۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » كلمة الله العليا | تجزیه | جلد 1
  • شناسه : 2695
  • ۲۲ دی ۱۴۰۰ - ۲۱:۵۳
  • 12 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
تجزیه آیه بیست و دوّم  سوره بقره

تجزیه سوره مبارکه بقره آیه «۲۲»

تجزیه آیه بیست و دوّم  سوره بقره «الَّذِی جَعَلَ لَکُمْ الْأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنْ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنْ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَندَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ(۲۲) » همان [خدایى] که زمین را براى شما فرشى [گسترده] و آسمان را بنایى [افراشته] قرار داد و از آسمان آبى فرود آورد و بدان […]

تجزیه آیه بیست و دوّم  سوره بقره

«الَّذِی جَعَلَ لَکُمْ الْأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنْ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنْ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَندَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ(۲۲) »

همان [خدایى] که زمین را براى شما فرشى [گسترده] و آسمان را بنایى [افراشته] قرار داد و از آسمان آبى فرود آورد و بدان از میوه‏ ها رزقى براى شما بیرون آورد پس براى خدا همتایانى قرار ندهید در حالى که خود مى‏ دانید (۲۲)

اَلَّذی

تجزیه: موصول اسمی، برای مفد مذکّر غایب، معرفه، جامد، غیر متصّرف، مبنی

جَعَلَ

تجزیه: فعل ماضی، صیغه مفرد مذکر غایب، ثلاثی مجرد، از مادّۀ جعل، سالم، متعدّی، معلوم، مبنی، متصرّف

لـَ

تجزیه: حرف جر، مبنی، عامل، مختصّ به اسم

کُم

تجزیه: ضمیر متصل به هر سه قسم کلمه، برای جمع مذکر مخاطب، معرفه، غیر متصرّف، مبنی

الاَرْضَ

تجزیه: الف و لام تعریف عهد خارجی، مبنی، غیرعامل، مختص به اسم

ارض: اسم ثلاثی مجرد، بر وزن فَعْل، از مادۀ ارض، ناسالم، مهموزالفاء، اسم ذات، منصرف، متصرّف، اسم جامد، معرب، مفرد، معرفه به الف و لام، مؤنث مجازی.

فِراشاً

تجزیه: اسم ثلاثی مزید، الف آن زایده است، مصدر سماعی از ثلاثی مجرد، از مادّه فرش، سالم، منصرف، متصرّف، جامد

وَ

تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل

السَّماءَ

تجزیه: اسم ثلاثی مزید، از مادّۀ سُمُوّ، ناقص واوی، معرفه به الف و لام، معرب، اسم ذات، منصرف، متصرّف، جامد، جمع آن سماوات است (الف آن زایده و همزه آن مقلوب از «واو» است.)

بناءًا

تجزیه: اسم ثلاثی مزید، از مادّۀ بنی، الف آن زایده و همزه آن مقلوب از «یاء» است، ناسالم، ناقص یایی، منصرف، غیرمتصرّف، مشتق از بَنی، مصدر از ثلاثی مجرد، جمعش (أبنیه)

وَ

تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل

اَنْزَلَ

تجزیه: فعل ماضی، صیغه مفرد مذکر غایب، ثلاثی مزید، از باب إفعال، از مادّۀ نزل، سالم، متعدّی، معلوم، مبنی، متصرّف

مِن

تجزیه: حرف جر، مبنی، عامل، مختصّ به اسم

السَّماءِ

تجزیه: اسم ثلاثی مزید، از مادّۀ سُمُوّ، ناقص واوی، معرفه به الف و لام، معرب، اسم ذات، منصرف، متصرّف، جامد، جمع آن سماوات است (الف آن زایده و همزه آن مقلوب از «واو» است.)

ماءًا

تجزیه: اسم ذات، اسم ثلاثی مجرد، از مادّۀ مَوَه، ناسالم، اجوف واوی، منصرف، متصرّف، جامد، مذکر، نکره [اصل آن (مَوَه) بوده، الف آن مقلوب از «واو» و همزه­اش بدل از «هاء» است] جمعش (امواه) و (امیاه) می­آید.

فـَ

تجزیه: حرف عطف، مبنی، غیرعامل

اَخْرَجَ

تجزیه: فعل ماضی، صیغه مفرد مذکر غایب، ثلاثی مزید، از باب افعال، از ماّه خَرَجَ، سالم، متعدّی، معلوم، مبنی، متصرّف

بـِ

تجزیه: حرف جر، مبنی، عامل، مختصّ به اسم

ـه

تجزیه: ضمیر متصل به هر سه قسم کلمه، برای جمع مذکر غایب، معرفه، غیر متصرّف، مبنی

مِن

تجزیه: حرف جر، مبنی، عامل، مختص به اسم

الثَّمَرات

تجزیه: ال: الف و لام تعریف استغراق جنس، مبنی بر سکون، غیرعامل، مختص به اسم

ثمرات: اسم ثلاثی مزید، جمع مؤنث سالم، مفردش ثمره، از مادۀ ثمر، سالم، منصرف، متصرّف، جامد، معرفه به الف و لام

رِزْقاً

تجزیه: اسم ثلاثی مجرّد، مصدر از ثلاثی مجرد، از مادّه رزق، به معنای مرزوق، سالم، منصرف، متصرّف، جامد، معرب، نکره

لَ

تجزیه: حرف جر، مبنی، عامل، مختصّ به اسم

کُم

تجزیه: ضمیر متصل به هر سه قسم کلمه، برای جمع مذکّر مخاطب، معرفه، غیر متصرّف، مبنی

فـَ

تجزیه: حرف ربط فصیحه مشعر برشرط محذوف، مبنی، غیرعامل

لا

تجزیه: حرف نهی، مبنی، عامل

تَجْعَلُوا

تجزیه: فعل مضارع، صیغه جمع مذکر مخاطب ،نهی، ثلاثی مجرد، از مادّۀ جعل، سالم، متعدّی، معلوم، معرب، متصرّف

لـِ

تجزیه: حرف جر، مبنی، عامل، مختصّ به اسم

الله

تجزیه: علم است برای ذات باری تعالی، به عقیدۀ اکثر صرفیّون جامد و به عقیدۀ بعضی مشتق است، مفرد مذکر مجازی، منصرف، معرفه، معرب، غیر متصرّف، در اصل (الاله) بوده به معنای اسم مفعول یعنی معبود، الف و لام آن زایدۀ لازمه به منظور تفخیم و تعظیم، (اله) اسم ثلاثی مزید بر وزن فِعال، از ماده (أله) یا (وله)، بنا بر قول اول مهموزالفاء و بنابر قول دوم مثال واوی است.

انداداً

تجزیه: اسم ثلاثی مزید، جمع مکسّر قلّه، بر وزن اَفعال، مفردش (نِدّ)، از مادّه نرّ، ناسالم، مضاعف، منصرف، متصرّف، جامد، معرب، نکره

وَ

تجزیه: واو حالیه، مبنی، غیرعامل

اَنْتُمْ

تجزیه: ضمیر منفصل، مبنی، معرفه، غیر متصرّف، برای جمع مذکر مخاطب

تَعْلَموُنَ

تجزیه: فعل مضارع، صیغه جمع مذکّر مخاطب، ثلاثی مجرد، از مادّه علم، سالم، لازم، معلوم، معیوب، متصرّف.

بازدیدها: 0

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1