ راست هدایت کن. (۶) راه کسانى [چون پیامبران، صدّیقان، شهیدان و صالحان‏] که به آنان نعمتِ [ایمان، عمل شایسته و اخلاق حسنه‏] عطاکردى، هم آنان که نه مورد خشم تواند و نه گمراه‏اند. (۷)

http://bayanbox.ir/view/5122040553263843431/poster4.jpg

سلسله جلسات تفسیر ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (۱)  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ (۲) الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (۳) مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (۴) إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ (۵) اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ (۶) صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ (۷)

توصیف صراط مستقیم

در توصیف صراط مستقیم ،گفته اند که صراط کسانی است که «أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ»۱ یا در آیه شریفه که فرموده است :«مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَآءِ وَالصَّالِحِینَ ۚ»۲ که همان نعمت ایمان مراد می باشد  ،همان نعمت خاصی که خداوند به انبیاء ،صدیقین ،شهدا و صلحا داده است لذا در ادامه توصیف می شود به «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ »۳ که یعنی راه «مغضوب علیهم» و راه «ضالین» هم نباشد .

انواع انسان

بنابراین این آنچه که به نظر می رسد که باید متذکر شد این می باشد که انسانها سه دسته اند ،دسته أعلی که مرتبه بالایش «انعمت علیهم» می باشند ، دسته أسفل السافلین که «مغضوب علیهم» هستند و دسته ضالین که دسته سوم است.

معنای لغوی و اصطلاحی مغضوب

کلمه «مغضوب» از غضب گرفته شده یعنی کسی که به او غضب شده است و غضب ،بغض و سخط که در برابرش رضا و حب می باشد لذا به اینها حالات نفسانی گفته می شود که بر انسان عارض می شود بنابراین اگر کسی زمینه حب و رضا را در خودش ایجاد کند ،رضا بر او عارض می شود ولی اگر کاری کند که حب و رضا نباشد  موجب این می شود که مورد غضب ، بغض و سخط قرار گیرد .

مراد از غضب

در این آیه مراد غضب الهی است لذا غضب و خشم الهی یعنی همان کسانی که کاری می کنند تا دچار عقوبت الهی بشوند و «مغضوب علیهم »از لحاظ معنا اینگونه است .

کلام مرحوم طیب

مرحوم طیب اصفهانی اینگونه می فرمایند : غضب ،رضا ، حب ، بغض ، سخط ،خشم ،عاطفه ، رحم و امثال اینها حالاتی است نفسانی که بر انسان عارض می شوند و آثاری از خارج مترتب بر آنها می گردد و چون ذات حضرت حق از اینگونه حالات منزه و مبرا است و محل عروض حوادث و حدوث و حالات مختلفه نیست اطلاق این صفات از جهت معاملات افرادی است که نسبت به شخص مورد غضب یا رضایت و مورد حب و بغض می نماید.

ثواب و عقاب

بنابر این کسی که مورد غضب قرار گرفته باشد ، یعنی مورد خشم الهی قرار گرفته و به عذاب الهی دچار شده است اما کسی که مورد رضایت حضرت حق قرار بگیرد یعنی خداوند ثواب الهی و رحمت واسعه خودش را برای او می فرستد و مورد رحمت های واسعه الهی قرار می گیرد  .

مصادیق ضالین و مغضوب

از لحاظ مصداقی در تفسیر «مغضوب علیهم» و «ضالین» آنچه که در روایات بیان شده گفته اند یهود و نصاریٰ می باشند  البته اینجا در مقام بیان مصداق بدترین می باشد مثلا در «صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» مصداق اکمل آن را داشتیم که شهدا و صالحین و… بودند لذا در «مغضوب علیهم» اجلای مصادیق و بد ترین آن را بیان می کنیم لذا بد ترین آنها یهود و نصاری هستند اینها مورد غضب الهی قرار می گیرند که آنها در واقع در راه کفر و عناد به خداوند و نفاق قدم می‌گذارند و مورد غضب الهی قرار می گیرند .

معنای تقصیر

در کلمه دوم که «ضلالت» می باشد مرحوم طیب اصفهانی می فرمایند : ضلالت انسانهایی که نه «مغضوب علیهم» هستند و نه «انعمت علیهم» هستند اینها دو گونه می باشد ،یک وقت خود شخص باعث می شود که ضلالت بر او عارض شود ،یعنی انها تقصیر دارند در اینکه خدا شناسی کنند و این کار را نمی کنند ، عناد می ورزند از جهت اینکه دنبال خداشناسی نمی روند دنبال حق نیستند معرف پیدا نمی کنند لذا مقصر هستند این مقصرین همان «مغضوب علیهم» هستند که البته هرکس «مغضوب علیهم» باشد «ضالین» نیز می باشد گمراه می باشد ضلالت هم بر او می باشد اما ضلالتی که خودش باعث شده در آن قرار بگیرد .

 معنای قصور

دسته دوم ضالین آن دسته ای هستند که قصور دارند نه اینکه تقصیر داشته باشند لذا به آنها نرسیده است ،خیلی از کفار هستند که به انها مطالب حقه  نمی رسد ، منتهی کفار به معنای لغوی که یعنی آنهایی که حق را بپوشانند هم نیستند  آنها کسانی هستند که شاید کلمه کفار هم نشود بر آنها استعمال کرد بلکه به هر حال کسانی هستند که به سمت و سوی خدا پرستی و خداشناسی نمی روند اما حق دستشان نیست که بپوشانند تا به آنها کافر بگویند لذا قصور دارند و درک نکرده اند حق را ضعفای کفار ،اهل تسنن و زن هایی که اجتماعی نیستند مثل زمان قدیم و بدوی ها که اینها البته ممکن است طالب حق نیز بوده باشند اما امکانات برای آنها ایجاد نشده ،شاید حرکت هم کرده باشند ولی به دستشان نرسیده و لذا در آن ضلالت و گمراهی باقی مانده اند .

تکلیف قاصر و مقصر

بنابر این دسته اول که مغضوب علیهم هستند تکلیفشان معلوم است که اسفل السافلین هستند اما دسته ضالین که در  دسته دوم بیان کردیم که قاصر هستند و تقصیر و گناهی ندارند که به حق و حقیقت نرسیده اند اینها بهشت نمی روند بخاطر اینکه بها نداده اند اما جهنم هم نمی روند چون «وَمَا کُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا» ۴ پس معلوم است که عذاب هم نمی شوند و مرحوم آیت الله طیب اصفهانی می فرمایند : خداوند خودش می داند که با اینها چگونه رفتار کند .

تکلیف یهود و نصاری

پس آن راهی که میخواهیم خداوند ما را به آن راه هدایت کند و دست ما را بگیرد و به انجا برساند و «ایصال الی المطلوب» گفتیم یعنی دست ما را بگیرد و برساند به آنجا و ان راه مسلما ،راه یهودیانی که علیه اسلام و مسلمانان هستند نیست چون در دین یهود و نصارا گفته شده بود در کتابشان که باید به دین اسلام بپیوندند باید به دین محمد صلی الله علیه و آله و سلم ایمان بیاورند لذا عمل به دین خودشان هم نکردند و عناد ورزیدند و اینها باید در جهنم واصل بشوند پس راه مستقیم ،راه غیر اینهاست ،راه مستقیم ،راه غیر ضالین است ضالینی که قصورا نتوانسته اند به حق و حقانیت برسند شاید حرکت هم کرده باشند اما موانعی در کار بوده یا آنچه که اقتضای رشد آنها و رسیدن به حق بوده به دست آنها نرسیده لذا آنها در ضلالت و گمراهی مانده اند و گرفتار شده اند .

صراط ولی خدا

آنچه که مسلم است صراط مستقیم ،صدرصد راه انبیاء است سعادتی که انبیاء به دست می اورند همان صراط مستقیم است و همه ی آنها گرفته شده از یک کلمه است و آن کلمه «ولی خداوند» است که اگر همه ما در راستای بندگی خداوند قرار بگیریم  ،بنده ی خدا میشویم و شامل آیه «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ»۵ میشویم و در این جهت مورد اجابت قرار میگیریم .

درجات هدایت

البته چون هر کدام از ما وسع وجودی که داریم فرق می کند لذا این هدایت در این صراط هم درجه بندی است ،طلبه ها می گویند کلی مشکک یعنی قابلیت درجه بندی دارد اینجا هم یکی هدایت است صدرصد می شوند که در خود انبیاء هم درجاتش فرق می کند فضائل انبیاء با ائمه معصومین علیهم السلام درجاتش فرق می کند لذا امیر المومنین علیه السلام می فرمایند :« لَوْ  کُشِفَ  اَلْغِطَاءُ مَا اِزْدَدْتُ یَقِیناً» ۶ اگر همه ی پرده ها کنار برود ذره ای یقین من اضافه نمی شود ولی حضرت ابراهیم علی نبینا می فرمایند : «رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَىٰ »۷خداوندا روز قیامت چگونه مرده ها را زنده می کنی؟ فرمود :آیا ایمان نداری ابراهیم ؟ چرا ایمان دارم ولی برای اطمینان قلبی پس معلوم است ایمان و یقین قلبی نداشت میخواست ببیند تا باورش شود لذا آن قصه را گفت که برو پرندگان را بگیر و ذبح کن و بعد هم آنها را بگذار و صدا بزن در حالی که آنها را به هم دیگر کوبیدی ،ببین چگونه آنها را زنده میکنیم و به نزد تو می آیند .

مقامات امیرالمومنین علیه السلام

مقام حضرت ابراهیم در انبیاء خیلی بالاست ،خلیل الرحمن می باشد اما مقام امیر المومنین علیه السلام از خلیل الرحمن خیلی بالا تر است چون نیاز به دلیل و برهان ندارد همه چیز برایش عین نور بر او خواهد تابید لذا اطمینان قلبی به همه چیز دارد .

نفس مطمئنه

لذا مصداق اکمل نفس مطمئنه را فرمودند که امام حسین علیه السلام می باشد چون به ایشان گفتند این راهی که در پیش داری خطر ناک است پیرزن ها حتی به ایشان گفتند ،ام سلمه گفتند نرو چون این راهی که در پیش داری در نهایت کشته می شوی فرمودند : من باید بروم ،گفت زن و بچه را با خود همراه نکن چون اسیر میشوند ولی فرمودند : زن و بچه را باید ببرم ، لذا «یَآ أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ»۸ این نفس اطمینان کامل دارد و هیچ شک و شبهه ای در آنچه که خداوند مورد رضایتش است ندارد .

رضای الهی

 لذا نقل شده است که حضرت در گودی قتلگاه درحالی ک در خون خودش غلت می خورد فقط سر را به آسمان بلند می کرد و می فرمود «رضاً لرضاک راضیتا بقضائک » لذا این خیلی مهم می باشد که امام حسین علیه السلام همه چیزش را گذاشت ،جانش و آبرویش را گذاشت و آنچه که متعلقاتش بود برای انچه که رضایت خدا بود و تقدیر الهی بر این بوده که حسین علیه السلام را قتیل ببیند و خانواده اش را اسیر ببیند .

امان از شام

 اینکه حضرت سجاد علیه السلام هم فرموده اند امان از شام برای اینکه در مجلس یزید اطرافیان یزید چشم دوخته بودند به نوامیس آل الله علیهم الصلوات و السلام آنجاست که خیلی سخت می شود گرچه احدی نتوانست بر آنها دست پیدا کند اما بالاخره آنها در مجلس یزید که وارد شدند هر کدام از خانواده اهل بیت علیهم السلام را یکی از حرامیان اشاره می کرد ولی خطبه ای که حضرت زینب کبری صلوات الله علیها و خطبه قرّاء حضرت سجاد علیه السلام در آن مجلس چنان انقلابی ایجاد کردند که همان جا یزید تسلیم شد و خواسته های امام سجاد علیه السلام را پرسید و عمل کرد و مجلس عزاداری گرفتند برای سید الشهداء صلوات الله علیها در شام بعد با عزت و احترام هم اهل بیت علیهم السلام را حرکت دادند و آوردند در مدینه  ولی به هر حال از این جهت حضرت سجاد علیه السلام می فرمایند امان از شام اما چون اراده خدا بود ،اراده خدا را قبول کردند .

منابع

۱_سوره مبارکه حمد آیه ۷

۲_ سوره مبارکه نساء آیه۶۹

۳_سوره مبارکه حمد آیه ۷

۴_سوره مبارکه اسراء آیه ۱۵

۵_سوره مبارکه حمد آیه ۶

۶_بحار الأنوار ج ۶۶، ص ۲۰۹

۷_سوره مبارکه بقره آیه ۲۶۰

۸_سوره مبارکه فجر آیه ۲۷

بازدیدها: 5

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1