۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » تفسیر آیات 40 تا 50
  • شناسه : 3656
  • ۱۳ دی ۱۴۰۱ - ۱۷:۰۸
  • 26 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
آیه ۴۸ | هشدار به انسان | جلسه ۲۰
آیه ۴۸ | هشدار به انسان | جلسه 20

آیه ۴۸ | هشدار به انسان | جلسه ۲۰

فهرست مطالب۱ مقدمه۲ اقسام رضا۳ چوپان گرسنه۴ مقام اعطاء۵ بهشت جاویدان۶ رضایت طرفینی۷ پیامبر رحمت۸ شفاعت ، ودیعه الهی۹ شفاعت در قیامت۱۰ شفاعت شیعیان۱۱ شفیعِ شفیعان۱۲ شهادت شهداء۱۳ شفاعت اهل مودت ۱۴ درب های بهشت برای محبین اهل بیت ع ۱۵ طلب رضایت خداوند۱۶ کسی که اهل شک  باشد۱۷ حسرت بدون بازگشت۱۸ دلالت آیه شریفه ۱۹ منابع […]

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۴۸ جلسه ۲۰

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

۲۰  جلسه تفسیر آیه چهل و هشت

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ وَ إِنَّها لَکَبیرَهٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعینَ (۴۵الَّذینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَیْهِ راجِعُونَ (۴۶یا بَنی‏ إِسْرائیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتی‏ أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعالَمینَ (۴۷)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

از صبر و نماز یارى بخواهید، و یقیناً این کار جز بر فروتنان، گران و دشوار است. (۴۵) آنان که یقین دارند [در نهایت‏] دیدار کننده پروردگارشان خواهند بود، و قطعاً به سوى او بازمى‏گردند. (۴۶) اى بنى‏اسرائیل! نعمت هاى مرا که به شما عطا کردم و اینکه شما را بر جهانیانِ [زمانِ خودتان‏] برترى دادم، یاد کنید، (۴۷)

http://bayanbox.ir/view/5122040553263843431/poster4.jpg

تفسیر سوره مبارکه بقره – آیه ۴۸

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ وَ إِنَّها لَکَبیرَهٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعینَ (۴۵الَّذینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَیْهِ راجِعُونَ (۴۶یا بَنی‏ إِسْرائیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتی‏ أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعالَمینَ (۴۷) وَ اتَّقُوا یَوْماً لاَ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لاَ یُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَهٌ وَ لاَ یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَ لاَ هُمْ یُنْصَرُونَ(۴۸) وَ إِذْ نَجَّیْناکُمْ‏ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذابِ یُذَبِّحُونَ أَبْناءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَکُمْ وَ فی‏ ذلِکُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظیم‏» (۴۹) [۱]

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

از صبر و نماز یارى بخواهید، و یقیناً این کار جز بر فروتنان، گران و دشوار است. (۴۵) آنان که یقین دارند [در نهایت‏] دیدار کننده پروردگارشان خواهند بود، و قطعاً به سوى او بازمى‏گردند. (۴۶) اى بنى‏اسرائیل! نعمت هاى مرا که به شما عطا کردم و اینکه شما را بر جهانیانِ [زمانِ خودتان‏] برترى دادم، یاد کنید، (۴۷)

« یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ. وَ اتَّقُوا یَوْماً لاَ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لاَ یُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَهٌ وَ لاَ یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَ لاَ هُمْ یُنْصَرُونَ .وَ إِذْ نَجَّیْناکُمْ‏ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذابِ یُذَبِّحُونَ أَبْناءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَکُمْ وَ فی‏ ذلِکُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظیم‏»[۱]

«وَ اتَّقُوا یَوْماً لاَ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لاَ یُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَهٌ وَ لاَ یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَ لاَ هُمْ یُنْصَرُونَ »[۱]

مقدمه

بحث روایی در ذیل آیه چهل هشتم سوره مبارکه بقره پیرامون شفاعت بحث داشتیم که می فرمایند وقتی عطاهای خداوند به بندگان با ایمان و صالح باشد که پیرامون این موضوع  ذیل آیه فرموده اند:«فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَآ أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَآءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ»۱ سعادتی است برای بندگان مومن خداوند و مافوق تصور و از اندازه و قدر بسیار بالا تر است که آنچه که خداوند تبارک و تعالی به رسول اکرم صلوات الله علیه در مقام امتنان اعطاء فرموده است بسیار عظیم و وسیع تر از اینهاست یعنی وقتی عطاهای خداوند را به بندگان با ایمان و صالح اینگونه باشد آنوقت مافوق تصور می شود آن امتنان در اعطائی که به رسول اکرم صلوات الله علیه در بحث شفاعت فرموده اند لذا از باب مفهوم موافقت یا اولویت برای فهم این مسئله استفاده می شود.

اقسام رضا

آنچه که گفته میشود در بحث رضا لذا آن رضایی که در آیات بیان شده است ،رضا  به نعمت های  الهی می باشد یعنی نعمت هایی که خداوند به انسان اعطاء فرموده است خوشنودی بر آنها باشد یا اینکه رضا نسبت به امتحان ، بلیه و مصیبت ها در یک کلمه قضاهای الهی است البته رضایی که در آیه پنجاه و سوم سوره زمر فرموده است غیر از این دو رضا می باشد لذا رضایی که در این آیه بیان شده است در واقع رضا در مقابل اعطائی است که خداوند فرمود :«وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰٓ»۲ لذا رضای در این آیه از قبیل رضایی می باشد که مثلا به فقیری میگویند آنقدر به تو می دهیم تا غنی شوی  و به گرسنه گویند آنقدر به تو اعطاء می کنیم تا سیر شوی .

چوپان گرسنه

گفتند که فلانی گلّه دار بود و گوسفند داشت ،چوپانی داشت که دائم می گفت گرسنه هستم و نان می خواهم لذا هر چه به این چوپان غذا می داد سیر نمی شد ،یک روز گوسفندی را ذبح می کند و تمام جگر و دنبه آن را درون قابلمه می پزد و جلوی این چوپان می گذارد و می گوید بخور تا سیر شوی و می گویند چوپان آنقدر خورد که تا سه شبانه روز نتوانست لب به غذا بزند.

مقام اعطاء

لذا یک موقع در مقام این است که می فرماید «وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى» یعنی آنقدر به تو اعطاء میکنیم در مقام شفاعت تا راضی شوی لذا به فقیری بگویی انقدر به تو مال می دهم بی نیاز شوی بنابر این منظور این است که آنچیزی که در مقام شفاعت و مقام اعطاء به رسول اکرم صلوات الله علیه در این آیه اعطاء می فرماید خداوند تبارک و تعالی حد و اندازه ای را بر آن نگذاشته یعنی به هیچ حد و اندازه ای مقید نشده لذا آیه مطلق فرموده و اعطاء مطلق است تا  ای پیامبر به رضایت کامل برسید .

بهشت جاویدان

پس آیه «وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰٓ» نظیر اعطاء بی حدی را دارد که خداوند به طائفه ای از بندگانش وعده داده این آیه :«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰٓئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ  جَزَآؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَآ أَبَدًا ۖ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ ذَٰلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ»۳ محققا مومنین که همراه آنها عمل صالح می باشد که توصیف می کند خداوند متعال آنها را به بهترین مخلوقات  و پاداش آنها عند الله می باشد که یکی از پاداش آنها بهشت هایی می باشد که جاویدان هستند و نهر ها از دامنه آنها روان می باشد و تا ابد آنها جاویدان و بی نهایت در آن هستند تا حدی که رضای خدا از آنها ایجاد می شود .

رضایت طرفینی

 خداوند از آنها راضی است و آنها هم از خداوند تبارک و تعالی راضی هستند لذا رضایت طرفینی است کسانی که خشیت و ترس پروردگار را دارند و دل آنها لرزان است بر عظمت حضرت حق البته «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ» مقدم بر«وَرَضُوا عَنْهُ» می باشد که نکته ای است که فعلی را انجام داده اند این بندگان و عملکردی داشته اند که منجر به این شده که «خَیْرُ الْبَرِیَّهِ» شوند آنها لذا جزای آنها نزد خداوند جنات و بهشتی است که عدن می باشد و خلود در بهشت ها دارند بنابر این رضایت خداوند بر آنها می باشد و آنها نیز از خداوند راضی می باشند لذا رضایت خداوند مقدم است البته این وعده در مقام امتنان بر مومنین است و چون در این مقام بیان شده است وعده ای خاص می باشد لذا امری است مافوق آنچه مومنین به طور عموم وعده داده شده اند باید آن را داشته باشند و از آن وعده وسیع تر است.

پیامبر رحمت

آنچه در اینجا می بینیم این است که خداوند تبارک و تعالی درمورد رسول گرامی خود اینگونه فرموده :« بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ»۴ ایشان به مومنین رئوف و رحیم می باشد لذا رأفت و رحمت در صیغه رئوفف و رحیم خاص مومنین می باشد که در این کلام خود رحمت و رأفت حضرت رسول صلوات الله علیه را تصدیق فرموده ،چطور می شود ک رسول رئوف و رحیم راضی میشود خودش در بهشت به نِعَم الهی متنعم باشد در باغ های بهشتی با خیال آسوده قدم بزند اما جمعی از مومنینی که به دین او و از شیفتگان فضائل و مناقب او است در درکات جهنم و در غل و زنجیر باشند و در زیر طبقاتی از آتش محبوس باشند با اینکه به ربوبیت حضرت حق و به رسالت نبی مکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و به حقانیت آنچه که رسول الله آورده است اعتراف و اعتقاد دارند و تنها جرم آنها این است که به جهت جهالتی که داشته اند و جهل بر آنها چیره شده و شیطان آنها را بازیچه قرار داده و گناهانی مرتکب شده اند بدون اینکه عنادی داشته باشند لذا آیا می شود پیامبر اینها را ببیند در حالی که محبوس در آتش و جهنم هستند؟ خیر بلکه پیامبر ،پیامبر رحمت است لذا فرمود :«وَمَآ أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ»۵ آنچه که در اینجا حصر است این می باشد که پیامبر منحصر در رحمت می باشد و پیامبر رحمت مطلق بر کل عالمین است نه فقط برای مومنین ،بلکه وقتی برای عالمین رحمت باشد نسبت به مومنین نیز رحیم است به طریق اولویت زیرا مومنین سزاوار تر هستند .

شفاعت ، ودیعه الهی

نکته ای که قابل توجه می باشد این است که مومنی در حال اعتقاد  به خداوند ، نبوت و همه ی اصول اما متوجه می شود که جهالتی او را چیره شده و باعث می شود کوتاهی هایی انجام دهد و بی تحربگی کرده و به محض اینکه دوران تاریکی را بفهمد خمشگین می شود علیه خودش  ، خودش دیگر به خودش رحم می کند و دلش را برای خودش می سوزاند چونکه حس ترحم در فطرت دارد « فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا»۶ لذا ودیعه الهی است فطرت دریای بی کران رحمت های الهی می باشد و این حس ترحم او در واقع نسبت به خود او می باشد و این عاریه و ودیعه ای است از طرف خداوند که در برابر رحمت های الهی خودش را برای خودش مترحم می کند لذا چطور ممکن است رحمت بیکران خداوند در جایی که انسان جاهل و ضعیف باشد به خروش نیاید ،ترحم بنده و آنچه که فطرت یک بنده است اینجا در باره اینکه بنده در عذاب و مشکلات و جهنم قرار نگیرد رحم دارد و ممکن است آنچه که حضرت رب العالمین دارد نسبت به رسول اکرم صلوات الله علیه که به دستگیری او نسبت به بندگانش می باشد به طریق اولی ترحم دارد چه بسا در زندگی دنیای او باشد یا حین مرگ و مواقف خطرناک عقبات مرگ باشد تا زمانی که در دوزخ باشد و بخواهد او را نجات دهد .

شفاعت در قیامت

لذا در روایتی از تفسیر قمی جبیان شده در ذیل آیه «یَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَهُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَٰنُ وَرَضِیَ لَهُ قَوْلًا»۷ که ابن عباس وقتی این روایت را شنیدند تکبیر گفتند لذا روایت کرده که غلامی آزاد شده بود لذا یکی از همسران علی بن الحسین علیه السلام که نامش ابو ایمن می باشد داخل بر امام ابی جعفر علیه السلام شد و گفت ای ابی جعفر دل مردم را خوش میکنی و میگویی شفاعت محمد یعنی میخواهد بگوید بگذارید مردم به وظایف خود عمل کنند و شفاعت را بیان نکنید ،ناگهان حضرت ابو جعفر علیه السلام خشمناک شدند از این جمله لذا یعنی گفتند شما مردم را به شفاعت پیامبر دلخوش می کنید و آنها گناه می کنند لذا حتی امام علیه السلام ناراحت و رنگ چهره ایشان تیره شد و فرمود وای بر تو ای ابا أیمن آیا عفتی که درباره شکم و شهوتت ورزیدی تو را به طغیان در آورده یعنی چون عبادت خدا را به جا آورده ای فکر میکنی آدم حسابی شده ای ؟ ولی متوجه باش که اگر مشکلات قیامت را ببینی می فهمی که چقدر محتاج به شفاعت محمد صلوات الله علیه هستید یعنی شفاعت حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه برای همه لازم می باشد در روز قیامت لذا فرمود وای بر تو مگر شفاعت جز برای گناهکارانی که مستوجب آتش شده اند تصور دارد ؟خیر احدی از اولین و آخرین نیست مگر آنکه در روز قیامت محتاج شفاعت محمد صلوات الله علیه باشند .»۸

شفاعت شیعیان

بنابراین اگر عموم این جمله را دقت کنیم حتی انبیاء نیز نیاز به شفاعت پیامبر دارند و نیز در ادامه فرمود در روز قیامت پیامبر شفاعتی دارد و نیز ما  شفاعتی برای شیعیان خود داریم و شفاعتی نیز شیعیان ما در خاندان خود دارند که سر منشأ همه ی اینها پیامبر است و سپس فرمودند یک نفر مومن در روز قیامت به عدد نفرات دو تیره بزرگ عرب ربیعه شفاعت می کنند و نیز مومن برای خدمت گذاران خود شفاعت می کند و عرضه میدارد پروردگارا این شخص حق خدمت به گردن من دارد و پدر و مادر من بوده اند که مرا از سرما و گرما حفظ کرده اند لذا ما در برابر خداوند شفاعت می کنیم.

شفیعِ شفیعان

مرحوم علامه طباطبایی در ذیل این روایات و بیان آیات می فرمایند احدی از اولین و آخرین نیست مگر اینکه محتاج شفاعت محمد صلوات الله علیه باشند و ظاهر این مطلب این است که شفاعت عمومی می باشد غیر آن شفاعتی که در ذیل روایت که فرمود :«وای بر تو ،مگر شفاعت جز برای گناهکاران موستوجب  آتش هستند تصور دارید ؟ خیر بلکه نظیر این معنا را در روایت عیاشی از عبید بن زراره از حضرت صادق آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم داشتیم که گذشت و در این معنا روایت دیگری هم از عامه و خاصه نقل شده که آیه «وَلَا یَمْلِکُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَهَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ»۹هم می باشد که در این آیه می فرمایند مالک شفاعت شهدا هستند و بر این معنا دلالت دارد و می فهماند که ملاک در شفاعت عبارت است از شهادت و آنچه که پیرامون شهادت مسلم است از متبادرات عرفی آنهایی هستند ک در دارالحرب کشته شده اند بنابر این شهدا هستند که در روز قیامت مالک شفاعت می باشند و ان شاءالله به زودی ذیل ایه :«وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهدَاء عَلَی النَّاسِ وَیکُونَ الرَّسُولُ عَلَیکُمْ شَهیدًا»۱۰ خواهیم گفت که انبیاء و پیامبران شهدای خلق هستند و رسول گرامی اسلام شهید بر انبیاء هستند پس رسول خدا شهید شهیدان و گواه گواهان است پس بنابر این شفیع شفیعان هم می شوند .

شهادت شهداء

اگر شهادت شهدا نبود اصلا قیامتی که ما بحث می کنیم  اساس درستی نداشت لذا باید شفعا و شهداء باشند در تفسیر قمی ذیل آیه :«یَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَهُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَٰنُ وَرَضِیَ لَهُ قَوْلًا» امام علیه السلام فرمود:« احدی از انبیاء و رسولان خدا به شفاعت نمیپردازد مگر بعد از آنکه خداوند تبارک و تعالی اجازه دهد مگر رسول خدا که خدای تعالی قبل از روز قیامت به او اجازه داده و شفاعت برای او و امامان از ولد او است آنوقت بعد از ایشان سایر انبیاء شفاعت خواهند کرد»۱۱ یعنی اول پیامبر سپس خلفای پیامبر و سپس انبیاء که رتبه بعدی را دارند همچنین در کتاب الخصال  از حضرت علی علیه‌السلام روایت کرده که رسول خدا صلوات الله علیه فرمود :«سه طائفه به درگاه خدا شفاعت می کنند و شفاعت آنها پذیرفته می شود ،اول انبیاء ، دوم علما وسوم شهداء»۱۲ لذا مراد از شهدای در این جمله ،شهدای در میدان حرب است لذا معروف از کلمه شهدا در زبان اخبار ائمه صلوات الله علیهم اجمعین این معناست نه آن معنای گواهی دادن بر اعمال که اصطلاح قرآن کریم باشد .

شفاعت اهل مودت

همچنین در کتاب الخصال در ضمن حدیث معروف چهارصد آمده که امیرالمومنین علیه السلام فرمودند «برای ما شفاعتی می باشد و برای اهل مودت ما شفاعتی » ۱۳ لذا مرحوم علامه در این باب می فرمایند روایت بسیاری پیرامون شفاعت سیده نساء العالمین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها وارد شده و نیز شفاعت ذریه ایشان داریم غیر از ائمه وارد شده و همچنین روایات دیگری در شفاعت مومنین وارد شده و حتی در اطفال ساقط شده شفاعت آنها نقل شده است از آن جمله در حدیث معروف از رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم که فرمود :«ازدواج کنید و نسل خود را زیاد کنید که من در روز قیامت به وجود شما نزد امت های دیگر مباهات می کنم» و حتی طفل سقط شده هم جزو این دسته هستند و همین طفل سقط شده با قیافه ای اخمو به درب بهشت می ایستد و هر چه به او میگویند داخل شو داخل نمی شود و می گوید تا پدر و مادر من داخل در بهشت نشوند ،من داخل نمی شود .

درب های بهشت برای محبین اهل بیت ع 

همچنین روایت وارد شده در کتاب خصال حدیث اربعمئه از امام ابی عبد الله صادق ال محمد صلوات الله علیهم اجمعین از پدرش که او از جدش علی ابن ابی طالب روایت کرده اند که فرمود :«برای بهشت هشت دروازه می باشد که از یک دروازه  صدیقین وارد می شوند و در پی دیگر مخصوص شهدا و صالحین و پنج درب دیگر مخصوص شیعیان و دوستان ما است و خود نیز دائما بر صراط ایستاده دعا می کنم و عرضه می دارم پروردگارا شیعیان ،دوستان و یاوران مرا و هر کس در دنیا با من تولی داشته به سلامت بدار و از سقوط در جهنم حفظ کن که ناگهان ندایی از درون عرش به گوش می رسد یا علی علیه السلام دعایت مستجاب شد و شفاعتت پذیرفته گردید»۱۴ لذا آن روز هر کس از دوستان امیر المومین علیه السلام و آنان که عملا و زبانا با دشمنان امیر المومنین علیه السلام جنگیدند تا هفتاد هزار نفر از همسایگان و خویشان مورد شفاعت امیر المومین علیه السلام قرار خواهند گرفت که لازمه این معنا این است که یک نفر شیعه در سعادت هفتاد هزار نفر مؤثر است همچنانکه که دیدیم انحراف دشمنان اهل بیت علیهم السلام چهارده قرن باقی مانده و هنوز هم باقی می ماند لذا یک درب بهشت سایر مسلمانان ، آنها اعتراف به شهادت لا اله الا الله دارند و در دل ذره ای بغض از امیرالمومنین علیه السلام و حب از دشمنان ایشان ندارند .

طلب رضایت خداوند

روایتی از کتاب شریف کافی از حفص موذن از امام صادق علیه السلام  نقل شده که در رساله ای که بر اصحاب نوشته اند فرمود :«بدانید که احدی از خلایق خدا شما را از خدا بی نیاز نمی کند ،نه پیامبر مرسل و نه فرشته مقرب لذا هر کس دوست میدارد شفاعت شافعان نزد خدا سودی به حال آنها داشته باشد باید از خدا رضایت بطلبند یعنی بدون اینکه از خداوند بخواهد و رضایت بطلبد کار او به جایی نمی رسد»۱۵

کسی که اهل شک  باشد

و در تفسیر فرات کوفی به سندی که خود حضرت صادق روایت کرده اند فرمود ، به امام باقر علیه السلام عرض کرد فدایت شوم یابن رسول الله حدیثی از جده خود حضرت فاطمه سلام الله علیها برایم نقل کنید لذا امام ابو جعفر علیه السلام فرمودند :« به خدا سوگند از مردم کسی باقی نخواهد ماند مگر کسی که اهل شک باشد »۱۶یعنی اعتقاد نداشته باشد و در عقائد اسلام ایمان راسخ نداشته باشد لذا یا کفر است یا منافق پس چون این چند طائفه در طبقات دوزخ قرار دارند فریاد می زنند که خداوند تبارک و تعالی ان را چنین حکایت می کند :«فَمَا لَنَا مِنْ شَافِعِینَ وَلَا صَدِیقٍ حَمِیمٍ فَلَوْ أَنَّ لَنَا کَرَّهً فَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ۱۷یعنی ما هیچ یک از این شافعان را نداشتیم تا بر ایمان شفاعت کنند و هیچ دوست دلسوزی نداشتیم تا کمکی برای انجام دهند خدایا برای ما برگشتی باشد و حتما از مومنین خواهیم بود ،آنگاه امام باقر علیه السلام فرمودند:« ولی هیهات و هرگز که به خواسته خود نمی رسند و به فرض هم برگردند به دنیا دو مرتبه به همان منهیاتی که از آنها نهی شده رو می آورند و الان هم که این درخواست را دارند ، درخواست آنها صادق نیست و به دروغ می گویند.

حسرت بدون بازگشت

مرحوم علامه طباطبایی ذیل این آیه می فرمایند:« اینکه امام علیه السلام به ایه فَمَا لَنَا مِنْ شَافِعِینَ تمسک کردند دلالت بر این دارد که امام علیه السلام آیه را از نظر مدلول اینگونه بیان می کنند ،یعنی مدلول آیه را وقوع شفاعت دانسته اند با اینکه منکرین شفاعت این آیه را از جمله ادله نفی شفاعت وارد کرده اند لذا اگر به خاطر داشته باشید آن نکته ای که در ذیل آیه :«فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَهُ الشَّافِعِینَ» ۱۸ خاطر نشان کردیم تا اندازه وجه دلالت آیه را بر وقوع شفاعت روشن می کند که مراد خداوند به صرف انکار شفاعت نیست بلکه باید می فرمود :«فَمَا لَنَا مِنْ شَفیع و لا صدیق حمیم » یعنی ما صدیق و دوستداری  دلسوزنداشتیم .

دلالت آیه شریفه 

 پس اینکه در سیاق نفی صیغه جمع را آورده و فرموده :«فَمَا لَنَا مِنْ شَافِعِینَ» معلوم می شود که شفعایی که بودند و جماعتی که بودند از شافعان شفاعت داشته باشند ،نداشتند یعنی شفاعت شافعان درباره ی آنها فایده ای نداشته چون صلاحیت بر شفاعت نداشتند علاوه بر اینکه جمله :«فَلَوْ أَنَّ لَنَا کَرَّهً فَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» قرار گرفته یعنی آرزویی که در مقام حسرت خوردن آنها می باشد که حسرت ارزویی است که می بایست آن را داشته باشند ولی ندارند لذا ایمان باید داشته باشند که به آن شفاعت برسند ولی ندارند لذا حسرت میخورند که ای کاش ما هم دارای آن بودیم معنای اینکه گفته اند اگر ما را برگردانید و ای کاش برمیگشتیم و از مومنین می شدیم تا مانند آنها به شفاعت می رسیدیم پس بنابراین آیه شریفه از ادله ای می باشد که بر وقوع شفاعت دلالت می کند نه بر نفی آن یعنی بر شفاعتی که روز قیامت می باشد و آنها می بینند و بر آن حسرت می خورند .

منابع

۱_سوره مبارکه سجده آیه ۱۷

۲_سوره مبارکه ضحی آیه ۵

۳_سوره مبارکه بینه آیات ۷و۸

۴_سوره مبارکه توبه آیه ۱۲۸

۵_سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۷

۶_سوره مبارکه روم آیه ۳۰

۷_سوره مبارکه طه آیه ۱۰۹

۸_تفسیرقمی ج ۲ ص ۲۰۲

۹_سوره مبارکه زخرف آیه ۸۶

۱۰_سوره مبارکه بقره آیه ۱۴۳

۱۱_تفسیر قمی ج ۲ ص ۲۰۱

۱۲_خصال صفحه ۱۵۶

۱۳_خصال حدیث  باب ثمانیه ص۴۰۷

۱۴_خصال صفحه ۶۲۴

۱۵_روضه کافی ج ۸ حدیث ۱۰

۱۶_فرات کوفی ص ۱۱۳ و ۱۱۴

۱۷_سوره مبارکه شعراء آیات ۱۰۰،۱۰۱،۱۰۲

۱۸_سوره مبارکه مدثر آیه ۴۸

بازدیدها: 13

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1