تفسیر سوره مبارکه نور آیه ۵۵ جلسه ۱
حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی
جلسه ۱ تفسیر آیه ۵۵ سوره نور
![]()
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ» ۱
خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادهاند وعده مىدهد که قطعاً آنان را حکمران روى زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید؛ و دین و آیینى را که براى آنان پسندیده، پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل مىکند، آن چنان که تنها مرا مى پرستند و چیزى را شریک من نخواهند ساخت. و کسانى که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند. (۵۵)

تفسیر سوره مبارکه نور – آیه ۵۵
نوید حکومت جهانى ، پیروزى اسلام ، آرامش و توحید به مؤمنان
حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی
![]()
«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ» ۱
خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادهاند وعده مىدهد که قطعاً آنان را حکمران روى زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید؛ و دین و آیینى را که براى آنان پسندیده، پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل مىکند، آن چنان که تنها مرا مى پرستند و چیزى را شریک من نخواهند ساخت. و کسانى که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند. (۵۵)
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ» ۱
در آیات جهاد و قتال آنچه که عرض کردیم این بود که در اسلام و دین توحیدی هیچ جنگ ابتدایی تشریع نشده که بدون پیش زمینه و چیزی که از طرف مقابل ایجاد شده باشد جنگی تشریع کنند که دیگران انجام بدهند البته برخی افراد مواردی را گفتند مثلا در آیه شریفه فرمود «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ» ۲
بحث لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ را که آوردند استخلاف اینجا برخی افراد به ذهنشان خورده که کسی را جایگزین کردن باید یک فردی را بکشند یا یک سری را قتل عام کنند تا استخلاف صورت گیرد در حالی که این استخلاف نه بر آن است که یکی را بردارند و یکی را بگذارند.
استخلاف در اینجا به معنی جانشینی خود حضرت حق تعالی است یعنی خداوند تبارک و تعالی یک کسی را و یا یک خلیفه ای را بردارد و فردی را به جای او گذارد خیر این استخلاف از جانب خود خداوند تبارک و تعالی می باشد لذا اینکه می فرماید «اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ» ۳ قبلا ما خلیفه قرار داده بودیم.
سلیمان نبی، نوح نبی و آدم ابوالبشر خلفای خداوند بر روی زمین بودند ما انسان ها خلیفه الله هستیم فطرت انسان این را کاملا درک می کند و می پذیرد اما «کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى» ۴ این تایید بر این مطلب است که در اول آیه بیان شد
لذا مسلما بحث استخلاف در اینجا به گونه ای نیست که کسی را بردارند به قتال و زور باشد و آن را به عنوان جهاد ابتدایی بیان کرده باشند این قسمت نکته بسیار قابل توجهی دارد جدای از اینکه مسلما دعوتی که به سمت خدا می شود حق باشد همه از بیان هستند و امر به معروف و نهی از منکر.
مسلما با اخلاق خوب نه با جنگ و نه به اسارت و غارت و زور هیچ کدام معنا در اسلام ندارد «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» ۵ لای نفی جنس دارد یعنی چیزی که کراهت وجود داشته باشد در اسلام نیست اکراه نیست یعنی صیغه به اکراه باشد مسلما اصلا نفی دارد و نفی جنس است یعنی چنین چیزی وجود ندارد.
آنچه که مسلم می باشد دین اسلام دینی است که بر پایه دعوت به حسن خلق و توحید شکل گرفته چون همه انبیا با زبان جلو آمدند آن هم با زبان خوش نه اینکه با دعوا و تندی پیشروی کنند.
«ادْعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ ۖ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» ۶ بیان آن است که ما جهاد ابتدایی که بگوییم تشریع شده باشد یعنی پیامبری که آمده روز اول شمشیر بلند کند نبوده تهمتی که اکنون به حضرت صاحبالزمان می زنند و می گویند که زمانی که بیاید شمشیر می کشد و همه را از دم به قتل می رساند.
مسلما در دین اسلام نه در این دین زمانی که ما بگوییم در دین موسی و عیسی همه انبیا جنگ ابتدایی نبوده لذا ابتدا را شما معنا کنید یعنی شروع جنگ و پیش زمینه کردن و غارت نمودن که به جنگ ختم شود، چنین چیزی ما داریم؟ خیر نداریم.
حتی اگر مشرکینی باشند که محارب نباشند یا کفاری که برای مسلمانان ضرر ندارند و زندگی برای خودشان دارند از این جهت که مسلمانان باید امنیت آنها را تامین کنند چون کشور، کشور اسلامی است و حاکم، حاکم اسلامی می باشد باید جزیه بدهند همان مالیاتی که برای تامین بودن خرج میکنند.
یک جزیه ای باید از آنها بگیرند اما در امنیت اسلام هستند اما همان افراد اگر خواستند فتنه کنند ما باید جلوی آنها بایستیم مسلما ایستادگی و مقاومت و جنگ در برابر کسانی که دست به شمشیر می برند وجود دارد لذا اینکه برخی فرمودند لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ با جنگ یا با هر چیز دیگر باید آنها را برداریم تا آنها بیایند اینگونه نیست، استخلاف لله بوده و خلیفه الله می باشد و اینکه پادشاه شود یا سلطان جور گردد.
۱_سوره نور آیه ۵۵
۲_سوره نور آیه ۵۵
۳_سوره نور آیه ۵۵
۴_سوره نور آیه ۵۵
۵_سوره بقره آیه ۲۵۶
۶_سوره نحل آیه ۱۲۵
خداوند در آیه ۵۵ سوره نور، به کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام میدهند، وعدههای بزرگی میدهد. این وعدهها نه تنها نویدبخش آیندهای روشن برای مؤمنان است، بلکه نقشه راهی برای تحقق جامعهای الهی ترسیم میکند.
پس از هجرت مسلمانان به مدینه، قبایل عرب و اهل مکه علیه آنان شوریدند. زندگی پر از ترس و ناامنی بود و مؤمنان همواره در حالت آمادهباش به سر میبردند و حتی در خواب نیز سلاح از خود دور نمیکردند.
این شرایط طاقتفرسا، برخی را به این پرسش واداشت: «آیا زمانی خواهد رسید که در آرامش و امنیت زندگی کنیم؟» آیه فوق در پاسخ به این نگرانی و برای تقویت روحیه مؤمنان نازل شد و به آنان نوید پیروزی و آرامش داد.
خداوند در این آیه، چهار وعده اساسی به مؤمنان داده است که هر یک، مرحلهای از فرآیند استقرار حقیقت را تشکیل میدهد.
خداوند وعده میدهد که مؤمنان شایسته را همانند پیشینیان، خلیفه و حاکم بر زمین خواهد کرد. این خلافت، نشانهی حاکمیت ارزشهای الهی در نظام اجتماعی بشر است.
وعده دوم، استقرار و تمکین دینی است که خداوند برای بندگانش پسندیده است. در این مرحله، دین اسلام به عنوان یک نظام کامل زندگی، امکان گسترش و نفوذ در سراسر جهان را پیدا میکند.
سومین وعده، تبدیل حالت ترس و ناامنی به آرامش و امنیتی پایدار است. این امنیت، بستری ضروری برای پرورش معنویت و پیشرفت جامعه است.
هدف نهایی همه این وعدهها، تحقق توحید ناب است. در جامعه موعود، مردم تنها خدا را میپرستند و هیچ چیزی را شریک او قرار نمیدهند.
آیه به گروههایی اشاره میکند که پیش از مسلمانان، خلافت بر زمین را بر عهده داشتند. اینان میتوانند پیامبرانی مانند داود و سلیمان، یا اقوام صالحی باشند که در دورههایی خاص، حاکمیت داشتهاند.
منظور از ارض میتواند کل کره زمین و حاکمیت جهانی باشد یا بخشهای مهمی از آن. با توجه به مصادیق تاریخی، این وعده میتواند در مقیاسهای مختلف تحقق یابد.
در میان مفسران درباره مصداق دقیق این وعده اختلاف نظر وجود دارد.
برخی این وعده را مختص به صحابه پیامبر میدانند که در همان صدر اسلام به حکومت دست یافتند.
عدهای دیگر معتقدند این وعده، عمومی است و شامل همه مسلمانان باایمان و نیکوکار در طول تاریخ میشود.
many مفسران شیعه و سنی، این آیه را اشاره به حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) میدانند که تحقق کامل همه این وعدهها در عصر ایشان خواهد بود.
در احادیث متعددی از اهل بیت (ع)، این آیه به ظهور حضرت مهدی (عج) تفسیر شده است. به عنوان مثال، امام سجاد (ع) فرمودهاند: «به خدا سوگند، مقصود این آیه شیعیان ما هستند و خدا این کار را به دست مردی از ما انجام میدهد که او مهدی این امت است».
این وعده الهی، مصداق حدیث مشهور پیامبر (ص) نیز هست که فرمود: «اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را چندان طولانی میکند تا مردی از خاندان من که نامش نام من است، زمین را پر از عدل و داد کند، همانگونه که از ستم پر شده است».
آیه به صراحت میفرماید حتی پس از تحقق این حکومت بزرگ، افرادی هستند که کفر میورزند و فاسق خواهند بود. این نشاندهنده آن است که حاکمیت الهی، حق انتخاب و آزادی اراده انسان را سلب نمیکند و جامعه آرمانی، جامعهای بدون وجود مخالف و معارض نیست، بلکه جامعهای است که حق در آن غالب است.
۱. پرسش: آیا وعده های این آیه تنها مربوط به آخرالزمان است؟
پاسخ: خیر، این آیه دارای مصادیق متعددی است. هرچند تحقق کامل و جهانی آن در عصر ظهور رخ میدهد، اما نمونههای کوچکتر آن، مانند تشکیل حکومت پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) نیز مصداقی جزئی از این وعده الهی محسوب میشوند.
۲. پرسش: چرا با وجود وعده حکومت جهانی مؤمنان، هنوز ظلم و ستم در جهان حاکم است؟
پاسخ: اولاً، وعده الهی مشروط به ایمان و عمل صالح است و شاید جامعه جهانی هنوز به بلوغ و شرایط لازم برای تحقق کامل آن نرسیده باشد. ثانیاً، این یک سنت الهی است که آزمایش و ابتلاء ادامه دارد و تحقق وعده، در زمان مقرر و هنگامه تکامل اجتماعی بشر رخ خواهد داد.
۳. پرسش: منظور از «عبادت خالصانه» در چنین جامعه پیشرفتهای چیست؟
پاسخ: عبادت خالصانه تنها به معنای انجام rituals نیست، بلکه به معنای نهادینه شدن توحید در تمام شئون زندگی است؛ اقتصاد توحیدی، سیاست توحیدی، فرهنگ توحیدی و روابط اجتماعی توحیدی. در چنین جامعهای، پرستش خدا محور تمام فعالیتهاست.
این آیه، یک «تئوری پیشرفت الهی» برای تاریخ بشر ارائه میدهد. برخلاس نظریههای مادی که تاریخ را بر اساس تضاد طبقاتی یا جنگ تمدنها میبینند، این آیه تاریخ را به سمت حاکمیت «مؤمنان صالح» جهتدهی میکند. این یک نظریه امیدبخش و teleological است که پایان تاریخ را نه نابودی، بلکه استقرار عدالت و توحید میداند. از منظر جامعهشناسی دین، این آیه نشان میدهد که دین نمیخواهد تنها در حیطه私人 باقی بماند، بلکه آرمانشکلدهی به یک تمدن جهانی بر اساس ارزشهای الهی را دارد. وعده «امنیت» نیز حاکی از آن است که بدون امنیت، امکان هیچگونه پیشرفت مادی و معنوی برای بشر وجود ندارد.
حکومت جهانی, وعده الهی, ایمان, عمل صالح, خلافت, امنیت, توحید, عبادت خالص, استخلاف, تمکین دین, ظهور, حضرت مهدی (عج), عدالت, آرامش, جامعه توحیدی, سنت الهی, مؤمنان, فاسقان, آزادی اراده, تفسیر مهدوی, تمدن اسلامی
آیه ۵۵ سوره نور، سندی الهی بر محتوم بودن پیروزی نهایی حق بر باطل است. این آیه با وعده حکومت جهانی مؤمنان، استقرار دین، برقراری امنیت و تحقق عبادت خالص، آیندهای درخشان و امیدبخش را ترسیم میکند. این وعده، اگرچه در عصر ظهور حضرت مهدی (عج) به کاملترین صورت خود محقق خواهد شد، اما مشروط به ایمان و عمل صالح است و به بشریت میآموزد که تاریخ، جادهای یکطرفه به سمت عدالت و توحید است. این نگاه، بزرگترین منبع امیدواری و انگیزه برای حرکت و تلاش است.
۱. امیدواری: در سختترین شرایط، به وعدههای الهی برای آیندهای روشن امیدوار باشید و این امید را در جامعه تزریق کنید.
۲. مسئولیتپذیری: وعده الهی مشروط به «ایمان» و «عمل صالح» است. هر فردی باید خود را برای ایفای نقش در آن جامعه آرمانی آماده کند.
۳. تلاش برای امنیت: برقراری و حفظ امنیت را به عنوان یک ارزش اجتماعی والا بدانید، چرا که بستر هرگونه پیشرفت است.
۴. عبادت هدفمند: عبادت را تنها منحصر در اعمال فردی ندانید، بلکه برای نهادینه کردن ارزشهای دینی در جامعه تلاش کنید.
۵. مقابله با یأس: از یأس و ناامیدی که بزرگترین مانع حرکت است، دوری کنید و دیگران را نیز به پویایی دعوت نمایید.
۶. تحمل مخالف: بدانید که حتی در جامعه آرمانی نیز افراد مخالف وجود خواهند داشت و این به معنای شکست نیست، بلکه بخشی از سنت آزمایش است.
۷. عدالتخواهی: برای استقرار عدالت در سطح خرد و کلان بکوشید، چرا که عدالت، سنگ بنای حکومت جهانی مؤمنان است.
۸. وحدت: در راستای ایجاد همبستگی میان مؤمنان تلاش کنید، زیرا تحقق این وعده بزرگ، نیازمند اتحاد و انسجام است.
۹. آیندهنگری: برنامهریزیهای فردی و اجتماعی خود را با توجه به آن آینده مطلوب الهی تنظیم کنید.
۱۰. خوشبینی تاریخی: در تحلیل رویدادهای جهانی، نگاهی خوشبینانه و توحیدی داشته باشید و مطمئن باشید که پایان تاریخ، از آنِ صالحان است.
۰۱_ ۲۴_ ۰۷ _ ۱۴۰۲
فهرست مطالب