۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار » تفسیر آیات 191 تا 200
  • شناسه : 9352
  • ۱۵ مرداد ۱۴۰۴ - ۵:۰۴
  • 175 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : یداله رضوانی
  • منبع : تفسیر رضوان
آیه 194.  بیان قانون مقابله به مثل در ماه‏ هاى حرام و سفارش به تقوا 2
آیه 194. بیان قانون مقابله به مثل در ماه‏ هاى حرام و سفارش به تقوا 2

آیه 194. بیان قانون مقابله به مثل در ماه‏ هاى حرام و سفارش به تقوا 2

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه 194 جلسه  2 حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی جلسه 2 تفسیر آیه صد و نود و چهار بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ وَ قاتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ (190)  وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَهُ […]

...فهرست مطالب

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه 194 جلسه  2

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

جلسه 2 تفسیر آیه صد و نود و چهار

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

وَ قاتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ (190)  وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ حَتَّى یُقاتِلُوکُمْ فیهِ فَإِنْ قاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذلِکَ جَزاءُ الْکافِرینَ (191)  فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ (192)  وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمینَ (193) الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ فَمَنِ اعْتَدى‏ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى‏ عَلَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقینَ (194)

و در راه خدا، با کسانى که با شما مى‏جنگند، نبرد کنید! و از حدّ تجاوز نکنید، که خدا تعدّى‏کنندگان را دوست نمى‏دارد! (190)  و آنها را [بت پرستانى که از هیچ گونه جنایتى ابا ندارند] هر کجا یافتید، به قتل برسانید! و از آن جا که شما را بیرون ساختند [مکه‏]، آنها را بیرون کنید! و فتنه (و بت پرستى) از کشتار هم بدتر است! و با آنها، در نزد مسجد الحرام (در منطقه حرم)، جنگ نکنید! مگر اینکه در آن جا با شما بجنگند. پس اگر (در آن جا) با شما پیکار کردند، آنها را به قتل برسانید! چنین است جزاى کافران! (191) و اگر خوددارى کردند، خداوند آمرزنده و مهربان است. (192)  و با آنها پیکار کنید! تا فتنه (و بت پرستى، و سلب آزادى از مردم،) باقى نماند؛ و دین، مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آنها نشوید! زیرا) تعدّى جز بر ستمکاران روا نیست. (193) ماهِ حرام، در برابر ماهِ حرام! (اگر دشمنان، احترام آن را شکستند، و در آن با شما جنگیدند، شما نیز حق دارید مقابله به مثل کنید.) و تمام حرامها، (قابلِ) قصاص است. و (به طور کلّى) هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدّى کنید! و از خدا بپرهیزید (و زیاده روى ننمایید)! و بدانید خدا با پرهیزکاران است! (194)

 

تفسیر سوره مبارکه بقره – آیه  194

آیه 194. بیان قانون مقابله به مثل در ماه‏ هاى حرام و سفارش به تقوا

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

وَ قاتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ (190)  وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ حَتَّى یُقاتِلُوکُمْ فیهِ فَإِنْ قاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذلِکَ جَزاءُ الْکافِرینَ (191)  فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ (192)  وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمینَ (193) الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ فَمَنِ اعْتَدى‏ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى‏ عَلَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقینَ (194)

و در راه خدا، با کسانى که با شما مى‏جنگند، نبرد کنید! و از حدّ تجاوز نکنید، که خدا تعدّى‏کنندگان را دوست نمى‏دارد! (190)  و آنها را [بت پرستانى که از هیچ گونه جنایتى ابا ندارند] هر کجا یافتید، به قتل برسانید! و از آن جا که شما را بیرون ساختند [مکه‏]، آنها را بیرون کنید! و فتنه (و بت پرستى) از کشتار هم بدتر است! و با آنها، در نزد مسجد الحرام (در منطقه حرم)، جنگ نکنید! مگر اینکه در آن جا با شما بجنگند. پس اگر (در آن جا) با شما پیکار کردند، آنها را به قتل برسانید! چنین است جزاى کافران! (191) و اگر خوددارى کردند، خداوند آمرزنده و مهربان است. (192)  و با آنها پیکار کنید! تا فتنه (و بت پرستى، و سلب آزادى از مردم،) باقى نماند؛ و دین، مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آنها نشوید! زیرا) تعدّى جز بر ستمکاران روا نیست. (193) ماهِ حرام، در برابر ماهِ حرام! (اگر دشمنان، احترام آن را شکستند، و در آن با شما جنگیدند، شما نیز حق دارید مقابله به مثل کنید.) و تمام حرامها، (قابلِ) قصاص است. و (به طور کلّى) هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدّى کنید! و از خدا بپرهیزید (و زیاده روى ننمایید)! و بدانید خدا با پرهیزکاران است! (194)

وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ۱

آیا خداوند دستور به مقاتله می دهد؟ 

سوالی مطرح می شود که آیا قرآن کریم و خداوند تبارک و تعالی در قرآن بشر را به جنگ و مقاتله دستور میدهد؟ این نکته قابل توجهی است که آیا قرآن دستور داده انسان به خونریزی و کشور گشایی بپردازد ؟

توصیه خداوند به صبر و بردباری

آنچه که مسلم است در تاریخ اسلام اول زمانی که پیامبر در درگاه حق تعالی  مبعوث شدند و مسلمانان شروع کردند به گرویدن به پیامبر و اسلام آوردن مدت زیادی آیات قرآن هم بر این مسئله توجه دارد که مسلمانان را به صبر و بردباری در برابر کفار و مشرکین و همچنین حوصله به خرج دادن و تحمل کردند در برابر کفار توصیه کرده است.

دلالت سوره کافرون بر صلح

منتهی همین هم آنچه که مسلم است حد و مرز دارد ، مثلا در همین باب سوره مبارکه کافرون مصداق بسیار بارزی می باشد بر صلح طلبی اسلام و قرآن که اگر آنها مسلمانان را آزار و اذیت نمیکردند و اگر به دنبال توسعه شرک ، بت پرستی و مسائلی مانند ستم به زیر دستان نبودند همان « قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ »۲ که تمام آیات این سوره اذعان و دلالت بر صلح دارد .

معنا و مصداق صبر در آیه

پس سوره مبارکه کافرون محرز می باشد اما در سوره مزمل خداوند متعال می فرماید:«وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما یَقُولُونَ » ۳ یعنی بر سخنان آنها صبر کنید که معنای صبر را هم متذکر می شویم ؛ صبر مضائقه النفس است یعنی در مضیقه قرار دادن نفس در آنچه که پیش آمده است و بر آن ابراز و واکنش نشان ندادن لذا «وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما یَقُولُونَ »۴

دستور خداوند به مسلمانان و مشرکین

یا در سوره مبارکه نساء خداوند متعال می فرماید:«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ قِیلَ لَهُمْ کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ وَ أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتالُ» ۵ یعنی اول گفتیم کف نفس کنید و خود داری کنید و به کفار فرمود دست از ستمگری بردارید و به مسلمانان دستور داده شد نماز بخوانید و به عبادت بپردازید و به مشرکین کاری نداشته باشید ، لذا این آیه توبیخ میکند.

حد مماشات و صبر

اما می فرماید:«فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتالُ»۶ یعنی کار به جایی می رسد که انسان باید از خود شجاعت نشان دهد چون بالاخره هر چیزی یک مرحله ای دارد مثلا در بحث های خانوادگی و دوستانی که با هم مراوده دارند تا حدی نباید انسان صدای خود را بالا بیاورد.

عاقبت ستم و ظلم

 لذا خداوند متعال فرمود:«لا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ »۷ یعنی اگر بحث به جایی رسید که ستم و ظلم مطرح شود دیگر صدا را بالا می برند پس به دنبال بالا رفتن صدا و داد زدن مسائلی دیگر به دنبال دارد .

دلالت التزامی جهر و مقاتله

لذا اگر به دلالت مطابقی جهر نگوییم ،به دلالت التزامی آن بالاخره  باید سخنانی دیگر به دنبال آن گفته شود پس وقتی صدا  بالا می رود به دنبال آن چه چیزی می گویند؟! پس در برابر ظالم باید یک چیزی بگوید.

پایبندی کفار به ظلم

در آیه می فرماید به آنها گفتیم که از ستم کردن دست بردارید و به مسلمانان گفتیم به نماز و روزه بپردازید و به عبادت خود برسید و کاری به کفار نداشته باشید ،اما کفار دست بردار نبودند.

کلی بودن آیات قتال

 لذا بحثی که پیش آمد یک سری از آیات پیرامون قتال به صورت کلی نازل شده است مانند همین آیه که فرمود:«فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتالُ»۸ در جایی بود که مسلمانانی  مأمور شدند در برابر آنها مقاتله کنند چون آنها دست بردار نبودند؛ یا  فرمود: «وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ»۹ کفار کم کم داشتند بر علیه مسلمانان شمشیر می‌کشیدند و نمی شد کوتاه امد

اذن خداوند بر مقاتله

فرمود:«أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا»۱۰ مسلمانان ستم کشیدند و کفار حضرت سمیه را کشتند و عمار را مورد ستم قرار دادند یعنی هر چه حوصله کردند دیدند فایده ای ندارد ولی کار به جایی رسید که «أُذِنَ» اجازه داده شد که«لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ» آنهایی که مورد مقاتله قرار گرفتند «بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا» مورد ظلم قرار گرفتند پس باید دست به شمشیر ببرند .

دستور اولیه قرآن به مماشات

پس قرآن به گونه ای نیست که همان اول دستور به قتال ، خونریزی و کشور گشایی داده باشد بلکه اول می فرماید با کفار مماشات و صبر  کنید و شاید ده ها نفر از مسلمانان بر اثر آزار و اذیت هایی که از مشرکین و کفار میکشیدند جان های خود را فدا می کردند لذا فرمود:««أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ»۱۱ که با فعل مجهول بیان شده ، یعنی کسانی هستند که مورد قتال قرار گرفتند .

یاری و نصرت خداوند بر مسلمانان

در ادامه فرمود:« وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ»۱۲ یعنی نترسید خداوند هم شما را یاری می دهد ، چون اول عده مسلمانان کم بود و در جنگ بدر آن آیات مورد بحث ما نازل شد که اصلا تمام مسلمانان جنگجو ۳۱۳ نفر بودند و تعدادی نداشتند ، در برابر کسانی که اگر مسلمانان آنها را در کنار چاه های بدر غافلگیر نکرده بودند تعداد آنها خیلی بالا تر از مسلمانان بود اما فرصتی  پیدا نکردند و مسلمانان پیروز شدند .

مثالی برای حد مماشات

پس تا اینجا مماشات بود و اذن قتال به جهتی بود که آنها دست بردار نبودند ، زنی گوید شوهرم چند بار بداخلاقی می کند چیزی نمی‌گویم ،چند بار فحش می دهد چیزی نمیگویم ولی وقتی کتک می زند چه کاری انجام دهم ؟ باید تا حدی حوصله کند اما اگر به «بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا» رسید تکلیف چیست ؟ زن مجبور می شود مهریه خود را به اجرا بگذارد .

حرمت مقاتله ابتدایی

اسلام بحث مقاتله و قتال را روز اول اصلا روی آن بحثی نداشته و اسلام هیچ دستور ابتدایی نداده که قتال،خونریزی و کشور گشایی کنید حتی در جنگ ها خود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و کسانی که مانند امیرالمومنین علیه السلام علمدار لشکر بودند و حتی جنگ امام حسین علیه السلام در برابر افرادی که تن به تن میجنگیدند نصیحت می فرمود که دست از مقاتله بردارند .

توصیه امیرالمومنین (ع) به عبدود

در جنگ احزاب وارد شده که امیرالمومنین علیه السلام وقتی میخواست سر عمرو بن عبدود را از تن جدا کند و او را بکشد به او فرمود اگر توبه کنی و اسلام بیاوری و به سمت ما بیایید دعا میکنم حتی زخم پای تو خوب شود اما آنقدر معاند بود که زیر بار نرفت .

عاقبت عدم قبول ولایت

مانند آن وهابی که گفته بود هر چه فکر می کنم عبادت بدون ولایت مورد قبول نیست پس به چه دلیل روزه بگیرم ؟! گفتم خب ولایت را قبول کن ! گفت نمی شود چون نمیتوانم  ذره ای محبت نسبت به ولایت علی ابن ابی طالب علیه السلام در دلم داشته باشم و آن را بپذیرم لذا روزه ها را میخورم ؛ گفتم چرا نماز میخوانی؟ گفت چون مسجدالنبی به من پول می دهد وگرنه نماز نمی خوانم و شغل من است .

حرکت مسلمانان در برابر قتال

بنابراین اولین آیه ای که درباره قتال و جهاد نازل شده ، همگی در برابر کسانی بوده که ستم می کردند و مسلمانان «بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا» بوده اند و مسلمانان مجبور شدند دست به شمشیر ببرند چون بالاخره آن ها هم باید حرکتی انجام می دادند .

مثالی برای حرکت در برابر ظلم

بنده به یاد دارم در دبستان شاگرد اول بودم ، چند نفر از دانش آموزان پررو بودند ، درس هم نمیخواندند و حسودی می کردند پس ما را اذیت می کردند بعد دیدیم چاره ای نداریم یک روز یکی از آنها آمد روی صندلی بنشیند ما صندلی را برداشتیم و خورد روی زمین پس از آن روز به بعد حواس خود را جمع کردند .

آزار مسلمین توسط مشرکین

بحث اینجاست افرادی که آمده بودند در لباس اسلام و به پیامبر ایمان آورده بودند دائما مورد آزار و اذیت مشرکین قرار می گرفتند لذا در سوره مزمل فرمود :«وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما یَقُولُونَ»۱۳ و نفرمود «وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما یظلمون»

حرمت کوتاهی در برابر ظلم فاحش

 بلکه فرمود:«أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا»۱۴ میخواهد مطلبی را به ما بگوید و آن نکته در آیات اولیه جهاد این است که تا ظلم فاحشی پیش نیامده ما کوتاه می آییم اما وقتی ظلم پیش آمد ما نباید کوتاه بیاییم یعنی در برابر ظلم نباید ما مظلوم شویم و اگر مظلوم شدیم با ظالم به جهنم می رویم بنابراین در برابر ظلم باید مقاتله کرد .

حکم مقاتله قبل از اذن

البته در آیه شریفه نفرموده که قتال کنید بلکه فرمود: «أُذِنَ» یعنی مأذون شدند ، منظور این است  قبل از اینکه ظلم شود در برابر طعنه،  آزار و اذیت و تا اینکه مشرکین ظلم فاحش نکنند ،مأذون نبودند تا امر داشته باشند.

معنا و مفهوم واژه «أُذِنَ»

 لذا «أُذِنَ» یعنی از طرف خداوند تبارک و تعالی اذن داده شد بر کسانی که مورد قتال دشمنان و جنگ دشمنان قرار میگرفتند آن هم به صورتی که مظلوم قرار بگیرند و به آنها ظلم می شود پس « وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ» ۱۵ و اگر آنها مقاتله را جواب دهند بدانید که خداوند در اینجا کمک می کند  .

چگونگی ظلم بر مسلمانان

چگونه به آنها ظلم شده بود و چه کسانی بودند ؟ «الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ » ۱۶ یعنی کار به جایی رسیده بود که آنها را از خانه هایشان ،وطن و مکه  بیرون کردند و آنها را مورد ازار، اذیت و همان قصه لیله المبیت که میخواستند پیامبر را شهید کننند و… قرار گرفتند و مجبور شدند دیار خود را ترک کنند.

اخراج ناحق مسلمانان

لذا فعل «أُخْرِجُوا»یعنی آنها را  از وطن و خانه خود بیرون کردند آن هم« بِغَیْرِ حَقٍّ » یعنی مشرکین حق این کار را نداشتند اما انجام دادند.

علت اخراج مسلمانان

در ادامه خداوند می فرماید:«إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ»۱۷ علت بیرون کردن مسلمانان چه چیزی بود؟ چون می گفتند پروردگار ما الله است همین که این مطلب را گفتند مشرکین گفتند آنها را بیرون کنید ! در صورتی که مسلمانان می گفتند ما کاری به بت پرستی شما نداریم .

اقسام آیات قتال

آنچه که مسلم است در اینجا در واقع اجازه مقاتله برای مسلمانان از طرف شرع مقدس صادر شد اما آیات در سوره های دیگر دو دسته است ؛ یک دسته مقاتله در برابر اهل کتاب  ،خصوصا یهودیان و دسته دیگر آیات هم عموم مشرکین و کفاری که غیر اهل کتاب بودند ، یعنی بت پرست هایی که آن زمان بودند .

نام سردمداران مشرکین

سردمدار مشرکین نیز ابوسفیان بود، البته ابوجهل و دیگران نیز بودند که در برابر پیامبر صفآرایی می کردند و جنگ های متعددی هم آنها شروع کردند .

قتال در برابر اهل کتاب

از آیاتی که درباره‌ اهل کتاب بود مانند:«قاتِلُوا الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ حَتَّى یُعْطُوا الْجِزْیَهَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ» ۱۸ این ایه درباره مشرکینی می باشد که اهل کتاب هستند .

مشرک بودن اهل کتاب

 البته اگر قائل به مشرک بودن اهل کتاب شویم چون آنها به تورات و انجیلی که برای آنها گفته اند ایمان نداشتند چون یکی از دستورات تورات و انجیل ایمان به پیامبر ما بود که باید ایمان می آوردند به حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) ولی آنها ایمان نمی اوردند و حتی در برابر مسلمانان هم به مقاتله بر میخواستند پس امر خداوند فرمود به «قاتِلُوا» .

خرابکاری منافقین و گروهک ضد انقلاب

زمان بعد از انقلاب بعضی از منافقین و گروهک ها در کشور و شهر هایی را به هم می‌ریختند مانند شمال یا کردستان ، رزمندگان مامور شدند که دفاع کنند ولی زمانی پیش آمد که سراسر مرز عراق و ایران با زره پوش و لشکرکشی مورد هجمه قرار دادند .

مراحل ظلم به مسلمانان صدر اسلام

زمان پیامبر هم همینطور بوده ، اول با بحث بعضی از موالی و عباد شروع شد که آنها را مورد آزار و اذیت قرار می دادند و کم‌کم خود مسلمانان شهر مکه را در تنگنا قرار دادند و آنها را در شعب ابی طالب محاصره کردند بعد به آن هم اکتفا نکردند  چون بحث شعب ابوطالب هم تمام شد کم کم آنها شمشیر کشیدند تا پیامبر که رئیس مسلمانان بود را بکشند لذا مجبور شدند از دیار خود فرار کنند .

عهد شکنی مشرکین مکه

پس فرمود:«أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا»۱۹ اما نترسید « وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ»۲۰ بعد هم کار به جایی میرسد که «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَهٌ »۲۱ آنها عهد های خود را به هم زدند ، صلح حدیبیه رخ داد اما اکتفا نکردند و مسلمانان را کشتند پس شما در محل چاه های بدر با آنها قتال کنید ؛ بعد هم احد و سپس در مدینه جنگ احزاب را شروع کردند.

دلیل و حکمت قتال

پس آنچه که مسلم می باشد جهادی که اسلام آورده در باب ناچاری است یعنی کار به جایی می رسد که به آنها ظلم فاحش میشود و آنها طوری شمشیر کشیدند که بخواهند آنها را از بین ببرند و اصل اسلام و مسلمانان را نابود کنند لذا مأذون شدند بر اینکه بخواهند در برابر مشرکین قتال کنند و حتی جلوی آنها را در چاه های بدر بگیرند و با آنها مقاتله کنند و اموال آنها را غنیمت ببرند .

صبر ۱۶ ساله پیامبر

اما اسلام از همان روز اول اسلام نگفته تا پیامبر آمد شمشیر بکشید بلکه پیامبر بیش از ده سال با آنها مماشات کرد چون سال ششم بود که جنگ بدر رخ داد یعنی اینطور نبوده که پیامبر وقتی حکومت تشکیل داد به مقاتله بپردازد بلکه ۱۶ سال با آنها مماشات کرد و مسلمانان کف نفس کردند ؛ بالاخره خیلی از مسلمانان جنگجو های بزرگی بودند که در کنار پیامبر قرار گرفتند .

محاصره اقتصادی مسلمانان

مشرکین می آمدند اذیت می کردند اما پیامبر دستور به صبر می داد و حتی مسلمانان را در شعب ابی طالب محاصره کردند ، نه چیزی بخورند و غذایی به آنها می فروختند چون در محاصره اقتصادی بودند .

سختی های شعب ابی طالب

واقعا در آن سه سال محاصره پیامبر و مسلمانان خیلی صدمه خوردند و بهترین اشخاص را از دست داد مانند حضرت ابوطالب علیه السلام و حضرت خدیجه سلام الله علیها که در شعب صدماتی خوردند .

کوتاه نیامدن در برابر مشرکین مکه

مجددا در شهر مکه دست بردار نبودند و اذیت و آزار کردند و کار به جایی رسید که « و قاتلوا » کوتاه نیایید .

منابع

۱_ سوره بقره آیه ۱۹۵

۲_ سوره کافرون آیات ۱ و ۲

۳_سوره مزمل آیه ۱۰

۴_ سوره مزمل آیه ۱۰

۵_ سوره نساء آیه ۷۷

۶_ سوره نساء آیه ۷۷

۷_ سوره نساء آیه ۱۴۸

۸_ سوره نساء آیه ۷۷

۹_ سوره بقره آیه ۱۹۰

۱۰_ سوره حج آیه ۳۹

۱۱_ سوره حج آیه ۳۹

۱۲_ سوره حج آیه ۳۹

۱۳_ سوره مزمل آیه ۱۰

۱۴_سوره حج آیه ۳۹

۱۵_ سوره حج آیه ۳۹

۱۶_ سوره حج آیه ۴۰

۱۷_ سوره حج آیه ۴۰

۱۸_ سوره توبه آیه ۲۹

۱۹_ سوره حج آیه ۳۹

۲۰_ سوره حج آیه ۳۹

۲۱_ سوره بقره آیه ۱۹۳

فصل اول: ماه‌های حرام؛ آتش‌بس الهی

1.1 تعریف ماه‌های حرام

ماه‌های حرام در تقویم اسلامی چهار ماه ویژه هستند که در آن‌ها جنگ و خونریزی ممنوع است. این ماه‌ها عبارت‌اند از رجب، ذی‌القعده، ذی‌الحجه و محرم. در این بازه‌ها، امنیت و آرامش اجتماعی به اوج خود می‌رسد.

1.2 فلسفه حرمت ماه‌های حرام

هدف از تعیین ماه‌های حرام، ایجاد فضایی برای صلح، بازسازی اجتماعی و فراهم کردن بستر عبادت و حج است. این ماه‌ها فرصتی برای بازگشت به آرامش و دوری از خشونت فراهم می‌کنند

.

1.3 احترام متقابل در ماه‌های حرام

احترام به ماه‌های حرام یک قرارداد نانوشته اجتماعی و دینی است. اگر طرف مقابل این حرمت را شکست، مقابله به مثل مشروع می‌شود

.

1.4 آتش‌بس شرعی و اثرات اجتماعی آن

ماه‌های حرام همچون آتش‌بس دائمی در جامعه عمل می‌کنند و از بروز جنگ‌های بی‌دلیل جلوگیری می‌کنند. این آتش‌بس، تضمین‌کننده امنیت عمومی است

.

فصل دوم: قانون مقابله به مثل؛ مرز عدالت و انتقام

2.1 چیستی مقابله به مثل

مقابله به مثل به معنای پاسخ دادن به تجاوز، دقیقاً به همان اندازه و شکل است که مورد حمله قرار گرفته‌ایم

.

2.2 ریشه‌های قرآنی قصاص

قرآن کریم در آیه ۱۹۴ سوره بقره، مقابله به مثل را نه‌تنها مشروع، بلکه لازمه حفظ عزت و امنیت جامعه می‌داند

.

2.3 قصاص؛ حد و مرزها

قصاص در اسلام به معنای اجرای عدالت است، نه انتقام کور. هرگونه زیاده‌روی در مقابله ممنوع است و باید دقیقاً به اندازه تعدی باشد

.

2.4 تفاوت با آموزه‌های دیگر ادیان

در حالی که انجیل مسیحیان به صبر و چشم‌پوشی مطلق توصیه می‌کند، قرآن مقابله به مثل را در شرایط خاص مجاز می‌داند تا ظلم ریشه نگیرد

.

فصل سوم: شأن نزول؛ روایتی از تاریخ اسلام

3.1 ماجرای صلح حدیبیه

پس از صلح حدیبیه، مسلمانان قرار بود برای عمره وارد مکه شوند. مشرکان قصد داشتند با سوءاستفاده از ماه حرام، مسلمانان را غافلگیر کنند

.

3.2 نگرانی مسلمانان از نقض عهد

مسلمانان بیم داشتند که عهدشکنی مشرکان، به جنگی ناخواسته در ماه حرام منجر شود و حرمت این ماه شکسته شود

.

3.3 نزول آیه و افشای نقشه دشمن

آیه ۱۹۴ سوره بقره نازل شد تا به مسلمانان اجازه دهد در صورت حمله دشمن، مقابله کنند و نقشه مشرکان را نقش بر آب سازند

.

3.4 درس‌های تاریخی

این رویداد نشان داد که اسلام، بن‌بست و انفعال را نمی‌پذیرد و در برابر ظلم، راهکار فعالانه ارائه می‌دهد

.

فصل چهارم: مبانی اخلاقی و اجتماعی مقابله به مثل

4.1 عدالت در برخورد با متجاوز

اسلام بر رعایت عدالت حتی در هنگام مقابله با ستمگر تأکید دارد. نباید بیش از اندازه پاسخ داد

.

4.2 حفظ حرمت‌ها در شرایط بحران

احترام به حرمت‌ها تا زمانی معتبر است که طرف مقابل نیز آن را رعایت کند. در غیر این صورت، حفظ جان و دین مقدم است

.

4.3 مقابله به مثل؛ راهی برای بازدارندگی

قانون مقابله به مثل، عامل بازدارنده‌ای در برابر تجاوز و ظلم است و امنیت اجتماعی را تضمین می‌کند

.

4.4 نقش تقوا در اجرای عدالت

خداوند تأکید می‌کند که مقابله به مثل باید با رعایت تقوا و پرهیز از زیاده‌روی انجام شود تا عدالت برقرار بماند

.

فصل پنجم: آموزه‌های اجتماعی و کاربردی آیه

5.1 احترام متقابل؛ پایه همزیستی

احترام به قوانین و حرمت‌ها، اساس همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه است

.

5.2 مقابله قانونی با متجاوز

در صورت نقض حرمت‌ها، پاسخ قانونی و متناسب، حق هر فرد و جامعه است

.

5.3 پرهیز از ظلم‌پذیری

اسلام ظلم‌پذیری را مردود می‌داند و مسلمانان را به دفاع از حقوق خود فرا می‌خواند

.

5.4 نقش خداوند در حمایت از پارسایان

خداوند وعده داده است که با پارسایان و اهل تقوا همراه است و آنان را یاری می‌کند

.

فصل ششم: تحلیل تطبیقی و پیام‌های جهانی

6.1 مقایسه با فرهنگ‌های دیگر

در بسیاری از فرهنگ‌ها، اصل مقابله به مثل وجود دارد، اما اسلام با تعیین حد و مرز، از انتقام‌جویی جلوگیری می‌کند

.

6.2 پیام جهانی آیه

آیه ۱۹۴ سوره بقره، پیام‌آور عدالت، بازدارندگی و حفظ حرمت‌ها در سطح جهانی است

.

6.3 اهمیت قانون‌پذیری

پایبندی به قانون و رعایت حدود، ضامن بقای جامعه و پیشگیری از هرج‌ومرج است

.

6.4 نقش ماه‌های حرام در تمدن اسلامی

ماه‌های حرام، ستون‌های صلح و امنیت در تمدن اسلامی‌اند و نقش مهمی در شکل‌گیری فرهنگ دینی دارند

.

فصل هفتم: همبستگی اجتماعی و پایداری ارزش‌ها

7.1 ایجاد همبستگی

احترام به ماه‌های حرام و قانون مقابله به مثل، همبستگی اجتماعی را تقویت می‌کند و مانع تفرقه می‌شود

.

7.2 تقویت اعتماد عمومی

اجرای عدالت و مقابله به مثل عادلانه، اعتماد مردم به نظام اجتماعی و دینی را افزایش می‌دهد

.

7.3 پایداری ارزش‌های اخلاقی

پایبندی به حرمت‌ها و مقابله با متجاوز، ارزش‌های اخلاقی را در جامعه تثبیت می‌کند

.

7.4 نقش آموزش در نهادینه‌سازی قانون

آموزش صحیح مفاهیم دینی و قانونی، ضامن اجرای درست قانون مقابله به مثل است و از افراط و تفریط جلوگیری می‌کند

.

پرسش‌های دقیق و ناب از متن

  1. چرا اسلام مقابله به مثل را در ماه‌های حرام مجاز دانسته است؟
    پاسخ: چون حفظ جان و دین مسلمانان از احترام ماه‌های حرام مهم‌تر است و اگر دشمن حرمت را شکست، مسلمانان نیز حق دفاع دارند
  • .
  • چه تفاوتی میان قانون مقابله به مثل در اسلام و آموزه‌های انجیل وجود دارد؟
    پاسخ: اسلام مقابله به مثل را در شرایط خاص مجاز می‌داند و ظلم‌پذیری را رد می‌کند، اما انجیل به صبر و چشم‌پوشی مطلق توصیه می‌کند
  • .
  • نقش تقوا در اجرای مقابله به مثل چیست؟
    پاسخ: تقوا سبب می‌شود که مقابله به مثل از حد تجاوز نکند و عدالت رعایت شود
  • .
  • ماه‌های حرام چه تأثیری بر امنیت اجتماعی دارند؟
    پاسخ: ماه‌های حرام با ایجاد آتش‌بس شرعی، امنیت و آرامش اجتماعی را تضمین می‌کنند و فرصت بازسازی جامعه را فراهم می‌آورند
  1. .

تحلیل علمی و جذاب متن

این آیه با نگاهی واقع‌بینانه به شرایط اجتماعی و نظامی، اصل مقابله به مثل را به عنوان یک راهکار منطقی و بازدارنده معرفی می‌کند. اسلام ضمن تأکید بر حرمت ماه‌های حرام، حفظ جان و دین را بر هر چیز مقدم می‌داند و با تعیین مرزهای دقیق، عدالت را در جامعه نهادینه می‌کند. این رویکرد، نه‌تنها از ظلم‌پذیری و انفعال جلوگیری می‌کند، بلکه با ایجاد تعادل میان صلح و دفاع، ساختار اجتماعی را از فروپاشی نجات می‌دهد. در عین حال، با تأکید بر تقوا و پرهیز از زیاده‌روی، اخلاق و معنویت را نیز در بطن قانون‌گذاری حفظ می‌کند.

بیست کلیدواژه اصلی متن

ماه‌های حرام, مقابله به مثل, قصاص, عدالت, تقوا, حرمت, صلح, امنیت اجتماعی, عهدشکنی, دفاع مشروع, ظلم‌پذیری, بازدارندگی, آموزه‌های دینی, قانون‌پذیری, همبستگی اجتماعی, ارزش‌های اخلاقی, آموزش دینی, تمدن اسلامی, آتش‌بس شرعی, حمایت الهی

نتیجه ناب و عالی پنج‌سطری

آیه ۱۹۴ سوره بقره با تأکید بر حرمت ماه‌های حرام، اصل مقابله به مثل را در شرایط خاص مشروع می‌داند تا امنیت و عزت جامعه اسلامی حفظ شود. این آیه با تعیین مرزهای دقیق برای دفاع مشروع، از افراط و تفریط جلوگیری می‌کند و عدالت را نهادینه می‌سازد. اسلام با رد ظلم‌پذیری، راهکار فعالانه‌ای برای مقابله با متجاوز ارائه می‌دهد. تأکید بر تقوا و رعایت حدود الهی، اخلاق و معنویت را در بطن قانون‌گذاری قرار می‌دهد. این رویکرد، همبستگی اجتماعی و پایداری ارزش‌های انسانی را تضمین می‌کند.

ده نکته ناب و کاربردی اجتماعی

احترام به قوانین و حرمت‌ها، ضامن امنیت و آرامش اجتماعی است.

مقابله به مثل باید دقیقاً به اندازه تعدی باشد و از زیاده‌روی پرهیز شود.

دفاع مشروع، حق هر جامعه‌ای در برابر تجاوز است.

تقوا و پرهیزکاری، شرط اساسی اجرای عدالت در مقابله به مثل است.

آموزش صحیح مفاهیم دینی، مانع سوءاستفاده از قوانین می‌شود.

همبستگی اجتماعی با رعایت حرمت‌ها و قوانین تقویت می‌شود.

قانون مقابله به مثل، عامل بازدارنده‌ای در برابر تجاوز و ظلم است.

ماه‌های حرام، فرصت بازسازی اجتماعی و معنوی را فراهم می‌آورند.

حمایت الهی، نصیب پارسایان و اهل تقواست.

فرهنگ قانون‌پذیری، ضامن پایداری جامعه و جلوگیری از هرج‌ومرج است.

سیر تحول احکام جهاد در قرآن: از مماشات تا دفاع مشروع

بررسی تدریجی دستورات قتال در بستر تاریخی نزول آیات

فصل اول: چارچوب کلی رویارویی در اسلام

۱. پرسش بنیادین: آیا قرآن به خشکتـری فرمان داده است؟

متن اصلی: سوالی مطرح می‌شود که آیا قرآن دستور به جنگ‌طلبی، خونریزی و کشورگشایی داده است؟ پاسخ قطعی تاریخ اسلام نشان می‌دهد در سال‌های ابتدایی بعثت، مسلمانان تحت آزار مشرکان بودند و آیات اولیه بر صبر و تحمل تأکید داشتند.

۲. سیره نبوی: مماشات تا مقاومت

۲.۱. دوره مماشات (۱۳ سال مکی)

مسلمانان با وجود آزارهای جسمی و روانی مشرکان، به دستور قرآن (مثل “فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا یَقُولُونَ” سوره مزمل) به صبر فرا خوانده می‌شدند.

۲.۲. نقطه عطف: از ظلم تا دفاع

وقتی آزارها به حدّ اعلای خود رسید (کشته شدن سمیه، یاسر و محاصره اقتصادی بنی‌هاشم)، اذن دفاع صادر شد: “أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا” (حج: ۳۹).

فصل دوم: سیر تدریجی نزول آیات جهاد

۳. مراحل سه‌گانه تشریع قتال

۳.۱. مرحله نخست: نهی از درگیری (آیات مکی)

آیاتی مانند “کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ” (نساء:۷۷) مسلمانان را از مقابله به مثل منع می‌کرد.

۳.۲. مرحله دوم: اذن دفاع محدود

پس از هجرت و تشدید دشمنی‌ها، آیه “وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ” (بقره:۱۹۰) مشروط به رعایت تناسب دفاعی نازل شد.

۳.۳. مرحله سوم: مقابله با نقض پیمان‌ها

در مواجهه با نقض مکرر صلح‌ها (مثل نقض صلح حدیبیه توسط قریش)، آیات دفاع فعال نازل گردید.

۴. تحلیل جنگ‌های صدر اسلام

۴.۱. جنگ بدر: الگوی دفاع مشروع
۴.۱.۱. زمینه‌های جنگ

مشرکان با مصادره اموال مهاجران و تهدید مدینه، زمینه‌ساز جنگ شدند.

۴.۱.۲. شاخصه‌های اخلاقی

مسلمانان حتی در میدان جنگ به اسیران آب دادند و از مثله‌کردن اجتناب کردند.

۴.۲. جنگ احد: آزمون صبر پس از پیروزی

تخلف بخشی از سپاه از دستور پیامبر(ص) منجر به آسیب‌پذیری شد، اما آیات پس از آن بر اصلاح درونی تأکید کرد.

۴.۳. جنگ احزاب: دفاع هوشمندانه

استفاده از خندق و مذاکرات سیاسی برای تفرقه‌اندازی میان متحدین، نشان‌دهنده اولویت‌دادن به راه‌حل‌های غیرنظامی بود.

فصل سوم: تمایز جهاد دفاعی و تهاجمی

۵. فلسفه تشریع قتال در قرآن

۵.۱. دفاع از مظلومان به عنوان هدف کلیدی

آیه “وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ” (نساء:۷۵) جنگ را فقط برای رهایی مستضعفان مشروع می‌داند.

۶. محدودیت‌های اخلاقی در میدان جنگ

۶.۱. منع کشتن غیرنظامیان
۶.۲. وفای به عهد حتی با دشمن
۶.۳. دعوت به صلح پیش از درگیری

فصل چهارم: تحلیل آیات کلیدی

۷. سوره کافرون: نماد مدارای دینی

“لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ” (کافرون:۶) نشان‌دهنده تعامل مسالمت‌آمیز در شرایط عدم تعرض است.

۸. آیات قتال با اهل کتاب: قرائت زمینهمند

۸.۱. زمینه تاریخی نزول

آیه “قَاتِلُوا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ” (توبه:۲۹) ناظر به پیمان‌شکنی‌های قبایل یهودی مدینه است.

۸.۲. قیود تکمیلی

حتی در این آیات، اگر دشمن تمایل به صلح نشان دهد، مسلمانان موظف به پذیرش هستند: “وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا” (انفال:۶۱).

فصل پنجم: جمع‌بندی فلسفه جهاد قرآنی

۹. چهار اصل بنیادین

۹.۱. دفاع به عنوان آخرین راهکار
۹.۲. تناسب دفاع با میزان تهدید
۹.۳. التزام به اخلاق حتی در جنگ
۹.۴. اولویت دیپلماسی بر درگیری

۱۰. نتیجه‌گیری: تمدن‌سازی به جای کشورگشایی

سیره پیامبر(ص) نشان می‌دهد جنگ‌های صدر اسلام نه برای توسعه‌طلبی، بلکه برای حفظ موجودیت جامعه نوپای اسلامی و دفاع از حقوق پایمال‌شده انسان‌ها بود. قرآن با تشریع تدریجی احکام دفاعی، الگویی جهانشمول برای مقابله با ستمگری ارائه می‌دهد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم


فصل اول: سکوت اولیه، بیداری معنوی

1.1 آغاز فریضهٔ ایمان

در سکوت غار حرا، نخستین حرف از آسمان به زمین آمد. «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ» — این نخستین دعوت، دعوت به دانش، تفکر و توحید بود، نه به خشونت یا جنگ. این شروع، زادهٔ عشق به حقیقت و تمایل به اصلاح جامعه است، نه زادهٔ دود سلاح یا صدای ضربه.

1.2 پیامبر در میان قومِ مکّه

پیامبر اسلام، در میان قومی زندگی می‌کرد که به بت‌پرستی، خون‌ریزی و تبعیض عادت داشتند. او نه با شمشیر، که با سخن، با مهربانی و با ایمان به خدا، دعوت به تغییر می‌کرد. این دوره، دورهٔ صبر، تحمل و مقاومت در برابر طوفانی از تحقیر و تهدید بود.

1.3 سکوت قرآن در برابر آزار

در سال‌های اولیهٔ نزول وحی، قرآن نه تنها به مسلمانان دستور جنگ نداد، بلکه به آن‌ها می‌فرمود: «وَ اصْبِرْ عَلَىٰ مَا یَقُولُونَ» (سوره طه، آیه 130). صبر، نه جنگ، راهگشای این مرحله بود. صبر بر تحقیر، بر تبعید، بر آتش‌پرستی و بر کینه.

1.4 تحمل مسلمانان در مکه

مسلمانان اولیه، در میان مشرکان مکّه، تحت فشار شدیدی قرار داشتند. بسیاری از آن‌ها مورد شکنجه قرار گرفتند، مانند بلال، سُمیّه و عمار بن یاسر. اما دستور قرآن، همچنان: «وَ لَا تَجْزِی بِالسَّیِّئَهِ السَّیِّئَهَ» (سوره فصلت، آیه 34). پاسخ به شر با شر نبود، بلکه پاسخ با صبر و ایمان بود.

1.5 آیات صبر و تحمل

آیات متعددی در سوره‌های مکی، بر صبر تأکید دارند: «فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ» (سوره الأحقاف، آیه 35). این صبر، تنها یک رفتار فردی نبود، بلکه استراتژی الهی برای تحکیم بنیان ایمان در دل‌ها بود.

1.6 نقش خدیجه و ابوطالب

در این دورهٔ سخت، دو ستون اصلی از حمایت معنوی و اجتماعی پیامبر بودند: خدیجه بنت خُویلد، زنی که اولین کسی بود که به پیامبر ایمان آورد، و ابوطالب، عموی پیامبر، که اگرچه مسلمان نشد، اما همواره از او در برابر ستم قومش حمایت کرد.

1.7 محاصرهٔ شعب ابی طالب

یکی از سخت‌ترین دوره‌های تاریخ اسلام، محاصرهٔ شعب ابی طالب بود. مشرکان مکّه، خاندان بنی هاشم را به همراه پیامبر و مسلمانان در دره‌ای محصور کردند و بر آن‌ها تحریم اقتصادی اعمال نمودند. این تحریم سه سال به طول انجامید و بسیاری از مسلمانان در فقر و گرسنگی به سر می‌بردند.

1.8 سکوت الهی، آماده‌سازی برای جهاد

این سکوت قرآن در برابر خشونت، نشانهٔ ضعف نبود، بلکه نشانهٔ برنامه‌ریزی الهی بود. در این دوره، ایمان تثبیت می‌شد، شخصیت‌ها سنجیده می‌شدند و امتی آماده می‌شد تا در صورت نیاز، به دفاع از حق و عدالت بپردازد.


فصل دوم: اذن جهاد، پاسخ به ظلم

2.1 تغییر فاز: از صبر به دفاع

پس از هجرت به مدینه، شرایط تغییر کرد. مسلمانان دیگر در محیطی نبودند که تنها بتوانند صبر کنند. آن‌ها اکنون جامعه‌ای بودند که باید از خود، ایمان و ارزش‌هایشان دفاع کنند. در اینجا، برای نخستین بار، اذن جهاد داده شد.

2.2 آیه اذن جهاد

«أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا» (سوره الحج، آیه 39). این آیه، اولین اذن قرآنی به قتال است. توجه کنید: «أُذِنَ» — یعنی اجازه داده شد، نه دستور داده شد. و دلیل اجازه؟ «بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا» — زیرا مظلوم شده‌اند.

2.3 شرط اصلی: ظلم

قرآن تنها در صورت وقوع ظلم، اجازه دفاع می‌دهد. جهاد، نه ابزار گسترش قدرت، کشورگشایی یا استعمار است، بلکه ابزار دفاع از جان، مال، ایمان و امنیت است. این تمایز، بنیادی‌ترین اصل در فقه جهاد اسلامی است.

2.4 مهاجرت و تشکیل جامعهٔ ایمانی

هجرت به مدینه، نقطهٔ عطفی بود. اکنون مسلمانان جامعه‌ای منسجم داشتند. پیامبر، با بنا نهادن مسجد النبی و بستن پیمان‌های اجتماعی، جامعه‌ای مبتنی بر عدالت، اخوت و تکافل ایجاد کرد.

2.5 تهدید مداوم از مکه

اما مشرکان مکّه، با وجود مهاجرت، دست از تعقیب بر نداشتند. آن‌ها اموال مسلمانان را غارت کردند، خانواده‌ها را تهدید کردند و حتی برنامه‌های نظامی برای نابودی جامعهٔ اسلامی در مدینه داشتند.

2.6 جنگ بدر: دفاع در برابر تجاوز

در سال دوم هجری، خبری رسید که یک کاروان تجاری قریش، حامل اموال غنیمتی از مسلمانان است، از مدینه عبور خواهد کرد. مسلمانان تصمیم گرفتند اموال خود را بازیابند. اما قریش، با ارتشی بزرگ، برای مقابله به مدینه حرکت کردند.

2.7 313 در برابر 3000

در جنگ بدر، 313 مسلمان در برابر ارتشی 3000 نفره ایستادند. این تعداد، نه نشانهٔ اشتیاق به جنگ، بلکه نشانهٔ اضطرار بود. مسلمانان می‌دانستند که اگر اینجا شکست بخورند، جامعهٔ اسلامی از بین خواهد رفت.

2.8 پیروزی الهی

قرآن می‌گوید: «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ» (سوره الانفال، آیه 17). پیروزی در بدر، نه نتیجهٔ قدرت نظامی، بلکه نتیجهٔ ایمان، صبر و کمک الهی بود.


فصل سوم: جهاد، دفاع نه تجاوز

3.1 جهاد در قرآن: معنا و مفهوم

کلمهٔ «جهاد» در قرآن، همواره در چارچوب دفاع، ایمان و مقاومت در برابر ظلم است. جهاد، «فی سبیل الله» است، یعنی در راه خدا، نه در راه قدرت، منافع سیاسی یا حیله‌های نظامی.

3.2 سوره بقره، آیه 190: حد و مرز جهاد

«وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا» — این آیه، دو اصل را تعیین می‌کند: اول، قتال تنها در مقابل کسانی است که خود به شما حمله می‌کنند. دوم، نباید تجاوز کرد.

3.3 عدم تجاوز، خط سرخ اسلام

«إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» — خداوند متجاوزان را دوست ندارد. این، هشداری قاطع است: جهاد، اگر به ابزار تجاوز تبدیل شود، از ارزش الهی خود می‌افتد.

3.4 جنگ احد: درس اطاعت

در جنگ احد، مسلمانان به دلیل ترک دستور پیامبر (در مورد حفظ موقعیت نظامی)، شکست خوردند. این شکست، درسی بود: جهاد بدون انضباط، ایمان و اطاعت، به شکست منجر می‌شود.

3.5 جنگ احزاب: دیپلماسی و هوشمندی

در جنگ خندق (احزاب)، مسلمانان با حفر خندق، از حملهٔ ارتش متحد مشرکان جلوگیری کردند. این، نشانه‌ای از هوشمندی نظامی و استفاده از راه‌های غیرخشن بود.

3.6 پیامبر و دعوت به اسلام

همیشه پیامبر، قبل از جنگ، نامه‌ها و فرستادگانی می‌فرستاد تا به دشمنان دعوت به ایمان و صلح می‌کرد. این، نشانهٔ آن است که جنگ، آخرین راهکار بود، نه اولین.

3.7 صلح حدیبیه: صلحی استراتژیک

صلح حدیبیه، ظاهراً شکستی برای مسلمانان بود، اما در واقع، پیروزی بزرگی بود. این صلح، فرصتی فراهم کرد تا اسلام در مناطق مختلف گسترش یابد و نیروی انسانی و معنوی امت افزایش یابد.

3.8 شکستن پیمان توسط قریش

قریش، خود اولین کسی بود که پیمان حدیبیه را شکست. آن‌ها به حلفای مسلمان حمله کردند. این، به عنوان مبنای قانونی و اخلاقی، اجازهٔ ورود به مکه را به مسلمانان داد.


فصل چهارم: جهاد، ابزار عدالت نه خشونت

4.1 جهاد در برابر منافقان

قرآن به مسلمانان دستور نمی‌دهد که با منافقان بجنگند، بلکه می‌فرماید: «إِنَّمَا حَرْبُکُمْ عَلَى الْکَافِرِینَ» (سوره النساء، آیه 89). منافقان، درون جامعه بودند، اما جهاد علیه آن‌ها مجاز نبود.

4.2 جهاد با اهل کتاب

در مورد یهود و نصاری، قرآن می‌گوید: «قَاتِلُوا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ… مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ» (سوره التوبه، آیه 29). اما این قتال، تنها در صورتی است که آن‌ها به مسلمانان حمله کرده یا دین حق را نپذیرفته و مانع دعوت شوند.

4.3 شرط «عن ید» و «وَهُمْ صَاغِرُونَ»

این دو عبارت، نشانهٔ تسلیم دشمن و جلوگیری از ادامهٔ خشونت است. یعنی وقتی دشمن تسلیم شد، جنگ باید پایان یابد.

4.4 احترام به اهل کتاب

قرآن به مسلمانان می‌گوید: «وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْکِتَابِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (سوره العنکبوت، آیه 46). این، نشانهٔ احترام به دیگران و تمایل به گفت‌وگوی صلح‌آمیز است.

4.5 جهاد درونی: جهاد اکبر

پیامبر فرمود: «جِهَادُ الْمُؤْمِنِ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ، وَأَفْضَلُ الْجِهَادِ کَلِمَهُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ». جهاد حقیقی، نه همیشه با شمشیر است، بلکه با سخن، با ایمان، با مقاومت در برابر نفس و شیطان.

4.6 جهاد علم و دانش

قرآن به مسلمانان می‌گوید: «قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» (سوره الزمر، آیه 9). جهاد علمی، یعنی کوشش برای دانش، فهم و انتقال حقیقت، از مهم‌ترین اشکال جهاد است.

4.7 جهاد اخلاقی

جهاد در برابر خشم، حسد، حسد، غرور و بخل، جهادی است که قرآن و سنت بر آن تأکید دارند. این، جهادی درونی است که بیش از جنگ بیرونی، نیازمند صبر و ایمان است.

4.8 جهاد با زبان و قلم

«ادْعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ» (سوره النحل، آیه 125). دعوت با حکمت و موعظهٔ حسنه، اولین و مهم‌ترین شکل جهاد است.


فصل پنجم: پیامبر، الگوی صلح و عدالت

5.1 فتح مکه: عفو و بخشش

وقتی پیامبر به مکه وارد شد، تمام کسانی که او را آزار داده بودند، در مقابلش ایستادند. اما او گفت: «اَمْضُوا فَأَنْتُمُ الطُّلَقَاءُ» — بروید، شما آزاد هستید. این، نمادی از عفو، صلح و بزرگواری بود.

5.2 نه شکنجه، نه انتقام

پیامبر، هیچ‌یک از دشمنانش را شکنجه نداد، نه اموالشان را غارت کرد، نه به خانواده‌هایشان آسیب رسانید. او، قانون اسلامی را بر همه، حتی دشمنان، اجرا می‌کرد.

5.3 پیمان‌های صلح

پیامبر، با بسیاری از قبایل، پیمان‌های صلح بست. او می‌خواست جامعه‌ای مبتنی بر عدالت، امنیت و اخوت ایجاد کند، نه جامعه‌ای مبتنی بر خشونت.

5.4 نهضت حسینی: جهاد برای عدالت

امام حسین (ع)، در کربلا، نه برای قدرت جنگید، بلکه برای حفظ اسلام و مقاومت در برابر ظلم یزید. او گفت: «إنّی لا أری الموت إلّا شهاده، و لا الحیاه مع الظالمین إلّا ذلّه». این، جهادی برای احیای حقیقت بود.

5.5 امام علی و جنگ‌هایش

امام علی (ع)، در جنگ‌هایش، همواره به انصاف، عفو و احترام به اسیران پایبند بود. او در جنگ جمل، دستور داد که به زنان و کودکان آسیب نرسد.

5.6 جنگ، آخرین راهکار

قرآن و سنت، جنگ را آخرین راهکار می‌دانند. اول، دعوت؛ بعد، گفت‌وگو؛ سپس، تهدید؛ و در آخر، دفاع.

5.7 صلح، اولویت اسلام

«وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا» (سوره الانفال، آیه 61). اگر دشمن به صلح تمایل نشان داد، تو هم به سوی صلح برو. این، اولویت اسلام است.

5.8 جهاد، نه برای اشاعهٔ ترس

جهاد، نه برای ایجاد ترس و وحشت، بلکه برای ایجاد امنیت، عدالت و آزادی است. هدف، «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ» (سوره التوبه، آیه 33) است، نه نابودی دیگران.


فصل ششم: نتیجه‌گیری — جهاد، دفاع از حق

6.1 جهاد در قرآن، دفاعی است

همهٔ آیات جهاد، در چارچوب دفاع، مقاومت در برابر ظلم و حفظ ایمان است. قرآن، هرگز دستور جنگ تجاوزی نداده است.

6.2 صبر، پیش‌نیاز جهاد

قبل از جهاد، صبر و تحمل وجود داشت. این، نشان می‌دهد که اسلام، به جنگ عادت ندارد، بلکه تنها در اضطرار به آن روی می‌آورد.

6.3 جهاد، با اخلاق همراه است

حتی در جنگ، اسلام به اخلاق پایبند است: نباید کودکان کشته شوند، زنان آزار نشوند، درختان قطع نشوند، حیوانات بی‌گناه کشته نشوند.

6.4 جهاد، برای احیای انسانیت است

هدف جهاد، نابودی دیگران نیست، بلکه احیای انسانیت، عدالت و آزادی است. اسلام، می‌خواهد جهانی بسازد که در آن، هر انسانی بتواند آزادانه به حقیقت برسد.

6.5 اسلام، دین صلح و عدالت است

قرآن می‌گوید: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِّلْعَالَمِینَ» (سوره الانبیاء، آیه 107). پیامبر، نه برای جنگ، بلکه برای رحمت جهانیان فرستاده شد.

6.6 جهاد، تنها با اذن شرعی مجاز است

جهاد، نه کار فردی، بلکه فریضه‌ای جمعی است که تنها با اذن ولی امر جامعه مجاز است. این، جلوی سوءاستفاده را می‌گیرد.

6.7 جهاد، نه برای اشاعهٔ خشونت

هرگونه استفاده از جهاد برای ترویج ترس، ترور یا خشونت، خلاف اسلام است. این، تحریفی از مفهوم جهاد است.

6.8 جهاد، برای زنده نگه داشتن ایمان

در نهایت، جهاد، برای آن است که ایمان زنده بماند، ظلم شکسته شود و عدالت برتری یابد. این، هدف الهی است.

 ۰۳ _ ۳۱ _ ۰۵ _ ۱۴۰۲

فهرست مطالب

برچسب ها

/ / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / / /

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1