۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » كلمة الله العليا | تجزیه | جلد 1
  • شناسه : 2699
  • ۲۲ دی ۱۴۰۰ - ۲۱:۵۶
  • 17 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
تجزیه آیه بیست و چهارم سوره بقره

تجزیه سوره مبارکه بقره آیه «۲۴»

تجزیه آیه بیست و چهارم سوره بقره « فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَهُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ(۲۴) » «پس اگر نکردید و هرگز نمى ‏توانید کرد از آن آتشى که سوختش مردمان و سنگها هستند و براى کافران آماده شده بپرهیزید.» فَ تجریه: حرف عطف، مبنی، غیر عامل؛ إِنْ تجریه: حرف […]

تجزیه آیه بیست و چهارم سوره بقره

« فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَهُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ(۲۴) »

«پس اگر نکردید و هرگز نمى ‏توانید کرد از آن آتشى که سوختش مردمان و سنگها هستند و براى کافران آماده شده بپرهیزید.»

فَ

تجریه: حرف عطف، مبنی، غیر عامل؛

إِنْ

تجریه: حرف شرط جازم، مبنی، عامل جزم فعل مضارع؛

لَمْ

تجریه: حرف جازم، مبنی، عامل جزم فعل مضارع و نفی و قلب آن به ماضی؛

تَفْعَلُوا

تجریه: فعل مضارع، صیغه جمع مذکر مخاطب، ثلاثی مجرد، از ماده فَعَلَ، سالم، متعدی، معلوم، معرب، متصرّف؛

وَ

تجریه: حرف «واو»، اعتراضیه (معترضه)*، مبنی، غیر عامل؛

لَنْ

تجریه: از حروف ناصبه، مبنی،عامل نصب فعل مضارع، مفید نفی ابد؛

تَفْعَلُوا

تجریه: فعل مضارع، صیغه جمع مذکر مخاطب، ثلاثی مجرد، از ماده فَعَلَ، سالم، متعدی، معلوم، معرب، متصرّف؛

فَ

تجریه: حرف ربط( رابط شرط و جزاء) بر سر جواب شرط می آید، مبنی، غیر عامل؛

اِتَّقُوا

تجریه: فعل امر، صیغه جمع مذکر مخاطب، ثلاثی مزید، از باب افتعال، از ماده (وقی)، مثال واوی، ناقص یایی، لفیف مفروق، متعدی، معلوم، مبنی، متصرّف؛

] فاءالفعل آن در باب افتعال، قلب به «تاء» شده است و در «تاء» باب افتعال ادغام شده است.[

النَّارَ

تجریه: اسم ثلاثی مجرد، از ماده «نور»، اجوف واوی(«الف» آن مقلوب از «واو» است)، منصرف، متصرّف، جامد، نکره، معرفه به الف و لام تعریف ماهیت و یا عهد ذهنی؛

الَّتِی

تجریه: موصول اسمی، موصول خاص، مفرد مؤنث، معرفه، مبنی، غیر متصرّف،

وَقُودُ

تجریه: اسم ثلاثی مزید، از مادّه وقد، مثال واوی، جامد، معرب ،مذکر، نکره، منصرف، متصرّف، معرفه به ا ضافه؛

هَا

تجریه: ضمیر متصل، مفرد مؤنث غایب، معرفه، غیر متصرّف، جامد، مبنی؛

النَّاسُ

تجریه: ال: الف و لام تعریف عهد خارجی، مبنی بر سکون، غیر عامل،  مختص به اسم؛

ناس: اسم ثلاثی مجرد، ناسالم، اجوف واوی اصل آن «نوسٌ» بوده است و «واو» آن قلب به «الف» شده است، منصرف، غیر متصرّف، جامد، لفظاً مفرد و معنی جمع، معرفه به الف و لام ، اسم جمع؛

به عقیده سیبویه: اصل آن «أناس» می‌باشد، همزه آن حذف و به «ناس» تبدیل شده است.

وَ

تجریه: حرف عطف، مبنی، غیر عامل؛

الْحِجَارَهُ

تجریه:  ال: الف و لام تعریف ماهیت، مبنی بر سکون،  غیر عامل، مختص به اسم؛

حجاره: اسم ثلاثی مزید، از ماده حجر، سالم، منصرف، متصرّف، جامد، نکره، معرفه، به الف و لام تعریف، جمع حَجَر؛

أُعِدَّتْ

تجریه: فعل ماضی مجهول، صیغه مفرد مؤنث غایب، ثلاثی مزید، باب افعال، از ماده عدّ، ناسالم، مضاعف، متعدی، مبنی، متصرّف؛

لِ

تجریه: حرف جر، مبنی، عامل، مختص به اسم؛

الْکَافِرِینَ

تجریه: ال: الف و لام جنس یا استغراق و یا موصول اسمی، غیر عامل، مختص به اسم؛

کافرین: اسم ثلاثی مزید، بر وزن اسم فاعل، مفرد آن: کافر، از ماده کفر، سالم، جمع مذکر سالم، منصرف، متصرّف، مشتق؛

بازدیدها: 0

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1