فهرست مطالب
- 1 شأن نزول آیه
- 2 چگونگی تشریع حج تمتع
- 3 تمامیت در برابر نقصان
- 4 لزوم اجرای تمام حج
- 5 تمامیت به معنای کمال
- 6 مثال برای بحث کمال
- 7 معنای اتمام و تمام در آیه شریفه
- 8 امر خداوند بر تمام کردن حج
- 9 وجه تسمیه حج تمتع
- 10 دلالت آیه بر تشریع حج تمتع
- 11 تمامیت تمتع با انجام عمره
- 12 معانی تمام در زبان عربی
- 13 دلیل استفاده از کلمه تمام
- 14 استفاده از محاورات عرفی
- 15 لزوم ضمیمه کردن عمره به حج
- 16 اهمیت قصد قربت در حج
- 17 ملازمت قصد قربت و قصد امتثال
- 18 معنای أَتِمُّوا در آیه شریفه
- 19 اقسام و انواع حج
- 20 شرح مختصر انواع حج
- 21 حکم بازمانده از حج
- 22 معنای کلمه «الْهَدْیِ»
- 23 منابع
- 23.0.1 فصل اول: فرمان اتمام؛ کمال در عبادت
- 23.0.2 فصل دوم: احصار؛ هنگامی که راه بسته میشود
- 23.0.3 فصل سوم: هدی؛ نماد بندگی و اخلاص
- 23.0.4 فصل چهارم: فدیه؛ جبران برای موارد اضطراری
- 23.0.5 فصل پنجم: تمتّع؛ بهرهگیری از عمره تا حج
- 23.0.6 فصل ششم: روزه؛ جایگزین قربانی برای نیازمندان
- 23.0.7 فصل هفتم: خطاب به غیرساکنان؛ حکمی خاص
- 23.0.8 فصل هشتم: هشدار پایانی؛ تقوا و عذاب شدید
- 23.0.9 هشتاد کلیدواژه ناب و کلیدی:
- 23.1 فصل اول: حج و عمره در آیینه بندگی
- 23.2 فصل دوم: اضطرار در مسیر عبادت
- 23.3 فصل سوم: حج تمتّع و احکام آن
- 23.4 فصل چهارم: تقوا و خشیت الهی
- 23.5 فصل پنجم: پیامهای تربیتی آیه
- 23.6 فصل ششم: ریشههای تاریخی حج
- 23.7 فصل هفتم: تفسیر اهل بیت علیهمالسلام
- 23.8 فصل هشتم: اجتهاد در برابر نص
- 23.9 کلیدواژههای ناب و تداعیگر
تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۱۹۶ جلسه ۲
حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی
جلسه ۲ تفسیر آیه صد و نود و شش
![]()
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ فَمَنِ اعْتَدى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقینَ (۱۹۴)وَ أَنْفِقُوا فی سَبیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ (۱۹۵) وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَریضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَهٌ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَهٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَهِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَهِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَهٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَهٌ کامِلَهٌ ذلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ (۱۹۶)
ماهِ حرام، در برابر ماهِ حرام! (اگر دشمنان، احترام آن را شکستند، و در آن با شما جنگیدند، شما نیز حق دارید مقابله به مثل کنید.) و تمام حرامها، (قابلِ) قصاص است. و (به طور کلّى) هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدّى کنید! و از خدا بپرهیزید (و زیاده روى ننمایید)! و بدانید خدا با پرهیزکاران است! (۱۹۴) و در راهِ خدا، انفاق کنید! و (با ترک انفاق،) خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید! و نیکى کنید! که خداوند، نیکوکاران را دوست مىدارد. (۱۹۵) و حج و عمره را براى خدا به اتمام برسانید! و اگر محصور شدید، (و مانعى مانند ترس از دشمن یا بیمارى، اجازه نداد که پس از احرامبستن، وارد مکه شوید،) آنچه از قربانى فراهم شود (ذبح کنید، و از احرام خارج شوید)! و سرهاى خود را نتراشید، تا قربانى به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)! و اگر کسى از شما بیمار بود، و یا ناراحتى در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) باید فدیه و کفّارهاى از قبیل روزه یا صدقه یا گوسفندى بدهد! و هنگامى که (از بیمارى و دشمن) در امان بودید، هر کس با ختم عمره، حج را آغاز کند، آنچه از قربانى براى او میسّر است (ذبح کند)! و هر که نیافت، سه روز در ایام حج، و هفت روز هنگامى که باز مىگردید، روزه بدارد! این، ده روز کامل است. (البته) این براى کسى است که خانواده او، نزد مسجد الحرام نباشد [اهل مکّه و اطرافِ آن نباشد]. و از خدا بپرهیزید! و بدانید که او، سختکیفر است! (۱۹۶)

تفسیر سوره مبارکه بقره – آیه ۱۹۶
آیه ۱۹۶ . اشاره به برخى از قوانین و جزئیات حج و عمره ۱
حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی
![]()
«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ فَمَنِ اعْتَدى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقینَ (۱۹۴)وَ أَنْفِقُوا فی سَبیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ (۱۹۵) وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَریضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَهٌ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَهٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَهِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَهِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَهٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَهٌ کامِلَهٌ ذلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ (۱۹۶)
ماهِ حرام، در برابر ماهِ حرام! (اگر دشمنان، احترام آن را شکستند، و در آن با شما جنگیدند، شما نیز حق دارید مقابله به مثل کنید.) و تمام حرامها، (قابلِ) قصاص است. و (به طور کلّى) هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدّى کنید! و از خدا بپرهیزید (و زیاده روى ننمایید)! و بدانید خدا با پرهیزکاران است! (۱۹۴) و در راهِ خدا، انفاق کنید! و (با ترک انفاق،) خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید! و نیکى کنید! که خداوند، نیکوکاران را دوست مىدارد. (۱۹۵) و حج و عمره را براى خدا به اتمام برسانید! و اگر محصور شدید، (و مانعى مانند ترس از دشمن یا بیمارى، اجازه نداد که پس از احرامبستن، وارد مکه شوید،) آنچه از قربانى فراهم شود (ذبح کنید، و از احرام خارج شوید)! و سرهاى خود را نتراشید، تا قربانى به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)! و اگر کسى از شما بیمار بود، و یا ناراحتى در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) باید فدیه و کفّارهاى از قبیل روزه یا صدقه یا گوسفندى بدهد! و هنگامى که (از بیمارى و دشمن) در امان بودید، هر کس با ختم عمره، حج را آغاز کند، آنچه از قربانى براى او میسّر است (ذبح کند)! و هر که نیافت، سه روز در ایام حج، و هفت روز هنگامى که باز مىگردید، روزه بدارد! این، ده روز کامل است. (البته) این براى کسى است که خانواده او، نزد مسجد الحرام نباشد [اهل مکّه و اطرافِ آن نباشد]. و از خدا بپرهیزید! و بدانید که او، سختکیفر است! (۱۹۶)
«وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَهٌ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَهٍ أَوْ نُسُکٍ» ۱
شأن نزول آیه
شأن نزول این آیه را مرحوم علامه طباطبایی طبق روایات وارده می فرماید در حجه الوداع بوده ، یعنی آخرین حجی که حضرت انجام دادند که حج خداحافظی ایشان بوده این آیه نازل شده است.
چگونگی تشریع حج تمتع
نزول این آیه در تشریع حج تمتع می باشد ، یعنی قبل از آن حاجی هایی که می رفتند حج تمتع انجام نمی دادند ، یعنی عمره نمی اوردند و بعد تا زمان حج استمتاعی نداشتند لذا این آیه تشریع شد و حج تمتع شروع شد که آخرین حج پیامبر هم بود .
تمامیت در برابر نقصان
می فرماید:«وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ»۲ کلمه «أَتِمُّوا» بحث تمامیت یا ناظر به این است که اجزاء تمام شده ، یعنی یک زمانی تمام در برابر ناقص می باشد یعنی یک چیزی که ده تا جزء دارد و یک جزئش نباشد ناقص می باشد .
لزوم اجرای تمام حج
لذا اینجا می فرماید :«وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهَ»۳ یعنی شما حج را تمام کنید و اجزاء آن را کامل بجا بیاورید ، عمره را کامل بجا بیاورید آن هم «لِلَّـهِ».
تمامیت به معنای کمال
یا اینکه تمامیت به معنای اجزاء نیست بلکه به معنای کمال می باشد ،یعنی وقتی که می فرماید:«وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ»۴ یعنی آن را به کمال برسانید ؛ منتهی چرا کلمه کمال را نیاورده اند و از کلمه اتمام و تمام استفاده کرده اند ؟ از جهت اینکه این کمال به گونه ای می باشد که جزء آن شده است .
مثال برای بحث کمال
مانند گاهی اوقات که می گوییم کسی که عالم نیست ،انسان نیست! در حالی اجزاء انسان علم نیست ولی عالمیت و علم برای انسان به گونه این است که با کلمه اتمام و تمام که می آورند استعاره از این است که یعنی این علم جزء آن شده ،یعنی کمالی می باشد که جزء موجود است و جزئیت پیدا کرده به طوری که اگر نباشد کانه که او ناقص است .
معنای اتمام و تمام در آیه شریفه
این وصف کمال را در اینجا که آورده اند به معنای استعاره ای نیست ، گفتیم که به معنای کمال باشد و به معنای این باشد که کمال جزء ان شده باشد ، نیست بلکه اینجا به معنای این است که این حج را تمام کنید ، عمره را تمام کنید «لِلَّـهِ» که بخواهد بگوید تمامیت آن و کامل شدن آن از جهت اجزاء این است که قربهً الی الله باشد که دیروز کلمه «لِلَّـهِ» را توضیح دادیم که به چه معنایی است .
امر خداوند بر تمام کردن حج
جمله «وَ أَتِمُّوا» امر است ، امر حاضر هم ظهور در وجوب دارد ؛ یعنی اگر کسی برای اعمال حج رفت باید تمام کند سپس فرمود :« وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهَ»۵ با چه چیزی تمام می کنید ؟ این او در جمله واو معی است یعنی حج و عمره با هم کامل میشوند ؛ یعنی تشریع حج تمتع و حج قِران و افراد نیست .
وجه تسمیه حج تمتع
چرا به آن حج تمتع گفته می شود؟ چون فاصله میان عمره که با ورود حاجی ها که چه حاجی هایی هستند که عمره انجام می دهند؟ کسانی که اهل خود مکه نیستند آنها وقتی می آیند عمره انجام می دهند با ورودشان و از احرام در می آیند و مُحل می شوند لذا زمانی که وارد مکه شدند و عمره انجام دادند و به واسطه تقصیر از احرام محل شدند میتوانند استمتاع از زوجه و زوج داشته باشند .
دلالت آیه بر تشریع حج تمتع
لذا « وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهَ»۶ دلالت بر تشریع حج تمتع دارد که قبل از حجه الوداع کسی حج تمتع انجام نمیداده لذا واو در این آیه معی می باشد یعنی حج را با عمره تمام کنید .
تمامیت تمتع با انجام عمره
پس بنابراین « وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهَ»۷ این تمامیت در حج تمتع بر این است که عمره یک جزئی از حج تمتع می شود ؛ حج تمتعی که می گویند با عمره حج تمتع می باشد نه کمالش باشد پس استعاره از کمال در اینجا استفاده نمی شود .
معانی تمام در زبان عربی
بحث «وَ أَتِمُّوا» کلمه تمام بود گفتیم کلمه تمام وقتی در زبان عربی استفاده می شود گاهی اوقات بدین دلیل است که جزء را بیاورید که ناقص نباشد یعنی تمام در برابر نقص است اما گاهی تمام به معنای کمال و تکامل می باشد و اگر به این معنا باشد و تمام را بیاوریم ،استعاره از کمال است .
دلیل استفاده از کلمه تمام
چرا کلمه کمال را نمی آورند و کلمه تمام را آوردند ؟ هر جا این کلمه وارد شده باشد به این معناست که آن جزئی که به معنای کمال می آید به گونه ای این است که جزء ان گرچه نیست اما به گونه ای می باشد که برای ان جزئیت پیدا کرده است .
استفاده از محاورات عرفی
مثلا علم داشتن انسان و عالم بودن او را جزء کمالات انسان می دانند منتهی گاهی اوقات در محاوره عرفی داریم کسی که علم ندارد انسان نیست ، نه اینکه اجزاء انسان را ندارد بلکه اجزاء انسان را دارد اما این علم و عالم بودن به گونه ای می باشد که باید در وجود انسان باشد لذا این کمال برای او جزئیت پیدا کرده است .
لزوم ضمیمه کردن عمره به حج
جمله «الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهَ»۸ این حج را به عمره ضمیمه کردن تمامیت پیدا می کند که حج تمتع می شود که جزء آن است و اگر حج را کسانی که اهل مکه نیستند بروند و حج تمتع انجام ندهند آن حجشان صحیح نیست و ناقص است پس «وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهَ لِلَّـه»۹ تمامیت این حج به این است که همراهش کنید با عمره و هم حج و هم عمره را «لِلَّـه» انجام دهید .
اهمیت قصد قربت در حج
در حج و عمره باید قصد قربت باشد یعنی هر دو تعبدی هستند و جزء عبادیات می باشد ، چون می دانید که واجبات دو دسته هستند : یک دسته عبادی و دسته دیگر توصلی هستند ؛ عبادیات قصد قربت می خواهند و آنهایی که قصد قربت نمی خواهد آنچه که انسان مأمور می باشد به آوردن فعل و امتثال بالفعل است اما آنهایی که عبادی هستند امتثال با قصد قربت است .
ملازمت قصد قربت و قصد امتثال
قصد قربت همان قصد امتثال هم می شود که بحثی وجود دارد که آیا درست است این معنا یا خیر که جای خود بحث می شود ، مسلم این است که اگر ما فعلی را که عبادی است بی توجه و غافلا بجا بیاوریم باطل است یعنی اگر توجه به قصد قربت آن نداشته باشیم که کسانی که میگویند قصد قربت همان قصد امتثال مولی است آن معنا می شود در اینجا .
معنای أَتِمُّوا در آیه شریفه
بنابراین «وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهَ»۱۰ این بحث تمامیت به معنای استعاره ای از کمال نیست بلکه اینجا معنای آوردن حج همراه با عمره می باشد که بحث تمام شدن اجزاء است ؛ ان هم «لِلَّـه» باشد که این را دیروز عرض کردیم .
اقسام و انواع حج
در ادامه خداوند متعال می فرماید:«فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ»۱۱ آن بحث حج یک اشاره کنیم و زود رد نشویم ؛ آنچه که مسلم است حج سه قسم و نوع است:
شرح مختصر انواع حج
اول حج تمتع است که در حجه الوداع تشریع شد ، دوم حج قران است و سوم حج افراد است که حج قران و افراد برای آنهایی است که یا دیر می رسند به حج یا آنهایی که در خود مکه هستند و در حج تمتع عمره قرار دارد اما نه به اجزاء عمره مفرده .
حکم بازمانده از حج
آنچه که مسلم می باشد در جمله«فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ»۱۲ اگر کسی آمد و حج را خواست انجام دهد اما در انجام حج برای او دردسری درست شد که نتوانست ، محصور و محبوس شد به گونه ای شد که از انجام حج بازماند پس «فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ» ۱۳
معنای کلمه «الْهَدْیِ»
کلمه «الْهَدْیِ» به معنای هدیه است منتهی در این آیه به معنای قربانی می باشد که «الْهَدْیِ» به معنای تحفه ، هدیه ، پیش فرستادن مثلا وقتی که شما از مکه می ایید و چمدان های شما را می آورند به اینها «الْهَدْیِ» گویند .
منابع
۱_ سوره بقره آیه ۱۹۶
۲_ سوره بقره آیه ۱۹۶
۳_ سوره بقره آیه ۱۹۶
۴_ سوره بقره آیه ۱۹۶
۵_ سوره بقره آیه ۱۹۶
۶_ سوره بقره آیه ۱۹۶
۷_ سوره بقره آیه ۱۹۶
۸_ سوره بقره آیه ۱۹۶
۹_ سوره بقره آیه ۱۹۶
۱۰_ سوره بقره آیه ۱۹۶
۱۱_سوره بقره آیه ۱۹۶
۱۲_ سوره بقره آیه ۱۹۶
۱۳_ سوره بقره آیه ۱۹۶
فصل اول: فرمان اتمام؛ کمال در عبادت
این آیه شریفه با فرمانی قاطع و جامع آغاز میشود که تمامی زوایای یک عبادت بزرگ را در بر میگیرد. «أَتِمُّوا» تنها به معنای انجام دادن نیست، بلکه به معنای به سرانجام رساندن و کامل کردن است.
نیّت خالصانه؛ شرط صحت عبادت
جمله «لِلَّهِ» که بلافاصله پس از فرمان اتمام میآید، اساس و بنیان تمامی اعمال حج و عمره را مشخص میکند. این عبارت کوتاه، یادآور میکند که تنها انگیزه قابل قبول در این سفر معنوی، تقرّب به پیشگاه الهی است، نه انگیزههای مادی، اجتماعی یا سیاحتی.
حج و عمره؛ دو عبادت توأمان
ذکر همزمان حج و عمره در کنار یکدیگر، نشان از پیوند ناگسستنی این دو فریضه دارد. این دو، همچون اذان و اقامه، دو عمل مستقل اما مکمّل یکدیگر هستند که با هم معنا و کمال مییابند.
فصل دوم: احصار؛ هنگامی که راه بسته میشود
تشریع احکام الهی، همیشه با درنظرگیری شرایط و موانع پیشروی بندگان همراه است. احصار یا محصور شدن، یکی از این شرایط غیرمنتظره است.
مفهوم احصار در راه خدا
«إحصار» تنها به معنای گیر افتادن در محاصره دشمن نیست، بلکه هر مانع مشروعی—از جمله بیماری، ترس جانی یا موانع امنیتی—که انجام مناسک را غیرممکن کند، مصداق احصار است. این نشاندهنده نرمش و واقعبینی شریعت اسلام است.
راه حل الهی برای رهایی از احصار
در چنین شرایطی، حکم الهی تخفیف است، نه تعطیلی. فرد محصور میبایست «مَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ»؛ یعنی هر مقدار از قربانی که برایش میسّر است را ذبح کند تا از احرام خارج شود. این عمل، نمادی از اجرای فرمان تا حد امکان است.
فصل سوم: هدی؛ نماد بندگی و اخلاص
قربانی یا «هدی»، قلب تپنده بسیاری از احکام حج است و نقش محوری در خروج از احرام و تکمیل مناسک ایفا میکند.
انتظار برای رسیدن هدی به محلش
حکم «لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ» تأکیدی بر نظم و ترتیب در اجرای مناسک است. تراشیدن موی سر—که نشانه خروج از حالت احرام است—نباید قبل از ذبح قربانی انجام شود. این انتظار، نماد صبر و дисциплиن بنده در برابر فرمان خداوند است.
قربانی؛ نشانه تسلیم محض
ذبح قربانی، تجلیگاه مفهوم تسلیم در برابر اراده الهی است. این عمل، یادآور داستان حضرت ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) است و نشان میدهد که مؤمن واقعی، حتی عزیزترین دارایی خود را در راه رضای خدا فدا میکند.
فصل چهارم: فدیه؛ جبران برای موارد اضطراری
تشریع فدیه یا کفّاره، نشانه دیگری از لطف و رحمت بیپایان پروردگار است که برای موارد اضطرار و عذر شرعی در نظر گرفته شده است.
شرایط وجوب فدیه
اگر شخصی به دلیل بیماری یا وجود آزار و اذیت در سر (مانند شپش یا زخم) ناچار شود پیش از موعد مقرر، موی سر خود را بتراشد، مشمول این حکم میشود. اینجا نیز قانونِ «الضروریات تبیح المحذورات» حاکم است.
انواع کفّاره؛ تنوع در عبادت
فدیه میتواند به سه شکل انجام پذیرد: روزه، صدقه دادن یا ذبح یک قربانی (نسک). این تنوع، امکان جبران را برای افراد با شرایط اقتصادی مختلف فراهم میکند و بر کاربردی بودن دین اسلام تأکید میورزد.
فصل پنجم: تمتّع؛ بهرهگیری از عمره تا حج
حج تمتّع، یکی از انواع حج است که ویژه کسانی است که ساکن مکه نیستند و ترکیبی زیبا از عمره و حج را ارائه میدهد.
ویژگی حج تمتّع
در این نوع حج، شخص ابتدا عمره به جا میآورد و از احرام خارج میشود (از این رو به آن «تمتّع» یا بهرهگیری میگویند) و سپس در روز هشتم ذیالحجه برای انجام مناسک حج، مجدداً محرم میشود.
حکم قربانی در حج تمتّع
بر هر کس که حج تمتّع به جا میآورد، واجب است که قربانی کند («فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ»). این قربانی، نشانه تشکر از نعمت بهرهگیری از این دو عبادت و کمک به فقراست.
فصل ششم: روزه؛ جایگزین قربانی برای نیازمندان
اسلام برای کسانی که توان مالی ذبح قربانی را ندارند، راه جایگزین و آسانی قرار داده است تا هیچ کس به دلیل فقر، از ادای این فریضه بازنماند.
چگونگی جایگزینی روزه
اگر شخصی توانایی مالی برای قربانی نداشت، میبایست سه روز در ایام حج (ترجیحاً روزهای هفتم، هشتم و نهم ذیالحجه) و هفت روز پس از بازگشت به وطن خود روزه بگیرد. این ده روز، یک دوره کامل و کافی برای جبران است.
عدالت الهی در تشریع احکام
این حکم، تجلیگاه عدالت و رحمت الهی است. خداوند از بندگانش بیش از حد تواناییشان تکلیف نمیخواهد و برای هر مشکلی، چارهای آسان و قابل دسترس فراهم کرده است.
فصل هفتم: خطاب به غیرساکنان؛ حکمی خاص
آیه شریفه به صراحت بیان میکند که احکام ذکرشده مربوط به حج تمتّع، ویژه کسانی است که ساکن مکه و حوالی مسجدالحرام نیستند («لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ»).
تفاوت تکلیف ساکنان و غیرساکنان
ساکنان مکه که به کعبه دسترسی آسان دارند، مشمول این احکام خاص نمیشوند و تکالیف دیگری برای حج آنان وضع شده است. این تفاوت، نشان از حکمت و تدبیر الهی در تشریع احکام بر اساس شرایط متفاوت افراد دارد.
فصل هشتم: هشدار پایانی؛ تقوا و عذاب شدید
آیه با دو فرمان کلیدی و یک هشدار جدی به پایان میرسد که گویی جمعبندی تمامی مطالب پیشین است.
پرواپیشگی؛ روح حاکم بر تمام مناسک
فرمان «وَ اتَّقُوا اللَّهَ» در پایان آیه، تأکید میکند که روح و اساس تمام این اعمال ظاهری و مناسکdetailed، باید تقوای الهی باشد. بدون تقوا، این اعمال میتوانند به ظاهری بیروح تبدیل شوند.
هشدار به متغیران احکام الهی
جمله پایانی «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ» یک هشدار الهی به کسانی است که ممکن است بخواهند در احکام و شرایع الهی—که از سوی خداوند و پیامبر(ص) تشریع شده دست ببرند یا آن را تغییر دهند. این هشدار، همگان را به بازگشت به سنت اصیل اسلامی فرا میخواند.
هشتاد کلیدواژه ناب و کلیدی:
حج, عمره, اتمام, کمال, عبادت, نیّت, خلوص, قربت, الهی, احصار, محصور, مانع, بیماری, ترس, دشمن, تخفیف, قربانی, هدی, ذبح, احرام, تراشیدن مو, محل قربانی, صبر, تسلیم, فدیه, کفاره, بیماری, اضطرار, روزه, صدقه, نسک, تمتّع, بهرهگیری, عمره تمتع, قربانی تمتع, توان مالی, نیازمندی, روزه جایگزین, عدالت, رحمت, غیرساکن, ساکن مکه, مسجدالحرام, حکمت, تدبیر, تقوا, پروا, هشدار, عذاب شدید, تشریع, احکام, تغییر, سنت, اسلامی, مناسک, طواف, سعی, عرفات, مشعر, منا, رمی جمرات, احرام, محرمات احرام, تلبیه, تقصیر, موقف, میقات, کعبه, بیت الله الحرام, شعائر الله, ابراهیم(ع), اسماعیل(ع), تسلیم, اخلاص, عرفات, وقوف, رمی, جمره, ذی الحجه, ایام تشریق, عید قربان, مناسک, روح عبادت, ظاهر و باطن
فصل اول: حج و عمره در آیینه بندگی
مفهوم بندگی در مناسک حج
حج و عمره، دو عبادت بزرگ در اسلاماند که هدف نهاییشان تحقق بندگی خالصانه برای خداوند است. آیه ۱۹۶ سوره بقره با فرمان «وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهَ لِلَّهِ» آغاز میشود؛ تأکیدی بر اینکه این اعمال باید با نیت الهی و برای رضای خداوند انجام شوند.
تفاوت حج و عمره
حج، عبادتی زمانمند و واجب است که در ایام خاصی از سال انجام میشود؛ در حالیکه عمره، زیارتی مستحب یا واجب است که در طول سال امکان انجام آن وجود دارد. هر دو با احرام آغاز میشوند و طواف، سعی، و قربانی از اجزای مشترک آنهاست.
احرام: آغاز سفر روحانی
احرام، نقطه شروع این سفر معنوی است. پوشیدن لباس ساده و سفید، نشانهای از ترک تعلقات دنیوی و ورود به فضای بندگی است.
فصل دوم: اضطرار در مسیر عبادت
موانع اضطراری در حج
گاهی شرایطی مانند بیماری یا ترس از دشمن، مانع از انجام کامل مناسک حج میشود. در چنین مواردی، اسلام راهکارهایی برای خروج از احرام و جبران اعمال ارائه کرده است.
قربانی در حالت اضطرار
اگر فردی در حالت احرام دچار مانع شود، باید آنچه از قربانی برایش میسر است، تقدیم کند. این قربانی، نماد تسلیم و جبران است.
ممنوعیت تراشیدن مو پیش از قربانی
تا زمانی که قربانی به محل ذبح نرسیده، تراشیدن مو ممنوع است. این حکم، نشانهای از احترام به مناسک و ترتیب شرعی آنهاست.
کفاره برای بیماری یا آسیب
اگر فردی به دلیل بیماری یا آسیب در سر، مجبور به تراشیدن مو شود، باید کفارهای از روزه، صدقه یا قربانی بپردازد. این کفاره، جبران خللی است که در مناسک ایجاد شده.
فصل سوم: حج تمتّع و احکام آن
تعریف حج تمتّع
حج تمتّع، نوعی از حج است که با عمره آغاز میشود و پس از فاصلهای، حج انجام میگیرد. این نوع حج مخصوص کسانی است که ساکن مکّه نیستند.
قربانی در حج تمتّع
در حج تمتّع، قربانی واجب است؛ مگر آنکه فرد توان مالی نداشته باشد. در این صورت، روزه جایگزین قربانی میشود.
روزه به جای قربانی
اگر قربانی ممکن نباشد، سه روز روزه در ایام حج و هفت روز پس از بازگشت واجب است. این ده روز، کفارهای کامل برای عدم قربانی است.
شرط سکونت برای حج تمتّع
این نوع حج، مخصوص کسانی است که خانوادهشان ساکن مسجدالحرام نیستند. ساکنان مکّه، نوع دیگری از حج را انجام میدهند.
فصل چهارم: تقوا و خشیت الهی
تقوا در مناسک حج
در پایان آیه، فرمان «وَاتَّقُوا اللَّهَ» آمده است؛ یادآوری اینکه تقوا باید در تمام مراحل حج رعایت شود. تقوا، روح عبادت و محافظ اعمال است.
یادآوری عقوبت الهی
عبارت «وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ» هشدار جدی به کسانی است که در احکام الهی سهلانگاری میکنند. شناخت شدت عقوبت الهی، زمینهساز تقواست.
فصل پنجم: پیامهای تربیتی آیه
وجوب اتمام عبادت
عبادت نیمهکاره پذیرفته نیست. حج باید کامل انجام شود؛ زیرا بندگی ناقص، نشانه بیتوجهی به فرمان الهی است.
نیت الهی در عبادت
حج و عمره باید برای خداوند انجام شوند، نه برای گردشگری یا شهرت. نیت، معیار ارزش عبادت است.
آسانگیری در احکام
اسلام در احکام خود، سختگیری نمیکند. در شرایط اضطراری، تخفیفهایی در احکام حج وجود دارد.
مکانمندی عبادات
برخی عبادات، وابسته به مکان خاصیاند. قربانی باید در محل مخصوص خود انجام شود تا مشروعیت یابد.
جبران در شرایط خاص
در صورت بروز مانع، فرد باید با کفاره، خلأ ایجادشده را جبران کند. این جبران، نشانه مسئولیتپذیری در بندگی است.
فصل ششم: ریشههای تاریخی حج
حج در زمان ابراهیم
حج، عبادتی است که از زمان حضرت ابراهیم علیهالسلام پایهگذاری شد و در میان عرب رایج بود. اسلام این سنت را تأیید و تثبیت کرد.
استمرار حج تا قیامت
حج، عبادتی است که تا روز قیامت باقی خواهد ماند. این استمرار، نشانه اهمیت و جایگاه آن در دین اسلام است.
عمره در فرهنگ اسلامی
عمره، زیارتی است که با احرام آغاز میشود و طواف و سعی دارد. این عمل، مکمل حج و نشانه عشق به خانه خداست.
فصل هفتم: تفسیر اهل بیت علیهمالسلام
حج کامل از نگاه امامان
امامان معصوم، حج کامل را حجی دانستهاند که در آن گناه، نزاع، و سخن زشت نباشد. حج واقعی، حجی است که انسان را به پاکی و قرب الهی برساند.
ملاقات امام زمان
در برخی روایات آمده است که حج کامل، حجی است که در آن انسان توفیق ملاقات امام زمان را پیدا کند. این دیدار، اوج بندگی و سعادت است.
فصل هشتم: اجتهاد در برابر نص
ممنوعیت عمره تمتّع توسط خلفا
برخی خلفا، به اجتهاد خود عمره تمتّع را ممنوع کردند؛ در حالیکه این اجتهاد، در برابر نص صریح قرآن بود. چنین اجتهادی، فاقد اعتبار شرعی است.
هشدار نسبت به تغییر احکام
تغییر در احکام الهی، موجب عقوبت شدید است. آیه با عبارت «شَدِیدُ الْعِقَابِ» هشدار میدهد که تحریف احکام، پیامد سنگینی دارد.
کلیدواژههای ناب و تداعیگر
حج, عمره, احرام, قربانی, فدیه, صیام, صدقه, نسک, مسجدالحرام, تقوا, عقوبت, بیماری, اضطرار, طواف, سعی, احکام, عبادت, بندگی, نیت, اخلاص, کفاره, ذبح, محرمات, طهارت, پاکی, زیارت, مناسک, ابراهیم, اسلام, امت, خلفا, اجتهاد, نص, شریعت, قرآن, آیه, بقره, هدایت, خشیت, ایمان, اعمال, سفر, مکان, زمان, روزه, سهروز, هفتروز, دهروز, کامل, مکّه, اهلبیت, امام, امام زمان, ملاقات, گناه, نزاع, سخنزشت, تغییر, تحریف, هشدار, فرمان, اطاعت, قربت, عبادات, ساکنان, غیرمقیم, تمتع, قِران, افراد, زیارت, اذان, اقامه, هدْی, محل, ذبح, احکام اضطراری, جبران, تسلیم, توفیق, سعادت, سنت, استمرار, قیامت
۱۴۰۲-۰۸-۰۳-۰۳-۱۹۶٫mp3
تفسیر رضوان سلسله دروس تفسیر حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یداله رضوانی