۞ امام علی (ع) می فرماید:
امام صادق عليه السلام فرمود: مسلمان برادر مسلمان اسـت بـه او ظلم نمى كند و وی را خوار نمى سازد و غیبت وی را نمى كند و وی را فریب نمى دهد و محروم نمى كند. ‌وسائل الشيعه 8: 597 ‌

موقعیت شما : صفحه اصلی » تفسیر آیات 101 تا 110
  • شناسه : 5473
  • 11 ژوئن 2023 - 18:40
  • 75 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : تفسیر رضوان
  • منبع : حوزه علمیه اصفهان
آیه ۱۰۱ | پیمان‏ شکنى یهود
آیه 101 | پيمان‏ شكنى يهود و برخورد منفى آنان با كتاب آسمانى‏

آیه ۱۰۱ | پیمان‏ شکنى یهود

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۱ جلسه ۱ حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی ۱ جلسه تفسیر آیه صدو یکم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ مَنْ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ (۹۸) وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ آیاتٍ بَیِّناتٍ وَ ما یَکْفُرُ بِها إِلاَّ الْفاسِقُونَ […]

تفسیر سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۱ جلسه ۱

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

۱ جلسه تفسیر آیه صدو یکم

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

مَنْ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ (۹۸) وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ آیاتٍ بَیِّناتٍ وَ ما یَکْفُرُ بِها إِلاَّ الْفاسِقُونَ (۹۹) أَ وَ کُلَّما عاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ فَریقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یُؤْمِنُونَ (۱۰۰) وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ نَبَذَ فَریقٌ مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ کِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ کَأَنَّهُمْ لا یَعْلَمُونَ (۱۰۱)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

هر که با خدا و فرشتگان و رسولانش و جبرئیل و میکائیل دشمن باشد [کافر است‏]، و بى‏تردید خدا دشمن کافران است. (۹۸)  و یقینا به سوى تو آیاتى روشن نازل کردیم، و به آنها جز فاسقان کافر نمى‏شوند. (۹۹) آیا چنین نیست که هرگاه یهود پیمانى [با خدا و رسولانش‏] بستند، گروهى از آنان، آن را شکستند؟ [آنان نه فقط عهد شکنند] بلکه بیشترشان ایمان نمى‏آورند. (۱۰۰) و زمانى که فرستاده‏اى از سوى خدا به سویشان آمد که تصدیق کننده کتابى است که با آنان است، گروهى از آنان که [دانش‏] کتاب به آنان داده شده بود [با کمال گستاخى‏] کتاب خدا را پشت سر انداختند [و با آن به مخالفت برخاستند]، گویى نمى‏دانند [که کلام خداست‏]. (۱۰۱)

 

 

http://bayanbox.ir/view/5122040553263843431/poster4.jpg

تفسیر سوره مبارکه بقره – آیه  ۱۰۱

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ یدالله رضوانی

http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ اللَّعینِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ اللَّعنَهُ الدَّائِمَهُ عَلَی أعْدائِهِمْ مِنَ الآنِ إلِی قِیامِ یَومِ الدِّینِ».

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

مَنْ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ (۹۸) وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ آیاتٍ بَیِّناتٍ وَ ما یَکْفُرُ بِها إِلاَّ الْفاسِقُونَ (۹۹) أَ وَ کُلَّما عاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ فَریقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یُؤْمِنُونَ (۱۰۰) وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ نَبَذَ فَریقٌ مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ کِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ کَأَنَّهُمْ لا یَعْلَمُونَ (۱۰۱)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

هر که با خدا و فرشتگان و رسولانش و جبرئیل و میکائیل دشمن باشد [کافر است‏]، و بى‏تردید خدا دشمن کافران است. (۹۸)  و یقینا به سوى تو آیاتى روشن نازل کردیم، و به آنها جز فاسقان کافر نمى‏شوند. (۹۹) آیا چنین نیست که هرگاه یهود پیمانى [با خدا و رسولانش‏] بستند، گروهى از آنان، آن را شکستند؟ [آنان نه فقط عهد شکنند] بلکه بیشترشان ایمان نمى‏آورند. (۱۰۰) و زمانى که فرستاده‏اى از سوى خدا به سویشان آمد که تصدیق کننده کتابى است که با آنان است، گروهى از آنان که [دانش‏] کتاب به آنان داده شده بود [با کمال گستاخى‏] کتاب خدا را پشت سر انداختند [و با آن به مخالفت برخاستند]، گویى نمى‏دانند [که کلام خداست‏]. (۱۰۱)

 

وَلَمَّا جَآءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِیقٌ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ کِتَابَ اللَّهِ وَرَآءَ ظُهُورِهِمْ کَأَنَّهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ۱

مراد از کلمه رسول

کلمه «رَسُولٌ» در این آیه مبارکه و «وَلَمَّا جَآءَهُمْ» مرجع ضمیر به یهود و بنی اسرائیل بر می گردد و منظور از «رَسُولٌ» ،رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم و پیامبر خاتم می باشد و مراد از «مِنْ عِنْدِ اللَّهِ»۲ این است که از جانب خداوند معجزات می آورد از جمله خود قران می باشد و «مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ»۳ یعنی تصدیق کننده هر آنچه که در دست یهود و نصاری بود

کامل کننده ادیان گذشته

البته آنچه که در دست انها می باشد یعنی «من التوراه و الانجیل» و کتب آسمانی لذا آنچه که پیامبر تصدیق کننده است ،انبیاء و کاب سلف انها و آنچه که آنها اورده اند برای جامعه بشریت می باشد که خاتم و کامل کننده انها خود پیامبر می باشد که در این ایه «رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ»۴ است.

تجزیه و ترکیب جمله «مَعَهُمْ»

البته عرض کردیم که «مَعَهُمْ» نه اینکه هر چه که با آن‌ها می باشد بلکه منظور آنچه که من الله بوده و در دست انبیاء بوده و الا آنچه که تحریف شده در دست آنها ، منظور نمی باشد و کلمه «لِمَا» لام جاره و مای موصوله می باشد که در محل جر واقع شده و «مَعَهُمْ» نیز  ظرف است و صله «ما» موصوله می باشد که مراد از «لِمَا مَعَهُمْ» گفتند یعنی آنچه که نزد انها می باشد و مسلم و از طرف خداوند و انبیاء است .

قول مرحوم طیب پیرامون جمله «مَعَهُمْ»

مرحوم طیب اصفهانی می فرمایند «لِمَا مَعَهُمْ» یعنی انچه که فی الجمله از انها می باشد چونکه خیلی از مطالب تحریف شده و  حضرت رسول اکرم مصدق آنها نیست .

بشارت ادیان گذشته بر پیامبر خاتم

یک سری مطالب که خصوصا مد نظر می باشد بر «مُصَدِّقٌ» بحث بشارت هایی است که در کتب انبیاء قبلی پیرامون خود پیامبر و ظهور ایشان بشارت داده اند و در واقع بشارت هایی که از طرف پیامبران قبلی بر آمدن پیامبر خاتم ،اورده اند و بیان کرده اند .

تفسیر کلمه «نَبَذَ»

در ادامه آیه  خداوند متعال می فرماید :«نَبَذَ فَرِیقٌ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ کِتَابَ اللَّهِ وَرَآءَ ظُهُورِهِمْ»۵ کلمه «نَبَذَ» را قبلا گفتیم که یعنی آنها بی اعتنای به آن می باشند که بحث منابذه را دیروز عرض کردیم که آنها می امدند و با اشاره ریگ انداختن معامله ای را صورت می دادند که آن معامله ، جزء معمالات حرام بوده لذا کلمه «نَبَذَ» را که در اینجا می فرمایند یعنی گروهی از قوم یهود هستند که کتاب خداوند را در واقع پشت سر خود انداختن و توجهی به آن نکردند و از ان بی اعتنا گذشتند ، لذا فرمود:«فَرِیقٌ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ»۶ یعنی از گروه و فرقه  هایی بودند که کتاب به انها داده شده بود که منظور یهودیان و نصرانی ها می باشد.

مراد از «کِتَابَ اللَّهِ»

در این آیه شریفه جمله «کِتَابَ اللَّهِ» بیان شده که در واقع انها «کِتَابَ اللَّهِ» را «نَبَذَ» که مراد از «کِتَابَ اللَّهِ» قران است البته بعضا گفته اند تورات و انجیل می باشد ولینسبت به انچه که به پیامبر خاتم قران گفته شده بود که انها را «نَبَذَ» کردند .

قول مرحوم طیب پیرامون «کِتَابَ اللَّهِ»

مرحوم طیب اصفهانی پیرامون کلمه «نَبَذَ» می فرمایند که منظور از آن یعنی انکار کردند ، از آن دوری کردند و نسبت به آن بی اعتنا شدند و در واقع کفر آنها بود نسبت به کتاب الهی ،یعنی انها این کتاب را کتاب الهی و کتابی که در واقع منزل تورات و انجیل همین کتاب را نازل نموده ، ندانستند که نسبت به آن بی اعتنا شده و کفر ورزیدند و منظور از «کِتَابَ اللَّهِ» در واقع همان قران کریم می باشد .

بی اعتنایی و ندانستن بنی اسرائیل

در انتهای آیه شریفه خداوند متعال می فرماید:«کَأَنَّهُمْ لَا یَعْلَمُونَ»۷ یعنی مثل اینکه نمی دانند یا به بیان دیگر یعنی می دانند بشارت این کتاب قران قبلا در تورات و انجیل بوده اما آنها «نَبَذَ» و بی اعتنایی کردند و کفر ورزیدند .

وجوه بسیار در تفسیر آیه یکصد و دوم

آیه یکصد و دوم سوره مبارکه بقره یکی از ایاتی است که بسیار مهم می باشد در تفسیر و یعنی اگر در تفسیر ایات قران وارد شویم یکی از آیات بسیار مشکل در تفسیر می باشد و تفسیر های مختلف و احتمالات بسیار زیادی را در این آیه گفته اند و در یک بیانی که مرحوم علامه بیان فرموده است و من حساب کرده ام عدد ان بالا می باشد یعنی من حساب کرده ام که احتمالات در آیه چه مقدار می باشد فکر می کنم حدود دوازده ملیون می‌شد اما مرحوم طیب می فرمایند یک ملیون دویست و شصت هزار احتمال در تفسیر  این ایه می باشد .

نحوه اختلاف در آیه یکصد و دوم

ده به توان چهار که ده را ده بار در هم ضرب کنیم بعد ضربدر سه به توان نه که ده به توان چهار نتیجه اش صدهزار می باشد و سه به توان نه نتیجه اش پنجاه و نه هزار و چهل و نه می شود که بنده حساب کردم که مجموع اعداد ضربدر چهار می شود که عددی که من نتیجه گرفته ام در اینجا بیست و سه ملیون و ششصد و نوزده هزار و ششصد است لذا اعدادی که مرحوم طیب اصفهانی زده بودند و بنده حساب کردم این عدد نتیجه اش شد البته این احتمالات که گفته اند ،چهارده احتمال است که در هر احتمال آن چند وجه موجود می باشد که هر کدام از احتمالات را ما بیان می کنیم .

آیه یکصد و دوم سوره بقره

وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیَاطِینُ عَلَىٰ مُلْکِ سُلَیْمَانَ ۖ وَمَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَٰکِنَّ الشَّیَاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَآ أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ ۚ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّىٰ یَقُولَآ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَهٌ فَلَا تَکْفُرْ ۖ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ ۚ وَمَا هُمْ بِضَآرِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلَا یَنْفَعُهُمْ ۚ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنْ خَلَاقٍ ۚ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِٓ أَنْفُسَهُمْ ۚ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ ۸

اختلاف اول در تفسیر آیه

بنده این چهار ده وجه را می گویم و فردا هر کدام را از ان تفاسیر را می گویم : در این آیه اولین اختلاقی که کرده اند در مرجع ضمیر «وَاتَّبَعُوا» می باشد که چه کسانی «وَاتَّبَعُوا»؟  آیا یهودیان زمان حضرت  سلیمان می باشند ؟ یا یهودیان زمان رسول الله می باشند؟ یا همه یهودیان هستند ؟

اختلاف دوم در تفسیر آیه

دومین اختلاف در کلمه «تَتْلُو» می باشد که این کلمه به چه معنایی می باشد ؟ آیا به معنای پیروی کردن از آنچه را که شیطان از آن پیروی میکند و به آن عمل می کند ؛که هر کدام از این ها وجه می شود که اگر یادتان باشد گفتیم در ادبیات  چیز هایی که دلالت بر اقسام می کند کلمات«أو،أم،إمّا ، واو به معنای أو و قَد تقلیلیه» می باشد که همه اینها در ذیل سوره مبارکه بقره آیه صد و دوم مرحوم علامه طباطبایی ، اینگونه بیان می کند .

اختلاف سوم در تفسیر آیه

وجه سوم این است که منظور از شیاطین ، کدام شیاطین می باشند ؟ آیا شیاطین جن هستند ؟ آیا شیاطین انس هستند ؟ یا منظور شیاطین جن و انس می باشند ؟

اختلاف چهارم در تفسیر آیه

اختلاف چهارم در این موضوع می باشد که «عَلَىٰ مُلْکِ سُلَیْمَانَ»۹ به چه معنایی می باشد؟  آیا معنایی که در عهد ملک سلیمان حساب کنیم ،می باشد ؟ یا همان ظاهر کلام با استعلایی که با کلمه «عَلَىٰ» بیان شده، آن معنا می باشد ؟ یا معنای آن عهد ملک سلیمان می باشد ؟ که این اختلافی است .

اختلاف پنجم در تفسیر آیه

اختلاف پنجم در جمله «وَلَٰکِنَّ الشَّیَاطِینَ کَفَرُوا»۱۰ که آیا شیاطین به این جهت کافر شدند که سحر را برای مردم استخراج کنند ؟ یا برای این بوده که سحر را به حضرت سلیمان نسبت دهند ؟ یا «کَفَرُوا» أی سَحَروا یعنی سحر کردند ؟

اختلاف ششم در تفسیر آیه

اختلاف ششم در جمله «یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ»۱۱ که آیا رسما سحر را به مردم آموختند ؟ یا استخراج آن را یاد دادند ؟ یا اینکه سحر را زیر تخت حضرت سلیمان مدفون کردند و اعمال کردند ؟

اختلاف هفتم در تفسیر آیه

اختلاف هفتم در این است که جمله «وَمَآ أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ»۱۲ به چه معنایی است ؟ آیا حرف «ما» در این جمله موصوله است ؟ یا عطف بر ما موصوله در جمله «مَا تَتْلُو» می باشد ؟ یا موصوله و عطف بر کلمه «السِّحْرَ» است و معنایش این است که به مردم آنچه را که بر دو ملک نازل شد یاد دادند؟ یا اینکه حرف «ما» موصوله نیست و نافیه می باشد ؟

اختلاف هشتم در تفسیر آیه

اختلاف هشتم آنها در معنای إنزال است که آیا منظور از نازل کردن ،نازل کردن از آسمان بوده یا نازل کردن از بلندی های زمین بوده ؟

اختلاف نهم در تفسیر آیه

اخلاف نهم آنها در معنای «الْمَلَکَیْنِ» است که آیا این دو ملک از ملائکه آسمان بوده اند ؟ یا دو انسان زمینی ؟ و یا دو مَلِک که به کسر لام خوانده می شود که به معنای پادشاه باشد ؟ یا مَلَک باشد که به فتح لام خوانده شود که دو انسان صالح و متظاهر به صلاح باشند ؟

اختلاف دهم در تفسیر آیه

اختلاف دهم آنها در معنای «بِبَابِلَ» می باشد که آیا منظور از بابل عراق است ؟ یا بابل در دماوند است ؟ یا از نصیب آن گرفته تا راس العین ؟

اختلاف یازدهم در تفسیر آیه

اختلاف یازدهم آنها در معنای جمله«وَمَا یُعَلِّمَانِ» می باشد که آیا معنای ظاهری تعلیم مراد بوده ؟ یا کلمه علم به معنای اعلام بوده نه به معنای تعلیم و آموختن؟

اختلاف دوازدهم در تفسیر آیه

اختلاف دوازدهم آنها در معنای جمله «فَلَا تَکْفُرْ» می باشد که آیا معنای این جمله یعنی با عمل به سحر کفر نورزید؟ یا با آموختن سحر کفر نورزید؟ یا با هر دو کفر نورزید ؟

اختلاف سیزدهم در تفسیر آیه

اختلاف سیزدهم در معنای «فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا» می باشد که آیا ضمیر «مِنْهُمَا» به هاروت و ماروت بر می گردد؟ یا به سحر و کفر بر میگردد ؟ یا معنای آن این است که مردم از دو ملک  به جای آنها که تعلیم به آنها کردند ،علم بر هم زدن میام زن و شوهر را آموختند و باعث فساد شدند ؟

اختلاف چهاردهم در تفسیر آیه

اختلاف آخر که چهاردهمین وجه اختلاف می باشد در این آیه در جمله «مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ»۱۳ می باشد که آیا با سحر میان زن و شوهر ایجاد اختلاف می کنند و محبت آنها را تبدیل به دشمنی می کنند ؟ یا اینکه یکی از آن دو را مغرور و به کفر و شرک وادار می کنند که باعث این می شود بین انها به هم بخورد و در واقع  میان آنها اختلاف دینی و اعتقادی می اندازند ؟ یا با سخن چینی و سعایت بین آن دو را اختلاف می اندازند؟

سعایت در رابطه زن و شوهر

گفتند در میدان امام شخصی است که خوب خشت بالا می اندازد لذا پادشاه گفت بپرسید چگونه است ؟ گفتند این شخص زن خیلی خوبی دارد و باهم خیلی رفیق هستند و کسی قبول نمی کرد ،خانوم این شخص گفت من برای شما ثابت می کنم و رفت بین زن و شوهر سعایت نمود و دیدند از فردایش شخص نتوانست خشت را خوب بالا بیندازد و خشت به دست بنا نرسید .

ایجاد سازگاری بین زن و شوهر

 این وجهی بود که ثابت کردند با سعایت کردن و سخن چینی می توانند بین زن و شوهر را به هم بریزند بنابراین مواظب باشید نص قران کریم می باشد که کسی اگر خواست بین زن و شوهر را با حرف زدن اختلاف بیندازد:«إن یریدا اصلاحا» یعنی حتما باید اراده اصلاح داشته باشیم که اصلاح یعنی به هم متصل کردن و جوش زدن و آنها را به سازش همدیگر وادار کنید .

منابع 

۱_ سوره مبارکه بقره آیه۱۰۱

۲_سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۱

۳_سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۱

۴_سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۱

۵_سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۱

۶_ سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۱

۷_سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۱

۸_سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۲

۹_ سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۲

۱۰_سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۲

۱۱_سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۲

۱۲_سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۲

۱۳_سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۲

بازدیدها: 2

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

New Page 1