تفسیر سوره مبارکه بقره آیه 190 جلسه 3 حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی 3 جلسه تفسیر آیه صد و نود بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّهِ قُلْ هِیَ مَواقیتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها […]
تفسیر سوره مبارکه بقره آیه 190 جلسه 3
حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی
3 جلسه تفسیر آیه صد و نود
![]()
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّهِ قُلْ هِیَ مَواقیتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (189) وَ قاتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ (190)
در باره «هلالهاى ماه» از تو سؤال مىکنند؛ بگو: «آنها، بیان اوقات (و تقویم طبیعى) براى (نظامِ زندگىِ) مردم و (تعیینِ وقتِ) حج است». و (آن چنان که در جاهلیّت مرسوم بود که به هنگام حج، که جامه احرام مىپوشیدند، از درِ خانه وارد نمىشدند، و از نقبِ پشتِ خانه وارد مىشدند، نکنید!) کارِ نیک، آن نیست که از پشتِ خانهها وارد شوید؛ بلکه نیکى این است که پرهیزگار باشید! و از درِ خانه ها وارد شوید و تقوا پیشه کنید، تا رستگار گردید! (189) و در راه خدا، با کسانى که با شما مىجنگند، نبرد کنید! و از حدّ تجاوز نکنید، که خدا تعدّىکنندگان را دوست نمىدارد! (190)

تفسیر سوره مبارکه بقره – آیه 190
![]()
«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّهِ قُلْ هِیَ مَواقیتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (189) وَ قاتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ (190)
در باره «هلالهاى ماه» از تو سؤال مىکنند؛ بگو: «آنها، بیان اوقات (و تقویم طبیعى) براى (نظامِ زندگىِ) مردم و (تعیینِ وقتِ) حج است». و (آن چنان که در جاهلیّت مرسوم بود که به هنگام حج، که جامه احرام مىپوشیدند، از درِ خانه وارد نمىشدند، و از نقبِ پشتِ خانه وارد مىشدند، نکنید!) کارِ نیک، آن نیست که از پشتِ خانهها وارد شوید؛ بلکه نیکى این است که پرهیزگار باشید! و از درِ خانهها وارد شوید و تقوا پیشه کنید، تا رستگار گردید! (189) و در راه خدا، با کسانى که با شما مىجنگند، نبرد کنید! و از حدّ تجاوز نکنید، که خدا تعدّىکنندگان را دوست نمىدارد! (190)
وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ ۱
یکی از چیز هایی که از لحاظ عقلی برای انسان وجود دارد و لازم می باشد ،مقاتله با کساتی است که در برابر شما به قتال بر میخیزند لذا اگر سیاق آیه را اگر دقت کنید می فرماید:«قاتِلُوا»و «الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ»یعنی قتال در مقابل قتال .
در دین مقدس اسلام و ادله نقلیه ما هیچ جایی مقاتله در برابر غیر مقاتلین وارد نشده است یعنی شما قتال و جنگ در برابر کسانی که به دنبال جنگ نیستند برای شما نیست ،نه اینکه واجب نیست بلکه اصلا نباید جنگ کنید .
شاید حتی قتال و مقاتله ابتدایی بدون هیچ دلیلی از مواردی باشد که نباید انجام شود و حرام است ، یعنی در اسلام قتال در برابر قتال می باشد و همیشه واجب میشود برای شما جهاد و مقاتله اعم از تدافعی و حتی اگر تهاجمی باشد باید با کسانی صورت گیرد که اهل مقاتله باشند نه اینکه کسی همینطور بخواهد به سرزمینی حرکت کند .
اینکه پیامبر در روایت وارده نهی کرده اند که به ایران حمله کنید شاید برای اینکه ایران کاری به کشور های اسلامی نداشت لذا آنچه در تاریخ وارد شده کشور ایران هیچ کاری به کشور اسلامی آن زمان نداشته .
لذا اینکه خلیفه دوم به سمت ایران حرکت و حمله کرد به کشوی حمله کرد که کاری به کشور اسلامی نداشت یعنی در مقابل مسلمانان مقاتله نداشتند لذا این نکته مهم است که خداوند متعال فرمود:«وَ قاتِلُوا _ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ» با کسانی مقاتله کنید که آنها با شما مقاتله می کنند و اگر کسی کاری با شما ندارد پس کاری با انها نباید نداشته باشید .
فرمود :«وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ»۲ باید روی جمله «فِی سَبِیلِ اللَّـهِ»دقت شود که اگر کسی خواست به جنگ برود اگر راه غیر فی سبیل الله برود باخته است پس برای غنائم و به دست آوردن مقام و منصب ، برای اینکه کشوری ،قبیله ای و شهری را غارتگری کنند و برای اینکه سرزمینی را غصب کنند ، هیچکدام از این موارد مشروع نیست .
بنابراین قتال و مقاتله باید فقط در راه خداوند باشد و «فِی سَبِیلِ اللَّـهِ»۳ مانند حکایتی که از امیرالمومنین علیه السلام نقل می کنند که وقتی ایشان عمرو بن عبدود را به زمین زدند آبه دهان به صورت مبارک ایشان انداخت دست از کشتن او کشید چون دیدند خشمگین هستند و اگر بخواهند او را بکشد مقاتله فی سبیل الله نیست ، منشأ آن می شود بغضی که از حرکت او دارد .
به یاد دارم وقتی بچه بودم میگفتند شخصی داشت از کنار کربلا می گذشت و دنبال خر خود می گذشت و از قضا هم تیری از کمان این دشمن در آمد به او خورد و کشته شد ،پرسیدند این شهید راه امام حسین علیه السلام است ؟ گفتند خیر این شهید راه خر است !
ببینید این نکته خیلی ظریفی می باشد که قتال باید فی سبیل الله باشد ،یعنی ظرف آن مقاتله و جهاد راه خداوند فقط دارد و اگر غیر راه خداوند شد مورد امضاء شارع مقدس نیست .
فرمود:«وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ»۵ خود کلمه «قاتِلُوا» که از باب مفاعله می باشد یعنی باید کسی روبه روی شما باشد تا شما قتل کنید لذا مقاتله همان مشارکت است ،یعنی باید یکی رو به روی شما باشد نه مانند کسانی تهاجم می کنند به بعضی افراد و آنها را میکشند ،این مقاتله نیست.
مثلا انسان های بی دفاع که داعشی ها به خانه آنها هجوم می بردند و مردم را می کشتند ،این مقاتله نیست بلکه قتلی می باشد که آنها انجام می دهند در برابر انسان های بی دفاع .
مقاتله باید موازنه داشته باشد یعنی آنها در رکاب قتال باشند و شما هم در رکاب قتال قرار بگیرید .
فرمود:«وَ لا تَعْتَدُوا» یعنی باید تا حدی پیش بروید که آنها مقاتله می کنند و اگر آنها دست از جنگ کشیدند شما هم نباید مقاتله کنید ، این مطلب در بحث اینکه خود را تسلیم کنند وجود دارد که هم عقل آن را اجازه می دهد و هم حکم بر آن وجود دارد مبنی بر اینکه وقتی طرف مقابل تسلیم شد دیگر حق کشتن او را ندارید .
فرمود:«وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ»۶ در جنگ هم ما محسوسا این مطلب را داشتیم که وقتی دشمن در برابر ما میجنگید ما مامور بودیم که بجنگیم ولی وقتی آنها دست از جنگ کشیدند ما هم دست از جنگ میکشیدیم و آنهایی که تسلیم می شدند را ما مسئول بودیم خصوصا در روز که آنها را به عقبه هدایت کنیم تا به کمپ های اسارت بیایند .
ببینید این مسئله کاری به شرع ندارد بلکه یک مطلب عرفی است که عرف جامعه بین الملل بر این است که در صورتی روی شخص شمشیر میکشند یا تیر به سوی او شلیک میکنیم که در برابر تو شمشیر بکشد و در برابر تو تیر شلیک کند ، اگر بنا باشد که او شلیک نکند و شمشیر نداشته باشد ما هم نباید شمشیر بکشیم .
در حکایت عمرو بن عبدود وقتی با امیرالمومنین علیه السلام روبه رو شد او سواره بود ،حضرت امیر فرمود که در عرف عرب این است که سواره با سواره و پیاده با پیاده لذا عمرو پیاده شد و مسلما اگر سواره با امیرالمومنین علیه السلام می جنگید به حسب ظاهر بالاتر بود لذا او پیاده شد .
بنابراین خیلی از مسائل را خود پیامبر و اهل بیت از خود مردم استفاده می کردند لذا آن قبیله یهودی بنی قریظه که در مدینه و در جنگ احزاب خیانت کردند پیامبر به بزرگان قبیله فرمود در عرف شما اگر قبیله به شما خیانت نظامی کند چه حکمی می دهید ؟ بزرگ بنی قریظه گفت مرد ها را اعدام می کنیم ؛ پیامبر فرمود بر قبیله خود هم همین حکم را جاری میکنید؟ گفت بله،لذا امیرالمومنین علیه السلام مامور شدند که سر مرد های جنگی را جدا کنند .
۱_ سوره بقره آیه ۱۹۰
۲_ سوره بقره آیه ۱۹۰
۳_ سوره بقره آیه۱۹۰
۴_ سوره بقره آیه۱۹۰
۵_ سوره بقره آیه ۱۹۰
۶_ سوره بقره آیه ۱۹۰
آیه 190 سوره بقره به موضوع جنگ و دفاع در راه خدا اشاره دارد. این آیه به مسلمانان دستور میدهد که در برابر کسانی که با آنها میجنگند، دفاع کنند، اما در عین حال تأکید میکند که از حد تجاوز نکنند.
این آیه به ما یادآوری میکند که حتی در میدان جنگ نیز باید اصول انسانی و اخلاقی را رعایت کنیم. تجاوز به غیرنظامیان و افرادی که در جنگ نقشی ندارند، مورد تأکید قرار گرفته است.
جنگ در اسلام به عنوان یک عمل دفاعی شناخته میشود. مسلمانان موظفند در برابر تجاوزات دفاع کنند و از دین خود محافظت نمایند.
هدف از جنگ مسلمانان، دفاع از خود و دین خداوند است. این جنگ به منظور حفظ ارزشها و اصول اسلامی انجام میشود.
آیه به مسلمانان یادآوری میکند که در جنگ، نباید به بیماران، زنان، کودکان و سالمندان آسیب برسانند. این نکته به اهمیت رعایت حقوق بشر حتی در شرایط جنگی اشاره دارد.
قبل از آغاز جنگ، مسلمانان باید به دعوت به اسلام بپردازند و از آغازگر جنگ بودن خودداری کنند. این امر نشاندهندهی اهمیت دیپلماسی و گفتگو در اسلام است.
برخی از صفات در شرایط مختلف ارزش خود را از دست میدهند. ترحم بر دشمنان در شرایط خاص میتواند به ستم بر دیگران منجر شود.
علم نیز در برخی شرایط ممکن است ارزش خود را از دست بدهد. به عنوان مثال، فداکاری حضرت علی (ع) در شب هجرت پیامبر (ص) نشاندهندهی ارزش فداکاری در شرایط خاص است.
عدالت به عنوان یک ارزش همیشگی در هر زمان و مکان و نسبت به هر فرد، چه دوست و چه دشمن، باید رعایت شود. این نکته به ما یادآوری میکند که عدالت همواره باید در رفتارهای ما حاکم باشد.
برخورد با دشمن دو مرحله دارد:
هدف دشمن از جنگ، خاموش کردن نور خدا و تسلیم کردن مسلمانان است. این نکته به ما یادآوری میکند که جنگ مسلمانان برای حفظ دین و ارزشهای الهی است.
دشمنان هرگز از مسلمانان راضی نخواهند بود مگر اینکه آنها را به تسلیم وادار کنند. این نکته به ما یادآوری میکند که باید در برابر دشمنان هوشیار باشیم.
آیه 190 سوره بقره به ما میآموزد که جنگ در اسلام باید با رعایت اصول اخلاقی و انسانی انجام شود. دفاع از خود و دین باید با رعایت حقوق بشر و دعوت به اسلام همراه باشد.
رعایت عدالت و عدم تجاوز به دیگران از اصول اساسی در جنگ است. مسلمانان باید همواره به این اصول پایبند باشند.
جنگ در اسلام به عنوان یک عمل دفاعی شناخته میشود زیرا هدف آن حفظ دین و ارزشهای اسلامی در برابر تجاوزات است.
در جنگ باید اصول اخلاقی و انسانی رعایت شود، از جمله عدم تجاوز به غیرنظامیان و دعوت به اسلام قبل از آغاز جنگ.
عدالت به عنوان یک ارزش همیشگی باید در رفتارهای ما حاکم باشد، زیرا رعایت آن به حفظ حقوق دیگران و ایجاد جامعهای عادلانه کمک میکند.
آیه 190 سوره بقره به ما یادآوری میکند که جنگ در اسلام باید با رعایت اصول اخلاقی و انسانی انجام شود. این آیه به ما میآموزد که دفاع از خود و دین باید با رعایت حقوق بشر و دعوت به اسلام همراه باشد. همچنین، عدالت به عنوان یک ارزش همیشگی باید در رفتارهای ما حاکم باشد.
ترویج فرهنگ صلح: آموزش به افراد درباره اهمیت صلح و دیپلماسی.
آگاهیبخشی: برگزاری کارگاههای آموزشی درباره حقوق بشر در شرایط جنگی.
تقویت اصول اخلاقی: تشویق به رعایت اصول اخلاقی در تمامی جنبههای زندگی.
حفظ حقوق غیرنظامیان: تأکید بر اهمیت حفظ حقوق غیرنظامیان در شرایط جنگی.
دعوت به گفتگو: تشویق به دعوت به اسلام و گفتگو قبل از اقدام به جنگ.
آموزش عدالت: ترویج مفهوم عدالت در جامعه و اهمیت آن در رفتارهای روزمره.
پاسخگویی به سؤالات: ایجاد فضایی برای پاسخگویی به سؤالات دینی و اجتماعی.
تقویت همبستگی اجتماعی: ایجاد حس همبستگی و همکاری میان افراد جامعه.
حمایت از قربانیان جنگ: حمایت از افرادی که تحت تأثیر جنگ قرار گرفتهاند.
توجه به فداکاری: ترویج ارزش فداکاری و ایثار در جامعه.
دفاع و مقابله به مثل از حقوق انسانی است. اگر کسی با ما جنگید، ما نیز حق داریم در برابر او بایستیم. این اصل به ما یادآوری میکند که دفاع از خود و حقوقمان یک حق طبیعی است.
جنگ به عنوان یک واکنش طبیعی در برابر تجاوزات دیگران شناخته میشود. این واکنش باید در چهارچوب اصول انسانی و اخلاقی انجام شود.
هدف از جنگ در اسلام، گرفتن آب و خاک یا استعمار و انتقام نیست. بلکه هدف اصلی، دفاع از حق و حذف عناصر فاسد است. این جنگ به منظور آزادسازی افکار و نجات انسانها از خرافات و موهومات انجام میشود.
جنگ در اسلام باید به عنوان یک عمل مقدس و در راستای اهداف الهی در نظر گرفته شود. این امر به ما یادآوری میکند که جنگ باید با نیت خالص و در راه خدا انجام شود.
حتی در جنگ، باید عدالت و حق رعایت شود. قرآن بارها با جمله «لا تَعْتَدُوا» تأکید کرده است که در انجام هر فرمانی از حدود و مرزها تجاوز نشود.
رعایت حقوق دیگران در شرایط جنگی به ما یادآوری میکند که باید همواره به اصول انسانی پایبند باشیم و از ظلم و ستم دوری کنیم.
ظلم و ستم و ایستادگی در مقابل دین خدا، رشته محبت الهی را پاره میکند. این نکته به ما یادآوری میکند که باید از ظلم و ستم دوری کنیم تا محبت خداوند را جلب کنیم.
تجاوز به حقوق دیگران نه تنها به ما آسیب میزند، بلکه رابطه ما با خدا را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
تنها حضور در جبهه سبب قرب الهی نیست. محبوبیت نزد پروردگار زمانی حاصل میشود که در جنگ عادل باشیم و حقوق را رعایت کنیم.
عدالت در جنگ به عنوان یک اصل اساسی باید مورد توجه قرار گیرد. این امر به ما یادآوری میکند که باید در هر شرایطی به عدالت پایبند باشیم.
در جنگ، هدف باید فقط خدا باشد و نه هوسها، تعصبات، غنائم، ریا و سمعه. این نکته به ما یادآوری میکند که نیت خالص در هر عمل، به ویژه در جنگ، ضروری است.
پرهیز از انگیزههای نادرست در جنگ به ما کمک میکند تا اهداف الهی را دنبال کنیم و از انحراف دوری کنیم.
حتی در دفاع از حق طبیعی خود، باید خدا را در نظر گرفت. با اینکه دشمنان جنگ را علیه شما آغاز کردهاند و شما باید دفاع کنید، اما این دفاع باید «فِی سَبِیلِ اللَّهِ» باشد.
نیت در دفاع نیز باید الهی باشد. این امر به ما یادآوری میکند که هر عمل دفاعی باید با هدف رضایت خداوند انجام شود.
دفاع از خود یک حق انسانی است زیرا هر فردی باید بتواند از حقوق و جان خود محافظت کند و در برابر تجاوزات دیگران واکنش نشان دهد.
هدف اصلی جنگ در اسلام، دفاع از حق و حذف عناصر فاسد است، نه گرفتن آب و خاک یا انتقامجویی.
عدالت در جنگ با رعایت حقوق دیگران، عدم تجاوز به غیرنظامیان و حفظ اصول انسانی و اخلاقی امکانپذیر است.
ترویج فرهنگ صلح: آموزش به افراد درباره اهمیت صلح و دیپلماسی به جای جنگ.
آگاهیبخشی: برگزاری کارگاههای آموزشی درباره حقوق بشر و رعایت آن در شرایط جنگی.
تقویت اصول اخلاقی: تشویق به رعایت اصول اخلاقی در تمامی جنبههای زندگی.
حفظ حقوق غیرنظامیان: تأکید بر اهمیت حفظ حقوق غیرنظامیان در شرایط جنگی.
دعوت به گفتگو: تشویق به دعوت به اسلام و گفتگو قبل از اقدام به جنگ.
آموزش عدالت: ترویج مفهوم عدالت در جامعه و اهمیت آن در رفتارهای روزمره.
پاسخگویی به سؤالات: ایجاد فضایی برای پاسخگویی به سؤالات دینی و اجتماعی.
تقویت همبستگی اجتماعی: ایجاد حس همبستگی و همکاری میان افراد جامعه.
حمایت از قربانیان جنگ: حمایت از افرادی که تحت تأثیر جنگ قرار گرفتهاند.
توجه به فداکاری: ترویج ارزش فداکاری و ایثار در جامعه.
۰۱ _ ۱۷ _ ۰۵ _ ۱۴۰۲
فهرست مطالب
تمامی حقوق این سایت محفوظ است.